چنین پدیدهای چندان هم بیربط نیست، شاید برای آن عده از مردمی که دغدغه زیادی برای تعمق در پیشینه تاریخی خود ندارند، ایجاد حس نوستالژیک در آنها انگیزهای ایجاد کند تا به گذشته هم نگاهی داشته باشند و آن را از یاد نبرند. با این مقدمه چنین به نظر میرسد که سریال «پشت کوههای بلند» در پی انتقال این حس به مخاطب امروزی است؛ حسی که توام با آرامش است و در قالب سریالی فانتزی و تاریخی که دارای رگههای کمدی هم هست، منتقل میشود.
امرالله احمدجو با ساخت این سریال با تاکید بر قومیتها، فضاها و نشانهها، تماشاگر را به دل تاریخ میبرد. خلق شخصیتهایی مانند پادشاه، حاکم، تلخک و... همچنین استفاده از لهجههای متنوع محلی (مانند میمه اصفهان) بر دلنشینی این سریال افزوده است؛ لهجههایی که برخلاف برخی از سریالهای تلویزیونی در جای درست نشستهاند و صحیح هم بیان میشود. اگرچه برخی از منتقدان پشت کوههای بلند بر این باورند که این سریال ادامه ضعیف مجموعه روزی روزگاری است، اما باید توجه داشت که این دو سریال در دو زمان مختلف و با کاربردهای متفاوت ساخته شدهاند.
به نظر میرسد کارگردان قصد نداشته به طور مستقیم پیامی به مخاطب بدهد، بلکه این مجموعه راوی قصهای شیرین است که میخواهد خستگی را از وجود بیننده امروز تلویزیون که گرفتار دغدغههای دنیای جدید است، پاک کند.
همچنین نمیتوان از تصاویر زیبای این مجموعه که مانند عکسی زیبا کوه، دشت و دمن مناطق اصفهان و محلهها و خانههای قدیمی را به مخاطب عرضه میکند، چشم پوشید. البته اگر احمدجو میتوانست ارتباطی منطقی بین ساختار داستانی سریال، دیالوگ شخصیتها و این تصاویر به وجود آورد، بیشک با اثری ماندگارتر روبهرو بودیم.
نباید از یاد برد که پشت کوههای بلند تاکید بیشتری بر حجم انبوه دیالوگ دارد، اما روزی روزگاری دربردارنده فضاسازیها و بداههگوییهای بازیگرانش بخصوص بازی درخشان مرحوم خسرو شکیبایی است. بازیهای روان و زیرپوستی برخی از بازیگران توانمندی که در این مجموعه حضور دارند نیز قابل توجه است؛ بازیگرانی همچون محمود پاکنیت، حسن اکلیلی، فردوس کاویانی و... که سالها تجربه کار در سینما، تئاتر و تلویزیون را با خود به این مجموعه آوردهاند و خلاقیت در عمق اثر و بازیها مشاهده میشود. به نظر نگارنده، پشت کوههای بلند اثری دیدنی است، چون کارگردان، عوامل و بازیگرانش احساس و عشق خود به گذشته این سرزمین را در کارشان بازتاب دادهاند و به قول معروف «آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم