
مردم شما را بیشتر با کدام نقشتان میشناسند؟
پلیس نامحسوس خیلی بازخورد خوبی داشته و دارد. خودم فکر نمیکردم این قدر این شخصیت محبوب شود. به نظرم محبوبیتش به خاطر این است که مردم با پلیس زیاد در ارتباط هستند. ضمن این که در تلویزیون تا به حال شوخی با پلیس نداشتهایم. شبیه این برنامه بهشکل واقعیاش در تلویزیون پخش میشد و مردم با آن آشنایی داشتند و ما همان را به طنز تبدیل کردیم، بخش آشپزی که من تیپ سامان گلریز را اجرا میکنم هم طرفداران زیادی دارد و تیپ مایلیکهن هم در ذهن مردم مانده است.
شما در سریالهای زیادی بازی کردهاید. حضور در کارهای آیتمی سختتر است یا در مجموعههای داستانی؟
کارهای آیتمی، بازیگری، نویسندگی و کارگردانیاش متفاوت است. شما باید در یک زمان کوتاه داستان و تیپسازی و انتقاد و شوخی را داشته باشید. مثل این است که شما بخواهید یک داستان صد کلمهای بنویسید و در آن شخصیتپردازی هم داشته باشید. محدودیت ما این است که زمان هر بخش از چهار، پنج دقیقه بیشتر نشود، چون اگر زمان بالا برود کار خستهکننده میشود.
مجوز بداههگویی هم به شما داده شده است؟
سعی میکنیم در بازی و بداهه چیزهایی پیدا کنیم که نقش بامزه شود. به عنوان بازیگر حدود 20 درصد بداهه به متن اضافه میکنیم.
به نظر شما چه اتفاقی افتاد که برنامهای مثل خنده بازار بعد از مدتها تعطیلی کارهای طنز گل کرد و پرمخاطب شد؟
خودمان هم ابتدای کار پیشبینی درستی درباره موفقیت خنده بازار نداشتیم. برای خودمان هم سوال بود که این کار میگیرد یا نه. به هر حال با خنده بازار چهرههای جدیدی در صفحه تلویزیون ظاهر شدند، چهرههایی که برای مردم تکراری نبودند. یعنی ما نیامدیم بازیگران طنز یک کار دیگر را به یک کار جدید منتقل کنیم. الان مردم برنامهای میبینند که تنوع دارد و احساس میکنند که حرف دلشان زده میشود. با تیپهای واقعی عرصههای هنر و ورزش شوخی کردیم که برای مردم جالب بود. رفتن به سمت شخصیتهایی که مابهازای واقعی دارند در خنده بازار خوب جواب داد.
در روند نگارش متنها چقدر مشارکت دارید؟ تا به حال شده است به نویسندگان سوژهای را پیشنهاد بدهید؟
معمولا متنهای نویسندگان را میخوانیم و با آنها بحث میکنیم تا به یک نتیجه مشترک برسیم. بعضی وقتها هم اخبار روزنامه را میخوانیم و به نویسندگان منتقل میکنیم. من چند وقت پیش خبری خواندم که بانک ملی، مرغ پیشفروش میکند. این خبر بهخودی خود خندهدار است، البته گریهدار هم هست. ما در یکی از بخشها به این مساله پرداختیم. خلاصه این که تا آنجا که سوژههایمان دچار جرح و تعدیل نشود پیشنهاد میدهیم.
منظورتان از جرح و تعدیل چیست؟ بیشتر توضیح بدهید.
خنده بازار به این دلیل موفق شد که حرفهای جدی میزد، اما تنگنظری در همه جا وجود دارد. ما مدام شعار میدهیم که میخواهیم جلوی ماهواره را بگیریم و باید برنامههای خوب بسازیم. من افرادی را دیدهام که گفتهاند ما فقط برنامه شما را میبینیم. مگر تلویزیون نمیخواهد مخاطب جذب کند؟ خب ما جذب کردهایم. چرا بعضیها این قدر ما را لای منگنه میگذارند و میگویند این کار را بکن و آن کار را نکن. پس چطور میخواهند جلوی ماهواره بایستند؟ هر کاری راهی دارد و ما راهش را پیدا کردهایم.
کسی که میگوید من فقط خنده بازار را نگاه میکنم یعنی روزی یک ساعت یک برنامه صدا و سیمای خودمان را میبیند. مگر ما همین را نمیخواهیم؟ متاسفانه وقتی برنامهای موفق میشود، هزاران نفر صاحبش میشوند و دربارهاش نظر میدهند. خیلیها در تلویزیون چهره شدهاند و بعد همکاریشان را با تلویزیون قطع کردهاند. اگر از ما حمایت کنند این اتفاق برای گروه ما نمیافتد.
خودتان کدام یک از بخشهای خنده بازار را بیشتر میپسندید؟
بخش نقد فیلم داشتیم که کارهای قدیمی را در آن بازسازی میکردیم. فیلمهای قیصر، گوزنها، سوتهدلان، مادر، گاو و هزار دستان را بازسازی کردیم. این بخش را خیلی دوست داشتم. به نظر خودم شیکترین و باکلاسترین بخش خنده بازار بخش نقد فیلم است.
شما یکی از عموهای فیتیلهای هم هستید. عموها چه ویژگی دارند که این قدر محبوب شدهاند و مردم دوستشان دارند؟
شاید به خاطر این که عمو فیتیلهایهای خنده بازار، یکسری آدمهای نخراشیده و سبیل کلفت هستند که یک نمایش را به مسخرهترین نحو بازی میکنند.
در این بخش ما یک بازی بیسر و ته را نشان میدهیم. بازیهای این قسمت شلخته است. عمدا این طور نشانشان میدهیم. ضمن این که قصههای این بخش هیچ کدام بچگانه نیست.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
دکتر مرندی در گفتوگو با «جامجم» پیامدهای واقعی فعال شدن اسنپ بک را نزدیک به صفر ارزیابی کرد