هند؛ متعهدی در اجلاس عدم تعهد

حضور نخست وزیر هند در شانزدهمین اجلاس عدم تعهد در تهران، اتفاقی نبود که در عرصه سیاست به سادگی قابل پیش بینی باشد. هر چند ایران وزیر امور خارجه خود را برای دعوت رسمی از مانموهان سینگ به دهلی نو فرستاده بود، انتظار نمی رفت که مقامی عالیرتبه تر از وزیر امور خارجه در اجلاس تهران شرکت کند چون سال هاست که کشور جواهرلعل نهرو دیگر غیرمتعهد محسوب نمی شود.
کد خبر: ۴۹۷۹۲۷

با این حال نه تنها نخست وزیر، بلکه هیأتی بزرگ از هند، که بر اساس آمارهای رسمی 150 نفر و بر اساس منابع غیررسمی بدون احتساب خبرنگاران 250 نفر هستند، میهمان ایران شده اند تا نشان دهند که اگر نقش مؤثری در جنبش عدم تعهد ایفا نمی کنند، دستکم حضور پررنگی در اجلاس آن دارند.

با وجودی که هند از مؤسسان جنبش غیرمتعهدها به شمار می رود، امروز به طور برنامه ریزی شده از اهداف این جنبش دور شده و منافع اقتصادی، سیاسی و جهانی شدن را در اولویت قرار داده است.

کشور «جواهر لعل نهرو» که روزگاری با هدفی به نام مبارزه با امپریالیسم نیروی محرکه این جنبش شده بود و همواره به طرح های نئوامپریالیسیتی امریکا با دیدهی تردید می نگریست، اکنون مشارکت با این کشور را عنصری کلیدی در تضمین آینده اش می بیند.

یکی از مهمترین دلایل این تغییر گرایش هند آن است که هند امروز به عنوان یک بازیگر کلیدی در عرصه جهانی پذیرفته شده و در محاسبه استراتژیک کشورهایی از جمله امریکا، روسیه و چین تأثیرگذار است.

هنگامی که جنبش غیرمتعهدها شکل گرفت، هند به عنوان کشوری که تازه از یوغ استعمار رها شده بود، برای اثبات خود، هدف جلوگیری از دخالت ابرقدرتهای دنیا در امور داخلی خود را دنبال می کرد، اما امروز خود به کشوری قدرتمند و یکی از اقتصادهای نوظهور تبدیل شده که برای قدرتهای جهان از اهمیت برخوردار است.

غیرمتعهدهایی نامتعهد به خود

هنگامی که کشورهای کمتر توسعه یافته، از تک قطبی شدن جهان و امپریالیسمی که در همه ابعاد زندگی آنان؛ از اقتصاد گرفته تا محتوای رسانه ها را تحت سلطه خود درمی آورد، به ستوه آمده بودند، جنبش عدم تعهد پرچمدار نظامی چندقطبی شد که آرمانهای والایی را پیش روی کشورهای در حال توسعه قرار میداد.

صلح، امنیت، توسعه، پیشرفت اقتصادی، وحدت و مبارزه با امپریالیسم از جمله افق های این جنبش بود که 118 کشور جهان را به خود جلب کرد.

کشورهایی که به این ایدهی نوظهور اعتقاد پیدا کرده بودند، پیش از هر چیز، در پی شناخت ویژگی و همچنین عوامل اختلاف قومی، فرهنگی، جغرافیایی، مرزی و... برآمدند.

پس از همین بررسی های مقدماتی بود که کشورهای عضو جنبش انگشت اتهام را به سوی سلطه و دخالت بیگانگان گرفتند.

متعهدان به غیرمتعهدها معتقد بودند که الگوهای غربی در کشورهای جهان سوم کارایی ندارد. این کشورها که اغلب سنت های خود را حفظ کرده بودند، در جهت حفظ فرهنگ و غنای آن، شناخت هویت و تمدن خود و همچنین ظرفیت‌های متنوع اقتصادی و استفاده از آنها پا به میدان گذاشتند.

کشورهای طرفدار جنبش غیرمتعهدها، علاوه بر اشتراکات فرهنگی، زمینه های همکاری اقتصادی نیز برای خود تعریف کرده بودند. آنان معتقد بودند که می‌توانند نقش مکمل و فزاینده‌ای در اقتصاد یکدیگر ایفا کنند.

اعضای این جنبش، به اکتشاف خلاقانه گزینه های اقتصادی، دیپلماتیک و استراتژیک مختلف پرداخته و راههای مسالمت آمیزی برای حل مشکلات و همچنین فضای مساوی برای توسعه کشورهای جنوب را جستجو می کردند.

گفته می شود که جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر هند، برای نخستین بار طی نطقی در 28 آوریل 1954 در کلمبو اصطلاح «عدم تعهد» را به کار برد و پس از آن، گروهی از رهبران آسیایی و افریقایی که البته درک متفاوتی نسبت به جنبش داشتند و برخی کارشناسان معتقدند که همگی آنان غیرمتعهد نبودند، به جنبش پیوستند.

با این حال، کشورهای همپیمان در زمینهی عدم وابستگی به قدرتهای بزرگ جهانی، با یکدیگر به اشتراک رسیدند.

مارشال تیتو، جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر، احمد سوکارنو، چون لای و قوام نکرومه؛ رهبران یوگسلاوی، هند، مصر،‌ اندونزی، چین و غنا، افرادی هستند که از آنها به عنوان بنیانگذاران جنبش عدم تعهد یاد می شود.

آنها در اوج جنگ سرد در فضای دو قطبی غرب و شرق، با هدف ایجاد وحدت میان کشورهایی که نمی خواستند در اردوگاه کمونیسم یا امپریالیسم جای بگیرند، دست به تشکیل چنین جنبشی زدند.

بر اساس ارزش هایی که آن روزها در این جنبش مطرح بود، پنج اصلی برای کشورهای غیرمتعهد تعریف شده بود که عبارت بودند از :

1) احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت  یکدیگر.

2) تفاهم متقابل.

3) عدم مداخلهی متقابل در امور داخلی.

4) تساوی و مزایای متقابل.

5) صلح و همزیستی.

این جنبش اکنون 120 کشور عضو و 17 ناظر دارد که تقریباً بیش از دو سوم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دهند و سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هر سه سال یکبار در اجلاسی با همین نام، گردهم می‌آیند.

عمل به آرمانهای جنبش غیرمتعهدها، از جمله خلع سلاح عمومی و کامل و منع آزمایش های هسته‌ای‌، حل و فصل تمامی منازعات بین‌المللی از راه های مسالمت آمیز و مطابق با منشور ملل متحد، ارتقای همکاری و منافع متقابل و احترام به عدالت و تعهدات بین‌المللی، امروز مشکلتر از نیم قرن پیش به نظر می رسد.

این مشکلی نیست که خودخواسته دامنگیر غیرمتعهدها شده باشد، بلکه تعداد زیاد اعضا و قدرت اندک سیاسی و اقتصادی بیشتر آنها موجب شده که این جنبش نتواند به قدرتی بین المللی بدل شود.

برخی تحلیلگران معتقدند که فروپاشی شوروی و همچنین پایان جنگ سرد، ضرورت وجود جنبش غیرمتعهدها را کم کرد، چون و دیگر بلوک شرق و غربی با معنای سابق وجود ندارد. به این ترتیب، جنبش غیرمتعهدها تعریف اولیه خود را از دست داد و عملا در موضع انفعالی قرار گرفت.

این شرایط موجب شد که انتقاداتی بر جنبش غیرمتعهدها وارد آید. از جمله اینکه شکل سازمانی هدفمند و ساختارهای رسمی از جمله اساسنامه، دبیرخانه یا بدنه اجرایی ندارد.

علاوه بر این، هر یک از اعضای این جنبش بر نظرات و حفظ منافع خود اصرار می ورزند و این موضوع موجب شده که غیرمتعهدها از معیاری واحد در جامعه جهانی حمایت نکنند البته محمد خزاعی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل در حاشیه نشست کارشناسی نخستین روز اجلاس غیرمتعهدها در تهران در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار داشت: غیرمتعهدها یک جنبش است نه یک ارگان. از این رو نیازی به دبیرخانه و تشکیلات آن ندارد و نماینده آن در سازمان ملل نقش دبیرخانه را ایفا می‌کند.

تحول در دیدگاه غیرمتعهدی هند

هند از بیش از دو دهه پیش پرچمدار بازار ازاد شده و درهای اقتصاد خود را به روی دنیا گشوده است. این کشور اقلام موردنیاز خود را از هر بازاری که امکان داشته باشد تأمین می کند؛ فرقی نمی کند بازار نفت ایران باشد یا عربستان و عراق که متحدان امریکا بشمار می روند.

بسیاری از صاحبنظران، بروز چنین رفتارهایی از سوی اعضای جنبش غیرمتعهدها را ناشی از تغییر شرایط جهانی می دانند. به نظر می رسد که ایجاد تغییراتی در معادلات قدرت بین المللی، بسیاری از کشورهای این جنبش را در تعارض میان آرمانهای جنبش و معاهدات بین المللی قرار داده است. اکنون حتی میان آرمان های مختلف جنبش غیرمتعهدها، تضادهایی دیده می شود.

به عنوان مثال، در مواردی بعضی کشورهای عضو، مجبور به عمل به برخی تعهدات بین المللی هستند که با منافع همپیمانانشان در این جنبش در تضاد قرار دارد. در این شرایط، آرمان دیگر، یعنی «ارتقای همکاری و منافع متقابل» تحت تأثیر قرار می گیرد. هند از جمله کشورهایی است که میان آرمانهای جنبش غیرمتعهدها و سایر همپیمانانش در تعارض مانده است.

به این ترتیب، با تغییر جهان پیرامون، هند دیگر سیاست غیرمتعهدها را موثر نیافت. نخستین تغییر در فرمول سیاسی این کشور، در نیمه دهه 1990، با کشورهای جبهه متحد رخ داد و سپس این تغییر با تصاحب قدرت از سوی حزب «بهاراتیا جاناتا» (BJP) در 1998 و تمرکز بیشتر بر سیاست خارجی و روابط خارجی اساسی تر شد.

تغییر اصلاحات اقتصادی نیز از سال 1991 آغاز شد؛ این اصلاحات اقتصادی، نقش های جدیدی را به اقتصاد بین المللی و روابط تجاری خارجی واگذار کرد و هند ناگهان و به اجبار، وارد دنیای پس از جنگ سرد شد که خود را در شرایطی یافت که باید اولویت های سیاست خارجی خود را از نو تعیین می کرد.

ورود به این دنیای جدید مستلزم آن بود که هند درهای اقتصاد خود را به روی دنیا باز کند و در روابط بین المللی خود، رشد اقتصادی را مهمتر از خودکفایی بشمارد.

این در حالی است که گاه مشاهده می شود که هند موضع دوگانه ای در جنبش غیرمتعهدها اتخاذ می کند؛ چنانکه درباره موضوعاتی همچون مبارزه با تروریسم، بخصوص پس از حادثه تروریستی بمبئی، به جنبش غیرمتعهدها متوسل شد.

چنانکه نهرو (نخست وزیر هند از 1947 تا 1964) اشاره کرده بود، هند از پیوستن به غیرمتعهدها، حفظ آزادی فعالیت های بین المللی و بخصوص رد وابستگی این کشور به قدرتهای جهانی، بخصوص امریکا و شوروی را مدنظر داشت.

اما امروز به نظر می رسد که کشور جواهر لعل نهرو میان آرمانهای جنبش غیرمتعهدها و واقعیات دیگری که روابط عرصه بین الملل را تعیین می کند در تعارض مانده است.

اکنون هند به دلایل مختلف، عمل به تعهدات خود در جنبش غیرمتعهدها را که حدود شش دهه پیش بر آن صحه گذاشته و با شرکت در اجلاس مختلف این جنبش در سالهای بعد، آنها را تمدید کرده بود، دیگر سودمند نمی بیند.

هند از جنبه های مختلف، از جمله امنیت ملی، حمایت های سیاسی، ضررهای اقتصادی و سلاحهای هستهای، اعمال خط مشی غیرمتعهدها در سیاست خارجی را برای کشورش مضر می بیند.

تحلیلگران سیاسی، دلایل این اعتقاد هند را در چهار مورد خلاصه می کنند:

1-امنیت ملی
خط مشی غیرمتعهدها به این دلیل برای هند مضر است که موجب میشود تهدیدها بی اهمیت انگاشته و آمادگی دفاعی نادیده گرفته شود. برخی کارشناسان معتقدند که همین دیدگاه موجب سقوط ناگهانی ارتش هند در برابر چین در 1962 شد. تعهد قوی به صلح طلبی و آرامش که حتی به بهای منافع امنیت ملی تمام می شود، به شدت مانع سیر تکاملی استقلال هند خواهد شد.

2-حمایت سیاسی
برخی تحلیلگران هندی در تأیید مضرات جنبش غیرمتعهدها برای کشورشان، به این نکته اشاره می کنند که هند به قید و بندهای مقررات غیرمتعهدها پایبند بود، اما از مشارکت های استراتژیک این کشورها بهره مند نشد.

3-ضررهای اقتصادی
هند تا سال 1991 که مانموهان سینگ (نخست وزیر کنونی و وزیر دارایی وقت هند)، درهای اقتصاد این کشور را بر روی سرمایه گذاری های خارجی باز کرد، از درگیر شدن در اقتصاد جهانی اجتناب کرده بود، چرا که الگوی سوسیالیستی اقتصاد که بیشتر کشورهای غیرمتعهدها به آن پایبند بودند، جهانیسازی اقتصادی را برنمی تابید. با این وجود، بسیاری از کارشناسان اظهار میدارند که هند هیچگاه به اندیشه دنیای کمونیست نپیوسته، اما تلاش کرده است اقتصاد سوسیالیستی را با سیستم دمکراتیک ادغام کند.

منتقدان معتقدند که نتیجه محدودیت اقتصادی، شاخص های پایین رشد اقتصادی و اقتصادهای راکد است؛ شرایطی که هند تا قبل از گشودن درهای خود به روی اقتصادی جهانی با آن مواجه بود و فرصت های بسیاری را برای کاهش فقر جمعیت عظیم خود از دست داد.

4-سلاح های هسته ای
در 1956 نخستین رآکتور اتمی هند ساخته شد اما این کشور نیز تجربه تحریم را از سر گذرانده است.با اشاره به اینکه دستیابی هند به قدرت هسته ای یک چهارم قرن به تأخیر افتاده، ادعا می کنند که خط مشی غیرمتعهدی هند به عنوان یک سیاست خارجی، شکست بزرگی خورده است. آنها می گویند که این خط مشی بیش از آنکه عینی باشد، آرمانی بود و از محتوای اساسی هر سیاست خارجی، یعنی واقعگرایی و سیاست عملی، که می تواند منافع امنیت ملی این کشور را تأمین کند، به دور ماند.

الگوی جدید عدم تعهد به سبک هندی

سیاست غیرمتعهدی هند گزینه هایی را پیشنهاد می کند که از طریق آنها منافع ملی این کشور دنبال می شود؛ این الگوی جدید، مدلی است که در عین برقراری رهبری سیاسی اخلاقی در کشورهای جنوب و ضمن شناخت محدودیتهای مدل های غربی و شوروی، سعی در ایجاد مدل مستقل جدیدی برای هند دارد که بر ادراک دیگری از قدرت جهانی منطبق است.

اما این رویکرد جدید هند چندان ساده مورد پذیرش قرار نمی گیرد. این سیاست جدید، منتقدان بسیاری دارد که تصریح می کنند دنیای امروز حتی بیش از دهه 1950 دچار کشمکش و عدم تساوی است و در دنیای امروز، اگر هند واقعا می خواهد کاری برای دنیا انجام دهد، این کار باید ارتقای تساوی، عدالت، آرامش و سطح زندگی فقرا و تنگدستان باشد، نه تقلید از غرب.

سیاست خارجی هند، شامل الگویی می شود که در آن نقش های بین المللی و منطقه ای این کشور مورد توجه قرار گرفته است. بُعد منطقه ای سیاست خارجی بر این واقعیت استوار است که هند یکی از کشورهای برتر منطقه است و برای باقی ماندن در این جایگاه به تلاش های زیادی دست میزند.

پس از حادثه 11 سپتامبر، روابط هند با آمریکا به سمت بهبود رفت، چرا که هند این موضوع را فرصتی برای همبستگی با آمریکا در موضوع کشمیر، به عنوان قسمتی از جنگ علیه تروریسم، یافت. رابطه با آمریکا از آن جهت برای هند مهم است که در شرایط ژئوپلتیکی به سرعت در حال تغییر منطقه و اقتصاد رو به رشد چین، می تواند حامی هند تلقی شود. همچنین فروش سوخت هسته ای به هند و مطرح شدن این کشور به عنوان یکی از دارندگان قدرت هسته ای، از این رهگذر امکانپذیر خواهد شد.

از سوی دیگر، با اینکه هند در جهت خواسته های امریکا در سال های گذشته سه رأی (سپتامبر2005، فوریه 2006 و نوامبر 2009) در آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه برنامه هسته ای ایران داده، به نظر می رسد که امریکا هنوز از مواضع هند در خصوص ایران راضی نیست.

به نوشته روزنامه «هندوستان تایمز»، بخش تحقیقاتی کنگره آمریکا در گزارشی اعلام کرده که روابط درازمدت هند با ایران و حمایتش از مواضع جنبش عدم تعهد یکی از موانع تند شدن موضع دهلی‌نو علیه تهران است.

مواضعی که هند علیه ایران اتخاذ می کند، همواره طوفان های سیاسی کوچکی را در هند برمی انگیزد؛ احزاب چپ این کشور، گاهی در این خصوص تا آنجا پیش می رود که دولت خود را به خودفروشی متهم می کنند.

تأمین سوخت؛ مهمترین دلیل اتخاذ سیاست های دوگانه

سیاست خارجی هند از مسیر امنیت منابع سوختی میگذرد. هند خود به این موضوع اشاره می کند که نیاز دارد منابع انرژی مورد استفادهاش را متنوع سازد. امروزه شرایط ژئوپلتیک انرژی برای کشورهای در حال توسعه اهمیت فزایندهای یافته است چرا که آنها به تأمین ذخایر انرژی نیاز دارند تا از این طریق بتوانند شاخص های رشد اقتصادی خود را بالا ببرند بنابراین، در کشوری همچون هند، تنها به نفت و گاز اکتفا نمی شود و دستیابی به قدرت هسته ای، حتی اگر کمتر از 10 درصد نیاز این کشور به مصرف انرژی را تأمین کند، با هزینه های بسیار پیگیری می شود.

در چند سال گذشته، هند بارها درباره معامله هسته ای با آمریکا مذاکره کرده است. اهداف اصلی این معامله، کمک به توسعه نیروی هسته ای غیرنظامی هند و همچنین افزایش مبادله تجاری میان امریکا و هند عنوان شده است.

مهمترین نتیجه ای که هند از این مذاکرات به دست آورده، شناخته شدن به عنوان کشوری دارای قدرت هسته ای است. با ایجاد این دیدگاه، هند یک گام بزرگ در راستای معیارهای قدرت جهانی و تحقق آرمانهای نهرو برداشته است؛ البته به روشی که اولین نخست وزیر هند هیچگاه تصور نمی کرد.

انتظاری که از هند می رفت تا به تلاش بین المللی در جهت تحریم ایران برای دستیابی به فناوری غنی سازی اورانیوم بپیوندد نیز یک تصمیم دیپلماتیک و اقتصادی مشکل برای دهلی نو بود. اگرچه به صراحت اشاره نشده، اما آن زمان آمریکا به هند توصیه کرده بود که با ایران همکاری نکند.

به همین دلیل، هند به راه حل شورای امنیت سازمان ملل متحد برای توقف خواسته ایران پیوست. با این حال، این کشور هنوز از لحاظ نفت و گاز به ایران وابسته است.

آمریکا همواره نسبت به روابط رو به رشد ایران و هند حساس بوده است. موضوع خط لوله گاز نیز از این قاعده مستثنی نیست. آمریکا می داند که کشیده شدن این خط لوله به روابط عمیق تر میان تهران و دهلی نو میانجامد و آن را تهدیدی برای منافع امنیتی خود بشمار می آورد حتی اگر خط لوله ایران - پاکستان - هند تحت تأثیر سیاست آمریکا علیه ایران قرار گرفته باشد. آمریکا می خواهد که در کمپین ضد ایران از حمایت هند برخوردار شود.

اکنون شرایط هند حتی با دو سال پیش متفاوت است؛ این موضوع را می توان از مواضع آمریکا نسبت به روابط هند با ایران اتخاذ فهمید.

وقتی امروز نخست وزیر هند اعلام می کند که به اجلاس عدم تعهد در تهران می رود، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا با اکراه اعلام می کند که ایران از این حضور برای تبلیغات سیاسی استفاده خواهد کرد و در عین حال، از هند می خواهد که پیام آمریکا را به ایران برساند.

جیوتی مالهوترا، در تحلیلی که 26 آگوست در روزنامه تایمزآوایندیا منتشر شده، آورده است که مانموهان سینگ در اجلاس تهران متنی را که مشاوران ارشد سیاست خارجی هند برایش آماده کرده اند می خواند؛ حرف های بی اساسی همچون همکاری جنوب-جنوب و اینکه چطور دنیای در حال توسعه می تواند همچنان با رکود اقتصادی مبارزه کند. اما در گفت وگوهای واقعی آنها هستند که در دیدارهای خصوصی با دو مقام ارشد ایران مطرح می شود.

غیرمتعهدی که 3 بار علیه هم پیمان خود رأی داد

جنبش غیرمتعهدها مواضع مشترک بنیادینی درباره سلاح های هسته ای اتخاذ کرده که حول محور خلع سلاح هسته ای قرار دارد. این مواضع، همچنین بر تولید و استفاده از انرژی اتمی برای مقاصد صلح آمیز، بدون هیچ تبعیضی و در چهارچوب مقررات تأکید می کند اما با این وجود، آرای کشورهای عضو این جنبش درباره انرژی صلح آمیز هسته ای ایران، فراز و نشیب بسیاری پیموده است.

دلایل کشورهای مختلف برای این مسأله متفاوت است، اما در این میان، مهمترین دلیل هند برای دادن رأی موافق به تحریمهای ایران، اتحاد با امریکا است.

این تنها هند نیست که تعهد خود را به غیرمتعهدها شکسته است؛ زیرپا گذاشتن اصل «احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت  یکدیگر» و تنها گذاشتن همپیمانان، سوابق دیگری نیز در جنبش عدم تعهد داشته است؛ هنگامی که یک سال و نیم پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (مارس 1982)، وزارت امورخارجه ایران یادداشتی به سفارت کوبا (رییس جنبش عدم تعهد) ارسال و طی آن، مخالفت خود با برگزاری اجلاس هفتم سران عدم تعهد در بغداد را اعلام کرد.

اما به دلیل حمایت کشورهایی از جمله یوگسلاوی از عراق، با این بهانه که تصمیم برگزاری اجلاس در بغداد توسط سران کشورهای غیرمتعهد اتخاذ شده، تغییر آن خارج از حیطه اختیارات وزرای خارجه است، درخواست ایران رد و اجلاس هفتم در بغداد برپا شد.

برخی معتقدند جنبش غیر متعهدها چند سال پس از پایان جنگ ایران و عراق که به این سازمان تحرک داده بود، شاهد فروپاشی شوروی و از میان رفتن تعریف این سازمان شد و 15 سال را در انزوا سپری کرد تا اینکه باز هم پروندهای مرتبط با ایران، جنبش غیر متعهدها را به فعالیت واداشت؛ اعضای این جنبش در برابر چالش پرونده اتمی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی، ناچار به واکنش بودند، چون بسیاری از آنان خود را ذینفع می دیدند.

هرچند که برخی از کشورهای عضو، خود را ملزم به پیروی از اصول و بیانیه های جنبش ندانستند و در آژانس انرژی اتمی، آرایی علیه همپیمانان خود دادند.

جنبش غیرمتعهدها مواضع مشترک اساسی خود را در برابر موضوع سلاحهای هسته ای اعلام و آن را محکوم ساخته است، این در حالی است که بر این موضوع تأکید کرده که کشورهای عضو، بدون هیچ تبعیضی باید از حق تحقیقات و تولید انرژی صلح آمیز هسته ای برخوردار باشند اما بیشتر اعضای جنبش در رأی گیری سپتامبر شورای امنیت از ایران حمایت نکردند.

ونزوئلا، کوبا و روسیه سه کشور حامی ایران در قطعنامه 24 سپتامبر 2005 بودند که پس از صدور این قطعنامه، حتی روابط خود با ایران را مستحکمتر ساختند.

با این حال، در رأی گیری که فوریه 2006 صورت گرفت، این معادله تغییر کرد و نیمی از اعضای جنبش به نفع ایران رأی داده و نیمی دیگر شامل پنج ممتنع و سه مخالف می شدند. این در حالی است که اعضای کلیدی جنبش، از جمله افریقای جنوبی و اندونزی موضع ممتنع اتخاذ کردند.

هند در توضیح نخستین رأی خود علیه ایران اظهاراتی با این مضمون را اعلام داشت که سیستم حفاظتی آژانس، اساس اطمینان جامعه بین المللی درخصوص کاربردهای صلح آمیز انرژی هسته ای و اهداف منع گسترش سلاح های اتمی است و باید به شیوهای متعادل دنبال شود.

هند همچنین با اشاره به اینکه آخرین گزارش دبیرکل آژانس انرژی اتمی چشم پوشی کردن از عدم تسلیم ایران را مشکل می سازد، تأکید کرد که یکپارچگی سیستم حفاظتی آژانس باید حفظ شود.

آن زمان که هند در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران رأی داد، مانموهان سینگ، نخست وزیر هند، که دخالت مستقیمی در اتخاذ این تصمیم داشت، موضع کشورش را روشن خواند و گفت که حق ایران برای دسیتابی را انرژی هسته ای صلح آمیز را به رسمیت می شناسد و معتقد است که باید باب گفتگو با این کشور باز نگه داشته شود، اما بلندپروازی های هسته ای ایران را قبول ندارد.

نخست وزیر هند، رأی هند در چهارم فوریه را در راستای منافع ملی این کشور دانست و افزود: ایران به عنوان عضو معاهده منع گسترش (NPT) باید به این تعهد بین المللی خود وفادار بماند.

منظور سینگ از منافع ملی، بر معاهده معلق هسته ای آمریکا - هند دلالت داشت که جرج بوش و مانموهان سینگ در 18 جولای 2005 از آن خبر داده بودند. اما در 25 ژانویه 2006، «دیوید مالفورد»، سفیر امریکا در هند، گفت که اگر هند در ماه فوریه به تحریم های ایران رأی موافق ندهد، افکار اعضای کنگره آمریکا نسبت به معاهده هسته ای هند و آمریکا خراب می شود.

پس از این اظهارات، بار دیگر احزاب دست چپی هند طرفدار چنین رویکردی نبودند و مناقشه ای بر سر این موضوع در پارلمان هند به راه انداختند، بخصوص اینکه این رأی فروش گاز ایران به هند را تهدید می کرد.

مقصود ایران است و عدم تعهد بهانه

حضور هند در اجلاس عدم تعهد بیش از آنکه پایبندی این کشور به این جنبش باشد، به تمایل به تقویت روابط با ایران مربوط می شود.

راهی که اکنون هند برگزیده، کنار آمدن با ایران و آمریکا، بطور همزمان است. تحلیلگران داخلی هند معتقدند که این کشور قصد دارد نقش میانجی را در روابط ایران و آمریکا ایفا کند و به هر دو طرف نشان دهد که این شیوه بهتر از مشاجرات لفظی بی پرده است.

هر چند روابط هند و ایران، اکنون کمتر از حدود پنج سال قبل به کشور سومی وابسته است، بیش از آنکه این تغییر جهت به آرمان های مبارزه با تک قطبی بودن جهان مربوط شود، به این موضوع مرتبط می شود که هند امروز، بخصوص با توجه به رکود اقتصاد جهانی، قدرت آن را یافته تا بر منافع ملی و حفظ رشد اقتصادی چشمگیر خود پافشاری کند.

علاوه بر این، هند می خواهد با سرمایه گذاری در زیرساخت های افغانستان، جای پای خود را در این کشور محکم کند که با توجه به مسدود بودن راه پاکستان، برای این هدف به مسیر ایران، و بخصوص بندر چابهار چشم دوخته است.

بعد از رأی سال 2009 شورای امنیت و همچنین هند علیه ایران، دکتر «اس. چاندراسکاران»، رییس گروه مطالعات تحلیلی جنوب آسیا در دهلی نو، در گفتگو با India Real Time ، اظهار داشت که هند در شرایط غامضی قرار گرفته است.

چرا که منافع استراتژیکی در رابطه با ایران دارد؛ مسیر هند به افغانستان از پاکستان می گذرد و به دلیل اشکالاتی که در روابط هند با پاکستان وجود دارد، هند مجبور است برای انتقال کالا یا مسافر خود به افغانستان، از مسیر ایران استفاده کند.

او به منابع انرژی که ایران دارد و کمبودهایی که هند در حوزه نفت و گاز با آن مواجه است اشاره کرده و گفت که کشورش همواره نفت و گاز خود را از ایران و عربستان تأمین می کرده و نمی تواند منابع سنتی اش را کنار بگذارد.

وابستگی منافع ایران و هند آنقدر ساده نیست که بتوان یک شبه از مبادلات بین دو کشور چشم پوشید؛ وابستگی که ریشه در تاریخ دارد و مالهوترا، روزنامه نگار هندی با یک یادآوری تاریخی بخوبی آن را بیان کرده است؛ «در زمان امپراتوری مغول، پس از آنکه از شیرشاه سوری سال 1540 میلادی شکست خورد، همایون به دربار شاه طهماسب صفوی پناه برد و همین آغازگر دوره تازه ای از روابط دو کشور شد. 500 سال از آن زمان گذشته، ولی واقعیت تغییر چندانی نکرده است؛ همچون شاه طهماسب که پس از مرگ ناگهانی شیرشاه سوری برای حفظ تاج و تخت مغول به همایون کمک کرد، مانموهان سینگ هم امروز به ایرانی ها نیاز دارد تا بتواند سرنوشت هند را در صفحه شطرنج آسیا رقم بزند».

مریم پاپی - خبرنگار جام جم آنلاین در هند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها