1 ـ در وهله اول معتقدم آفتی به نام «پدیده سوزی» نهتنها به باشگاهها که به فوتبال ملی ما صدمات بسیار جدی وارد کرده و این روند متاسفانه همچنان ادامه دارد. در شرایطی که روزگاری خوزستان، اصفهان، انزلی و حتی شیراز بازیکنان بزرگی به فوتبال ملی ما تحویل میدادند و این معدن ناب همچنان میتواند در این مسیر گام بردارد. متاسفانه شاهدیم که با حضور بازیکنان درجه چندم و از کار افتاده خارجی عملا میدانی برای عرض اندام جوانان شایسته و مستعد فوتبال کشورمان وجود ندارد. باید به این نکته توجه داشت که حرفهای شدن فقط در قالب پرداختهای سرسامآور و همچنین جذب بازیکنان خارجی مستهلک معنی پیدا نمیکند. باشگاهها برای تقویت خود و در نهایت تقویت فوتبال ملی باید به سازندگی برگردند.
2 ـ بحث زیرساختها و امکانات باشگاههای ایران عامل دیگری است که در عدم توفیق آنها در عرصه قارهای بسیار موثر است. در شرایطی که ورزشگاه العین امارات در کنار ورزشگاه اصلی خود 8 زمین تمرین استاندارد دارد، متاسفانه شاهدیم که باشگاههای ما به ندرت حتی یک زمین اختصاصی تمرین در اختیار دارند. طبیعی است که امکانات زیاد، امکان مانور بیشتر و اجرای برنامههای متنوع را برای باشگاهها فراهم میآورد. ضمن اینکه کشورهایی چون امارات با حمایت بسیار خوب دولت به چنین امکانات و ساختاری دست یافتهاند و برای پرقدرت شدن و سر پا ایستادن باشگاههای ایران هم، به نظر من باید دولت خدمات مشابهی را همچون اعطای وامهای بزرگ کمبهره در نظر بگیرد.
3 ـ سومین نکتهای که نباید مورد غفلت قرار گیرد، کمبود مدیریت تخصصی و سازماندهی شده فوتبال در باشگاههاست. به واقع همه باشگاههای ما باید با بهرهگیری از مدیران متخصص، در کنار نگاه بلند و برنامه محور خود و سازماندهی بسیار بالا در جهت حرفهای شدن واقعی گام بردارند تا بیش از این از رقیبانمان عقب نیفتیم.
4 ـ تناسب بین باشگاهها هم به نوعی مجموع آنها را تحت تاثیر قرار داده است. تناسبی که میتوان با مدیریت خوب آن را اعمال کرد و مانع از شکلگیری شکاف بین باشگاههای مختلف شد. شکافی که در فصل نقل و انتقالات ظهور پیدا میکند و میبینیم یک تیم با پرداختهای گزاف بیش از 10 بازیکن را به خدمت میگیرد و باشگاههای چون فجر سپاسی و ملوان برای تامین حداقلهای خود در مضیقه هستند. بنابراین در این بخش هم باید یک ساز و کار مشخص تعریف کرده و اجازه نداد در ایام نقل و انتقالات هر تیم هر طور که دلش خواست بازیکن جذب کند. باشگاهها باید به سمت سازندگی پیش رفته و به اصطلاح دستان در جیب خودشان باشد.
5 ـ پرداختهای هنگفت و بیحساب و کتاب هم آفتی دیگر برای باشگاههای ایران است. چرا باید بازیکنی که تا دیروز آرزویش سوار شدن روی موتور سکلیت و پز دادن با آن بوده یک شبه به چنان ثروتی دست یابد که خودوروی 200 میلیونی سوار شده و در نهایت کل سیستم باشگاهداری ما را مختل کرده و باشگاههای ما به چنین سرنوشتی دچار شوند. اعتقاد دارم باشگاههای ما با حرکت به سمت خصوصی شدن و سازندگی میتوانند از این معضل رهایی یایبند و با قوانین من درآوردی همچون سقف قراردادها به جایی نخواهند رسید. باید معضلات را به صورت ریشهای برطرف کرده و از تزریق مسکنهایی که مشخص نیست حتی نتیجه مقطعی هم به دنبال داشته باشند، پرهیز کرد.
محمود یاوری سرمربی تیم فوتبال فجر سپاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم