در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در اینجا ذکر دو نکته در حاشیه این قهرمانیها خالی از لطف نیست؛ اول این که دوشنبه شب وقتی امید نوروزی دومین طلای کشتی فرنگی المپیک را دو دستی تقدیم ملت ایران کرد، کمتر کسی بود که تحتتاثیر تصاویر ارسالی از شیراز و محل زندگی این قهرمان رعنا و غیور قرار نگیرد.
پدر و مادری پیر در منزل کوچک؛ ساده و بیادعا، اما دلی به پهنای دریا که تنها شادی هموطنانشان را آرزو میکردند. خانوادهای بیآلایش که یک قهرمان ملی تحویل این آب و خاک داده است.
اما لحظهای تامل؛ آیا خانوادههای اینچنین را نباید به عنوان خانواده نمونه در جامعه معرفی کرد و زیر پر و بالشان را گرفت؟
نکته دوم؛ صرفنظر از تلاش و تمرینهای طاقتفرسای خود کشتیگیران نباید از نقش مربیان آنها بسادگی گذشت، بهراستی مربیانی چون محمد بنا که اوج هنر خود را در لندن بهنمایش گذاشت چه بهرهای از ورزش دولتی ما میبرند؟! ورزشی که در یک طرف آن میلیاردی پول به فوتبالیها تزریق میشود و در طرف دیگر مربی چون بنا حقوق پنج میلیون تومانیاش در بوق و کرنا میشود! البته اینکه در همه جای دنیا پولهای هنگفتی در فوتبال هزینه میشود، شکی نیست، اما این پولها از کانال بخش خصوصی به فوتبال تزریق میشود نه از بیتالمال.
پس ضروری است اگر در ورزش کشور چشمان بینایی وجود داشته باشد یک بار برای همیشه جلوی این تبعیضها را گرفته و زمینه حمایت واقعی از رشتههای مدالآور و غیرفوتبالی که عظمت یک ملت را در المپیک به نمایش میگذارند، فراهم شود.
امید توفیقی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: