شاید در گذشته دور، ورزش قهرمانی بانوان حرفهایی برای گفتن داشت، ولی هیچ توجهی به ورزش همگانی بانوان نمیشد.
یعنی در حقیقت همه چیز حول و حوش 15 تا 20 ورزشکار حرفهای خلاصه میشد و آنها با تمرینهای زیاد، حدود 20 سال در ورزش قهرمانی باقی میماندند.
در سالهای ابتدایی انقلاب هم کادر فنی کافی برای ارتقای ورزش بانوان وجود نداشت و برای تربیت مربی و داور، افرادی آموزش میدیدند که در نهایت میتوانستند تنها در حد یک مبصر کلاس عمل کنند و نه این که صاحب تواناییها و تخصصهای فنی باشند و به این شکل، مسابقههای ورزشی ما بیشتر جنبه سرگرمی داشت و بیشباهت به ورزش همگانی نبود.
آن زمانها، خانوادهها رغبتی به حضور در کلاسهای مختلف ورزشی نشان نمیدادند در حالی که الان ساعتها در صف ثبتنام فرزندانشان در یک کلاس والیبال یا تست باشگاه میایستند. در حقیقت، در سالهای ابتدایی انقلاب، خیلیها از تفریحات گذشته جدا شدند و به سمت ورزش آمدند که این موضوع، ورزش همگانی ما را بارور کرد و تقویت ورزش همگانی، در دراز مدت، برایمان موفقیت در ورزش قهرمانی را به ارمغان آورد.
حتی خیلی از قهرمانان ورزش ما از مکانهایی مثل بانکها، دانشگاهها و... به ورزش آمدند و در حالی که امکاناتی در اختیار مردها بود که زنها کمتر از آن بهرهمند بودند با کار بیشتر و حتی لطمه زدن به زندگی خصوصی و بچههای خود، سعی در جبران کردند و به جایی رسیدند که اکنون، مرتبا شاهد صعود بانوان ورزشکار در عرصههای آسیایی و بینالمللی هستیم که این موضوع، واقعا شعفانگیز است و امیدواریم قهرمانان و مسوولان ورزش از زحماتی که طی سالهای طولانی برای رسیدن به چنین جایگاهی کشیده شده است به آسانی نگذرند و بدانند در صورتی این موفقیتها قابل تداوم و ترقی است که همچنان همان تلاشهایی که طی سه دهه اخیر صورت گرفته، ادامه پیدا کند و همان همت، مقاومت و ایثار وجود داشته باشد تا روند صعود از سکوها با رونق بیشتری دنبال شود.
رشد کمی ورزش قهرمانی بانوان ایران نیز کاملا هویداست. به عنوان نمونه، در گذشته تنها در پنج رشته والیبال، بسکتبال، تنیس روی میز، تنیس و شنا حضور داشتیم در حالی که هماکنون، علاوه بر آن پنج رشته، در دهها رشته ورزشی دیگر نیز ورزش بانوان کاملا فعال شده است و حتی در رشتههای جدیدی مثل کبدی از مدعیان جهانی و آسیایی به شمار میرویم.
در روند موفقیتهای ورزش بانوان ایران، علاوه بر این که شاهد افزایش کاملا محسوس کمکهای مالی مسئولان هستیم، نباید حمایتها و کمکهای شایان رسانهها را نیز نادیده بگیریم که نقش قابل توجهی در این توفیقها ایفا کردهاند.
در گذشتهای نهچندان دور، بودجه ورزش بانوان، رقمی نزدیک به صفر بود و ورزشکاران و مسوولان، عاشقانه از جیب خود هزینه میکردند تا اردوها برگزار شود البته عشق به ورزش و میهن هم تا حدی میتواند کارساز باشد ولی اگر سایر نقایص شدت زیادی داشته باشد، عشق و علاقه صرف، نمیتواند کارساز باشد.
همان مشکلی که در گذشته برای ناکامی حرکات قهرمانی ورزش بانوان کارگر بود، ولی امروز به لطف حمایتهای همهجانبه، ورزش بانوان ایران مسیر حرکت خود به سمت کسب موفقیتهای بیشتر را یافته است.
امیدواریم همانطور که در گذشته زحمات عاشقانه و ایثارگرانهای برای قرار گرفتن ورزش بانوان در مسیر موفقیت به عمل آمد و شاهد به ثمر نشستن آن تلاشها هستیم، امروز هم از فردایمان غافل نباشیم و با بینش کامل برای آینده بذر موفقیت را بکاریم تا فردای ورزش بانوان ایران به مراتب پربارتر باشد.
خدیجه سپنجی - نایب رییس پیشین فدراسیون فوتبال
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم