در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی تهیهکنندگان، شعر و موسیقی تیتراژ را تزئین کار خود میدانند که لزوما هم نباید با فضا و قصه همخوانی داشته باشد. شما چنین تعریفی را قبول دارید؟
مشخص است که نه... .
خب پس شاید بهتر باشد گفتوگویمان را با کارکرد شعر و ترانه تیتراژ از زبان شما آغاز کنیم. به نظر شما شعر تیتراژ چه تفاوتی با شعر میان متن دارد؟
ترانه تیتراژ باید جامعیتی داشته باشد که با کلیت فضای درام به لحاظ مضمون و حال و هوا همخوانی داشته باشد، ولی ترانههایی که در سریال کار میشود بیشتر ممکن است به همان سکانس مربوط باشد و تمرکز آن بیشتر به لحاظ مفهومی و فکری متناسب با سکانس و آن بخشی باشد که قرار است ترانه پخش شود. ترانه تیتراژ باید با کلیت فضای سریال هماهنگی داشته باشد و مضمون را هم لو ندهد. وقتی روی سکانسی ترانه میآید موضوع مشخص است و ترانه میتواند آزادانهتر کار خود را انجام دهد، هرچند ممکن است در سکانسی داستان تعلیق داشته و فضای مشخصی نداشته باشد. باز هم در اینجا ترانه میتواند آن فضای تعلیق را انتقال دهد و بیان کند. در مجموع چون همه مربوط به یک سریال است از هم جدا نبوده و بیارتباط با هم نیستند. ممکن است ما زمانی ترانهای را در سکانسی داشته باشیم که مضمون آن با سکانس دیگری که ترانه دیگری دارد، متضاد باشد ولی خب این به بخشهای مختلف یک سریال مربوط است و نگاهی که ترانه به آن بخش از فیلمنامه میکند. در واقع کل آن یک مجموعه واحدی است که ترانهها نیز میتوانند از این باب به یکدیگر مرتبط باشند.
یعنی شعر و ترانه تیتراژ باید کلیت داستان را در نظر بگیرد؟
برای سرودن شعر یا ترانه تیتراژ باید به زمانی که سریال اتفاق میافتد (منظور زمان تاریخی آن است)، نوع دیالوگهایی که ردوبدل میشود و بافت اجتماعی و فرهنگی داستان توجه شود. ترانهسرای یک کار باید همه این جوانب را در نظر بگیرد. این که چه خوانندهای، پاپ یا سنتی قرار است کار را بخواند، مهم است.
در کل موضوع و زبان شعر باید بهنوعی با زبان سریال متناسب باشد، ولی به گونهای نباشد که با زمان حاضر هم نتواند ارتباط برقرار کند. اگر ما سریالی داریم که به دوره تاریخی 700 سال پیش مربوط میشود به این معنی نیست که بیاییم برای ترانه و شعر هم از زبان و شعری استفاده کنیم که مربوط به 700 سال پیش شود. باید از ترانهای استفاده کنیم که هم بتواند به نوعی باشد که با دیالوگهایی که در آن سریال استفاده میشود سنخیت داشته و هم این که با زبان و موسیقی عصر حاضر ما هماهنگ شود و با آن نیز ارتباط برقرار کند. این مرزی است که ترانهسرا باید آن را پیدا و رعایت کند.
ترانه تیتراژ یک سریال با ترانه تیتراژ فیلم متفاوت است؟
فیلم یک قصه است و انتهای آن موضوع مشخص و داستان کامل شده است، بنابراین ترانه میتواند تکلیف خود را بداند و انتهای فیلم را متناسب با همان فیلم بیان کند، اما درباره سریال ممکن است داستان تا پایان سریال مشخص نباشد. برای همین ترانهسرا نباید انتهای داستان را لو دهد. سریال ممکن است 30 قسمت، 15 قسمت یا 60 قسمت طول بکشد. ترانه نیز باید در این 60 قسمت همپای سریال جلو بیاید و ارتباط خود را با سریال حفظ بکند، ولی داستان را لو ندهد.
بیشتر ترانههای شما برای تیتراژها انتخاب میشود یا این که سفارش میدهند؟
من براساس سریال، ترانه مخصوص را میسرایم. اگر سریال آماده شده باشد میبینم و بعد ترانه را میسرایم و اگر آماده نشده باشد فیلمنامه را میخوانم.
خودتان کدام روش را بیشتر میپسندید؟
این روش که براساس سریال ترانه گفته شود درستتر است، مگر این که براساس مضمونی ترانهای گفته شده و خیلی با موضوع سریال جور باشد که این اتفاق معمولا کم میافتد. من خودم بیشتر ترجیح میدهم براساس سریال ترانه بگویم.
ترجیح میدهید برای کدام ژانر از سریالها ترانه بسرایید؟
فکر میکنم ترانهسرا برای سرودن ترانه تیتراژ باید مثل یک بازیگر عمل کند و در عمق داستان فروبرود و ترانه مناسب را بگوید. درست مثل یک بازیگر. من برای سریال شب دهم و مدار صفر درجه با یک نوع کلام شعر گفتم و برای سریالی مثل میوه ممنوعه به شکل دیگری و برای سریال غریبانه و پول کثیف با یک لحن و برای سریالی مثل خوش رکاب که یک فضای کوچه بازاری داشت با لحنی دیگر و برای سریالهای طنز هم به همین ترتیب. برای خود من همه اینها جالب بوده است.
ترانههای ماندگار
ترانه علاوه بر این که یکی از تعابیر آن، موضوع سریال و داستانهایی است که در آن اتفاق میافتد و با فضای سریال نیز ارتباط دارد، باید خودش هم قابل تفسیر و تاویل باشد. ترانه برای ماندگار شدن در سریال باید به صورت مستقل هم مفهوم داشته و قابل شنیدن باشد و هر کسی با روحیات خود و برداشتی که از عواطف و اعتقادات خود دارد بتواند با آن ارتباط برقرار کند. در کل، ترانه باید مفهومی مستقل از سریال داشته باشد و به سریال وابسته نباشد، یعنی حتما باید در انتهای سریال شنیده شود تا معنی آن معلوم شود، البته یکی از معانی ترانه موضوع سریال است. در ضمن عوامل کار نیز باید با قدرت کارشان را انجام دهند یعنی شعر، آهنگساز، تنظیم و خواننده قوی باشد، ملودی خیلی خوبی داشته باشد تا مردم بتوانند به عنوان یک کار مستقل نیز آن را بشنوند. موضوع ترانه باید تاریخ مصرف نداشته باشد و اگر شعر به گونهای گفته شود که موضوع آن قابل بسط باشد پس از اتمام سریال هم میتواند شنیده شود و مردم با آن ارتباط برقرار کنند. نگاه من در کل نسبت به ترانه و موسیقی تیتراژ مثبت است، شاید بشود گفت موفقترین موسیقیای که از صداوسیما پخش میشود همین موسیقی تیتراژ است.
اعظم تفرشی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: