در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این مختصر نمیتوان به دلایل ضرورت وجود این روز یا حذف آن از تقویم پرداخت، اما وقتی پس از 9 سال، نام یک مناسبت از الزامات تقویم رسمی کشور حذف و به ضمیمه دوبرگی تقویم منتقل میشود، قاعدتا باید زنگ خطری باشد برای دستاندرکاران و مسئولان آن حوزه! نکته جالب آن که هیچ اعتراض جدی به این موضوع از سوی مسئولان و اعضای صنف صورت نگرفت تا مهر تائیدی باشد بر استدلال دبیر محترم شورای فرهنگ عمومی درباره این تصمیمگیری!
دبیر محترم شورای فرهنگ عمومی درباره تغییرات «الزامات تقویم رسمی کشور» در آبان 1390 گفت: «مناسبتهایی در تقویم بود که سازمان پیشنهاددهنده آن یا دیگر وجود نداشت یا کاری برای این مناسبت انجام نمیداد و به همین خاطر از تقویم رسمی کشور حذف شد.»1
ظاهرا نکته مورد اشاره ایشان در آن زمان مورد توجه کافی قرار نگرفت و همچنان کسی به آن توجه نمیکند! این توضیح میتوانست آغازگر مرثیهسرایی برای صنعت چاپ شود که نشد (گرچه واقعیتها با گفتن یا نگفتن تغییر نمیکند!) صنعت چاپ کشور دچار مشکلاتی است که اگر به آنها پرداخته نشود، این غده چرکی به جاهایی آسیب خواهد زد که قابل درمان نیست.
واقعیت آن است که طی سالهای متمادی، اصلیترین درخواست نمایندگان صنعت چاپ و متصدیان تشکلهای مرتبط (یا دستکم، بیشتر آنها) از مسئولان در «ممانعت از گسترش چاپخانهها (خاصه چاپخانههای دولتی) و در نظر گرفتن شرایط سخت برای موافقت با احداث چاپخانههای جدید و در مواردی نیز ایجاد محدودیت برای واردات دستگاههای چاپ» خلاصه میشد. بدیهی است وقتی یک صنعت با مشکل جدی (یا به تعبیر برخی دستاندرکاران، بحران) مواجه است، نمیتوان تنها با ممانعت از زیاد شدن اصحاب آن حرفه، مشکل را حلکرد. قطعا جلوگیری از راهاندازی چاپخانههای مجهز یا حتی ضعیف نمیتواند راهحل اساسی برای رفع بیکاری چاپخانههای موجود باشد و چنین طرحهایی دیر یا زود شکست میخورد. اگر صاحبان یک حرفه در معرض ورشکستگی باشند (چیزی که بارها مورد ادعای برخی دستاندرکاران حوزه چاپ قرار گرفته است)، ورود سرمایههای جدید به این حرفه فاقد توجیه اقتصادی است و خودبهخود اتفاق نمیافتد و نیازی هم به دخالت دولت در این امر نیست! (ظاهرا ورشکستگی واحدهای کوچک با ورشکستگی صنف اشتباه میشود!) متاسفانه طی سالهای طولانی محدودیت درخواستهای نمایندگان صنف به چنین درخواستهایی، منجر به نوعی تفاهم با مدیران دولتی و اجرای برنامههای مقطعی و غفلت از برنامهریزی بلندمدت برای افزایش ظرفیت حوزه چاپ و نوسازی و بهسازی دستگاهها و چاپخانههای فعال موجود شده است.
به نظر میرسد در حوزه چاپ لازم است با به روز کردن اطلاعات این بخش به موارد زیر (به عنوان نمونههای اقدامات قابل اجرا) توجه ویژه شود:
1ـ تعیین نقش وزارتخانههای ارشاد و صنایع در نوسازی و بهسازی مداوم صنعت چاپ و تفکیک و ابلاغ وظایف هر وزارتخانه
2ـ تعملا بیشتر دستگاههای چاپ از خارج وارد میشود و حتی در برخی موارد، متخصص نصب و تعمیرات آن نیز در داخل کشور وجود ندارد؛ چرا نباید به سمت تولیدات داخلی برویم؟ چرا از آموزش نیروی انسانی در این حوزه غفلت میکنیم و به مقدار مورد نیاز تکنسین و حتی نیروهای پژوهشی و صاحب ایده و فکر در خصوص صنعت چاپ پرورش نمیدهیم؟
3ـ چاپخانههای کوچک موجود که به صورت کارگاههای متفرق و با بضاعت اندک مشغول فعالیت هستند، به مرور زمان و با گسترش چاپخانههای بزرگ، از دور خارج و به نوعی ورشکسته خواهند شد؛ مگر آنکه پیش از رسیدن به نقطه بحرانی، دستبه نوسازی و آموزش نیروهای فنی بزنند و این مهم جز با حمایت دولت امکانپذیر نیست.
4ـ ثبات قیمت کاغذ به عنوان ماده اولیه اصلی و همچنین، ثبات قیمت سایر مواد مصرفی چاپخانهها، یک الزام غیرقابل چشمپوشی است.
6ـ ساماندهی شهرکهای چاپ و ایجاد کارگاههای صنعتی مجهز به تکنولوژی روز و با مدیریت علمی میتواند منجر به بهبود کیفیت محصولات چاپی و کاهش هزینهها شود.
7ـ در شرایطی که توان چاپ بیشتر محصولات در داخل کشور وجود دارد، واردات محصول چاپ شده از خارج یا سفارش کار به خارج از کشور هیچگونه توجیهی ندارد.
در خاتمه به سخن دبیر محترم شورای فرهنگ عمومی برگردیم و لختی بیندیشیم: «مناسبتهایی در تقویم بود که سازمان پیشنهاددهنده آن یا دیگر وجود نداشت یا کاری برای این مناسبت انجام نمیداد و به همین خاطر از تقویم رسمی کشور حذف شد.»
و به یاد آوریم همین بلا بر سر روز ملی صنعت چاپ آمده است؛ چرا؟!
1ـ خبرگزاری مهر/ خبر شماره 1447978/ نهم آبان 1390
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: