در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در لیگ برتر یازدهم و در شرایطی که تیمهای سپاهان، پرسپولیس، سایپا، صنعت نفت آبادان، فجر سپاسی، مس کرمان، شهرداری تبریز، شاهین بوشهر، مس سرچشمه و داماش گیلان از یک تا سه بار مربیان خود را عوض کردند، هشت تیم استقلال، تراکتورسازی، فولاد خوزستان، نفت تهران، صبای قم، راهآهن، ذوبآهن و ملوان به ترکیب کادر فنی خود دست نزدند تا بنا بر موجودیت تیمی خود، جایگاههای لازم را به خود اختصاص دهند.
در این بین زلاتکو کرانچار کروات که در اواسط نیمفصل جایگزین لوکا بوناچیچ بداخلاق و عصبیمزاج شد را باید بهترین مربی فصل یازدهم دانست که با شخصیت و رفتار حرفهای خود نشان داد که مربی کاربلدی است.
شاید هرکس دیگری به جای کرانچار بود نمیتوانست به سرعت تیم را جمع و جور کرده و در مسیر پیشرفت قرار دهد، اما این مربی که به دلیل حضور نیمبندش در پرسپولیس در سال 88، شناخت نسبی از فوتبال باشگاهی ایران داشت، با هدایت خوب تیم منسجم و با تشکیلات سپاهان، مرحله به مرحله تیم را به جایگاه حقیقیاش رساند تا تیمی که در پایان نیمفصل 9 امتیاز از استقلال عقب بود، با کسب امتیازهای لازم در نیمفصل دوم، خود را به صدر جدول رسانده و برای سومین سال متوالی، جشن قهرمانی بگیرد.
گرچه در راه موفقیت کرانچار، نباید از نقش علیرضا مرزبان بیتفاوت گذشت، اما بیتردید این مربی در صورت ادامه حضور در فوتبال اصفهان، میتواند منشا اثرات مثبتتری برای زردپوشان باشد.
بهترین مربی بعد از کرانچار نیز کسی نیست جز امیر قلعهنویی که با رساندن تیم تراکتورسازی به نایبقهرمانی لیگ برتر و کسب سهمیه آسیایی برای تبریزیهای خونگرم و با تعصب، نشان داد که در کار خویش خبره بوده و کاملا بلد است که در عرصه لیگ به یک تیم شخصیت قهرمانی بدهد.
جدا از این مربیان موفق، باید از حمید استیلی، منصور ابراهیمزاده، مجید جلالی، اصغر شرفی، فیروز کریمی و حمید درخشان بهعنوان مربیان ناکام لیگ یازدهم یاد کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: