شوخ طبعی‌های آسایشگاه

چند آدم خاموش، خوابیده روی تخت، بدون دست، پا یا چشم که هیچ کاری ندارند جز خوابیدن یا حداکثر تماشای تلویزیون، سالی یک بار هم عده‌ای با گل و شیرینی می‌روند سراغشان، معمولا هم گل گلایل قرمز و صورتی؛ خبری تهیه می‌شود و عکسی به یادگار انداخته می‌شود و یک مطلب احساسی و... می‌رود تا سال بعد که باز همین آش و همین کاسه و تخت و عکس و گل و احساس! این تقریبا انگاره رسانه‌ای جانباز است برای خیلی از ما،....
کد خبر: ۴۸۲۸۶۷

اما این داستان، یک روی دیگر هم دارد، در جنگ، مرگ- بزرگ‌ترین راز عالم- به شوخی گرفته می‌شود و شوخی کوچکی هم نیست! اثرش این است که بچه‌های جنگ را در غالب موارد شوخ طبعی می‌یابی و سرزنده، حتی اگر پا و چشم و دست نداشته باشند، هرچند اگر روی تختی بی‌حرکت آرمیده باشند.

کافی است یک بار «غیرمناسبتی» و بدون این‌که بخواهی عکس یادگاری بگیری، بروی پیششان، گله و گلایه و درد و شکایت البته هست، ولی شوخی و جوک و سر به سر گذاشتن و متلک هم هست، خوبش هم هست!

اتفاقا بچه‌های جانباز، ناتوانی و نداشتن دست و پا و چشم را با زبان جبران کرده‌اند، آن گلایه‌ها و دردها و رنج تن هم با این روح شوخ‌طبعی عجین شده است و شده است یک طنز گزنده که می‌شود حتی اسمش را گذاشت ژانر طنز بچه‌های آسایشگاه! این حس و حال کاملا متفاوت با آسایشگاه سالمندان و حتی معلولین است، یک چیز کاملا مخصوص بچه‌های جنگ، بچه‌های زمینگیر جنگ! چقدر لازم است تا کتابی مثل «شوخ طبعی‌های جبهه» سید مهدی فهیمی این بار با نام «شوخ طبعی‌های آسایشگاه» نوشته شود؛ راستی سیدمهدی فهیمی کجاست؟

بهمن هدایتی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها