مهاجرت نخبگان دیگر پدیده جدیدی نیست

نیازی به دلیل ندارد. موضوع مهاجرت نخبگان بیش از آن که یک پدیده اجتماعی باشد، تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است. هر بار که المپیادی ها با تاج گل از سفر برمی گردند، هر بار که رتبه های اول کنکور اعلام می شود، این داغ دوباره تازه می شود.
کد خبر: ۴۸۵۱۷

مهاجرت آن هم مهاجرت نخبگان ، پدیده ای است که هر بار باید از زاویه های مختلفی مورد بحث قرار گیرد و تا زمانی که به یک جریان آرام تبدیل نشود، نمی شود نسبت به آن بی تفاوت بود.
دوباره رتبه های یک رقمی ، تیتر یک روزنامه ها شده اند، تمامشان توی مصاحبه هایشان می گویند حاضرند تمام مشکلات را به خاطر آبادانی وطنشان تحمل کنند، ولی آیا در آینده چنین اتفاقی می افتد؛
آیا می توان انتظار داشت که علی رغم تمام انتظاراتی که یک جوان نخبه از جامعه اش دارد، در کنار کمبودها و نارسایی ها بمانند و بسازند؛ راهکار چیست؛ نظر چه کسی را باید پرسید؛


یک تعریف ساده
مهاجرت نخبگان همواره یکی از مشکلات کشورهای در حال توسعه بوده و ایران هم نمی تواند از این قاعده مستثنا باشد. طبیعی است تا وقتی دلایل مهاجرت از بین نرود، مهاجرت نخبگان همچنان ادامه پیدا کند.
طبق گفته های دکتر معین وزیر پیشین وزارت علوم ، 220هزار نفر از نخبگان علمی و مدیریتی و صاحبان سرمایه در سال 2000 میلادی فقط به یکی از کشورهای غربی مهاجرت کرده اند.
براساس گزارش صندوق بین المللی پول در سال 1999، ایران بین 41 کشور جهان بیشترین میزان خروج مهاجران تحصیلکرده را داشته و این روند هنوز ادامه دارد.
در طول چند سالی که مهاجرت نخبگان بارها و بارها از سوی مسوولان و رسانه ها به عنوان یکی از مهمترین مشکلات کشور بیان شده است ، هیچ راهکار مناسبی برای جلوگیری از خروج متخصصان یا جذب نخبگان صورت نگرفته است.


ارزش این همه نخبه چقدر است؛
یکی از مسوولان وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ، خروج سرمایه های فکری از کشور را بالغ بر 38 میلیارد دلار اعلام کرده است.
در سال 1999 معادل 11 میلیارد دلار سرمایه فکری از ایران خارج شده است. به نقل از روزنامه ها، در سال 1378، روزانه به طور متوسط 15 کارشناس ارشد و 3 دکتر از کشور خارج شده اند.
تمام این آمارها کافی است تا مسوولان را به طور جدی به فکر وادارد.


سازمان های ویژه نخبگان چه می گویند؛
باشگاه دانش پژوهان جوان ، یکی از معدود سازمان هایی است که با اکثریت نخبگان از راههای گوناگون در ارتباط است.
در برنامه های سالانه این باشگاه ، المپیادی های سالهای گوناگون دور هم جمع می شوند و نظرات و خواسته هایشان را با این باشگاه درمیان می گذارند.
صولتیان مدیر روابط عمومی باشگاه دانش پژوهان جوان می گوید: «طبق فرمایش مقام معظم رهبری ، اصطلاح فرار مغزها، اصطلاح مناسبی نیست.
آنچه امروز در رسانه های مختلف باب شده است و هر بار به صورتهای مختلف عنوان می شود و با آمار و ارقام نجومی همراه می شود، جز بزرگنمایی واقعیت نیست.
مهاجرت نخبگان یک پدیده کاملا معمولی است که حتی کشورهای پیشرفته ای مثل انگلستان و ژاپن هم با این پدیده مواجهند.
طبیعی است که یک نخبه در جستجوی امکانات بهتر تحصیلی و شرایط بهتر به نقطه دیگری از جهان کوچ کند. نباید این اتفاق را بی جهت بزرگ کرد.»

طبق گفته مدیر روابط عمومی باشگاه دانش پژوهان جوان ، آمارهایی که به نقل از این باشگاه در این سو و آن سو منتشر می شود، آمارهای بی ربطی است.
او می گوید: «در بسیاری از روزنامه ها نوشته اند 90درصد المپیادی ها مهاجرت کرده اند، در حالی که از 410نفر المپیادی ، فقط 190 نفر در خارج از کشور به سر می برند که از این تعداد حدود 170 نفرشان مشغول تحصیل هستند و کمتر از 10 درصدشان درسشان تمام شده و آنجا مانده اند، در حالیکه ماندن در یک کشور پیشرفته ، به قصد تحقیق و کار به معنی فرار نیست. این مساله در کشورهایی مثل فرانسه و انگلستان هم رخ می دهد.»
او می گوید باشگاه با المپیادی هایی که درسشان تمام شده است ، مرتب در حال ارتباط است. ما مرتب با آنها از طریق نامه الکترونیکی در ارتباط هستیم. آنها در خارج از کشور انجمنی دارند به نام «انجمن ایرانیان نخبه» و از ما می خواهند برایشان پروژه تعریف کنیم.
آنها مایلند برای آموزش و ایجاد کارگاه های آموزشی به ایران بیایند، به شرط آن که شرایط رفت و آمدشان را تسهیل کنیم. وظیفه رسانه ها این است که به جای بزرگنمایی مسائل ، توجه شان را به نخبگانی که آمادگی بازگشت به کشور را دارند، معطوف کنند.
صولتیان می گوید: «این که یک ایرانی در هر کجای دنیا که باشد به پیشرفت کشورش بیندیشد و به ایرانی بودنش افتخار کند، دلیل بر فرار مغزها نیست. فقط باید اولویت را در برنامه ریزی های توسعه برجوانانی بگذاریم که از نبود امکانات خاص نخبگان ، انتقاد می کنند.
باید شرایط را برایشان فراهم کرد و برای آینده شان برنامه ریزی کرد».


کمی هم نظر کارشناسی
دکتر محمود غفارمنش ، روان شناس معتقد است عبارت فرار مغزها، عبارت مناسبی نیست ، چرا که نخبگان احساس می کنند به محض این که از کشور خارج شوند، خائن هستند و این حس منفی ، ممکن است از احساس تعلق آنها به گذشته سرزمین مادری شان بکاهد، آنها نباید فکر کنند رفتنشان یک جور خیانت است.
باید ضمن آموزش های علمی ، برای آنها طی مباحث روان شناسی توضیح داد که مهاجرت یک پدیده کاملا معمولی است. آنها می توانند برای تحصیلات بهتر و امکانات ویژه به هر کجای دنیا که خواستند بروند، ولی آنچه مهم است بازگشت نخبگان است که باید روی آن برنامه ریزی و به آن فکر کرد.


نخبگان چه می گویند؛
یکی از بچه های المپیادی می گوید: تا وقتی در ایران هستیم ، به ما توجه نمی شود، همین که پایمان را روی مرز می گذاریم ، اسممان می شود مغز و کارمان می شود فرار مغزها.
شاید بهتر باشد به جای این که همه از رفتنمان بنویسند، به دلایل ماندنمان بپردازند و از ما بپرسند چه امکاناتی لازم داریم و برایمان شرایط ویژه مهیا کنند.


آخر شاهنامه
مهاجرت نخبگان یک پدیده جهانشمول و طبیعی است ، ولی آنچه مهم است این است که آمار مهاجران نباید با آمار کسانی که برمی گردند تفاوت زیادی داشته باشد. این کار خیلی سختی نیست.
مسوولان با یک مقایسه ساده ، می توانند به نتیجه ای کاملا معقول برسند. شرایط برای ماندن نخبگان باید ویژه باشد. باید این سرمایه های مادی را نثار این سرمایه های معنوی کرد.
ارتباط مداوم با آنها که رفته اند، بهبود شرایط، برگزاری کارگاه های آموزشی و دعوت از آنها برای آموزش هزار و یک کار دیگر می تواند گره گشا باشد. باید منتظر بمانیم و ببینیم مسوولان چه می کنند.

مریم نوابی نژاد
navabinejad@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها