در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سخنانی که این نوید را به جامعه کتابخوان و فرهنگی کشور میدهد که موقعیت و جایگاه کتاب در ابررسانهای مثل تلویزیون سر و سامان بهتری پیدا کرده و همین اتفاق کافی است تا نخبگان و فرهیختگان بیشتری به مخاطبان رسانه ملی افزوده شوند. بسط بیشتر کتاب و کتابخوانی چنانچه دارابی تعبیر میکند، به رشد دموکراسی واقعی در جامعه کمک کرده و درجه و آستانه نقدپذیری افراد جامعه را ارتقا میبخشد. به گفته وی: «جامعه ایران یک جامعه با هویت فرهنگ کتابخوانی است و کتاب میراث جاودان ماست و اگر در یک جامعه بخواهیم رشد و توسعه فرهنگی را بسنجیم، حتما یک رابطه معناداری با نشر کتاب وجود دارد و از نشانههای دموکراسی به حساب میآید که این از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.»
واقعیت این است که ازحیث محتوایی و مضامینی در برنامههای کتابمحور در تلویزیون، شاید خلأ و کاستی آنچنانی نداشته باشیم، چون در سالهای اخیر توجه بیشتری به این مقوله شده و تقریبا همه شبکههای تلویزیونی کم و بیش به تولید برنامههای در ارتباط با کتاب پرداختهاند که شاید سهم شبکه 4 و شبکه آموزش در این میان از بقیه بیشتر است. با این همه تعداد مخاطبانی که پای این برنامهها مینشینند و در واقع جذب آنها شدهاند، آنقدر زیاد نیست که بگوییم تعدد و تنوع برنامههای کتابمحور توانسته به نیاز جامعه دستکم مخاطبان اهل کتاب پاسخ دهد. اگرچه تشکیل شورای کتاب ضرورری به نظر میرسید و نهادینه شدن آن در چارت سازمانی صدا و سیما میتواند به نتایج مثبتی برای کتاب دوستان منجر شود اما اگر از حیث رسانهای به این موضوع بنگریم، باید مشکل را در فرم جستجو کنیم نه محتوی و در ساختار و کیفیت برنامهها تغییر ایجاد کنیم نه صرفا افزایش کمی آنها. آنچه برنامههای کتاب محور نیاز دارند، تغییر و تحول اساسی در فرم و شیوه اجرای برنامه است. نمونه چنین برنامه را میتوان از قرائت کتاب «دا» توسط بازیگران سینما و تلویزیون مثال زد که در یک مجموعه 150 قسمتی و در هر قسمت به مدت 15 دقیقه بخشهایی از این کتاب ـ که یک رمان دفاع مقدسی است ـ قرائت میشود.
این برنامه اگرچه واجد نواقصی هست، اما میتوان یک تجربه مفید برای دستیابی به الگوی موفق از ساخت یک برنامه تلویزیونی درباره کتاب باشد. در این برنامه قرار نیست درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی نصیحت و اندرز گفته شود، بلکه خود کتاب به شکل عینی و مستقیم قرائت میشود و البته سعی شده با کمک برخی تمهیدات بصری، ساختار و روایت جذابتری از این الگو به تصویر کشیده شود تا جاذبههای برنامه صرفا به کتابخوانی ختم نشود.
با این حال امیدواریم که تشکیل شورای کتاب به یک واکنش احساسی واداری درباره ضرورت کتاب ختم نشده و این شورا با ایدهپردازی در حوزه فرم و ساختار اجرایی برنامههای کتاب محور اقدامات یا دستکم ایدههای خلاقانه و جدیدی ارائه دهد.
بدیهی است وقتی از کتاب در تلویزیون صحبت میکنیم صرفا منظورمان برنامههای ترکیبی و مستند درباره کتاب نبوده و این مقوله دامنه وسیع و چند لایهای دارد. اگر قرار است کتاب و کتابخوانی از طریق رسانه ملی به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، قطعا باید از تمام ظرفیتهای رسانههای بویژه ظرفیتهای نمایشی رسانه ملی استفاده بهینه صورت بگیرد. استفاده از شیوههای غیرمستقیم بویژه در آثار نمایشی یکی از بهترین شیوهها برای تبلیغ کتابخوانی است. مثلا استفاده از کتابخانه در طراحی صحنه و دکور و پس زمینه فیلم و سریالها میتواند در ضمیر ناخودآگاه مخاطب نفوذ کند و به شکل غیرمستقیم و درونیتر به نهادینه کردن فرهنگ کتابخوانی در بینندگان منجر شود.
در واقع این کار یک نوع دراماتیزه کردن فرهنگ کتابخوانی از طریق تلویزیون است، به این معنی که خود این بازیگران و در اینجا قرائتکنندگان کتاب خود به عنوان الگوهای فرهنگی ـ هنری در جامعه از قدرت تاثیرگذاری و الگوپذیری بالایی برخوردارند که هریک از کنشهای آنها قابلیت تبدیل شدن به یک الگوی جمعی در جامعه را دارند. وقتی لباس پوشیدن بازیگر و مدل موی سرش به یک الگو برای نسل جوان بدل میشود، چرا این اتفاق در مورد یک رفتار فرهنگیتر مثل مطالعه و کتابخوانی رخ ندهد؟
قطعا کتابخوانی یک بازیگر محبوب سینما میتواند دستکم بین طرفدارانش به ترویج کتاب و کتابخوانی بینجامد. برجسته نمایی و استفاده از بازیگران محبوب در نقش شخصیتهای کتاب خوان و اهل مطالعه چه بسا از صدها سخنرانی و دهها برنامه ترکیبی درباره تلویزیون در ترویج فرهنگ کتابخوانی تاثیر گذاشته و الگوسازیهای مثبت رسانهای از ظرفیتهای نمایشی نیز صورت میگیرد. کتاب را به عنوان یک رسانه میتوان در نسبت با رادیو و تلویزیون و انواع رسانههای مدرن و مجازی دیگر که امروزه بر جهان معاصر سایه افکندهاند، شناخت. شاید به واسطه وجوه تکنیکی و بصری رسانههای جدید مثل سینما و تلویزیون تعریف کتاب به عنوان یک رسانه مکتوب عجیب به نظر برسد بویژه این که مردم روزنامه را بیشتر به عنوان نماد رسانه مکتوب میشناسند. این رسانه مکتوب میتواند از طریق رسانههای تصویری و مجازی به پدیدهای چندبعدی تبدیل شده و کتاب نه صرفا با کاغذ که با مطالعه کردن سنجیده شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: