تاکنون، علاء (راننده صدام) و قیس، برادر بزرگترش بسیار کم در خصوص مخفی کردن صدام حرفی بهمیان آوردهاند، اما اخیرا علاء نامق در رستورانی که در نزدیکی حفره عنکبوت تاسیس کرده است از عملیات پنهان کردن صدام حرف زد. نامق گفته است همراه برادرش بعد از جنگ عراق در سال 2003 صدام را از خانهای به خانهای دیگر منتقل میکردند.
وی اظهار کرد، صدام هیچگاه از تلفن استفاده نمیکرد، چرا که میدانست آمریکاییها تماسهای وی را شنود میکنند.
راننده صدام افزود: صدام بسیار مینوشت و میخواند و علاقه بسیاری به شعر و نثر داشت، اما سربازان آمریکایی تمام نوشتههایش را مصادره کردند.
نامق گفت: صدام با همسر و دخترش نامهنگاری میکرد، اما با آنها ملاقاتی نداشت و من فقط دیدارهای او را با عدی و قصی (پسرانش) در مزرعه ترتیب میدادم. بعد از دستگیری صدام، علاء و قیس شش ماه با فلاکت در زندان ابوغریب حبس شدند.علاء میافزاید: صدام در زمانی که خود را پنهان کرده بود، سخنرانیهای آتشینی را منتشر میکرد و از طرفدارانش میخواست که با آمریکا مبارزه کنند. من و برادرم سخنرانیهای صدام را با دستگاهی کوچک ضبط میکردیم و از آنجا که میدانستیم آمریکاییها صدای ضبطشده را آنالیز میکنند تا به محل اختفای صدام پی ببرند، حدود ده مایل به سمت شهر سامرا رانندگی کردیم و در کنار جادهای اقدام به ضبط صدای ترافیک عبوری از خیابان کردیم.
نامق درپایان گفته است: صدام میدانست که سرانجام روزی بازداشت و اعدام خواهد شد. در قلبش میدانست که همه چیز اتفاق میافتد و وی دیگر رئیسجمهور نیست، بنابراین دست به اقدام جدیدی زد و آن جهاد علیه اشغالگران بود.
رضا عظیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم