در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مرد گفت:من خودرو را از یکی از دوستانم به نام حسن امانت گرفتهام تا با آن به شهر خودمان بروم. حسن نگهبان یک ساختمان در حال احداث در شهرک غرب بود و ماموران وقتی نشانی محل کار او را به دست آوردند برای انجام تحقیقات نامحسوس راهی آن محل شدند. آنها متوجه شدند کار این ساختمان به پایان رسیده است و حسن بزودی آنجا را ترک خواهد کرد. حسن پس از بازداشت در اعترافاتش گفت: آن زن قصد داشت چند واحد از آپارتمانهای محل کار من را بخرد و روز حادثه برای دیدن ساختمان آمده بود. همانطور که داشتم واحدها را به او نشان میدادم وسوسه شدم و با همدستی دو مرد افغان به زور او را به اتاق نگهبانی کشاندیم و دست و پاهایش را بستیم و به او تجاوز کردیم. بعد در حالیکه به شدت ترسیده بودیم و میدانستیم این زن از ما شکایت میکند و براحتی شناسایی میشویم تصمیم گرفتیم وی را بکشیم. برای همین آن زن را با کابل برق خفه و بعد پولها، طلاها و ماشینش را سرقت کردیم.
این مرد در پاسخ به این سوال که با جسد چه کردهاند،گفت: جسد را در یک ملحفه پیچیدیم، به خاتونآباد پاکدشت بردیم و در کانال آب رها کردیم.
تجاوز فقط یک جرم نیست
هدی عمید / وکیل دادگستری: یکی از بزرگترین مشکلات زنان و یکی از مهمترین چالشهایی که دولتها با آن روبهرو هستند بحث خشونتهای جنسی علیه زنان است. خشونت جنسی انواع مختلفی دارد و در سطوح متفاوتی خود را نشان میدهد:
خشونت رفتاری که شامل هرگونه رفتارهای جنسی اعم از توجه نشان دادن به بدن زن، نگاه شهوت آلود و آزاردهنده، تماس بدنی، زنای بامحارم، اجبار به انجام عمل جنسی، تجاوز و... میشود.
خشونت گفتاری که گفتار شهوانی و یا گفتار خشونت آمیز را در بر میگیرد. این خشونتها در هر محیطی که زنان و دختران در آن حضور دارند اعم از محیط خانواده یا محیطهای کاری یا مراکز عمومی میتواند رخ دهد. اما معمولا خشونت در درجه اعلی خود به شکل تجاوز بروز میکند. در قوانین اسلامی از این مورد به عنوان «زنای به عنف» نام برده شده است که طی آن مردی به عنف و اجبار و بدون رضایت زن به او تجاوز میکند.
انواع مجازات برای «زنا» و تعریف « زنای به عنف»
بهطور کلی در قوانین ایران که مبتنی بر قواعد فقه شیعه است چند نوع مجازات برای زنا متناسب با نوع آن و نیز شرایط مجرم در نظر گرفته شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
1. قتل: برای سه گروه از زناکاران اجرا میشود که عبارتست از: زنای با محارم، زنای به عنف، زنای کافر ذمی با زن مسلمان در کشور اسلامی
2. سنگسار (رجم) که فقط شامل مرد محصن و زن محصنه میشود.
3. صد تازیانه (جلد) که در مورد زن یا مرد زناکاری که واجد شرایط احصان نباشد اجرا میشود.
تنها جایی که از زنای به عنف نام برده شده ماده 82 قانون مجازات اسلامی است که در آن گفته شده حد زنای به عنف و اکراه، قتل است. متاسفانه نه در این ماده و نه در مواد دیگر قانون تعریفی از زنای به عنف یا آنچه به نام تجاوز میشناسیم ارائه نشده است.
عنف در لغت به معنای سختی، غلبه و زور است. منظور از عنف بر اساس مبانی حقوقی ایران میتواند هم اکراه مادی باشد مانند اجبار ناشی از تهدید با اسلحه و هم اکراه معنوی باشد، یعنی در حالت جهل و بیخبری مانند استفاده از دارو برای بیهوش نمودن دختر. البته در مورد اجبار معنوی و اینکه در این حالت نیز میتوان قائل به زنای به عنف بود، اختلاف نظر وجود دارد.
روش اثبات جرم
درخصوص نحوه اثبات این جرم باید گفت بر اساس مقررات قانونی راههای ثبوت زنا بهطور کلی عبارت از اقرار، شهادت و علم قاضی است. اثبات این جرائم نیاز به ارائه دلیل از سوی مدعی دارد که دادگاه ضمن بررسی ادله در صورتی که آنها را واجد استناد بیابد مستند رای خود را قرار میدهد. اقرار متهم مهمترین دلیل در مستندات رای دادگاه شمرده میشود اما در بحث تجاوز اقرار متهم علیه خودش بسیار نادر اتفاق میافتد. مگر اینکه اقرار از راههای قانونی و مشروع کسب نشده باشد که در آن صورت نیز ارزش اثباتی ندارد. از سوی دیگر امکان استفاده از شهادت شهود نیز در موارد بسیار اندک است. زیرا مجرمین بندرت اتفاق میافتد که در برابر دیگران مرتکب جرم شوند آن هم جرمی مانند تجاوز که قطعا، نیاز به پنهان کاری ویژهای دارد. بنابراین تنها امکانی که برای بزه دیدگان باقی میماند استفاده از علم قاضی است. علم قاضی از شیوههای مختلفی میتواند تحصیل شود. گزارش اولیه پلیس، نظریه پزشکی قانونی، اظهارات متهم در جلسات متفاوت و روابط قبلی میان متهم و قربانی، میتواند از مواردی باشد که به حصول علم قاضی کمک نماید.
ریشههای روانشناسی تجاوز
مریم رامشت، روانشناس:اگر ما به شخصیت افراد متجاوز توجه کنیم میبینیم بسیاری از آنها از دوران جوانی درگیر اختلالات خلقی روحی و شخصیتی بودهاند. بزهکاران جنسی معمولا از خانوادههایی هستند که در آنها بحث بزه جنسی از قبل مطرح بوده. بسیاری از آنها در دوران کودکی خودشان مورد آسیب جنسی قرار گرفتهاند.
بسیاری از آنها خود یا نزدیکانشان قربانی بزه جنسی آشنایان و اقوام بودهاند. افرادی که بزه جنسی انجام میدهند، افرادی هستند با تمایلات هیجانی بسیار شدید و ناتوان در کنترل احساسات و عواطف و هیجانات. ما زمانی میتوانیم هیجان خود را کنترل کنیم که آموزشهای لازم را به طور مستقیم و غیرمستقیم در محیط خانه یا محیط آموزشی یا گروههای هم سال یاد بگیریم. این افراد معمولا از خانوادههایی هستند که سطح آموزش در آنها به کمترین میزان است. درگیری فیزیکی و روحی در آنها بالاست. طلاق رسمی یا عاطفی اتفاق افتاده است. این افراد از محبت و عطوفت لازم برخوردار نیستند. گاهی اوقات این افراد تکوالد هستند، یعنی پدر یا مادر خود را در کودکی از دست دادهاند. اغلب بزهکاران جنسی از لحاظ شخصیتی اختلال دارند و از کودکی تحت فشارهای روحی و روانی و جسمی بودهاند.
بعضی اوقات این افراد در محیطهایی رشد میکنند که آسیبزا هستند. برخی در حاشیه شهرها و در محیطی که از حداقل روابط اجتماعی سالم برخوردار است، زندگی میکنند. در گروه دوستانی قرار میگیرند که تشویقکننده این نوع رفتار هستند و معمولا برای گرفتن تایید گروه، دست به بزه جنسی میزنند و حتی گروهی این کار را میکنند، چرا که به صورت انفرادی شجاعت انجامش را ندارند. اغلب این افراد تحصیلکرده نیستند. در محیطهای آموزشی آدمهای موفقی نبودند. علائمی از کمبود توجه و تمرکز دارند و از لحاظ تحصیلی آدمهای ناموفقی هستند.
بزهکاران جنسی در طول زندگی خود تهدید، تحقیر و توهینهای زیادی را تحمل کردهاند. در نتیجه خشمی پنهانی نسبت به محیط و اطرافیان دارند. تجاوز و بزه جنسی بیشتر ابراز عصبانیت، خشم و نفرت است تا ارضای جنسی. اما متاسفانه در جامعه ما به این مساله توجه نمیشود. بزهکاران جنسی بیماران روحی هستند. ولی ما در تحلیلها کمتر بر شخصیت این افراد تمرکز میکنیم و در مورد عوامل اجتماعی نیز واقعگرایانه برخورد نمیکنیم و گاهی حتی قربانی را مقصر میدانیم، در صورتی که معمولا قربانیان زنانی کاملا بیدفاع هستند. این فرد میتواند یک معلم یا یک پزشک تنها باشد یا حتی کسی با پوشش کامل، اما تنها و بیدفاع. بزهکاری جنسی کاملا در لایههای درونی یک فرد نهفته است. ما نباید به اشتباه قربانی را در این رفتار دخیل بدانیم.
قربانیان تجاوز میدان را خالی نکنند
نسرین خواجوی، جامعهشناس: تجاوز بدون شک دردناکترین جنایتی است که یک فرد ممکن است در طول زندگیاش تجربه کند. قربانیان تجاوز گاه بهدلایل اجتماعی، خانوادگی و فردی از بازگو کردن آنچه بر آنها گذشته سرباز میزنند و این مساله آثار مخربی دارد، چه از بعد اجتماعی و چه فردی. پای اشخاص خاطی به مراجع انتظامی و قضایی باز نمیشود و در نتیجه افراد متجاوز متنبه نمیشوند و ممکن است به کار خود ادامه دهند. نکته دیگر اثر مخربی است که بر روان شخص آسیبدیده میگذارد، چون او از سویی قربانی شده و از سوی دیگر زندگی خود را از دست رفته میبیند، چرا که میترسد انگشت اتهام به سمت خود او نشانه رود و خانواده یا جامعه به او برچسب بزنند. برچسب دختری که نتوانسته از خود دفاع کند یا شرایط را طوری فراهم کرده که در خطر تجاوز قرار گیرد. بسیاری از زنان و دختران به خاطر شرایط خانوادگی و از ترس آبروی خود از شکایت علیه متجاوزان میگذرند. در جوامع بستهتر و کوچکتر، موضوع فراتر نیز میرود. دختری که مورد تجاوز قرار گرفته به دلیل باکره نبودن بسختی میتواند شوهر کند. در نتیجه او این موضوع را کتمان یا انکار میکند. این مساله در روابط زناشویی او تاثیر منفی خواهد داشت. چرا که خاطره بسیار بدی دارد و نخستین تجربه او ظلم ناروایی بوده که بر او وارد شده است. اما این اتفاق مسلما نباید باعث شود که زنان از فعالیتهای اجتماعی خود غافل شوند یا باز بنشینند.
به افرادی که مورد تجاوز قرار گرفتهاند توصیه میشود، اولا تا جایی که ممکن است از شکایت صرفنظر نکنند و مطمئن باشند مسوولان از آنها حمایت خواهند کرد. دوم این که حتما به مشاور یا روانشناس مراجعه و دوره درمان خود را کامل کنند. چون به خاطر خشونت و ظلمی که بر آنها روارفته، زخمی در روحشان ایجاد شده که اگر ترمیم نشود، در زندگی آینده برایشان دردسرساز خواهد شد.
دومین توصیه به خانواده و اطرافیان قربانیان است که باید تمام توان خود را برای حمایت از عزیزشان به کار گیرند. مطلقا بسراغ سرزنش و این که اگر این کار را نمیکردی این اتفاق نمیافتاد، نروند و سعی کنند او را کمک کنند که این دوره سخت را پشتسر بگذارد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: