در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نه، فایده ندارد! مثل این است که وقت گرسنگی، عکسی از خوراکی محبوب را بگذارید جلوی چشمتان و انتظار داشته باشید سیر بشوید. مثل این است که تصویر یک لیوان آب خنک پر از یخ را ظهر تابستان نشانتان بدهند و شما مدعی شوید پس از دیدن عکس سیراب شدهاید. مثل این است که عکس گلی را بو کنید و بگویید مشامتان تازه شده است. مثل این است که فونتهای موسیقی را تماشا کنید و بگویید بهبه چه موسیقی گوشنوازی!
نه، اینطوری لذت نمیبرید، تا وقتی به خان کندی در بخش مرکزی شهرستان گرمی استان اردبیل نرفتهاید، تا وقتی دریاچه قالغانلو را ندیدهاید، تا وقتی کنار چشمه روستا چای نخوردهاید و چرتی نزدهاید، تا وقتی در مراتع سبزش پابرهنه ندویدهاید، تا وقتی خنکی و رطوبت مه را در سحرگاهش روی پوستتان حس نکردهاید، تا وقتی از باغهایش با دستهای خودتان میوهای نچیدهاید، تا وقتی پای حرفهای مردم روستا ننشستهاید و آنها برایتان از گذشتههای دور قصه نگفتهاند مثلا تعریف نکردهاند که چطور خان روستا استفاده از چشمه را برای خودش اختصاصی کرده بود و به همین خاطر به چشمه، خان بولاغی (چشمه خان) میگفتند، تا وقتی خودتان طعم فراغت را در روستا نچشیدهاید، بیفایده است وصف خان کندی را بکنیم مگر این که واقعا قصد کنید کوله بارتان را ببندید و به شهرستان گرمی یا مغان در اردبیل بروید و از آنجا به خان کندی تا دیدههایتان، جای شنیدهها را بگیرند و مثل ما معتقد شوید کلمات در وصف خان کندی کم میآیند.
مریم یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: