در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پدر دو مقتول در جریان تحقیقات به پلیس گفت: من و فهمیه تامدتی بعد از ازدواج زندگی آرامی داشتیم اما بتدریج رفتارهای همسرم تغییر کرد تا اینکه معلوم شد او به افسردگی حادی مبتلاست، بیماری فهمیه روز به روز وخیمتر میشد و به همین علت چند بار وی را در بیمارستان بستری کردیم تا اینکه این اواخر به نظر میرسید بهبود یافته و دیگر مشکل خاصی ندارد. روزها وقتی سر کار میرفتم همسرم با دختر و پسرم تنها میماندند، برای اینکه مشکلی پیش نیاید مرتب با منزل تماس میگرفتم و به خانواده فهمیه هم سپرده بودم هرازگاهی به او سر بزنند و از احوالش باخبر شوند. امروز ـ روز حادثه ـ نیز طبق معمول از محل کارم چند بار تلفن زدم، ولی کسی جوابم را نداد. در حالیکه نگران شده بودم به همسایهمان زنگ زدم و از او خواستم برای سرکشی به خانهمان برود، او حدود نیم ساعت بعد با من تماس گرفت و در حالیکه صدایش میلرزید گفت، زن و بچههایم بدحال هستند. سریع خودم را به خانه رساندم و با اورژانس تماس گرفتم. امدادگران فهمیه را با خودشان به بیمارستان بردند و من خودم بچهها را به بیمارستان دیگری رساندم.
زن جوان بعد از قتل دو فرزندش سعی کرده بود با خوردن سم به زندگیاش پایان بدهد، اما به موقع به بیمارستان منتقل شد و از مرگ نجات یافت. او در اظهارات اولیهاش گفت: وقتی دختر و پسرم خواب بودند، آنها را باروسری خفه و بعد خودم را مسموم کردم تا بمیرم.
این زن در ادامه ادعا کرد، فرزندانش را نیز مسموم کرده است. فهمیه سپس مدعی شد از بچههایش خبری ندارد و نمیداند آنها فوت شدهاند یاخیر. این زن بار دیگر حرفهایش را تغییر داد و این بار به ماموران گفت اصلا فرزندی ندارد و اظهارات ماموران در این خصوص دروغ است.
انگیزه قتل دو کودک همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، حال آنکه اگر این زن به طور کامل تحت درمان قرار میگرفت و اقدامات درمانی لازم انجام میشد چنین جنایتی اتفاقی نمیافتاد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: