گزارشی از پشت صحنه مجموعه «شرکت»

«نوروز» استخدام می‌شود

مجموعه تلویزیونی «شرکت» (نام موقت) به تهیه‌کنندگی موسسه فرهنگی ـ هنری حنان فیلم و کارگردانی مسعود کرامتی در 50 قسمت 40 دقیقه‌ای برای پخش از شبکه یک سیما در حال تولید است.
کد خبر: ۴۸۵۷۴۱

گروه سازنده شرکت از اوایل خرداد تولید را آغاز کرده‌است و تدوین آن نیز به‌طور همزمان انجام خواهد شد. این مجموعه قرار است با محوریت «کار و تلاش، روزی حلال و خودباوری و تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» تولید شود.

در یکی از روزهای آغاز تابستان به منطقه دارآباد، لوکیشن اصلی سریال رفته‌ایم. پس از عبور از یک محوطه سرسبز به عمارت سفید رنگی می‌رسم که محل اصلی اتفاقات مجموعه در آن روی خواهد داد.

ساختمان در سه طبقه خلاصه می‌شود که طبقه اول و سوم آن شرکت و طبقه میانی، منزل یکی از شخصیت‌های اصلی فیلمنامه است.

این مجموعه با استخدام جوان تحصیلکرده‌ای به نام نوروز با بازی احمد مهرانفر در یک شرکت آغاز می‌شود. مدیر شرکت، سعید فرجام با هنرمندی سعید پورصمیمی به‌دلیل مناسبات خانوادگی که در محل کارش وجود دارد نوروز را درگیر ماجراهای طنزی می‌کند که مخاطب را با خود همراه می‌سازد.

این سریال حدود 35 بازیگر اصلی دارد که از میان آنان می‌توان مهرانفر، پورصمیمی، سحر ذکریا، نیما فلاح و فریبا نادری را نام برد.

امروز قرار است سکانس‌های مربوط به دفتر فرجام در طبقه فوقانی شرکت ضبط شود و همه عوامل در طبقه بالا حضور دارند.

فریبا نادری، نقش منشی مدیر شرکت را بازی می‌کند. پشت میز نشسته است و یکی از دستیاران لباس و مقنعه‌اش را چک می‌کند.

به گفته هانیه امیدی، طراح لباس مجموعه، تقریبا دوماه پیش از شروع تولید، طراحی لباس مجموعه آغاز و برای همه کارکنان خانم شرکت لباس فرم طراحی شده‌ و نادری نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ پوشش سورمه‌ای رنگ با نوار‌های قرمز.

سحر ذکریا، بازیگر نقش آذر اما لباس‌هایی به سبک پوشش ملی دارد که پیش‌بینی می‌شود هنگام پخش سریال مورد توجه بانوان قرار بگیرد.

در این سکانس، ذکریا و پورصمیمی بازی دارند. آذر در اتاق فرجام ـ پورصمیمی ـ نشسته است و ناراحت به نظر می‌آید. فرجام سعی می‌کند مهربان باشد و با دخترش درباره موضوع مهمی گفت‌وگو می‌کند.

کرامتی نکاتی را به بازیگران یادآوری کرده و یکی از دستیاران کارگردان دیالوگ بعدی پورصمیمی را برایش تکرار می‌کند. بیرون از ساختمان صداهایی به گوش می‌رسد و برای دقایقی باعث توقف ضبط می‌شود.

جابه‌جایی‌هایی در صحنه انجام می‌شود و این بار قرار است بازیگران در بخش دیگری که اتاق آذر است در همان طبقه ادامه دهند. در همین فاصله که نور‌ها و دوربین‌ها جا به جا می‌شوند، به اتاق مورد نظر می‌روم.

یک اتاق کوچک با طراحی ساده و رنگ‌هایی گرم و دو پنجره کوچک که با کرکره‌های ظریفی جلوی نفوذ نور را گرفته است.

روی دیوار، کنار میز آذر تابلوی اعلانات کوچکی است که چند یادداشت کاری و یک نقشه کوچک ساختمان و عکس‌هایی از تعدادی کودک نصب شده است.

در این سکانس علاوه بر ذکریا، نیما فلاح و رضامولایی نیز بازی دارند و همگی از طریق چت با سیمین، همسر فرجام که بعد به گروه می‌پیوندد در حال گفت‌وگو هستند. دیالوگ‌های مربوط به سیمین را یکی از دستیاران کارگردان تکرارمی کند.

سکانس 27 ـ روز داخلی ـ شرکت ـ اتاق آذر

آذر (ذکریا)، تیرداد (فلاح) و بهمن(مولایی) پای چت در حال حرف زدن با مامان سیمین هستند.

سیمین - یعنی چی نمیاد؟

آذر- نمیاد دیگه... (به تیرداد) تو بگو

تیرداد- نه، هیچ‌جوری راضی نمی‌شه... شمشیرش رو سفت بسته

سیمین- بهمن چی کار کرد؟

آذر- هیچی... یعنی من نذاشتم بره... بهمن رو که می‌شناسید اولی نه، دومی با بابا دعواش می‌شه بدتر بابا رو عصبانی می‌کنه.

سیمین- دو ساعت دیگه کل فامیل می‌ریزن اینجا. بابات نباشه من بدبخت می‌شم. اون وقت تو نگرانی باباجونت عصبانی نشه؟... (کسی سیمین را صدا می‌کند) من کلی کار دارم... (مهربان‌تر به بهمن) بهمن... مادر جون تو از بچگی هم از اینا زرنگ‌تر بودی... قربون شکل ماهت، ببینم چی کار می‌کنی.

بهمن به آذر و تیرداد نگاهی مغرورانه می‌کند و با لبخندی فاتحانه به سمت اتاق صمصام می‌رود.

خارج از اتاق و در طبقه بالا، عوامل صحنه پشت شیشه پنجره‌ها مشغول چسباندن فیلترهایی به‌نام ان.دی هستند که از نفوذ مستقیم نور به داخل جلوگیری کنند.

فاضل ژیان، مدیر هنری مجموعه درخصوص طراحی این پروژه حرف‌های شنیدنی دارد: طی جلسات متعددی که با تهیه‌کننده، کارگردان و نویسنده مجموعه داشتیم به یک سلیقه واحد نزدیک شدیم و کار آغاز شد.

مهم‌ترین و اصلی‌ترین لوکیشن ما همین ساختمان سه طبقه بود که طراحی و ساخت دکور آن زمان زیادی به طول انجامید.

از آسفالت کردن محوطه و روی شرکت تا تفکیک طبقات و طراحی و اجرای بخش‌های مربوط به منزل فرجام و شرکت چند ماه طی شد و اولویت ما در مرحله اول آماده‌سازی بخش‌های مربوط به شرکت بود.

وی در ادامه به وجود فاصله طبقاتی و خصوصیات کاراکتر‌های اصلی مجموعه و تاثیر آنها در نوع طراحی صحنه و لباس می‌گوید: در این مجموعه دو خانواده اصلی داریم.

خانواده فرجام که متمول هستند و خانواده نوروز که در سطح متوسط اجتماعی زندگی می‌کنند و سعی کردیم در طراحی خانه‌ها و لباس‌هایشان حال و هوای فیلمنامه را منتقل کنیم.

به‌طور مثال در شرکت و خانه فرجام، سیمین و خصوصیات اخلاقی‌اش بخوبی بر محیط تاثیرگذار بوده و در کنار آن، اتاق شخصی فرجام در شرکت کاملا ساده و با حداقل امکانات مناسب مدیر یک شرکت معماری و ساختمان‌سازی طراحی شده و نشان می‌دهد او سعی دارد در اتاق کارش به دور از تجملات که خواسته همسرش است، کار کند.

در کنار این، خانه پدر نوروز را داریم که انتخاب خانه و طراحی دکورش و حتی ترکیب رنگ‌ها نمایانگر سادگی، تفاهم و همدلی این خانواده است که در طول داستان به آنها پی می‌بریم.

مدیر هنری این مجموعه در پایان از فرودگاه و چند خانه دیگر به عنوان سایر لوکیشن‌های سریال نام می‌برد و می‌گوید: سنگین‌ترین و پر هزینه‌ترین بخش طراحی صحنه این سریال به شرکت و خانه فرجام مربوط است که بخش شرکت به پایان رسیده و در حال تصویربرداری هستیم و حدود نیمی از طراحی منزل نیز تمام شده است و در آینده برای منزل نوروز به منطقه‌ای در کاشانک نقل مکان خواهیم کرد.

در همین فاصله، کرامتی نیز برای گریم رفته و چهره‌ای متفاوت پیدا کرده است. او نیز در این مجموعه علاوه بر کارگردانی، یکی از نقش‌های اصلی را ایفا می‌کند.

گروه همچنان مشغول تصویربرداری است. برایشان آرزوی توفیق کرده و این ساختمان سفید رنگ را ترک می‌کنم.

من عصبی هستم

سحر ذکریا در این مجموعه نقش دختر فرجام را بازی می‌کند که در شرکت نیز مشغول کار است. شخصیتی مثبت دارد که به نوعی در همه اتفاقات شرکت و خانواده‌اش درگیر می‌شود.

در اتاق لباس، یک دختر کوچک همراه با پدر و مادرش هست که قرار است در این مجموعه بازی کند.

شیرین زبانی‌های او توجه همه را جلب کرده است و هنگام پرو لباس از ضخیم بودن پارچه اظهار ناراحتی می‌کند و یکی از دستیاران لباس برایش توضیح می‌دهد که باید این لباس را دوست داشته باشد.

ذکریا برای تغییر لباس می‌رود و در بازگشت، دقایقی از حضورش در این مجموعه صحبت می‌کند: نقش آذر فرجام را بازی می‌کنم که یک آدم عصبی است و در ماجراهای مربوط به شرکت و خانواده‌اش دخیل است و در کنار آنها مشکلات زندگی شخصی‌اش نیز او را به چهره‌ای عصبی و ناراحت بدل کرده است.

وی برای اولین بار است جلوی دوربین این کارگردان رفته و از همکاری با این گروه خرسند است و اظهار امیدواری می‌کند این روند در ادامه تولید مجموعه نیز تداوم داشته باشد.(جام جم - ضمیمه قاب کوچک)

منصوره بسمل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها