من پدر کتابخانه های ایرانم

در یکی از کوچه پس کوچه های قدیمی میدان تجریش ، جایی که بوی تهران قدیم را می دهد، یک کارگاه نجاری قدیمی پیداست که مطابق با مدرن ترین شیوه های استاندارد جهانی ساخته شده است
کد خبر: ۴۹۰۸۱
و به وجود پیر کتابخانه ساز ایران می بالد؛ مردی که 70سال عمر خود را با عشق به حرفه نجاری همدم تیشه ، مغار و اره بوده و هنوز خسته نیست.
مردی که شنیده ایم به زودی قرار است از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از او تقدیر شود: احمد تیموری ، سال 1300 در تهران متولد شد.
7 سالگی وارد دبستان شد و در مدت 4 ساله تحصیلش ، به علت علاقه ای که به نجاری داشت مشغول به کار در کارگاه نجاری شد.
پدرش به حرفه (خرپاکوپ) ساخت وساز شیروانی مشغول بود و مشوق فرزندش در حرفه نجاری. خودش می گوید: در آن روزها به دلیل علاقه ای که به درودگری داشتم ، از سه راه امین حضور تا خیابان ری را برای ساخت وساز بزرگترین ساختمان تهران آن زمان (سیلوی تهران) پیاده می رفتم و با روزی 16 ساعت کار و سر و کله زدن با مغار، اسکنه ، اره دوسر و... اگر کارگر خوبی محسوب می شدم ، روزی 10شاهی می گرفتم و اغلب اوقات با خوردن نیم سیر کره و نان که هرکدام صنار قیمت داشتند خودم را سیر می کردم.
به این ترتیب ، او پس از سالها شاگردی در کارگاه های مختلف نجاری و خاک اره خوردن ، در سال 1325 با پشتکارش توانست صاحب کارگاهی در خیابان نیاوران شود و به ساختن در مشغول شود.
پس از همکاری طولانی مدت با آلمان ها در سالهای 49 تا 50بتدریج وارد کار کتابخانه سازی شد و در مدت زمان کوتاهی ، با ساخت کتابخانه دانشگاه های اهواز، کرمان و مشهد، به شهرت فراوان رسید.
پس از کسب اعتبار برای نخستین موسسه استاندارد نجاری در ایران ، در این حرفه موفقیت قابل توجهی کسب کرد و پس از مدت کوتاهی تمامی کارهای پاساژ شناور تجریش ، بیمارستان مهر و بیمارستان جم را انجام داد و پس از آن به درخواست یک شرکت انگلیسی برای انجام کارهای سازمان مهندسی نفت آبادان به استان خوزستان رفت که به دلیل گرمای هوا و ناسازگاری با آب و هوای آن استان ، به تهران بازگشت.
او درباره شیوه بستن قرارداد کار با سایر شهرستان ها می گوید: «بچه شمیران بودم و تحمل آب و هوای گرم استان های جنوبی کشور برایم ممکن نبود. به همین دلیل ، سعی می کردم تا حد ممکن با چنین استان هایی قرارداد نبندم ، ولی از شانس بد یا خوبم این بار برای ساختن کتابخانه دانشگاه ادبیات اهواز راهی آن استان شدم و سعی کردم با وجود گرمای هوا کار را با جدیت به اتمام برسانم و در پایان کار ساختمان بانک را تبدیل به دانشگاه ادبیات کردم.
وزیر علوم و تحقیقات وقت هم در بازدید از کار گفت : «چرا این کارها را از کشور ایتالیا خریداری کرده اید؛»
کار دانشگاه ادبیات فارسی اهواز دلخواه مسوولان واقع شد و از آن به بعد کارهایم روی غلتک افتاد با این که علاقه ای به آب و هوای استان خوزستان نداشتم ، 5، 6 سال از دوران زندگی ام را در آنجا گذراندم و در این دوران توانستم تمامی کارهای دانشکده پزشکی و دانشکده علوم استان را به پایان برسانم.
ولی با این که موفقیت های فراوانی کسب کرده بودم. در کارهایم احساس خلائ می کردم و دوست داشتم در دانشگاه تهران از خود اثری به جا بگذارم. در همین احوال دعوتنامه همکاری از سوی ایرج افشار، رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به دستم رسید.


آغاز کار حرفه ای در تهران
تیموری پس از تحمل سالها مشقت ، با ارائه نمونه کار خود به ریاست دانشگاه ، توانست نظر او را جلب کند و کارش را برای 3 سال در دانشگاه با قیمت هر صندلی 120 تومان آغاز کرد که این کار مقدمه ای بود برای انجام تمامی کارهای دانشکده علوم ، ادبیات ، پزشکی ، هنرهای زیبا و دانشکده اقتصاد در امیرآباد. تیموری با وجود 70 سال کار در این حرفه خود را پدر کتابخانه های ایران می داند که محصولاتش از چابهار تا ارومیه ، سرخس تا کیش ، لاوان ، کرمان و اصفهان پراکنده است.
او پس از کسب شهرت برای ساخت کتابخانه های استاندارد در ایران ، به ساخت کتابخانه آستان قدس رضوی دعوت شد و بعداز آن ، کتابخانه امامزاده صالح ، کتابخانه مجلس و تمامی وسایل اتاق امام خمینی به دست او ساخته شد.
یکی از افتخاراتش این است که در جماران زاده شده ، می گوید: «در زمان حیات امام خمینی ره تمام وسایل اتاق امام را ساختم و سعادت داشتم که خطبه عقد 4 عروسم را امام بخوانند.»
او می گوید میز و صندلی های ساخته دست خود را تا 200سال ضمانت می کند و علاقه و پشتکارش را ضامن کیفیت محصولاتش می داند و مطمئن است از وقتی چوب و اره را شناخته حتی یک میخ کم مصرف نکرده و محصولاتش را مانند دختر و پسرهایش دوست دارد.
تیموری می گوید: «با این که حدود 40 سال از احداث کتابخانه مرکزی تهران می گذرد، هنوز از هزاران صندلی ساخته شده ، 10 صندلی هم شکسته نشده و دوست ندارم ببینم روی یکی از محصولاتم خراش وارد کنند.»
در حال حاضر، کمتر کارهای داخلی می پذیرد و درصد زیادی از محصولات صادر می شود و می گوید طی سفری که به انگلستان داشته ، از دانشگاه آکسفورد بازدید کرده است که دارای کتابخانه ای بلند، با عمق زیاد بوده و مطابق با استانداردهای جهانی نبوده ، چرا که عمق کتابخانه باید 26 سانت باشد.


قصد بازنشستگی ندارم
با این که 83 سال از عمر سراسر زحمتش می گذرد، می گوید: اگر چه به بیماری دیابت مبتلاست ، اما قصد ندارد بازنشسته شود.
در حال حاضر به مرحله بازنشستگی محلی رسیده است (یعنی از سوی فرزندانش بازنشسته شده است ) و سختی کار بر دوش پسرانش است. یکی از شاهکارهایی که در حال انجام آن هستند، کار روی کتابخانه حرم امام علی علیه السلام است و تاکنون 40 تا 50 کتابخانه به نجف منتقل کرده اند.
تیموری از این که دانشجویان روی صندلی های ساخته دستش می نشینند و کسب علم می کنند، احساس نشاط می کند و نصیحت پدرانه اش به 40 شاگرد و 4 پسرش این است که اگر روزی خواستند به مستمندی کمک کنند به او صندلی هدیه دهند و به کارشان عشق بورزند؛ چرا که فقط با دوست داشتن می توان به موفقیت رسید.

لیلا طاهر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها