سرقت ساختگی در یک بعدازظهر داغ

ساعت دقیقا 14 و 50 دقیقه بعدازظهر روز سه‌شنبه شانزدهم جولای بود؛ یک روز گرم و مرطوب. هوا به قدری شرجی بود که بیشتر مردم ترجیح می‌دادند در خانه بمانند. در این بعدازظهر گرم و سوزان تابستانی، خبر یک سرقت عجیب به کلانتری 170 منطقه فارگوهی اطلاع داده شد.
کد خبر: ۴۹۸۹۰۶

مردی که خودش را توماس والیا معرفی می‌کرد، به پلیس گفت؛ خانه‌اش مورد دستبرد سارقان قرار گرفته و تمام اشیای قیمتی موجود در خانه‌اش از جمله طلا و جواهرات همسرش به سرقت رفته است. توماس عنوان کرد: دقایقی پیش وقتی همسرم از مسافرت به خانه برگشت با وضع به هم ریخته اتاق‌ها مواجه شد و بلافاصله موضوع را با من در میان گذاشت. دقایقی بعد وقتی خودم را به خانه رساندم، متوجه شدم بسیاری از اشیای قیمتی که در خانه داشتیم و همچنین جواهرات همسرم توسط سارقان سرقت شده است.

با اعلام این خبر بلافاصله سروان جان اسمیت رئیس کلانتری منطقه همراه چند مامور در محل حاضر شدند و تحقیقات درخصوص این سرقت عجیب را آغاز کردند.

ساختمان ویلایی 207 در انتهای خیابان کنت در منطقه فارگوهی واقع شده بود. یک ویلای بسیار بزرگ و زیبا که با نرده های کوچک آهنی و درختان کاج محصور شده بود.

سروان جان اسمیت به محض ورود به محل سرقت شروع به تحقیق و بررسی کرد. شواهد نشان می‌داد که سارق یا سارقان پس از عبور از نرده‌های کوچک دور ساختمان وارد حیاط بزرگ و زیبای ویلا شده و سپس از پشت ساختمان با از جا درآوردن کولر دیواری وارد ساختمان شده و چون تمام درها قفل بوده بعد از سرقت از همان راه برگشته و متواری شده‌اند.

سروان جان اسمیت در بررسی از داخل ساختمان متوجه شکسته شدن در اتاق خواب و همچنین در کمد دیواری اتاق خواب که جواهرات جینا زن صاحبخانه در آن قرار داشت، شد.

سرقت بسیار حرفه​ای و با دقت انجام گرفته بود و سارقان در کمال حوصله و بدون این‌که سرنخی از خود برجای بگذارند اقدام به سرقت کرده و سپس محل را ترک کرده بودند.

سروان جان اسمیت پس از این‌که همه جای ساختمان را از نظر گذراند شروع به بازجویی از توماس والیا که خبر سرقت را به کلانتری داده بود و همسرش جینا کرد و ساعتی بعد در حالی که نتیجه تحقیقات را جمع‌بندی می‌کرد موضوع را به مرکز پلیس اطلاع داد و عنوان کرد که سرقت بسیار عجیب و در عین حال مشکوک به نظر می‌رسد.

با اعلام این خبر کمیسر رافائل هرنانس در جریان این سرقت قرار گرفت و از وی خواسته شد با حضور در محل از نزدیک ماجرای سرقت را پیگیری کند.

ساعت پنج بعدازظهر بود که کمیسر هرنانس در مقابل ساختمان 207 حاضر شد. در داخل ساختمان سروان جان اسمیت جلو آمد و بعد از احترام نظامی گزارشی از سرقت انجام شده ارائه کرد. وی تاکید کرد که تمام پنجره‌های ساختمان با نرده‌های آهنی پوشش داده شده است و ورود به ساختمان بسیار سخت و تقریبا غیرممکن بوده است. سارق یا سارقان برای ورود به داخل ساختمان اقدام به جابه‌جایی کولر که در پشت ساختمان بوده، کرده و بعد وارد ساختمان شده و اقدام به سرقت کرده‌اند.

وی یادآور شد: تمام درها کاملا قفل بوده و به هیچ عنوان امکان ورود به خانه وجود نداشته است.

سروان جان اسمیت خاطرنشان کرد: به دلیل حضور نداشتن اعضای خانه یعنی خانم و آقای والیا، مستخدم ویلا هم به مرخصی رفته بود و جیمز باغبان هم طبق معمول هر روز صبح ساعت شش به اینجا می‌آمده و تا ساعت هشت صبح به گل‌ها می‌رسیده و سپس ویلا را ترک می‌کرده است. جیمز پیرمرد شصت و سه ساله‌ای است که حدود چهار سال است در اینجا کار می‌کند. او علاوه بر باغبانی در اینجا، در جای دیگری هم کار می‌کند و مورد اطمینان افراد محل است.

وی افزود: البته تمام اشیای به سرقت رفته بیمه بوده و قطعا پس از تائید سرقت، بیمه تمام خسارات وارده را جبران می‌کند. کمیسر چند سوال از سروان اسمیت کرد و آنگاه به بررسی صحنه سرقت پرداخت. محل ورود سارق یا سارقان همان‌طور که سروان گفت ظاهرا از پشت ساختمان و از جای کولر دیواری بوده است. کمیسر در بازرسی از آن محل متوجه شد که کولر پنجره از دیوار پشت ساختمان که به گوشه‌ سالن راه دارد و از جا کنده شده و در کنار باغچه قرار داده شده. فاصله سوراخ کولر تا زمین حدود 5/2 متر بود. در داخل باغچه‌ جای پا به وضوح دیده می‌شد. جای پاها بسیار بزرگ بود و حکایت از آن داشت که سارق یا سارقان از چکمه پلاستیکی استفاده کرده‌اند. همچنین یک نردبان فلزی بزرگ که در گوشه‌ای رها شده بود، جلب نظر می‌کرد. این نردبان متعلق به خود ساختمان بود که بنا به اظهارات صاحبخانه در گوشه حیاط و در کنار انبار نگهداری می‌شد و سارقان از آن برای برداشتن کولر استفاده کرده بودند. کمسیر در بررسی‌های بعدی متوجه شد که کندن دیوار و جابه‌جا کردن کولر کار ساده‌ای نبوده و سارقان می‌باید برای بیرون آوردن آن اولا با اره آهن بر برقی میله‌حصار شده دور آن را برش دهند و آنگاه با دریل صنعتی پایه‌های کولر را کنده و سپس اقدام به درآوردن کولر کنند که با توجه به نبودن پریز برق در آن حوالی این اقدامات بسیار عجیب به نظر می‌رسید.

کمیسر در تحقیقات بعدی متوجه شد شکاف ناشی از برداشتن کولر دیواری در ابعاد حدودی 85×60 است که باتوجه به کنده کاری‌های انجام گرفته، صرفا افراد لاغر اندام می‌توانستند از آن عبور کرده یا خارج شوند. بنابر این سارق یا سارقان می‌باید بسیار لاغر اندام باشند.

کمیسر پس از این که دقایقی محل سرقت را به دقت از نظر گذراند، سراغ صاحبخانه، توماس والیا و همسرش جینا رفت. آن دو که بسیار افسرده و غمگین بودند با بی‌حوصلگی به سوالات کمیسر پاسخ دادند.

توماس والیا که چهل و هشت ساله و تاجر سنگ‌های قیمتی بود و ادعا می‌کرد این اواخر بخاطر اوضاع اقتصادی بشدت وضع کارش وخیم شده است، به کمیسر گفت: این سرقت از نظر روحی ضربات جبران‌ناپذیری بر ما وارد آورده است. بخصوص همسرم که به جواهراتش و تابلوهای نقاشی سرقت شده بسیار دلبستگی داشت.

توماس در مورد سرقت گفت: سه روز پیش همسرم با دو نفر از دوستانش به دیترویت رفت و چون من هم تصمیم گرفتم این مدت را با دوستانم خوش بگذرانم، الیزابت مستخدم خانه را به مرخصی فرستادم و خودم هم به دلیل همراهی با دوستانم فقط دو بار دیروز و پریروز به خانه سرزدم که هیچ خبری نبود. وی یادآور شد: چون بسیار وسواس دارم، به دقت تمام درها را قفل کردم و مطمئن بودم که هیچ دری باز نیست اما هرگز تصورش را نمی‌کردم که سارقان با کندن کولر وارد ساختمان شده و اقدام به سرقت کنند.

توماس در مورد از کار افتادن آژیر خطر و دوربین‌های مداربسته گفت: اصلا من متوجه این موضوع نشدم. البته قبلا هم چند بار این اتفاق افتاده بود اما زود متوجه شده و سیستم‌ها را تعمیرکردم. اما این بار اصلا دقت نکردم و وقتی پی بردم سیستم آژیر خطر از کار افتاده که کار از کار گذشته بود. راستش وقتی همسرم خبر از سرقت داد، با عجله خودم را به خانه رساندم و وقتی متوجه سرقت شدم سراغ دوربین‌ها رفتم و دیدم کار نمی‌کند. حالا نمی‌دانم سارقان آن را از کار انداخته یا قبلا دچار نقص فنی شده و از کار افتاده‌ است.

توماس والیا نیم ساعتی به سوالات کمیسر پاسخ داد و دوباره یادآور شد: تا به حال چنین اتفاقی برای ما نیفتاده بود و به هیچ‌کسی هم مشکوک نیستم.

کمیسر پس از بازجویی از وی سراغ جینا همسرش رفت و از او که بشدت وحشت زده و مضطرب بود به بازجویی پرداخت.

جینا به کمیسر گفت: اگر می‌دانستم چنین اتفاقی می‌افتد، هرگز به این مسافرت شوم نمی‌رفتم. سه روز پیش با دوستانم برای تفریح به دیترویت رفتم اما وقتی برگشتم و با این صحنه وحشتناک روبه‌رو شدم، خودم را لعنت کردم. وی در مورد اشیای سرقت شده گفت: مقدار زیادی طلا و جواهرات قیمتی داشتم که در داخل جعبه فلزی قرار داده و در اتاق خوابم داخل کمد دیواری نگهداری می‌کردم که سارقان جعبه را به سرقت برده‌اند و همچنین چند تابلو قیمتی که بشدت به آنها وابسته بودم، سرقت شده است که اصلا برایم قابل قبول نیست.

کمیسر از او هم دقایقی بازجویی کرد، آنگاه مجددا به بازرسی از داخل ساختمان پرداخت. کمسیر از اتاق خواب که در آن با زور شکسته شده بود، هم دیدن کرد. در داخل اتاق خواب کمد دیواری شکسته شده و همه چیز کاملا آشفته و به هم ریخته بود. جینا محل اختصاصی جعبه جواهراتش را در داخل کمد به کمیسر نشان داد. کمیسر پس از این که یک بار دیگر به دقت صحنه سرقت را از نظر گذراند رو به سروان جان اسمیت گفت: سرقت کاملا ساختگی است و سارقان کسی جز توماس والیا و همسرش جینا نیستند. آنها برای این که سر بیمه را کلاه بگذارند اقدام به صحنه‌سازی سرقت کرده‌اند.

کمیسر با این سخنان دستور بازداشت آن دو را صادر کرد.

شما خواننده عزیز حدس بزنید، کمیسر از کجا فهمید سرقت ساختگی است و توماس والیا و همسرش اقدام به این سرقت کرده‌اند.

کمیسر حداقل سه دلیل داشت. اگر ماجرا را به دقت بخوانید، حتما متوجه خواهید شد.

حمید موفق

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها