از هیپنوتیزم انتظار معجزه نداشته باشید

هیپنوتیزم نوعی درمان و روشی برای یادآوری خاطرات فراموش شده و ابزاری برای تحقیق و پژوهش در روانپزشکی است، اما امروزه علاوه بر کاربرد هیپنوتیزم در روانپزشکی و روان‌شناسی، شاهد گسترش استفاده از این علم در طب داخلی و سایر رشته‌ها هستیم.
کد خبر: ۴۷۶۷۰۸

متاسفانه توجیهات نادرست و غیرعلمی از پدیده‌های مربوط به هیپنوتیزم و برخی سوءاستفاده‌های انجام شده توسط افرادی سودجو با آلوده کردن چهره واقعی هیپنوتیزم باعث شده است در به کارگیری این روش تحقیقی و درمانی تردید و اکراه وجود داشته باشد. برای پی بردن به باورهای درست و نادرست این روش درمانی،‌ با دکتر فربد فدایی، روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی گفت‌وگو کردیم.

هیپنوتیزم چیست؟ و فردی که هیپنوتیزم شده در چه حالتی قرار می‌گیرد؟

هیپنوتیزم که به زبان فارسی خواب‌واره ترجمه می‌شود، به این مفهوم است که فرد در وضعیت تغییریافته‌ای از خودآگاهی قرار می‌گیرد و به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویا در زمان و مکان دیگری است. حالت او شبیه به کسی است که در رویا به سر می‌برد و خواب می‌بیند.

هیپنوتیزم چه مکانیزمی دارد؟

در واقع ذهن انسان به 2 قسمت کلی خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم می‌شود. به آن قسمتی از مغز که هر لحظه به آن آگاهی کامل داریم، خودآگاهی اطلاق می‌شود، اما بخش عمده محتوای ذهن انسان را مسائل ناخودآگاه تشکیل می‌‌دهد؛ یعنی مواردی که روزی انسان به آن آگاه بوده، اما به دلایلی مانند تصوری که از خود داشته یا این که حاوی اطلاعات ناخوشایندی است به ضمیر ناخودآگاه او رانده شده است. ظاهرا این اطلاعات فراموش شده‌اند، اما در آنجا به حیات خود ادامه می‌دهند و بر کل زندگی انسان تاثیر می‌گذارند. در هیپنوتیزم فردی که به مبانی این علم به صورت نظری یا علمی آشناست، می‌تواند این احساس را روی افرادی که خاصیت تلقین‌پذیری بالاتری دارند، به وجود آورد که فرد وارد وضعیت ذهنی دیگری شود و مسائلی که در ناخودآگاه اوست مانند خاطرات، تصاویر و صداها حتی بوها و مزه‌هایی که زمانی آن را می‌شناخت اما فراموش کرده را بار دیگر تجربه کند. گذشته از این مسائل به وسیله هیپنوتیزم می‌توان به خاطرات ناخوشایندی که منشأ برخی نابسامانی‌های روانی است، دسترسی پیدا کرد. بسیاری از اوقات منشأ یک نشانه روانی مانند رفتارهای پرخاشگری ناگهانی ممکن است مربوط به رویکرد سال‌های گذشته باشد که با دستیابی به آن می‌توانیم بسیاری از رفتارهای نامناسب را رفع کنیم.

اصولا چه کسانی بیشتر تحت تاثیر هیپنوتیزم قرار می‌گیرند؟

خیلی از مردم هیپنوتیزم را به صورت تلقین‌هایی می‌شناسند که یک فرد به نام هیپنوتیزور روی افراد داوطلب انجام می‌دهد و آنان را وادار به انجام کارهایی می‌کند که ظاهرا مخالف میل آنان است. واقعیت این است که هیپنوتیزم روی کسی تاثیر می‌گذارد که خود بخواهد هیپنوتیزم شود و تلقین‌پذیری بالایی داشته باشد. به همین سبب کودکان مورد مناسبی برای هیپنوتیزم شدن هستند، اما از لحاظ اخلاقی کسی حق انجام این کار را ندارد. در مجموع می‌توان گفت هر چه سن فرد بالاتر رود و تجربه و دانشش بیشتر باشد،‌ نسبت به عمل هیپنوتیزم مقاوم‌تر است.

علم هیپنوتیزم از چه زمانی رواج یافت؟

بشر همواره این گمان را داشت که ممکن است علاوه بر آنچه در ذهن او می‌گذرد، نسبت به مسائل ذهنی دیگر ناآگاه باشد، اما توجه علمی به این مساله از اواخر قرن نوزدهم میلادی آغاز شد، یعنی از زمانی که موضوع ناخودآگاه و تجربیاتی با هیپنوتیزم توسط دانشمندان به صورت علمی انجام شد. افرادی همچون لیبو و برنهایم در فرانسه ابتدا آغازگر این مساله بودند، پس از آن نیز شارکو عصب‌شناس فرانسوی این کار را دنبال کرد. در نهایت فروید به وجه دقیق‌تر و علمی‌تر آن پرداخت. البته بر خلاف تصور عموم فروید هیچ‌گاه از هیپنوتیزم به عنوان یک وسیله درمانی استفاده نکرد.

در حال حاضر هیپنوتیزم چه کاربردهای درمانی دارد‌؟

واقعیت این است که هیپنوتیزم بیشتر یک وسیله پژوهشی یا تشخیصی است و استفاده درمانی از آن زیاد مورد تایید روانپزشکان نیست؛ به دلیل این که تاثیر آن کوتاه‌مدت است یعنی به وسیله هیپنوتیزم می‌توان تلقین‌هایی در فرد ایجاد کرد، اما اگر مشکل عمده‌تر باشد، هیپنوتیزم پس از مدت‌ کوتاهی تاثیر خود را از دست می‌دهد. در عین حال می‌توان به وسیله هیپنوتیزم به گره‌های کور ناخودآگاهی که منشأ بعضی از اختلالات روانی است، دسترسی پیدا کرد.

آیا افسردگی یا عدم اعتماد به نفس که یکی از اختلالات روانی محسوب می‌شود نیز به وسیله این روش درمان خواهد شد؟

در واقع به وسیله هیپنوتیزم نمی‌توان اعتماد به نفس در فرد ایجاد کرد یا افسردگی شخصی را از بین برد. این اختلالات مربوط به مسائل روانپزشکی است که باید زمینه‌های مختلف بیولوژیک، روان‌شناختی و اجتماعی آنان را کشف و با آگاهی کامل قدم به قدم بیماری را درمان کرد.

هیپنوتیزم در پزشکی برای القای بی‌حسی مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌توان با این روش برخی از جراحی‌های ساده را بدون استفاده از داروهای بی‌حسی انجام داد

به دلیل این که طبیعت بشر تمایل به ساده‌انگاری و کارهای راحت و بدون دردسر دارد، هیپنوتیزم در اذهان عمومی از جاذبه‌های زیادی برخوردار است. این علم در پزشکی برای القای بی‌حسی مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌توان با این روش برخی از جراحی‌های ساده را بدون استفاده از داروهای بی‌حسی انجام داد؛ مثلا این روش در دندانپزشکی و جراحی زنان و زایمان قابل انجام است.

همچنین بعضی از مسائل دراویش و فرقه‌ها که گاهی قادر هستند میخ را بر سر خود بکوبند یا از روی آتش بگذرند یا چاقویی از دهان خود خارج کنند بدون این که متوجه درد و خونریزی باشند نیز در ارتباط با هیپنوتیزم است یعنی به وسیله تلقین می‌توان درد را احساس نکرد.

برخی از خبرها حاکی از درمان بیماری ام‌اس و سرطان به وسیله هیپنوتیزم است، آیا این گفته‌ها صحت دارد؟

خیر به طور قطع نمی‌توان مسائل عضوی فرد را به وسیله هیپنوتیزم درمان کرد. بنابراین باید بین مسائل علمی و ادعاهای غیرعلمی تمیز قائل شد. درواقع تلقین بسیاری از کارها را می‌تواند انجام دهد، اما تاثیر کوتاهی خواهد داشت، ولی به طور عمده می‌توان گفت به وسیله هیپنوتیزم می‌توان بسیاری از وضعیت‌هایی را که به نام اختلالات تبدیلی است، بخوبی کشف و درمان کرد.

چطور؟

اختلالات تبدیلی و تعارضات روان‌شناختی ممکن است تبدیل به نشانه‌های جسمی شود. به عنوان مثال خانمی متوجه شده است همسرش به او بی‌وفایی کرده و او ناظر مصاحبت همسر با زن دیگری بوده؛ در این حالت ممکن است او ناگهان نابینا شود. این تعارض روان‌شناختی یعنی تعارض بین علاقه به همسر و نفرت نسبت به او باعث شده است اعصاب حسی چشمی او مهار شود، بدون این که او دارای ضایعه عضوی باشد، این رفتار مفهوم سمبلیک دارد و به این معناست که دیگر من نمی‌خواهم این زندگی را ببینم. این فرد را می‌توان به وسیله روش‌های روان‌درمانی درمان کرد. همچنین می‌توان به کارمندی اشاره کرد که به علت شرایط سخت زندگی مجبور است سه شیفت کار کند. این فرد ممکن است دچار درد یا خم شدن پشت خود به صورت هیستریک شود. کمر این فرد خم می‌شود و دیگر نمی‌تواند کمر خود را صاف کند. در این مثال هم معنای سمبلیک و نمادین وجود دارد و به آن معناست که کمر من زیر بار زندگی خم شده است. برای این فرد نیز باید درمان‌های روانی ـ اجتماعی انجام شود.

پروسه درمانی این افراد چگونه است؟

معمولا تشخیص بیماری کار ساده‌ای نیست و به یک جلسه و گاهی چند جلسه احتیاج دارد تا معاینات جسمی توسط روانپزشک انجام شود، زیرا گاهی اوقات آن چیزی که ابتدا ممکن است هیستریک تشخیص داده شود، ممکن است منشأ مغزی داشته باشد، بنابراین باید با دقت این کار انجام شود، اگرچه به وسیله تلقین می‌توان نشانه‌های هیستریک را به طور سریع برطرف کرد، اما این نشانه‌ها بعدها به صورت دیگری نمود پیدا خواهد کرد، مثلا فردی را که به علت شرایط دشوار کاری دچار فلج هیستریک پاها شده باشد را می‌توان معاینه و بررسی کرد، سپس با مشاهده نداشتن مشکل عضوی می‌توان به فرد گفت با تزریق یک داروی آرام‌بخش فلج پاهای شما خوب می‌شود، اما اگر مشکل اصلی او را نتوانیم حل کنیم، خواهیم دید که طی 2 تا 3 روز آینده او قادر به حرف زدن هم نخواهد شد، یعنی او دچار لالی هیستریک هم می‌شود که مفهوم آن این است که شما به حرف من توجه نمی‌کنید، پس من دیگر حرف نمی‌زنم. در این مورد نیز می‌توان به وسیله تلقین زدن آمپول فرد را درمان کرد. بنابراین این قبیل مسائل مانند دیگر موضوعات روانپزشکی نیاز به درمان ریشه‌‌ای دارد.

معمولا چه خطراتی متوجه هیپنوتیزم‌شونده است؟

اصولا افراد تلقین‌پذیر خیلی در معرض خطر هستند. مثلا ممکن است این افراد تحت تاثیر شیادان قرار بگیرند و معاملات را به انجام برسانند و اسنادی را امضا کنند که به ضررشان تمام شود یا تحت تاثیر هیپنوتیزور به خواسته‌های غیراخلاقی تن دهند، بنابراین مردم باید توجه کنند که هیپنوتیزم حتما باید توسط پزشکی که تحت نظارت دقیق نظام پزشکی وزارت بهداشت و انجمن‌های تخصصی قرار دارد، انجام شود.

فرزانه صدقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها