jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۴۹۸۸۴۴   ۱۱ شهريور ۱۳۹۱  |  ۰۹:۳۷

گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

شرق با خمینی غرب با خامنه‌ای

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «نشست تهران در قاب یک رصد اطلاعاتی»،«واقعیت‌های جنبش عدم تعهد و رسالت سنگین ایران»،«پند خیرخواهانه به سردمداران آمریکا»،«نگاه اجمالی به اجلاس تهران»،«مبارک نبود!»،«شرق با خمینی غرب با خامنه‌ای»،«نگاه گزینشی به اجلاس»،«پیچ تاریخی و گذار از هندسه غلط تک‌قطبی»،«فرصت احیای اهداف نم»،«یک توضیح و یک درخواست»و...که برخی از آنها در زیر می‌آید.

کیهان:نشست تهران در قاب یک رصد اطلاعاتی

«نشست تهران در قاب یک رصد اطلاعاتی»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن می‌خوانید؛پنج شنبه 30 آگوست 2012 روزی به یادماندنی و نقطه عطف در تاریخ پنجاه و چند ساله جنبش عدم تعهد بود در این روز در حالی که ریاست 3ساله جنبش عدم تعهد رسما به جمهوری اسلامی ایران سپرده می شد، نشست سران جنبش با بیانات رهبر انقلاب آغاز شد.

 سخنرانی آیت الله العظمی خامنه ای نقاط عطف فراوانی داشت و از جمله اینکه «اتاق فرمان جهان نباید با دیکتاتوری چند کشور غربی اداره شود... دیکتاتوری شورای امنیت، سازوکاری تاریخ مصرف گذشته است... همه از هندسه غلط بین المللی خسته شده اند... مایلم پندی خیرخواهانه به سیاستمداران آمریکایی بدهم؛ این رژیم تاکنون برای شما دردسرهای بی شمار داشته است... با تصمیمی شجاعانه، خود را از گره ناگشودنی کنونی نجات دهید... شرایط گیتی حساس و جهان در حال گذار از یک پیچ تاریخی بسیار مهم است.»

نشست تهران و متن و حواشی آن با دو رویکرد کاملا متناقض در جبهه استکبار مواجه شد و چون جمع نقیضین محال است، باید نتیجه گرفت که یکی از این رویکردها حقیقی و دیگری موهوم بوده است. سیاستمداران و رسانه های استکباری ابتدا کوشیدند نشست تهران را کم ارزش جلوه دهند اما به تدریج - به ویژه در عرصه رسانه ها- اذعان کردند این نشست به اعتبار میزبانی جمهوری اسلامی ایران، پراهمیت و مانند یک سیلی آبدار برای گوشمالی قدرت های غربی است. در این میان هرچه رسانه های غربی کوشیدند تا حد ممکن اعتبار رسانه ای خود را مخدوش نسازند، رسانه های فارسی زبان بیگانه و شبکه وابسته به اپوزیسیون، اقدام به رفتار انتحاری کرده و کوشیدند در روز روشن ثابت کنند که شب است!

اعضای این طیف که از رسانه هایی نظیر صدای آمریکا و بی بی سی و رادیو فردا آغاز و به سایت های زنجیره ای شبکه عنکبوت ختم می شود، با انواع ترفندها تلاش کردند حواشی را جای متن نشست بنشانند یا اساسا حاشیه سازی کنند. از دعوت به گفتن الله اکبر بر پشت بام در ساعت 22 چهارشنبه و پنج شنبه تا اصرار چند هفته ای بر این ادعا که بان کی مون و محمد مرسی به تهران نمی آیند و بالاخره سانسور تمام مواضع مثبت رئیس جمهور مصر در دفاع از آرمان فلسطین و مخالفت با رژیم صهیونیستی و اعتراض به ساختار شورای امنیت و تاکید بر لزوم استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای و خاورمیانه عاری از سلاح اتمی. آنها به جای اشاره به اشتراک 95 درصدی مواضع ایران و مصر، بر اختلاف نظر درباره سوریه متمرکز شدند در حالی که نشست تهران تریبون آزاد برای بیان نظرات دولت ها بود.

مراجعه به حجم جنجال این شبکه رسانه ای از جهات گوناگون قابل تأمل است. نخست اینکه اگر نشست شانزدهم جنبش عدم تعهد آن گونه که این شبکه ها مدعی بودند بی اهمیت است، چرا در این حجم وسیع علیه آن جنجال به راه انداختند؟! آیا این حجم از هیاهو و فریاد نشان نمی دهد ضربه وارده به آنها خیلی دردآور بوده است؟ دوم اینکه جنجال مذکور مطلقا با رویکرد رسانه های غرب و برخی سیاستمداران آمریکایی و صهیونیستی مطلقاً انطباق ندارد. در حالی که ترجیع بند تحلیل های رسانه های اروپایی و آمریکایی طی یک هفته اخیر این بود که نشست تهران نشان می دهد جامعه جهانی در کنار ایران است و آمریکا و اسرائیل منزوی شده اند، اظهارات نتانیاهو کاملا گویا بود. به گزارش رادیو اسرائیل نخست وزیر اسرائیل روز پنج شنبه گفت «اجلاس تهران برای نمایندگان 120کشور لکه ننگ به شمار می رود. آنها در کشوری گرد آمدند که عملا برای نابودی اسرائیل تلاش می کند».

چرا نتانیاهو تا این حد تلخ کام و نگران است؟ اگر قرار بود نشست تهران براساس انگاره بافی رسانه های فارسی زبان بیگانه و رسانه های وابسته به محافل اپوزیسیون بی اهمیت باشد، چرا آویگدور لیبرمن وزیر خارجه اسرائیل به کانال 10این رژیم گفت «حضور محمود عباس در اجلاس تروریست ها در ایران، یک روز سیاه در تاریخ ماست. او باید محاصره و ترور شود»؟ کاش می شد جفری فلتمن (سفیر آمریکا در بیروت به هنگام جنگ 33روزه و معاون سابق وزارت خارجه) که به عنوان معاون بان کی مون به تهران آمده بود و با رنگی پریده در دیدار دبیرکل سازمان ملل با رهبر معظم انقلاب حضور داشت، به این سؤال پاسخ می داد یا از او خواسته می شد که بخش هایی از متن پژوهش 82 صفحه ای نهادهای اطلاعاتی آمریکا درباره اسرائیل را برای حاضران در نشست تهران قرائت کند.

واقعیت این است که جمهوری اسلامی اراده مصمم را چاشنی آرمان تغییر هندسه مغشوش و ظالمانه سیاست جهانی کرده و اکنون واقعیت ها نشان می دهد این مدل سیاست ورزی در حال جواب دادن است. بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب در نشست سران جنبش عدم تعهد، تداوم حرکت استراتژیکی بود که امام خمینی(ره) در برابر استکبار و صهیونیسم آغاز کرد و اکنون ثمره های این پویش و جنبش تاریخی آثار عظیم خود را نشان می دهد. یکی از این نشانه های مهم، به سرنوشت رژیم جعلی اسرائیل که تصور می شد پس از 60 سال در خاورمیانه جا افتاده، مربوط می شود. اگر آویو کوخاوی رئیس رکن اطلاعات ارتش اسرائیل در گزارش سالیانه خود هشدار می دهد «سال آینده با منطقه ای بسیار اسلامگراتر از گذشته روبرو خواهیم بود»، در واقع از آغاز تغییر هندسه خاورمیانه به نفع جبهه انقلاب اسلامی خبر می دهد. خطاب پندآمیز ولی امر مسلمین به زمامداران آمریکا در نشست تهران مبنی بر اینکه حمایت از اسرائیل باعث هزینه ها و دردسرهای بسیار برای آنان شده، اکنون مخاطبان واقعی فراوانی در محافل سیاسی ایالات متحده پیدا کرده است.

سه شنبه 28 آگوست در حالی که نشست وزیران خارجه اعضای جنبش عدم تعهد آغاز به کار می کرد، فارین پالیسی از مطالعات ده ها صفحه ای 16نهاد اطلاعاتی آمریکا خبر داد. فارین پالیسی در گزارشی با عنوان «ایالات متحده برای خاورمیانه بدون اسرائیل آماده می شود؟» به نقل از پژوهش اطلاعاتی مذکور نوشت «اسرائیل بزرگترین خطر برای منافع ملی آمریکاست و به خاطر ماهیت خود مانع از روابط طبیعی واشنگتن با 57 کشور اسلامی شده است... بهار عربی و بیداری اسلامی بخش مهمی از جمعیت 2/1میلیارد نفری مسلمانان را به حرکت درآورده تا پیگیر موضوع اشغال فلسطین باشند... دولت آمریکا دیگر نه امکانات مالی آن را دارد که از اسرائیل حمایت کند و نه افکار عمومی آمریکا از چنین اقدامی حمایت می کنند. اسرائیل تبدیل به رژیمی تبعیض گر و اشغالگر شده و در ایجاد یک نظام دموکراتیک شکست خورده است... مخالفت با رژیم آپارتایدی اسرائیل در سطح بین المللی در حال گسترش است، نباید در ائتلافی شرکت کرد که بیشتر جامعه جهانی با آن مخالف است...

اسرائیل نمی تواند وضعیتی بهتر از رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی داشته باشد». قطعا اگر استراتژی انقلابی و حساب شده ایران نبود، نه اسرائیل به عنوان «دردسر» موضوع ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا قرار می گرفت و نه سارکوزی و اوباما سال گذشته در کن فرانسه به جای یاد کردن از نتانیاهو به مثابه متحد راهبردی، از او به عنوان دردسر یاد می کردند.

جمهوری اسلامی به موازات دعوت به همکاری جمعی برای تغییر مناسبات ظالمانه در جهان و اصلاح هندسه سیاست آن، انجام این اصلاح و تغییر را با جدیت تمام آغاز کرده است. اگر 30 سال پیش جمهوری اسلامی ایران در این مسیر تنها بود و برخی ناظران دچار این توهم بودند که مواضع ایران نوعی ایده آلیسم انتزاعی است، امروز ایران لباس واقعیت بر تن آرمان تغییر کرده و در سراسر منطقه و جهان متحدانی ثابت قدم پیدا کرده است. اکنون که ریاست 3ساله جنبش عدم تعهد به ایران سپرده می شود، طبیعتا تقویت صفوف جبهه استقلال و تغییر شتاب بیشتری پیدا خواهد کرد. فعال کردن دبیرخانه جنبش و به کارگیری سازوکارهای جدید برای تامین اهداف جنبش می تواند به جهش کم سابقه در تاریخ جنبش عدم تعهد بینجامد. مهم همین است که ترس ملت ها به عنوان رکن حقیقی جامعه جهانی از قدرت ها بریزد که ریخته است، آنگاه جنبش نیمه راکد عدم تعهد، هویت سیلاب را در برابر مستکبران پیدا می کند و رعب خود را در دل جباران می افکند. آثار این رعب را اینک می توان در سیمای مقامات رژیم صهیونیستی کاملا مشاهده کرد.

اعضای جنبش عدم تعهد در کنار اهداف و چالش های مشترک، دارای طیفی از دغدغه های متنوع نیز هستند و دبیرخانه جنبش با مدیریت ایران می تواند در هر دو عرصه به بسیج اراده ها و ظرفیت ها همت بگمارد. موضوعاتی نظیر بازار مشترک و داد و ستدهای اقتصادی بدون نیاز به دلار، همکاری های چندجانبه علمی و تکنولوژیک از جمله در حوزه فناوری هسته ای و طرح هایی نظیر ایجاد بانک سوخت مشترک، مطالبه اصلاح ساختار شورای امنیت و حذف حق وتو، نقش آفرینی در جهت حل بحران هایی نظیر بحران سوریه، مطالبه خلع سلاح اتمی و صلح و امنیت فراگیر جهانی و... از جمله محورهایی است که می توان برحسب علاقمندی اعضا پیگیری کرد و به مرحله اجرا درآورد. مهم این است که هر روز در میان اعضای جنبش عدم تعهد، بر تعداد کشورهایی که از عمق وجود باور می کنند زیاده خواهی مستکبران حد یقف ندارد و تنها چاره کشیدن ترمز آنها، اتحاد و مقاومت و مطالبه حقوق خویش است، افزوده می شود.طبعا وقتی زمامداران غرب قادر به انکار این واقعیت نیستند، حلقه سرسپردگان آنها در رسانه های وابسته به ضدانقلاب نیز نمی توانند این تغییر فراگیر و رو به گسترش را با جنجال رسانه ای و انگاره سازی معکوس از واقعیات بپوشانند.

هرچه فریاد رسانه های متعهد به جبهه استکبار درباره انکار تغییر و کتمان آن بیشتر شود، این پرسش نزد مخاطبان جدی تر خواهد شد که اگر خبری نیست، شما چرا این گونه مضطرب شده اید؟ آنها می توانستند- و می خواستند- بی سروصدا از کنار نشست تهران بگذرند و آن را سانسور کنند اما جیغ های غیرحرفه ای که کشیدند تا ثابت کنند اتفاق مهمی نیفتاده، کندذهن ترین افراد را هشیار کرد که رویداد مهمی در حال وقوع و خبر مهمی در راه است. زنگ اول را گزارش 82 صفحه ای نهادهای اطلاعاتی آمریکا به صدا درآورد اما نهضت استقلال و آزادگی، خبرهای مهم دیگری در متن خود نهفته دارد. «شرایط گیتی حساس و جهان در حال گذار از یک پیچ تاریخی بسیار مهم است.»

خراسان:نگاه اجمالی به اجلاس تهران

«نگاه اجمالی به اجلاس تهران»عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعی است که در آن می‌خوانید؛برگزاری اجلاس جنبش غیرمتعهدها درتهران از منظرهای گوناگون قابل ارزیابی و بررسی است. در این مقاله به اختصار به چند دستاورد این اجلاس اشاره می شود.

۱ - با این که بسیاری از دولت های غربی و خصوصا آمریکا و به ویژه سران رژیم صهیونیستی با استفاده از تمامی ابزارهای خود از جمله فشارهای سیاسی و فضاسازی رسانه ای تلاش فراوانی کردند که اجلاس تهران در ضعیف ترین شکل و پایین ترین رده شرکت کنندگان برگزار شود تا به این ترتیب برگ برنده ای از ادعای خود مبنی بر انزوای سیاسی کشورمان در معرض دید جهانیان قرار دهند، اما حضور ۱۵۰ هیئت از ۱۲۰ کشور عضو جنبش، ۱۷ کشور غیر عضو و چند هیئت دیگر سیاسی اقتصادی و همچنین حضور بیش از ۱۷۰۰ خبرنگار و ۱۴۰ شبکه تلویزیونی دولتی و غیر دولتی برای پوشش خبری این اجلاس به خوبی نشان داد که گرچه کشورمان از سوی آمریکا و برخی از کشورهای غربی مورد فشارهای سیاسی و اقتصادی و تحریم های گوناگون قرار دارد اما تمدن دیرینه و افتخارآفرین ایران عزیز و فرهنگ غنی کشورمان و همچنین بزرگی و بزرگواری ملت ایران و تاثیر کشورمان بر معادلات جهانی و منطقه ای به گونه ای است که حتی در چنین شرایط خاص جهانی و منطقه ای و «پیچ تاریخی» که جهان در آن قرار دارد، پایتخت ایران اسلامی حدود یک هفته و در جریان برگزاری اجلاس غیرمتعهدها به کانون نشست ها و رایزنی های سیاسی بین المللی تبدیل شد و در حقیقت می توان گفت در جریان برگزاری این اجلاس ایران موفق شد علاوه بر برگزاری اجلاس با کمیت و کیفیتی بسیار مطلوب یک «مانور سیاسی» قابل توجه، خبرساز و جریان ساز در منطقه و حتی در جهان به نمایش بگذارد.

۲ - البته رسانه های داخلی و خصوصا صدا و سیما غیر از گاف بزرگی که شبکه یک سیما به خاطر ترجمه غیرواقعی بخشی از سخنان مرسی درباره سوریه داد از این رویداد بین المللی گزارش های خوب و ویژه ای تهیه و پخش کردند. درباره سخنان مرسی آن چه واضح و مسلم بود این که مواضع وی درباره لزوم تغییر در شکل و ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد و اظهارات محکم وی علیه اسرائیل و همچنین حمایت جدی او از حق برخورداری ایران از انرژی صلح آمیز هسته ای منطبق بر مواضع ایران و اکثر قریب به اتفاق شرکت کنندگان در اجلاس بود که البته بخش مهمی از اظهارات مرسی نیز درباره سوریه علیه اسد بود.

۳ - این درست که ۱۲۰ کشور جهان در حال حاضر عضو جنبش عدم تعهد هستند و این عدد تقریبا دوسوم کشورهای عضو سازمان ملل و جامعه جهانی را تشکیل می دهد و حدود ۶۰درصد جمعیت جهان و یک چهارم تولید ناخالص ملی جهانی در اختیار این کشورها است اما بدون تعارف این اجلاس از بدو تشکیل با اهداف بلند و انقلابی که جواهر لعل نهرو، گاندی، سوکارنو و تیتو برای استقلال کشورهایشان از دو بلوک شرق و غرب آن زمان داشته اند تاکنون هنوز نتوانسته است با وجود تعدد بسیار چشمگیر اعضا و در اختیار داشتن منطقه جغرافیایی بسیار بزرگ و همچنین دارا بودن بیش از نیمی از جمعیت جهان، کاری درخور، اثرگذار و به یادماندنی و تاریخ ساز در جامعه جهانی انجام دهد، اما طی حدود شصت سال بعد از شکل گیری جنبش همین پیوستن کشورهای فراوانی به چند کشور اولیه پایه گذار این جنبش خود، می تواند نقطه امیدی برای تاثیرگذاری این جنبش در معادلات جهانی باشد، اما این تأثیرگذاری مستلزم برنامه ریزی ها و کارهای عملی فراوانی است که در عمل چندان مورد همت اکثریت این کشورها قرار ندارد.

با این اوصاف بدون تردید می توان ادعا کرد که برگزاری این اجلاس در شرایط حال حاضر جهان و خصوصا در شرایط کنونی منطقه که ظرف دو سال اخیر که بیداری اسلامی و خیزش کشورهای عربی و مسلمان و تلاش مردم برخی کشورهای تحت ستم برای رهایی از استعمار، استبداد و تحقیر و حاکم سازی مبانی اسلامی بر کشورشان منجر به سقوط چهار دیکتاتور در منطقه شده است و همچنین در شرایطی که برخی از کشورهای اروپایی و حتی آمریکا با چالش های سیاسی و اقتصادی مواجه اند اساسا برگزاری این اجلاس در چنین سطحی و با چنین کم و کیفی در تهران خود باعث اعتباربخشی به جنبش عدم تعهد شد چرا که در دهه های اخیر هیچ گاه برگزاری اجلاس جنبش غیرمتعهدها تا این حد مورد توجه رسانه ها و کشورهای دنیا قرار نگرفته بود.

۴ - ناگفته پیداست که حضور ۲۷ رئیس جمهور، ۲ پادشاه، ۹ معاون رئیس جمهور، ۸ نخست وزیر، ۲رئیس مجلس، ۶ فرستاده ویژه از سوی سران کشورها و حضور وزرا و هیئت های سیاسی، اقتصادی و همچنین حضور بان کی مون به عنوان دبیرکل سازمان ملل متحد و انجام رایزنی های گوناگون سیاسی اقتصادی با چنین گستردگی و در چنین سطحی در تهران فقط و فقط در قالب برگزاری اجلاس جنبش غیرمتعهدها که بزرگ ترین گردهمایی بین المللی بعد از مجمع عمومی سازمان ملل متحد است امکان پذیر بود و این اجلاس نه تنها کشورمان و گفت وگوهای سیاسی انجام شده در تهران را به مهم ترین جریان خبری، رسانه ای و سیاسی جهان تبدیل کرد، بلکه موجب شد ضریب نفوذ و قدرت اثرگذاری کشورمان بر معادلات جهانی و منطقه ای، به نمایش گذاشته شود و همچنین زمینه گفت وگوهای دوجانبه و چندجانبه مسئولان کشورمان در رده های مختلف با کشورهای خصوصا موثر در جنبش عدم تعهد و جامعه جهانی مثل هندوستان، مصر و ... انجام پذیرد. هر چند در بین کشورهای جنبش عدم تعهد ذاتا برخی کشورهای غیرموثر و غیر مشهوری وجود دارند که به سختی می توان آن ها را در نقشه جهانی پیدا کرد، اما در همین حال کشورهای بزرگ و موثری مثل ایران، هندوستان، اندونزی، مصر، عربستان و... اعتبار خاصی به این جنبش می دهند که البته این جنبش باید برای اثرگذاری در جامعه بین المللی به یک سازمان تبدیل شود.

۵ - حتی اگر بر اثر اهمال برخی مسئولان دولتی، مجلس و بخش خصوصی کشورمان گسترش تعاملات و تبادلات اقتصادی با کشورهای دعوت شده رادر دستور کار خود قرار ندهند، اما همین حضور هیئت های مختلف سیاسی و اقتصادی کشورهای مختلف جهان لااقل می تواند برای مدتی تصویر مناسب تری از آن چه بدخواهان و رسانه های آنان از کشورمان ارائه کرده اند، ایجاد کند.

۶ - میزان دلخوری و عصبانیت دشمنان ملت خصوصا رژیم صهیونیستی از برگزاری بسیار مطلوب اجلاس تهران خود شاهد بسیار مناسب دیگری برای موفقیت آمیز بودن اجلاس تهران محسوب می شود، خصوصا آن که وزیر خارجه و همچنین نخست وزیر رژیم صهیونیستی پس از شنیدن مواضع کشورهای مهم و تاثیرگذار منطقه درباره مسائل جهانی، منطقه ای، ترکیب سازمان ملل و رژیم صهیونیستی اوج عصبانیت خود را با ابلهانه خواندن شرکت در اجلاس تهران و شرکت در جلسه «تروریست ها» و شرم آور بودن شرکت کشورها در این اجلاس اعلام کرده اند.

۷ - برجسته ترین نکته اجلاس تهران حضور مقام معظم رهبری در اجلاس و سخنرانی محکم، مستدل، منطقی، تاثیرگذار، جهت ده و راهگشای ایشان در این اجلاس بود. چرا که اولا صرف حضور ایشان به این اجلاس اعتبار مضاعف بخشید و دوم این که ایشان با اعلام مواضع صریح، شفاف، منطقی و شجاعانه جمهوری اسلامی ایران درباره مسائل مهم جهانی و منطقه ای، خصوصا درباره معیوب بودن ساختار شورای امنیت سازمان ملل و حاکم بودن «دیکتاتوری آشکار» بر شورای امنیت و تاکید بر تاریخ روشن سرزمین فلسطین، قدس شریف و ملت مظلوم آن و غصب کردن سرزمین فلسطین توسط رژیم صهیونیستی و همچنین تاکید بر این نکته که ایران اسلامی بر اساس «مبانی دینی» و نه «خوش آمدن» آمریکا و غربی ها ساخت، در اختیار داشتن و استفاده از سلاح هسته ای را حرام و غیرمشروع می داند، آن هم در حضور دبیرکل سازمان ملل متحد و سران و هیئت های حاضر در اجلاس بار دیگر به روشنی و شفافیت مواضع جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران را درباره مسائل جهانی و منطقه ای، دیکتاتوری حاکم بر شورای امنیت به عنوان اتاق فرمان جهان، اراده ایران برای تحقق منطقه و جهان عاری از سلاح هسته ای و این که مشکل اصلی جهان و خصوصا جهان اسلام، رژیم صهیونیستی است را اعلام کردند که بی گمان این خود فرصتی مغتنم بود که روسا و وزرای ۱۳۷ کشور عضو و غیرعضو جنبش عدم تعهد و ۱۵۰ هیئت سیاسی اقتصادی از کشورهای مختلف جهان، دبیرکل سازمان ملل متحد و همچنین رئیس دوره ای مجمع سازمان ملل متحد و دیگر هیئت های حاضر و ناظر در جلسه به طور شفاف و مستقیم مواضع اصولی و منطقی ایران را از زبان رهبر فرزانه انقلاب بشنوند.

مواضعی که شاید تاکنون به خاطر سانسورهای رسانه های جهانی به این شفافی و روشنی به گوش سران و مسئولان برخی کشورهای جهان نرسیده باشد.

به هر صورت اجلاس تهران هم یک مانور سیاسی مقتدرانه و هم بزرگ ترین نشست بین المللی سیاسی جهانی بعد از نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد و هم تریبونی رسا و موثر برای اعلام مواضع جمهوری اسلامی ایران به طور مستقیم به سران و مسئولان تعداد کثیری از کشورهای جهان و دبیرکل بزرگ ترین سازمان بین الملل جهان بود.

جمهوری اسلامی:واقعیت‌های جنبش عدم تعهد و رسالت سنگین ایران

«واقعیت‌های جنبش عدم تعهد و رسالت سنگین ایران»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛برگزاری شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران که دیروز پایان یافت، بی‌تردید یک موفقیت برای جمهوری اسلامی ایران است. این موفقیت را می‌توان در چند بعد جمع بندی کرد و البته با توجه به واقعیت‌های موجود در جنبش عدم تعهد برای ارزیابی آینده این جنبش برروی نکاتی تکیه نمود.

1 - درحالی که آمریکا و صهیونیسم بین الملل تلاش زیادی برای منزوی جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران به عمل آوردند، برگزاری یک اجلاس با حضور 120 هیأت از 120 کشور جهان در تهران، بدون آنکه نیازی به بیانیه و اعلامیه باشد به خودی خود خط بطلانی است بر این ادعا و تابلوی بزرگی است که با خطوط برجسته، حضور پررنگ نظام جمهوری اسلامی در عرصه جهانی را به رخ می‌کشد. این، واقعیتی است که بسیاری از رسانه‌های غربی وابسته به آمریکا و صهیونیسم نیز به آن اعتراف کرده‌اند. آن دسته از رسانه‌های غربی نیز که حاضر به اعتراف نشده اند، با سکوت خود بر این واقعیت مهر تأیید گذاشته‌اند.

2 - سخنان صریح و افشاگر رهبر انقلاب اسلامی و چند تن از سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در این اجلاس در تبیین نقاط ضعف سازمان ملل و سلطه قدرت‌های استعمارگر بر آن، آنهم با حضور دبیرکل سازمان ملل، از دیگر نقاط قوت اجلاس تهران بود. همین سخنان شاید تاکنون بارها به شکل‌های گوناگون و در موقعیت‌های مختلف گفته یا نوشته و منتشر شده باشد، اما بیان آن در اجلاس بزرگی با حضور 120 هیأت از کشورهای 5 قاره جهان که ده‌ها رئیس‌جمهور و رئیس دولت نیز در آن حاضر بودند و بلندپایه‌ترین هیأت از سازمان ملل نیز مستقیماً و از نزدیک شاهد و مستمع آن بود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این واقعیت‌ها به عنوان سندی از جنبش عدم تعهد در پرونده این جنبش و پرونده سازمان ملل به ثبت می‌رسد و تأثیر خود را در معادلات سیاسی جهان خواهد گذاشت.

3 - تشریح پررنگ مسأله فلسطین و خیانت‌هائی که آمریکا با حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی به عمل آورده و تلاش‌هائی که بطور مستمر برای سرپوش گذاشتن بر این جنایات صورت می‌گیرد، نقطه قوت دیگر اجلاس تهران بود. اینبار واقعیت‌های فلسطین علاوه بر مسئولان نظام جمهوری اسلامی و خود فلسطینی‌ها از زبان سران سایر کشورها نیز با صراحت بیان شد و بر نوعی اجماع بین المللی درباره آن تأکید گردید. در این زمینه نیز عملکرد سازمان ملل در حضور دبیرکل این سازمان نقد شد و ضرورت تجدیدنظر اساسی در عملکرد و روش برخورد این سازمان با مسأله فلسط?ن تذکر داده شد.

4 - اجماع سران جنبش عدم تعهد بر ناکارآمدی سازمان ملل و ضرورت تقویت این جنبش برای ورود به مسائل جهانی و حل آنها از دیگر نقاط قوت اجلاس تهران بود. در این اجلاس براین نکته تأکید شد که "وتو" به جای آنکه "حق" باشد "ناحق" است و نباید باشد والا جنبش عدم تعهد نیز باید با یکپارچگی بتواند از آن در مواردی که لازم بداند استفاده کند. روشن است که تأیید "حق وتو" توسط هیچ جمعی قابل قبول نیست و لذا این برخورد جنبش عدم تعهد را باید نوعی تلاش برای ایفای نقش در تغییر ساختار سازمان ملل در آینده دانست، اقدامی که با قوت و قدرت مورد تأکید اجلاس تهران قرار گرفت.

در کنار این نقاط قوت، باید به نقاط ضعف جنبش عدم تعهد نیز توجه شود. اگر بدون توجه به واقعیت‌های موجود در این جنبش بخواهیم خوش بینانه و یکطرفه درباره اجلاس تهران و آینده‌ای که برای جنبش عدم تعهد می‌توان تصور کرد نظر بدهیم، ارزیابی درستی نخواهیم داشت. البته در نظر گرفتن این واقعیت‌ها به معنای ناامید شدن از کارائی جنبش عدم تعهد نیست بلکه انتظار درست داشتن و واقع بین بودن را مورد تأکید قرار می‌دهد. واقعیت‌ها اینها هستند:

اول آنکه هنوز بسیاری از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، با شدیدترین وجه به قدرت‌های غربی وابسته هستند. در مورد سران تعدادی از ا ین کشورها باید گفت آنها اصولاً از مهره‌های آمریکا هستند و از خود هیچ اختیار و اراده‌ای ندارند. تردیدی نیست که از چنین دولت‌هائی انتظار همراهی داشتن با اهداف جنبش عدم تعهد که استقلال و عدم وابستگی به قدرت‌ها محور اصلی آن است انتظار بیهوده‌ای است.

دوم آنکه اعضای جنبش عدم تعهد در درون خود بر سر بسیاری از مسائل اختلاف نظر دارند. برای نمونه، در همین اجلاس تهران، اظهارات رئیس‌جمهور مصر درباره سوریه با اظهارات و خط مشی بسیاری از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد متفاوت بود. قطر و عربستان نیز در این مسأله با کشورهائی که حامی دولت سوریه هستند اختلاف نظر شدید دارند و در عمل برای براندازی دولت بشار اسد تلاش می‌کنند. چنین اختلاف نظرهائی در زمینه بسیاری از مسائل بین‌المللی میان کشورهای عضو جنبش عدم تعهد وجود دارد، اختلافاتی که ریشه‌دار هستند و جنبش عدم تعهد را برای رسیدن به خط مشی واحد دچار مشکلات زیادی می‌کنند.

سومین واقعیت به چگونگی تعامل با قدرت‌های سلطه گر مربوط می‌شود. کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در مورد اینکه با آمریکا و سایر قدرت‌هائی که به حق خود قانع نیستند و درصدد سلطه گری، زیاده خواهی و دخالت در امور سایر کشورها هستند چگونه روابطی باید داشت و آیا اصولاً برای مقابله با خوی سلطه گری و زیاده خواهی آنها کاری باید کرد یا نه، اختلاف نظر شدید دارند. بعضی از سران این کشورها اصولاً موجودیت خود را مرهون قدرت‌های سلطه گر می‌دانند، تعدادی دیگر که چنین نیستند مبارزه با آنها را بی‌فایده می‌دانند درحالی که سران تعدادی دیگر از این کشورها اصلاح جهان را فقط در مبارزه با قدرت‌های سلطه گر جستجو می‌کنند. این نظرهای سه گانه، که در تضاد کامل با همدیگر هستند، مانع رسیدن جنبش عدم تعهد به خط مشی واحد در این زمینه که مهم‌ترین مسأله جهان امروز است خواهد شد و این جنبش را به بن بست خواهد کشاند.

و چهارمین واقعیت اینکه ریشه نگاه‌ها و نقطه نظرهای مختلف سران کشورها درباره چگونگی تعامل با قدرت‌های سلطه گر، به موقعیت خود آنها در کشورهای خودشان و روابط آنها با ملت هایشان مربوط می‌شود. تعدادی از سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، دیکتاتورهائی هستند که اصولاً جایگاهی در میان مردم خود ندارند. طبیعی است که این افراد برای حفظ خود و تاج و تخت خود راهی غیر از وابستگی به قدرت‌هائی که حامی آنها هستند ندارند. این، یعنی فقدان استقلال، همان چیزی که با اصول تأسیسی جنبش عدم تعهد در تضاد است.

در جمع بندی این نقاط قوت و ضعف، باید بر نقش جمهوری اسلامی ایران که از هم اکنون تا سه سال ریاست جنبش عدم تعهد را برعهده خواهد داشت تکیه کنیم. این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که جمهوری اسلامی ایران یک کشور مستقل است و با جایگاه ویژه‌ای که دارد می‌تواند جنبش عدم تعهد را تا حدودی به طرف اهداف تأسیسی آن به پیش ببرد. این نقش را جمهوری اسلامی ایران اگر فقط در این حد بتواند ایفا کند که تفکر مستقل بودن و با سلطه گران مبارزه کردن را به عنوان یک فرهنگ در تمام اعضای جنبش عدم تعهد نهادینه کند، کار بزرگی کرده است، این، رسالت سنگینی است که جمهوری اسلامی ایران برعهده گرفته است ولی غیرممکن نیست.

رسالت:پند خیرخواهانه به سردمداران آمریکا

«پند خیرخواهانه به سردمداران آمریکا»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛رهبر معظم انقلاب اسلامی درشانزدهمین نشست سران جنبش عدم تعهد با بازخوانی تاریخچه ستم وتجاوز غرب  به جهان اسلام در خصوص شکل گیری رژیم غاصب صهیونیستی در قلب دنیای اسلام فرمودند : فلسطین متعلق به فلسطینی هاست و ادامه اشغال آن ظلمی بزرگ ، تحمل ناپذیر و خطری عمده برای صلح و امنیت جهانی است .

سپس فرمودند : تمامی راه حل های مطرح شده برای حل بحران خاورمیانه و مسئله اشغال فلسطین تاکنون ناکارا ، غلط و ناموفق بوده و به بن بست رسیده است .

امروز جمهوری اسلامی که بیشترین دغدغه صلح و امنیت جهانی را دارد یک پیشنهاد شفاف ، روشن و عملی و در عین حال عادلانه و کاملا دموکراتیک برای حل مشکل فلسطین دارد .

 پیشنهاد مشخص ایران در مورد مشکل فلسطین که بارها در مجامع عمومی تکرار شده است و در اجلاس سران نم هم مطرح شد  به شرح زیر است : برگزاری یک همه پرسی عمومی با نظارت دقیق و اطمینان بخش برای تعیین ساختار نظام سیاسی کشور و سپس تدوین قانون اساسی. در این همه پرسی تمامی مسلمانان ، یهودیان و مسیحیان می توانند شرکت کنند و رای آزادانه خود را بدهند .

رهبر انقلاب سپس خطاب به سیاستمداران آمریکایی فرمودند مایلم یک پند خیر خواهانه بدهم:

1- اسرائیل تاکنون برای شما دردسرهای زیادی داشته است .
2-  رژیم صهیونیستی چهره آمریکا را در میان ملتهای منطقه و جهان منفور کرده است .
3- مردم جهان آمریکا را شریک جنایات رژیم صهیونیستی می دانند.
4- هزینه های زیادی به خاطر این شراکت پرداخت شده است و احتمالا در آینده سنگین ترخواهد شد.

پس بیایید با پذیرش پیشنهاد جمهوری اسلامی مبنی بر همه پرسی خود را نجات دهید!
لحن سخن مقام معظم رهبری با سردمداران آمریکا یک لحن موسایی در گفتگو با فرعون زمان بود . این لحن یک لحن لَیّن و نرم بود . اگر نخبگان آمریکا واقعا صلاح و فساد خود را تشخیص دهند باید به این پیشنهاد گردن نهند و یکی از کانونهای وحشتناک نقض حقوق بشر و ستم تاریخی به یک ملت مظلوم را برای همیشه تعطیل کنند.

امروز سردمداران رژیم صهیونیستی برای حفظ تامین امنیت خود هر شب سر را بر بالین 200 کلاهک هسته ای می گذارند تا آرام بتوانند بخوابند . این ابلهانه ترین روش برای تامین امنیت و ادامه زندگی است . امروز در خاورمیانه با بیداری اسلامی موجی برخاسته است که هیچ قدرتی نمی تواند آن را مهار کند . این آرامش نسبی که در خاورمیانه است  یک آرامش قبل از توفان است . ادوار امواج بیداری در راه است و هیچ کس قادر به توقف و مهار آن نیست .

حرف اصلی در جنبش بیداری اسلامی نفی استبداد و نفی سلطه خارجی بویژه سلطه رژیم صهیونیستی و آمریکا درمنطقه است .

محال است ملت ها دکترین تجاوز و خصومت و تداوم اشغال را که طی 50 سال اخیر از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی در دستور کار استبداد جهانی است به رسمیت بشناسند . آمریکا اگر می‌خواهد مسئله فلسطین بدون خشونت فیصله یابد باید تن به پیشنهاد ایران مبنی بر همه پرسی بدهد اما اگر می خواهد راه خشونت و نقض حقوق بشر در سرزمینهای اشغالی را تداوم بخشد باید بداند هزینه هایی را باید بپردازد که فروپاشی از درون کمترین آن خواهد بود .

امروز ساختار فاسد رژیم صهیونیستی با بحرانهای اجتماعی و سیاسی در درون خود روبه رو است . شهروندانی که در سرزمینهای اشغالی زندگی می کنند فاقد هویت ملی هستند و از شدت فشار زندگی اکنون به " خود سوزی" روی آورده اند . نهایت حرکت " خود سوزی " در رژیم صهیونیستی " نظام سوزی" است . این نظام پوسیده از درون و برون محکوم به سوختن است. نظامی که بر اساس ظلم و ستم بنا شده است و آه سوزناک کودکان و پیران ومردم مظلوم فلسطین و نفرین ملت های مسلمان پشت سر رهبران خیانتکار رژیم صهیونیستی آن است ، محکوم به نابودی است .

سیاست روز:مبارک نبود!

«مبارک نبود!»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می‌خوانید؛اجلاس تهران برگزار شد و به پایان رسید. دیدگاه‌ها و سخنان گوناگون و متفاوتی از سوی شرکت‌کنندگان در اجلاس نسبت به مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای مطرح شد. هر یک از منظر دیدگاه خود آنها را نقد کردند و راهکارنشان دادند.

بان‌کی‌مون از رژیم صهیونیستی دفاع کرد بدون این که به جنایات این رژیم در سرزمین‌های اشغالی اشاره کند و یا نسبت به تهدیداتی که از سوی مقامات این رژیم علیه جمهوری اسلامی ایران صورت می‌گیرد، موضعی اتخاذ کند.

آقای مرسی به عنوان رئیس‌جمهور مصر جدید و رئیس پیشین جنبش غیرمتعهدها که به ایران سفر کرد نیز در سخنان خود مواردی را مطرح کرد که هم قابل تقدیر بود و هم قابل نقد. مواضع ضد صهیونیستی وی و دفاع از حقوق مردم فلسطین توسط «محمد مرسی» در سخنانی که در اجلاس «نم» مطرح کرد قابل تقدیر و تشکر است و قطعا مورد توجه همه مسلمانان قرار خواهد گرفت و آینده روابط مصر و رژیم صهیونیستی را که در زمان «حسنی مبارک» به اوج خود رسیده بود، ترسیم خواهد نمود. اما وی درباره تحولات سوریه، موضع منطقی و در خور شان مصر اتخاذ نکرد. آقای مرسی باید بداند که انقلابی که در مصر، تونس و یا حتی لیبی علیه دیکتاتورهای این کشورها ایجاد شد، خیزش‌های اسلامی از نوع مردمی بود.

اکثریت مردم مصر و تونس علیه حسنی مبارک و بن‌علی قیام کردند و با انقلاب خود آنها را سرنگون ساختند، اگر اکثریت و قاطبه مردم در کنار هم و با هم انقلاب خود را به پیش نمی‌بردند، هیچگاه قیام آنها به پیروزی نمی‌رسید. مقایسه انقلاب مصر و تونس با اتفاقاتی که در سوریه می‌افتد، مقایسه‌ای نادرست است. جنس اتفاقات سوریه بسیار تفاوت دارد.
رئیس‌جمهور مصر باید به این نکته توجه داشته باشد که اکثریت مردم سوریه با جنگ و اقدامات تروریستی مخالفند و آنهایی که در این کشور به عنوان معارض علیه حاکمیت سوریه اقدام می‌کنند، گروه‌هایی هستند که توسط کشورهای خارجی حمایت و تغذیه می‌شوند.

اگر اکثریت مردم سوریه خواهان برکناری بشار اسد بودند، همان اتفاقی که در مصر و تونس افتاد، در سوریه نیز محقق می‌شد.

سوریه هنگامی که مبارک با سران رژیم صهیونیستی هم‌پیاله بود و باده می‌نوشید تنها کشور هم مرز رژیم صهیونیستی بود که در مقابل این رژیم به عنوان خط مقدم جبهه مقاومت، ایستادگی کرده است و اگر نبود این مقاومت، اکنون مرزهای این رژیم جعلی از هم‌اکنون، فراتر هم می‌رفت.

اما نکته دیگری که در این نوشتار باید گفت، اتفاق مبارکی است که هنگام تحویل ریاست جنبش کشورهای غیرمتعهد به جمهوری اسلامی ایران رخ داد. تصور این که جمهوری اسلامی ایران بخواهد ریاست جنبشی را که «مبارک» رئیس آن است، تحویل بگیرد، ناخوشایند بود. اما این اتفاق، با انقلابی که مردم مصر انجام دادند، نیفتاد و ریاست آن پس از سرنگونی دیکتاتور مصر، توسط رئیس‌جمهور مردمی این کشور به جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شد. صحنه زیبایی که در تاریخ ثبت شد و تقدیر الهی بر آن بود که مبارک سرنگون شود تا اجلاس تهران از عدم حضور او خشنود گردد. اجلاس تهران گرچه به پایان رسید، اما نتایج، آن هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت تاثیرات خود را در صحنه‌های بین‌المللی خواهد گذاشت.

کشورهایی هستند که در این جنبش عضو می‌باشند، اما به واقع غیرمتعهد واقعی نیستند، استقلال واقعی خود را حفظ نکرده‌اند و تحت تاثیر سیاست‌ها و فشارهای کشورهایی همچون آمریکا و اتحادیه اروپا قرار دارند. استقلال واقعی آنها باعث خواهد شد تا مانع بزرگی بر سر راه سیاست‌های استعماری آنها باشد. ایران اکنون به عنوان رئیس این جنبش افق تازه‌ای را به روی کشورهای عضو گشوده است. کشورها از این فضای تازه باید نهایت استفاده را ببرند.
 
وطن امروز:شرق با خمینی غرب با خامنه‌ای

«شرق با خمینی غرب با خامنه‌ای»عنوان یادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم حسین قدیانی است که در آن می‌خوانید؛قبلا که خانه‌ها حیاط داشت، با گل و گلدان و شاخه و برگ و دار و درخت و طناب و رخت و خاک و جارو و خاک‌انداز و احیانا یکی دو تا خروس و مرغ، زندگی قشنگ‌تر حیات داشت. حالا باید برای این واحدهای نقلی، از جناب گل‌فروش، فقط تعدادی گل آپارتمانی خرید یا بدتر، گل مصنوعی که مجبوری با ادوکلن خودت معطرش کنی! بله دیگر. خوب که نگاه کنی، خنده‌دار به نظر می‌رسد اغلب کارهای این آدمیزاد آخرین.

این روزها به شکل مرتب، روزی 2 ساعت مشغول بازنویسی سفرنامه حج‌ام هستم. به فراخور این ویرایش، نیم ساعتی چیزهای مرتبطی می‌خوانم. هر مردمی از هر جای جهان، عمدتا با طیاره عازم حج می‌شوند. ما از تهران با یک پرواز 3 ساعته وارد خاک حجاز می‌شویم. قبلا اما سفر حج، حکم یک جهاد را داشت. از مجاهده سخت‌تر! آنی تصور کن مسلمانی از کشمیر می‌خواست حج به جا آورد. نقشه را نگاه کن و ببین چه سفر دور و درازی می‌داشت؛ در خشکی با پای پیاده و در بحر با سفینه‌ای نامطمئن. ظاهر ماجرا آسانی حج‌گزار امروز را نشان می‌دهد اما اخیرا گروهی از روانشناسان به علاوه دانشمندان و پزشکان تحقیق کرده و به این نتیجه رسیده‌اند هنگام سوار شدن بر هواپیما، ناخودآگاه اضطراب عجیبی به آدمی دست می‌دهد که فعالیت قلب، مغز و گردش خون را بشدت مختل می‌کند. حد این اختلال که بعدها تاثیرات مخربش را بر گرده جسم و روح انسان سوارتر و آشکارتر می‌کند، تا آنجاست که به نظر می‌رسد سفرهای دور و دراز و پر رمز و راز قبلی، با همه بعد مسافت، در مجموع آسان‌تر از طیاره‌گردی‌های امروز آدمی است. هنوز هم هیچ ارابه‌ای مطمئن‌تر از «پا» نیست. پایی که آهسته و پیوسته می‌برد اما بی‌اضطراب. حتی به سراب، به رهزن هم اگر رسیدی، اضطرابی که ناشی از حمله قطاع‌الطریق بر تو مستولی می‌شود، آنقدر نیست که هنگام باز شدن چرخ طیاره، هنگام فرود.

این حرف‌ها اگرچه با قلم من است اما حرف من نیست و پشتش مطالعه خوابیده و تحقیق. من هم مثل شما، اول بار که این چیزها را خواندم، باورش سخت بود برایم اما کمی تفکر کردم و فهمیدم پربیراه نمی‌گویند اهل کنکاش. از ماشین بگیر تا هواپیما، هیچ جنگ و سیل و زلزله‌ای، اینقدر از نوع آدم قربانی نگرفته که مرکب گرفته. گویی این مرکب، مرکب مرگ آدمی است، نه اسباب حمل و نقل آسانش. آسان هم که می‌بردت، با دل و جان و عقل و هوشت بازی‌های بدی می‌کند.

مجموعه‌ای از همین چیزهاست که امروز با همه پیشرفت‌های بشر، شاهد کوتاه‌ترین عمر آدمیزاد هستیم در همه سالیان عمرش. قبلا اگر آدمی به سرایت طاعون جوان مرگ می‌شد اما اینقدر بود؛ آنکه می‌ماند، خیلی بیش از پیرهای امروزی عمر می‌کرد. دیروز آدمی دختربچه سرطانی نداشت. پسربچه 5 ساله ام‌اسی نداشت. بعضا یکی دو سال حج‌اش طول می‌کشید اما در همه این سالیان سخت، آن اندازه فشار خونش دچار نوسان نمی‌شد که فی‌الحال هنگام نشست و برخواست طیاره می‌شود.

نه عزیز! من اصلا نمی‌خواهم بگویم علاج این درد، رجوع به دوران غارنشینی است. منکر خوشی‌های عینی طیاره‌گردی نیز نیستم، بلکه همه حرفم این است؛ باطن تکنولوژی بر خلاف ظاهرش، ضربه‌های اساسی اما خاموش و ندیدنی می‌زند به انسان. کافی است فکر نکنیم خیلی راحت داریم نسبت به گذشتگان زندگی می‌کنیم. یا حتی نسبت به آن روستایی که اینترنت ندارد!

در شهیدآباد مازندران، سالی پیش از این، پیرزنی را پرسیدم: حاجیه خانم! شما اینجا حوصله‌تان سر نمی‌رود؟ جواب داد: شما تهران حوصله‌تان سر نمی‌رود؟ و بعد گفت: من مکه نرفته‌ام. از هواپیما می‌ترسم! همین شهیدآباد یکهزار سال پیش هیچ پیرزنی از رفتن به حج با پای پیاده هراس نداشت، مگر به نقصی و علتی!

توی مخاطب، گمانم داری با خود زمزمه می‌کنی؛ این چیزها چه ربطی دارد به آن گل و گلدان که پاراگراف اول نوشتی؟! شاید هم جناب سردبیر دارد با خود زمزمه می‌کند؛ این چیزها چه ربطی دارد به یادداشت روز «وطن‌امروز»، یک روز بعد از اجلاس سران عدم تعهد؟!

می‌گویم، همه را می‌گویم! گل‌های آپارتمانی اغلب محتاج نورند، نه آفتاب مستقیم. مقداری آب کم و کمی نور غیر‌مستقیم بس‌شان است. زیاد بگذاری‌شان جلوی خورشید، پلاسیده می‌شود برگ‌شان. شعاعی از نور خورشید را می‌خواهند، نه خود خورشید را. آفتاب اذیتشان می‌کند؛ نه اینکه آفتاب استغفرالله آزار داشته باشد! مشکل از آپارتمانی بودن، بگو؛ زیادی نازک‌نارنجی بودن این گل‌های نازنازوست!

بهتر بگویم؛ گل‌های آپارتمانی لیاقت همنشینی با خورشید را ندارند. تاب آفتاب ندارند. از همه آنچه ما بدان آفتاب می‌گوییم، پرتویی نور غیر‌مستقیم برایشان کافی است. همین‌قدر نور باشد که تاریک نباشد.

این را در مقام نقد هیچ گل و گیاهی ننوشتم؛ بیان واقعیتی است. اهل موضوع خوب می‌دانند چه دارم می‌گویم. ما یک نور داریم، یک آفتاب. درخت سیب باید علاوه بر نور آفتاب، خود آفتاب را هم ببیند اما گل بامبو همان به کنج دیوار باشد و در طول روز ساعاتی نور ببیند، آن هم نور غیر‌مستقیم از پشت پنجره.

این وجیزه را می‌خواهی ربطش بدهم به سیاست؟! تا به حال چندبار از خود پرسیده‌ای؛ چرا کسانی که معصوم را درک کرده و در روزگار مثلا امیرالمومنین زندگی کردند، داد «این عمار» مولای خود را درآوردند؟! از «علی» تا به حال چندبار گذر به روزگار «سیدعلی» کرده‌ای که؛ چرا بعضی خواص نزدیک بزرگان، دچار بی‌بصیرتی می‌شوند؟!

اصلی حاکم است بر امور دنیا که باید تنظیم باشد روابط. تو یک وقت حدت، شعاعی از نور غیر‌مستقیم آفتاب است، یک وقت هم هست که رسما می‌شوی مالک‌اشتر. گل آپارتمانی وقتی شأن خود نمی‌داند یا دچار بدقلقی‌های روزگار می‌شود و عدل، می‌شود همنشین معصوم یا جانشین معصوم، وقتی پژمرده شد، آفتاب را مقصر می‌داند یا برمی‌دارد به «حضرت ماه» نامه سرگشاده می‌نویسد. عزیز من! کنج دیوار باید می‌نشستی و قناعت به اندکی از نور می‌کردی. اگر همه نور ماه، همه ماه، چشم تو را می‌زند، وای به حال آفتاب!

حال وقت آن است که سوزنی هم به خودمان بزنیم. از من و ما بسیارند دوستانی که در به در دنبال آشنایی، رفیق بانفوذی، واسطه‌ای، چیزی می‌گردند تا مگر «آقا» را از نزدیک ببینند. بله! روزهای گذشته، بویژه آن ساعت که ساحت ولایت، مساحت اجلاس را منور کرد، ما همه درگیر اجلاس بودیم! دیدن سردار، اگر نشد لااقل افه آن، علاقه فطری هر سربازی است اما تویی که می‌خواهی نزدیک‌ترین ستاره‌ها به ماه باشی، اول نظری به خود بینداز. ببین بامبویی یا درخت سیب؟! خودت را بشناس و معرفت داشته باش و پیش وجدان خود قضاوت کن؛ نسبتت با پرتویی از یک نور غیر‌مستقیم است یا تاب رفتن زیر آفتاب هم داری؟! اندکی دقیق باشی در این تحقیق، خواهی فهمید چرا در نهج‌البلاغه، حضرت ابوتراب گلایه‌ها داشت از بعضی منصوبین خود. جماعتی بامبو بودند که گمان کردند درخت سیب‌اند! شدند اصحاب جمل. شدند یاران خوارج. شدند اهل کوفه. جملگی عکس‌ها داشتند با علی! دست بر قضا آنکه فرق مولی را شکافت، در 2 قدمی‌اش نشسته بود.

خب! هنوز یک ربط ناتمام ماند؛ اول و آخر این نوشته چه ربطی داشت به وسطش؟! تکنولوژی قادر است مصنوعی همه‌چیز را بسازد، از فاصله‌های بعید بکاهد، حج چندساله را تبدیل به حج 3 ساعته کند، چه کند، چه کند، چه کند اما آیا در همه دنیای مدرنیته، سنتی همپای «سنت شهادت» پیدا می‌شود؟! شهادت، همان طیاره‌ای است که تو را زود به مقصد می‌رساند اما بی‌هیچ اضطرابی! هم فال و هم تماشا. در حیاط جمهوری اسلامی تا گل لاله هست، حیات جاودان جاری است. لاله باید مستقیم از آفتاب نور بگیرد. لاله اما تو مپندار عمرش به کوتاهی بهار است. با «آرمیتا و علیرضا»، شهدای هسته‌ای، کار ناتمام تکنولوژی را تمام کرده‌اند. تکنولوژی به ما انرژی هسته‌ای داد اما همین تکنولوژی، دانشمندان هسته‌ای ما را ترور کرد. تکنولوژی مثل دیروز و امروز می‌ماند. در حسن و عیبش قصه‌ها می‌توان نوشت. نظام سلطه ام‌القرای تکنولوژی است اما با کدام تکنولوژی می‌توان نوسان فشار خون آقای «جفری فلتمن» هنگام باز شدن چرخ هواپیما در آسمان جمهوری اسلامی را محاسبه کرد؟! کاش آقای وحید، نبض این یهودی‌الاصل نانجیب را می‌گرفت! اصولا نور آفتاب ولایت، وقتی مستقیم می‌تابد، پژمرده می‌کند اندام نظام سلطه را.

ما دیروز با خمینی، پژمردگی بلوک شرق را از نزدیک در حسینیه ساده و با صفای جماران دیدیم و امروز با خامنه‌ای، پژمردگی غرب را از نزدیک در حسینیه ساده و با صفای بیت رهبری به تماشا نشسته‌ایم. غرب نیز مثل شرق، قبل از سقوط ابتدا باید آفتاب بگیرد! یعنی از نزدیک، از هرم و حرارت ولایت، بمیرد! ما با انوار سخنرانی خامنه‌ای، نتانیاهو را از اینکه هست، عصبانی‌تر می‌کنیم. این دیروز بود که فرعون برای دیدن موسی پیاده می‌آمد. وقتی همه دنیا «آرمیتا و علیرضا» را دوست می‌دارند، امروز باید بیشتر زجر بکشند فراعنه.

عصر امروز، عصر ایمان است. حج‌گزار اصلی از دل تاریخ می‌آید. از دل همه زمین‌ها و همه زمان‌ها. دیر و زود. دور و نزدیک. ماه که چنین سیلی می‌زند، ببین آفتاب چه خواهد کرد با چشم بدکیشان.

انقلاب اسلامی سحر است، بیداری اسلامی نور آفتاب. خود آفتاب را همین حوالی باید دنبالش بگردیم. به ما می‌گویند حواریون ظهور، همراهان نور. ما خود شأن خویش می‌دانیم. اندکی از نور ولایت، همه جانمان را مست می‌کند. آقای اسرائیل! «ما می‌دانیم تیغ و حلقوم شما، یک مو ز سر علی اگر کم گردد». جناب نتانیاهو! اول مخاطب شعار «مرگ بر ضدولایت‌فقیه» تویی. تو به ما حمله نکنی، «وای اگر خامنه‌ای، حکم جهادم دهد»، ما به تو حمله می‌کنیم! قدس را زودتر می‌خواهی از چنگت درآوریم، حتما به ما حمله کن. قدس، درخت سیب است. نور مستقیم آفتاب می‌خواهد این روزها. ما برای لاله شدن، دنبال بهانه می‌گردیم. دنبال خانه‌هایی که حیاط داشت. ما در خانه قدس، اول‌بار رو به سوی قبله کعبه نماز گزارده بودیم. سقف خانه ما آسمان بود. دیوار نداشت. قدس را از قفس، بیرون خواهد کشید مداد رنگی‌های آرمیتا با گل و گلدان و شاخه و برگ و دار و درخت و طناب و رخت و خاک و جارو و خاک انداز و احیانا یکی دو تا خروس و مرغ. 

تهران امروز:نگاه گزینشی به اجلاس

«نگاه گزینشی به اجلاس»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم مراد عنادی است که در آن می‌خوانید؛اجلاس غیرمتعهدها با پوشش خبری 1700 خبرنگار داخلی و خارجی همراه بود. این در حالی است که انتقال اخبار مربوط به این نشست،‌ هم در حوزه صحت اخبار و هم سرعت انتقال اطلاعات قابل‌توجه بود. اما دراین میان برخی جهت گیری های سیاسی، به روند اطلاع رسانی نماینده های رسانه آسیبهایی وارد کرد. بر همین اساس،‌ برخی خبرگزاری ها و رسانه های خارجی برخی محورها را بیشتر برجسته و سایر محورها را کمتر پوشش دادند و یک نگاه انتخابی برای انتقال مفاهیم به مخاطب داشته و ‌اخبار مربوطه را در ردیف اول اطلاع رسانی خود قرار ندادند.

این رسانه ها چندی قبل از آغاز نشست غیر متعهدها به طور هدفمند به پیگیری اخبار مربوط به نشست تهران پرداختند. به این ترتیب که درباره حضور برخی از مقامات سیاسی از جمله محمد مرسی، رئیس جمهور مصر و بان کی مون، ‌دبیر کل سازمان ملل اخبار ضد و نقیضی را منتشر کردند که پس از حضور این مقامات در تهران، نحوه اطلاع رسانی خود را تغییر داده و درباره زمان حضور این مقامات در تهران،‌ به انتشار اطلاعات متفاوت با واقعیت پرداختند. همچنین این رسانه ها با توجه به جهت گیری های شورای امنیت علیه ایران قبل از آغاز نشست تلاش کردند چهره ای انزوا گونه از ایران به نمایش بگذارند که همزمان با برگزاری اجلاس،‌مجبور به اصلاح اخبار خود شدند.

 از سوی دیگر درباره طرح مسئله سوریه در جریان نشست تهران بر سر اینکه این موضوع جزو دستور کار اصلی اجلاس است یا از مباحث حاشیه‌ای در رایزنی‌های دیپلماتیک اجلاس است، مانور زیادی دادند که بزرگنمایی اظهارات مرسی درباره سوریه هم به همین مسئله بازمی‌گردد. این رسانه‌ها همچنین در باره اظهارات سخنرانان مهم این اجلاس هم روند گزینشی خود را ادامه دادند. در همین راستا برخی از رسانه های خارجی از جمله بی. بی. سی و العربی، بحث مربوط به محمد مرسی و سخنرانی وی در اجلاس سران غیرمتعهدها را بزرگنمایی کردند.

اظهارات مرسی در نشست سران اجلاس، مباحثی درباره فلسطین و شورای امنیت را هم در بر می گرفت اما رسانه های خبری با نادیده گرفتن چارچوب سخنرانی وی، حجم بزرگی از اظهارات مرسی را به سوریه اختصاص دادند. در رابطه با پخش اظهارات بان کی مون،‌ آن بخش از گفته های وی درباره تقدیر و تشکر از ایران و مباحث وی درباره اهمیت جنبش عدم تعهد و جایگاه تاثیرگذار ایران در این جنبش را حذف کرده و گفته های وی درباره بحث حقوق بشر را برجسته نمودند. این در حالی است که اخبار مربوط به حضور برخی از چهره های مهم سیاسی عرب از جمله دبیر اتحادیه عرب و سران قطر و هند را کمتر مورد توجه قرار دادند.

اما اظهارات مقام معظم رهبری در سخنرانی افتتاحیه اجلاس سران با پوشش خبری گسترده بسیاری از رسانه ها رو به رو شد به ویژه اظهارات ایشان درباره حق برخورداری جمهوری اسلامی ایران از انرژی صلح آمیز هسته ای، تیتر یک بسیاری از خبرگزاری ها شد، از جمله سی. ان. ان برنامه عادی خود را قطع نموده و به پخش اظهارات رهبر کشورمان در اجلاس پرداخت.

ملت ما:پیچ تاریخی و گذار از هندسه غلط تک‌قطبی

«پیچ تاریخی و گذار از هندسه غلط تک‌قطبی»عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم محمد قادری است که در آن می‌خوانید؛ شانزدهمین اجلاس «جنبش عدم‌تعهد» پس‌از سه مرحله نشست در سطح کارشناسان، وزرای امور خارجه و سران کشورهای عضو، سرانجام روز گذشته با برگزاری مراسم اختتامیه به کار خود پایان داد تا «اجلاس تهران» به عنوان نقطه عطفی در تاریخ این جنبش ماندگار شود.

این اجلاس تاریخی و باشکوه از جهات مختلف حائز اهمیت بود به‌ویژه آن‌که میزبانی جمهوری اسلامی ایران به عنوان نماد مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب و پیشرو در شکستن تابوهای نظام تک‌قطبی نوید یک حرکت جدید برخلاف مناسبات رایج و مبتنی‌بر زور جهان را داده بود و هم از این جهت نظام سلطه به سرکردگی امریکا تمام توان تبلیغاتی و رسانه‌ای خود را به کار بست تا بلکه هم از اثرگذاری آن بر روابط حاکم در عرصه بین‌المللی بکاهد و هم افتضاح خود یعنی شکست پروژه انزوای ایران را بپوشاند، که مواضع عجولانه و عصبی سران غربی ـ عبری و رویکرد یک‌سویه و مبتنی‌بر سانسور رسانه‌های آنها شاهدی بر این مدعاست. از اتفاقات متن و حاشیه این چند روز تاریخی که بگذریم شاید سخنرانی، دیدار و گپ و گفت‌های دو یا چندجانبه مقامات ایرانی و به‌ویژه رهبر معظم انقلاب با مقامات سیاسی حاضر در تهران از اهمیت دوچندانی برخوردار باشد، چرا که موضع کشورمان در تبیین نقشه راه آینده جنبش و چشم‌انداز آرمانشهر مطلوب آزادی‌خواهان که باید با مدیریت متحد و مشترک جهانی محقق شود از این طریق به سراسر جهان مخابره شد.

آنچه اما می‌توان به عنوان محور کلان فکری ـ عملیاتی جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس از آن یاد کرد «گذار از هندسه غلط تک‌قطبی موجود به نظام نوین بین‌المللی» است که آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به‌ویژه در سخنرانی افتتاحیه اجلاس سران آن را به عنوان نخ تسبیح مجموعه محورهای مدنظر ـ اعم از مسئله فلسطین، بحرین، سوریه، نقض حقوق بشر در غرب، حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و... ـ با دقت و وسواس خاصی آن را تبیین کردند.  این موضوع محوری که در بیان همه مقامات ایرانی در این چند روز به وضوح هویدا بود البته دلایل، پیش‌زمینه‌ها، لوازم و تبعاتی دارد که در ادامه به اختصار به آن اشاره خواهد شد. ژجمهوری اسلامی ایران به دلیل درس‌هایی که از تجربه شکست سیاست‌های دوران جنگ سرد و یکجانبه‌گرایی پس از آن در عرصه روابط بین‌الملل گرفته است به درستی می‌داند که شکستن تابوی نظام تک‌قطبی و هندسه غلط موجود در جهان کنونی و گذار به مدیریت چندقطبی جهانی مهم‌ترین مسئله‌ای است که باید در ذهن جامعه جهانی از حد شعار فراتر رفته و به یک راهبرد عملیاتی مبدل شود. این اتفاق البته باید برمبنای پایه‌ها و اصول جدیدی همچون «مشارکت همگانی ملت‌ها» و «برابری حقوق» آنها شکل بگیرد که لازمه آن «همبستگی کشورهای عضو جنبش عدم‌تعهد» است.

نکته آن‌که در شرایط کنونی با وجود شعارهای فریبنده سردمداران لیبرال دموکراسی مبنی‌بر حاکمیت مردم در ارکان قدرت جهانی آنچه عملا اتفاق افتاده دیکتاتوری یک اقلیت متصل به ثروت و زورگویی‌های آنان به تمام جهان است که البته نتیجه‌ای جز لبریز شدن صبر آحاد مردم در سرتاسر دنیا نداشته و حوادث مختلف یکی دو سال گذشته ـ از جنبش 99درصدی وال‌استریت توسط مردم امریکا و اعتراضات گسترده مردم اروپا گرفته تا بیداری اسلامی و واژگونی دیکتاتورهای وابسته در خاورمیانه ـ نیز به درستی آن را نشان می‌دهد. بر‌این اساس به نظر می‌رسد در این «پیچ تاریخی» مهم و سرنوشت‌ساز که افکار عمومی جهانیان را در آستانه یک «تغییر بزرگ» و آغاز یک دوره جدید قرار داده است، کشورهای عضو جنبش عدم‌تعهد باید با پیوند مستحکم، منطقی و همه‌جانبه با یکدیگر و تشکیل و تضمین مشارکت دمکراتیک جهانی در مدیریت بین‌المللی، از این فرصت تاریخی استفاده کرده و زنگ پایان «امپراتوری زر و زور و تزویر» را به صدا درآورند.

حمایت:اجلاس تهران؛ نوید بخش تحولاتی شگرف و عادلانه

«اجلاس تهران؛ نوید بخش تحولاتی شگرف و عادلانه»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن می‌خوانید؛دشمنان جمهوری اسلامی، خواستند اما به یاری خدا نتوانستند؛ با تهدید و تطمیع و فشار می‌خواستند که مانع از حضور پررنگ سران و مقامات کشورها در شانزدهمین اجلاس غیرمتعدها در تهران شوند، اما ایران اسلامی هفته گذشته برخلاف خواست آمریکا و مستکبران هم‌پیمانش به پایتخت دیپلماسی در جهان تبدیل شد.در این میان، بیانات مقام معظم رهبری در جمع سران به نقطه عطفی ماندگار در تاریخ برگزاری همه اجلاس‌های موسوم به گروه «نم» تبدیل شد؛ آن جا که معظم له با اشاره به این واقعیت مسلم که «همه از این هندسه‌ غلط بین‌المللى خسته شده‌اند» تصریح کردند: «شرایط کنونى جهان فرصتى شاید تکرارنشدنى براى جنبش عدم تعهد است.

سخن ما آن است که اتاق فرمان جهان نباید با دیکتاتورى چند کشور غربى اداره شود. باید بتوان یک مشارکت دموکراتیک جهانى را در عرصه‌ مدیریت بین‌المللى شکل داد و تضمین کرد.».رهبر معظم انقلاب در این سخنان در واقع یک گفتمان نوین و عدالت‌مدارانه‌ای را پایه گذاری کردند که در آینده نزدیک برکات آن بیش از پیش عیان خواهد شد؛ گفتمانی که به ویژه در پیچ بزرگ تاریخی که در آن قرار داریم، می‌تواند دستورالعملی برای عبور از تنگه‌های صعب‌العبور و به سان نور افکنی برای راهنمایی حقیقت‌طلبان و حق‌مداران در گستره جهانی باشد.

قدرت‌نمایی جمهوری اسلامی ایران در برگزاری باشکوه و عزتمندانه این اجلاس در عصر و دوره ای که بشریت از دروغ‌ها و وعده‌های توخالی مدعیان غرب و شرق عالم خسته شده و در پی کشف حقیقت از منظری نو و متناسب با فطرت الهی خویش است، حاوی پیام بسیار مهمی برای صاحبان و بانیان مثلث شوم زر و زور و تزویر است و آن هم اینکه در دومین دهه از قرن بیست و یکم، بشریت پس از آزمودن تجربه های تلخ و ناموفق سده‌های گذشته و عبور از کشتارهای وحشیانه قدرتمندان منفعت‌طلب و بیگانه با روح لطیف انسانی، در این برهه حساس، دیگر نمی‌خواهد رهرو راه نظریه‌پردازان و سیاستمدارانی باشد که چهره کریه‌شان بیش از پیش برای همگان آشکار گشته است.

از این منظر، اجلاس تهران نشان داد که اگر پرده‌های جهل و غفلت ناشی از نیرنگ رسانه‌هایِ حقیقت پنهان کن، کنار زده شود، ملت‌ها و دولت‌های مستقل دنیا بیش از آن که بخواهند ادعاهای تکراری دولتمردان غربی را بشنوند، راغب‌اند منطق راهبردی جمهوری اسلامی را پذیرا باشند.بی‌جهت نیست که روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال این گونه تیتر می‌زند: «اجلاس سران غیرمتعهد در تهران، پیروزی بزرگ آیت‌الله خامنه‌ای بر اوباماست» و البته کیست که نداند مقام معظم رهبری اکنون نماد همه حق‌طلبان عالم ولو در عین مظلومیت است و همانا این وعده تخلف ناپذیر الهی است که مستضعفان وارثان زمین خواهند بود به تعبیر دوست ظریفی، این دست قدرت خداست که پس از جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه و البته ماجرای فتنه 88، نسیم بیداری اسلامی وزیدن گرفت و ان‌شاءالله بحران سوریه نیز در نهایت به سود جریان مقاومت تمام خواهد شد.

از یاد نبرده‌ایم که در کوران حوادث و وقایع تلخ پس از انتخابات سال 88، سران برخی از کشورهای کوچک و بی‌تاثیر نیز همصدا با اربابان ساکن در دو سوی اقیانوس اطلس، ضد نظام مقدس اسلامی دست به رجز خوانی زده بودند، اما لطف الهی شامل حال ملتی شد که در مسیر برپایی کلمه حق استقامت ورزیدند و طعم پیروزی بر بحران‌های فتنه‌گران داخل و خارج را چشیدند.

اندکی بیش از سه سال پس از آن وقایع، نه تنها کشورهای منطقه، که از چهار گوشه جهان نمایندگانی از 120 کشور دنیا، به ایران آمدند و اقتدار رهروان راه خمینی کبیر(ره) را از نزدیک به نظاره نشستند و دریافتند راه و رمز ایستادگی در برابر طاغوت‌ها را.از دیگر سو، بی شک در هفته‌ها و ماه‌های آتی، نتیجه برگزاری این اجلاس در گره‌گشایی از بحران‌های منطقه ای به ویژه سوریه، بیش از پیش خود را نشان خواهد داد.

اکنون تهران نه برای مدت سه سال، بلکه سالیان سال پایتخت مقاومت در جهان شده است؛ پایتختی که عدم تعهد نسبت به قدرت‌های زورگو و مستکبر عالم را فریاد می‌زند و دست به یارگیری وسیع برای جدالی تاریخی با نظام سلطه زده است.نکته مهم دیگر این که یقینا از جمله دستاوردهای برگزاری آبرومندانه این اجلاس جایگاه بهتر و برتر ایران در مناسبات بین‌المللی از جمله در جریان پرونده هسته‌ای و گفت‌وگو با گروه 1+5 خواهد بود، کما این که بازتاب بسیار گسترده فرمایش‌های رهبری در رسانه‌های دنیا به ویژه تمرکز بر فرازی که اشاره به موضع ایران در قبال مسئله هسته‌ای داشت، نشان داد که ملت‌های دنیا بیش از گذشته نسبت به راست‌گویی مقامات ایرانی در این باره و دروغ پردازی مقامات غربی آگاه شده است و ایران می‌تواند با جایگاهی که در عرصه بین‌الملل برای او روز به روز مستحکم‌تر می‌شود، موضع برتر در این مذاکرات داشته باشد.

و نکته پایانی هم این که سال‌هاست یکی از خواسته‌ها و تاکیدات مقامات بلندپایه کشورمان ناظر به بحث اصلاح ساختار سازمان ملل به ویژه تغییر ترکیب شورای امنیت این سازمان است؛ از این رو،برگزاری اجلاس نم در تهران، نقطه آغازی می‌تواند باشد برای حرکت و اجماعی در این راستا که ریاست سه ساله کشورمان برای دست یابی به این مهم، حکم کاتالیزور این فعل و انفعلات را خواهد داشت.

آفرینش:پایان اجلاس تهران ولزوم واقع بینی در دیپلماسی عمومی

«پایان اجلاس تهران ولزوم واقع بینی در دیپلماسی عمومی»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمید رضا عسگری است که در آن می‌خوانید؛سرانجام شانزدهمین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد به کارخود خاتمه داد و اجلاس تهران به مسائل مهمی همچون بحران سوریه، مسائل هسته ای ایران، مسئله فلسطین، لزوم نگرش در ساختارسازمان ملل، و دیگر مسائل مهم بین المللی پرداخت.

همانطور که در نوشته های قبلی اشاره شد، جنبش غیرمتعهدها در سازوکارو تصمیمات کلان بین المللی گرچه نقش اجرایی ندارد، اما دراین برهه حساس درفضای بین المللی از اهمیت فزاینده ای برخوردار شده بود. موج ناآرامی ها درکشورهای عربی و به وجود آمدن بیداری اسلامی، متشنج بودن روابط قدرت های بزرگ در مسئله سوریه، تشدید فشارهای غرب برسر پرونده هسته ای ایران، عربده های سیاسی اسرائیل مبنی بر حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ، ناآرامی ها به سبب بحران اقتصادی درجهان و ریاست ایران برجنبش غیرمتعهدها از جمله مواردی بود که گردهمایی بیش از نیمی کشورهای جهان در تهران را مورد توجه جهانیان قرار داده بود.

اجلاس تهران حاوی دستاوردها و واقعیت هایی بود که توجه به نکاتی را برای هدفگذاری جمهوری اسلامی ایران درعرصه دیپلماسی عمومی را ضروری می کند.

1- ریاست ایران براین جنبش دستاورد بزرگی نیست، چون این جایگاه دریک بازه زمانی به تمام اعضا خواهد رسید، اما درزمان فعلی فرصتی دوچندان بزرگ و غنیمت است برای خروج ایران ازانزوای تحمیلی غرب و گسترش دیپلماسی عمومی. هرچند این جنبش از ساختار و سازکاری رسمی همچون دبیرخانه برای مراوده بین اعضا و برنامه ریزی برای دستورکارمداوم برای اجلاس برخوردار نیست، اما می تواند بابی باشد برای فعال شدن دستگاه دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی برای کسب وجهه و تاثیرگذاری در مناسبات مختلف بین المللی.

2- گسترش مناسبات سیاسی و دیپلماسی عمومی در سطح منطقه و کاهش تنش ها با دولت های تاثیرگذار جنبش و منطقه جهت همسویی و یا حداقل کاهش دشمنی با ایران.

3- اجتناب از موازی کاری های غیر کارشناسی در امور مربوط به سیاست خارجی و جلوگیری از ورود مسائل اختلافی به مراودات اصولی درروابط با دیگر کشورهای عضو و عدم پراختن مسائلی که موجب ایجاد تشنج و جبهه گیری همسایگان و دیگر کشورها برعلیه ما می گردد.

4- لزوم جامع نگری به اهداف منطقه ای و جهانی از طریق همراه کردن کشورهای عضو جنبش و دیگر کشورهای دنیا. نباید با اتکا بر یک محور و استفاده از یک ابزار در حل مشکلات مبادرت ورزیم و ضروریست از دیگرابزارهای دیپلماسی استفاده کنیم.

5- افزایش حضور و ارتباط با سازمان های بین المللی برای اثبات حسن نیت و دفاع از حقوق طبیعی کشور از جمله فرصت هایی است که ایران می تواند در قالب ریاست براجلاس نم استفاده کند.

6- نگاه واقع بینانه و به دور از توهمات سیاسی در نگرش به رویکردها وعملکرد کشورهای منطقه و جهان. برای نمونه می توان به موضع گیری های مصر در معادلات منطقه اشاره کرد که هیچ همسویی با اهداف تعریف شده ما ندارد، اما دیپلماسی عمومی ما در برخورد با این موضوع بر اساس واقعیات موضع گیری نکرده است.

7- باید بپذیریم که "عدم تعهد" برای بعضی از کشورهای عضو این جنبش در حد یک مارک می باشد که وابستگی خود به قدرت های بزرگ را پشت آن پنهان می کنند. لذا دیپلماسی ما نیز باید به گونه ای باشد که علاوه بر تاکید بر ارزش های واقعی جنبش در برگیرنده مواردی باشد که راه گشای مشکلات سیاسی ما در مناسبات جهانی قرار گیرد.

8- شاید ما بر سر مسائل مهمی با غرب مشکل داشته باشیم، اما ضروریست تا حقانیت اهداف خود را با همراهی افکارعمومی جهانیان اثبات کنیم.

ادامه سرمقاله از صفحه یک - با توجه به تبلیغات وسیعی که غرب برعلیه ما و دستاوردهای ما دارد، استفاده از همراهی کشورهای دنیا منجمله عدم تعهد می تواند حمایت کننده ما باشد.

9- استفاده از پتانسیل های موجود در میان کشورهای اسلامی، اجلاس عدم تعهد و نقش ژئواستراتژیک ایران درمنطقه می تواند نقطه مثبتی در به کارگیری دیپلماسی عمومی فعال و موثر ما محسوب شود. به طور مثال سخنان رهبرمعظم انقلاب در اجلاس اخیر پیرامون مسئله هسته ای و حرام بودن دستیابی به سلاح هسته ای، توانست پیام صریح ایران را در صلح آمیز بودن فعالیت هایش برای افکارعمومی سراسر جهان ارسال کند، امری که درطی یک دهه اخیر با انجام مذاکرات رسمی و زحمات فراوان به طور چشم گیر میسر نشده بود.

آرمان:فرصت احیای اهداف نم

«فرصت احیای اهداف نم»عنوان یادداشت روز روزنامه آرمان به قلم جواد جهانگیرزاده است که در آن می‌خوانید؛در ارزیابی برگزاری اجلاس جنبش عدم تعهد در کشورمان می‌توان چنین اظهار کرد که هم از نظر کیفی و هم از نظر حجم حضور اعضا، اجلاسی قابل قبول بود. این نشست در شرایطی برگزار ‏شد که بیداری اسلامی در منطقه در حال گسترش است، غرب اعتراضات مردمی را به خود دیده و به‌طور کلی وضعیت جامعه بین‌المللی در حال تغییر است. اصراری که غربی‏ها در عدم برگزاری موفق اجلاس توسط ایران داشتند، باعث شد که این اجلاس ویژگی‏هایی منحصربفرد داشته باشد که امروز شاهد آن هستیم. میزبانی ایران در اجلاس شانزدهم عدم تعهد از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بود. به نظر می‌رسد کشورهای عضو نم نیز از میزبانی ایران در اجلاس شانزدهم رضایت داشته باشند.

اهمیت دیگری که اجلاس شانزدهم به خود گرفته در احیای اهداف کشورهای عضو جنبش عدم تعهد است؛‌ در دوران اول تاسیس این اجلاس و گردهمایی کشورهای عضو آن، اهدافی وجود داشت اما متاسفانه به مرور روندی دور از اهدافشان پی گرفتند.‌ سال به سال احساس ‏شد جنبشی که نام خود را عدم تعهد گذاشته است، خلوص خودش را از دست می‏دهد و از شعارها و آرمان‏هایش فاصله می‏گیرد و این مجموعه در حال از بین رفتن است. جنبش و گروه نم جایگاه خودش را مخدوش کرد بنابراین ضروری بود که آن را احیاء کنند.

ریاست ایران در گروه نم ‌در سه سال آینده می‏تواند در تحقق این هدف موثر باشد. انتظار می‌رود با میزبانی ایران و ریاست تهران بر جنبش عدم تعهد، این جنبش به غیرمتعهد بودن خود به نظام سلطه بیش از گذشته پایبند باشد. اجلاس نم در تهران هشداری جدی به کشورهایی است که به دنبال تک‌قطبی و چندقطبی کردن جهان بودند، ‌چرا‌که در این اجلاس، جنبش نم خود را بازیابی کرده است. اما در این فرصت به وجود آمده، دو مسئله مهم قابل طرح است؛ موضوع حقوق ملت فلسطین و دیگری چالش‏های سوریه.

مسئله فلسطین علاوه بر اهمیت فوق‏‎العاده‏ای که برای جمهوری اسلامی ایران دارد، یک مسئله جهانی هم هست و چالش‏های سوریه نیز به خودی خود بحث مهمی خواهد بود ‌چرا که این کشور در معرض تخریب کشورهای منطقه است و تلاشی برای حل معضلات این کشور صورت نمی‏گیرد. ایران در اجلاس شانزدهم به خوبی نشان داد که به نقش خود واقف است و در این مسیر گام برمی‌دارد.

مردم سالاری:یک توضیح و یک درخواست

«یک توضیح و یک درخواست»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم محمدحسین روانبخش است که در آن می‌خوانید؛ شماره امروز روزنامه مردم‌سالاری، سه هزارمین شماره روزنامه است و نقش بستن این عنوان و پیدا کردن چنین سابقه انتشاری برای روزنامه‌ای که مستقل و بدون وابستگی سیاسی- اقتصادی به مرکزی خاص باشد، کمی عجیب و نادر است. از سال 1380 که روزنامه مردم‌سالاری منتشر شده تا کنون، روزنامه‌ها و نشریات مختلف منتشر شده و دچار توقیف موقت یا دائمی یا تعطیلی به ناچار شده‌اند اما خوشبختانه مردم‌سالاری پس از یازده سال همچنان منتشر می‌شود، با این حال اگر از نظرگاه‌های متفاوت به این موضوع نگاه کنیم می‌توانیم این موضوع را مثبت یا منفی تلقی کنیم.

مثبت از این نظر که به هر حال انتشار سه هزار شماره روزنامه در طول این سال‌ها که هر سالش مختصات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مصلحت سنجی ویژه خود را دارد، کاری سترگ و سخت بوده است و باید از این بابت مفتخر بود، اما اگر به این موضوع از این زاویه نظر کنیم که برای ماندن در طول همه این سال‌ها باید از بعضی رسالت‌های رسانه‌ای چشم پوشید و به برخی مصلحت‌سنجی‌های نه چندان دقیق و شفاف تن داد تا مثل بسیاری از مطبوعات، جوانمرگ نشد، می‌توان رسیدن به شماره سه هزار را منفی ارزیابی کرد. در این خصوص شایدتوضیحی در آستانه آغاز هزاره جدید روزنامه مردم‌سالاری مناسب باشد:

1- یک روزنامه مستقل در روزگاری که «عصر ارتباطات» نام دارد، چه فلسفه وجودی‌ای دارد و قرار است کدام رسالت را بر عهده بگیرد و چه نتیجه‌ای بدست آورد؟ امروزه دیگر مطبوعات وظیفه اطلاع‌رسانی و انتشار خبر را برعهده ندارند، چرا که با وجود شبکه‌های مختلف تلویزیونی، سایت‌های آنلاین خبری و خبرگزاری‌های مختلف و متفاوت، روزنامه اگر خیلی هنر کند 12 ساعت از اخبار عقب است و کمتر کسی در دورافتاده‌ترین روستاها دنبال این است که از روزنامه‌ها خبر بگیرد! بر این اساس روزنامه باید تحلیل‌گر باشد و با داشتن دیدگاهی ثابت و مشخص، اتفاقات و مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را ارزیابی و تبیین کند.

این کار تنها با نوشتن گزارش یا مقالات کلاسیک انجام نمی‌پذیرد بلکه استفاده از شیوه‌های دیگر روزنامه‌نگاری همچون طنز و کاریکاتور، ارائه خبر نرم و گزارش‌هایی با سبک و سیاق تازه، انعکاس دیدگاه‌های مردمی و پدید آوردن تریبونی برای انعکاس نقطه نظرات جامعه و افکار عمومی، می‌توان آنچه را در خبرگزاری‌ها، رسانه‌های دیداری و سایت‌های خبری نمی‌توان یافت، پوشش داد و به این تربیت روزنامه، رسانه‌ای متشخص وهمچنان تاثیرگذار و مورد توجه باشد.

با چنین وضعیتی، روزنامه مردم‌سالاری سعی کرده دیدگاه ثابت و مشخص خود را در طول تمام این سال‌ها حفظ کرده و بر اساس آن روزنامه‌ای تاثیرگذار باشد، اما معلوم است که در این مسیر محدودیت‌هایی وجود دارد که گریزی از آن نیست. اینجاست که باید تصمیم گرفت که آیا باید هر تحلیل و دیدگاهی را منتشر کرد و هزینه‌های آن را- که درصدر آن عدم انتشار است- پرداخت یا این که انتشار روزنامه با رعایت محدوده‌های پیدا و پنهان در دراز مدت بسیار مفیدتر از ارائه چند روز تحلیل و سپس پایان کار است! ناگفته پیداست که روزنامه مردم‌سالاری راه دوم را انتخاب کرده و بر آن پافشاری می‌کند. معلوم است که این روش با سلیقه و دیدگاه افرادی منطبق نیست اما روش مردم‌سالاری است و از این روش هم نتیجه‌ها گرفته که کمترین آن ماندن تا شماره سه هزار است. اگر الان روزنامه‌های مستقل دیگر- که در طول این سال‌ها از انتشار بازماندند- در کنار ما بودند، وضعیت رسانه‌ها بهتر و قدرت آنها بیشتر نبود؟!

2- علی‌رغم آنچه بیان شد باید گفت که گاهی مسائلی رخ می‌دهد که پرداختن رسانه‌ای به آن، آنقدر اهمیت و ارزش دارد که دادن هر هزینه‌ای را توجیه می‌کند. مردم‌سالاری در طول این سال‌ها به این واقعیت واقف بوده و تلاش کرده‌ که در این زمینه کوتاهی نکند. شاهد این ادعا، گرفتاری‌ها و اتفاقاتی بوده که برای روزنامه‌ افتاده است و کم و بیش در تاریخ ثبت شده است. با این حال ممکن است کوتاهی‌‌هایی در طول سال‌های انتشار در انجام رسالت مطبوعاتی روزنامه مردم‌سالاری وجود داشته باشد که باید بابت آن از مخاطبان عزیزی که یار و یاور ما بودند، عذرخواهی کنیم. امیدواری اعضای تحریریه و مسوولان روزنامه این است که در شماره‌های آینده بتوانند از تجارب سه هزار شماره گذشته استفاده کنند و بیش از پیش وظیفه رسانه‌ای خویش را انجام دهند.

3- نکته پایانی این یادداشت درخواستی است که از جانب همه اعضای تحریریه روزنامه از عموم مخاطبان خویش دارم: این که روزنامه مردم‌سالاری به عنوان روزنامه‌ای مستقل، تمام اتکای خویش را به خوانندگانی می‌داند که در طول سال‌های متمادی از انتشار این روزنامه حمایت کرده‌اند.

اینک یک بار دیگر از همه اهالی نقد و نظر، کارشناسان و صاحب‌نظران و بزرگواران قلم به دستی که می‌توانند روزنامه را یاری کنند، دعوت می‌کنیم تا با آثار، نقد و نظرات خویش در انتشار روزنامه‌ای حرفه‌ای‌تر شریک شوند. آدرس و شماره‌های تلفن و فاکس روزنامه در صفحه آخر درج شده و همچنین آدرس ایمیل روزنامه mardomsalaridaily@yahoo.com است. دوستان تحریریه آماده پاسخگویی به مخاطبان خویش هستند و امیدواریم تحریریه روزنامه، تحریریه‌ای به گستردگی کشور ایران باشد. تشکر ویژه و صمیمانه از مخاطبان، سخن نهایی و مهمترین سخنی است که در آستانه هزاره تازه روزنامه باید گفت و الحمدلله رب‌العالمین.

ابتکار: مرسی با ایران چه اختلافاتی دارد؟

«مرسی با ایران چه اختلافاتی دارد؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار است که در آن می‌خوانید؛سخنان محمد مرسی، رییس جمهور مصر در افتتاحیه اجلاس سران جنبش عدم تعهد، با بازتاب گزینشی رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی روبرو شد. بطوری که آنها با پررنگ کردن بخش های خاصی از این سخنرانی سعی کردند مواضع مرسی را مخالف دیدگاه جمهوری اسلامی نشان دهند. اما واقعیت صحبت‌های مرسی چه بوده است؟ تحلیل محتوای سخنرانی رئیس جمهوری عربی مصر و قیاس آن با سخنان مسئولین جمهوری اسلامی در صحن اجلاس به ما نشان می‌دهد که ایران و مصر در آینده در چه مسیرهایی همکاری خواهند داشت و در چه زمینه‌هایی با چالش در روابط مواجه خواهند بود.

محورهای مورد اشاره سخنان محمد مرسی

انقلاب مصر و حاکمیت مردم

انقلاب مصر توانست اهداف خود را محقق کند و حاکمیت مردمی را محقق سازد / بعد از انقلاب مسالمت‌آمیز ملت مصر در 25 ژانویه 2011 مصری‌ها توانستند شرایط خود را تغییر دهند و به منافع جدید خود برسند / توانستیم از مرحله دشوار انتقال عبور کنیم و چالش‌ها را با یکپارچگی و وحدت از سر بگذرانیم.(موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

تأکید بر کارکردهای جنبش عدم تعهد

جنبش عدم تعهد باید به تمامی قدرت ها پشت کرده با سیستم مدیریت جهانی در مسیر عدالت گام بردارد / جنبش عدم تعهد در راستای اهداف خود گام موثری برداشته و از منافع و منابع کشور های در حال رشد حمایت کند/ باید به مدیریت کارآمد و واحد برسیم و با سیستم مدیریت جهانی در مسیر عدالت گام برداریم و از وابستگی به دیگران رها و از دایره قدرت آنها خارج شویم تا براین اساس قوانین دموکراتیک آنها را در جهان اشاعه دهیم / امروز بیش از پیش باید به اهداف جنبش چنگ بزنیم و آن را اعلام کنیم / تعهد خود را حفظ می‌کنیم تا این جنبش بتواند صلح دائم و همه جانبه و عدالتمند را حفظ کند .(موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

اصلاحات در سازمان ملل برای مدیریت مشترک جهانی

باید در اصلاح مدیریت جهانی گام برداریم و اصلاح و توسعه شورای امنیت را به صورت همه‌جانبه در نظر داشته باشیم / ما برای مدیریت مشترک جهانی تلاش می‌کنیم.(موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

فلسطین

باید فلسطین کشور و دولت مستقلی داشته باشد / می‌بایست در برابر مشکلات فلسطین چاره اندیشی کنیم تا به صلح و آشتی ملی دست یابند / تقدیر از بیانیه نشست وزیران خارجه جنبش در شرم‌الشیخ و اشاره به وضع اسفناک زندانیان فلسطینی در زندان‌های اسرائیل / اعلام همبستگی با زندانی‌های فلسطینی و حمایت از هرگونه تحرک شورای امنیت برای عضویت فلسطین به عنوان کشوری مستقل در این سازمان / احزاب و گروه‌های فلسطینی وحدت صفوف خود را حفظ کنند و گروه‌ها با افکار مختلف به صلح و آشتی ملی رجوع و به دنبال اختلافات کوچک میان خود نباشند و به جای آن بر مقاومت علیه اشغالگر پافشاری کنند / اعلام مخالفت با اقدام اخیر دشمن صهیونیستی نسبت به ممانعت از ورود برخی وزرای عضو جنبش غیرمتعهدها در پنجم اوت سال جاری . (موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

سوریه

همبستگی ما با فزندانمان علیه نظام غیرقانونی و غیر مشروع، واجب اخلاقی و استراتژیک است / خونریزی در سوریه بر گردن همه ماست و این خونریزی‌ها توقف نمی‌شود جز از طریق یک دخالت کارآمد از سوی همه ما / حمایت خود را از دانشجویان معترض که به دنبال عدالت هستند داشته باشیم که برخواسته از نظام دموکراتیک است / سوریه باید از جنگ های داخلی خودداری کند تا ملت سوریه به تمام خواسته ها ی خود برسند / مخالفان باید صفوف خود را متحد کنند؛ به گونه‌ای که همه جریان‌ها را در بر گیرد و مخالفتی در میان آنها نباشد / ما کاملا آماده‌ایم از این مساله حمایت کنیم. همه طرف‌ها در بحث سوریه باید جلوی خونریزی را بگیرند و سوریه‌ای آزاد و جدید را بسازیم و وارد یک مرحله سازندگی در این کشور شویم.(عدم موافقت با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

حق کشورها در استفاده‌ی صلح‌آمیز

از انرژی هسته‌ای حق استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای برای همه‌ی کشورها توام با احترام به تعهدات بین‌المللی از جمله معاهده ان.پی.تی برجاست. (موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای

همه کشورها در خاورمیانه به معاهده ان.پی.تی پیوسته‌اند، جز اسرائیل / بر ما واجب است تا بر عاری‌سازی منطقه از سلاح هسته‌ای پافشاری کنیم.(موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

تلاش برای دموکراسی

تلاش می‌کنیم تا ساختارهای نهادهای خاورمیانه‌ای بیش از پیش دموکراتیک باشند.(موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

هماهنگی‌‌های مصر و ایران

آمده‌ایم تا ریاست جنبش را به کشور برادر ایران تحویل دهیم، امیدواریم این کشور رهبری جنبش را براساس اصول و اهداف آن در صحنه‌های بین‌المللی تقویت کند و از موفقیت‌های آن پاسداری نماید / مصر هماهنگی با کشور برادر ایران در طول ریاست سه ساله را دنبال می‌کند.(موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

همکاری مشترک جنبش عدم تعهد، گروه 77 و چین

باید همکاری خود را در چارچوب جنبش عدم تعهد، گروه 77 و چین برای تحقق اهداف مشترکمان در راستای توسعه کشورهای در حال توسعه و همکاری‌های جنوب ـ جنوب داشته باشیم.(موافق با مواضع جمهوری اسلامی ایران )

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
خلف وعده، نشانه نفاق است

خلف وعده، نشانه نفاق است

طبق متون دینی، وفای به عهد از علائم ایمان و خلف وعد از نشانه‌های نفاق است. در اسلام نسبت به راستگویی، ادای امانت و وفای به عهد تاکید فراوان شده است.

انتخابی هوشمندانه

انتخابی هوشمندانه

در شرایطی که چشم ناظران سیاسی به انتخابات ریاست جمهوری 1400 است ما با دو گروه از مخالفان مشارکت عمومی و گسترده مردم مواجهیم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر