با اکبر نبوی، منتقد سینما

سینمای دفاع باید کلیشه‌ها را بشکند

اکبر نبوی منتقد سینما و سردبیر سابق نشریه سینمایی «ققنوس»، چهره شناخته شده‌ای در عرصه سینمای دفاع مقدس است. او علاوه بر این‌که دفاع در جنگ را تجربه کرده، همیشه و هر جا هم تلاش کرده تا در حفظ و حمایت از سینمای دفاع مقدس بکوشد.
کد خبر: ۴۷۵۵۵۳

او سینمای جنگ را سینمای پایداری و مقاومت می‌داند و تئوری و نظریه‌های کاربردی در به روز کردن این سینما را ارائه کرده است. نبوی که یکی از کارشناسان خوب سینمای دفاع مقدس است.

در این مصاحبه درباره تعاریف قدیمی از سینمای دفاع مقدس و بازتولید این تعاریف سخن گفته است.

اگر بخواهیم در کلیت سینمای جهان حساب کنیم، سینمای دفاع مقدس ژانر تعریف نشده‌ای است. ما ژانر سینمای جنگی یا سینمای اکشن داریم ولی ژانر سینمای دفاع مقدس نداریم واین تعریفی است که خودمان آن را ارائه داده ایم.

تقریبا همه ما دچار یک سوءتفاهم در نامگذاری وتقسیم بندی ژانرها هستیم. این فقط مختص به ایرانی‌ها نیست، در هالیوود هم این سوءتفاهم به وجود آمده است. بر پایه این سوءتفاهم اگر سینمای جنگ را ژانر بخوانیم سینمای دفاع مقدس هم ژانر است. ببینید! در میان آثار جنگی موجود در جهان یک دسته از فیلم‌ها وجود دارد که من به آنها سینمای مقاومت میهنی می‌گویم. ( فارغ از این که این دسته آثار را ژانر بدانیم یا خیر) در سینمای مقاومت میهنی ما با دفاع و پایداری یک ملت در برابر تهاجم ارتش خارجی روبه‌رو هستیم. مانند فیلم‌هایی که هنرمندان و سینماگران روس درباره تجاوز آلمان به استالینگراد ساخته‌اند. یعنی هر فیلمی که مقاومت مردم استالینگراد را در برابر نیروی آلمانی نشان می‌دهد، مربوط به سینمای مقاومت میهنی است. سینمایی که به مقاومت مردم ویتنام علیه اشغال آمریکا می‌پردازد از همین گونه است. پس سینمای مقاومت یک پدیده جهانی است.

این که ما می‌گوییم سینمای دفاع مقدس و جز این واژه از واژه دیگری استفاده نمی‌کنیم به یک دلیل بسیار مهم است. مقاومت مردم ایران برخلاف مقاومت مردم سایر کشورها دارای عناصر و شاخصه‌های چندگانه است. اگر مردم یوگسلاوی یا فرانسه علیه نیروهای آلمانی مبارزه می‌کنند و می‌خواهند آنها را بیرون کنند، عنصر اصلی درمبارزه آنها عنصر میهن و جغرافیاست. ولی در کنار این عنصر اصلی در مقاومت مردم ایران علیه ارتش عراق، یعنی حس وطن‌دوستی و وطن‌خواهی، ملت ایران برای پاسداری از یک تاریخ و فرهنگ و حوزه تمدنی هم در برابر ارتش حزب بعث می‌جنگیدند.

این را بدانید ملت‌هایی که تاریخ ندارند صرفا از یک جغرافیا دفاع می‌کنند، اما ملتی که تاریخ دارد، در هنگام دفاع، از تاریخ و از یک تشخص و هویت تاریخی هم دفاع می‌کند. عنصر دیگری که نقش بسیار مهمی در دفاع 8 ساله مردم ایران دارد، اعتقادات دینی این مردم است، یعنی مقاومت براساس یک باور دینی و برای نگاهبانی از یک اندیشه و مرام آسمانی و آموزه‌های وحیانی. چرا مقاومت 8 ساله ما گاهی با واقعه عاشورا سنجیده می‌شود؟ چون رنگ و بوی بسیار روشنی از واقعه عاشورا می‌گیرد. شما وقتی فیلم‌های مستند مربوط به جنگ را می‌بینید، مشاهده می‌کنید که رزمنده‌های ایرانی در شب عملیات، دعای کمیل و زیارت عاشورا می‌خوانند و برای مظلومیت امام حسین روضه‌خوانی وعزاداری می‌کنند. این موضوع خیلی مهم است. یک فرهنگ شگفت است. رزمنده‌ای که احتمالا تا چند ساعت بعد شهید می‌شود برای یک شهید عظیم‌الشان که بیش از 1300 سال پیش به شهادت رسیده سوگواری می‌کند. با وجود این فرهنگ و ریشه و حضور پررنگ دین در رفتار و اندیشه و کنش رزمندگان ایرانی، دفاعشان مقدس می‌شود. چون دین امری قدسی است. گرچه امر دینی برای ساماندهی زندگی مادی و معنوی بشر است و افق بشر را برای زندگی دراین دنیا و زندگی در جهان بازپسین ترسیم و روشن می‌کند.

چرا الان توجهی به سینمای دفاع مقدس نمی‌شود؟

به چه چیزی باید توجه شود؟ شما به عنوان یک جوان در سینمای دفاع مقدس دنبال چه چیزی هستید که خلأ آن برایتان علامت سوال شده است.

من به دنبال دلایلش هستم و به دنبال وقایعی که در تاریخ اتفاق افتاده... .

این وقایع اتفاق افتاده به چه درد شما می‌خورد؟ چه نقشی در امروز شما می‌تواند ایفا کند؟

من می‌فهمم که چه اتفاقی در مملکت من افتاده واین که وظیفه تاریخی من چیست؟

در پاسخ به این سوال شما باید به این نکته اشاره کنم که تقریبا به کدام اصول ومبانی فرهنگی اصیل‌مان داریم توجه می‌کنیم که حالا بخواهیم به سینمای دفاع مقدسمان توجه کنیم؟ ما نسبت به بسیاری از اصول غفلت کرده‌ایم و سینمای دفاع مقدس یکی از آنهاست.

البته شعاردهندگان زیاد هستند. خب، البته این شعاردهندگان هم می‌خواهند در این جامعه سهمی داشته باشند. به شعارها که نباید توجه کنیم، به داعیه‌داران بی‌عمل که نباید توجه کنیم. اتفاقا داعیه داران بی‌عمل بیشترین لطمه‌ها را به این سینما زده‌اند. دستگاه‌های فرهنگی هم بیشترین لطمه را زده‌اند. مهم‌ترین عاملی که باعث شد ما از یک جهان معنایی دوست‌داشتنی و هم ‌برانگیزاننده و هم پیش‌برنده و هم در عین حال انسانی و آسمانی فاصله بگیریم حاکمیت دوران سازندگی بود این به معنای نفی خدمات دولت سازندگی و شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که خدمات زیادی هم کشیده‌اند نیست. به دلیل تغییر رویکردهای فرهنگی دولت، یک جریانی در این کشور حاکم شد که هنوز ادامه دارد و من اسم آن را «جریان عادی زندگی» گذاشته‌ام. جریان عادی زندگی با آرمانخواهی در تضاد است این جریان به دنبال پیدا کردن تعریفی از زندگی است که بیشتر دارای مولفه‌های مادی است تا مولفه‌های معنوی. البته باید توجه داشت در جامعه‌ای اگر همه چیز مادی بشود کاریکاتوری است و اگر برعکس، همه چیز معنوی شود باز هم کاریکاتوری است. خداوند به دلایلی ما را در جهان ماده قرار داده ولی به ما هشدار داده که در جهان ماده غرق نشویم. درعین حال نیز هشدار داده که آنقدر نیز در معنویات غرق نشو تا از زندگی روزمره خود غافل شویم.

آرمان و واقعیت در زندگی دو موضوع مهمی هستند که باید تناسب داشته باشند. رفتارها و سیاست‌های عملی در دوران سازندگی به گونه‌ای بود که انگار در گذشته جامعه فقط آرمانگرا بوده و اکنون زمان توجه به واقعیت است. در نتیجه بسیاری از موضوعات را مزاحم و دست و پاگیر تلقی کردند، وقتی این اتفاق افتاد خیلی از بخش‌های جامعه و مسوولان درگیر این رویکرد شدند و نتیجه این شد که بسیاری از ریشه‌های فرهنگی و اصول انسان ساز به حاشیه رفت و دفاع مقدس هم از این موضوعات بود. دولت خاتمی هم که سرکار آمد بیشتر به دنبال تحرکات سیاسی خودش بود. آن هم نتوانست کار چندانی کند، دولت احمدی‌نژاد هم که... بگذریم.

تحلیل اصلی من این است که آقایان آن جهان معنایی و آرمان‌ها را قبول نداشتند و به مرور اینقدر درگیر زندگی دنیایی شدند که آرمان‌ها برایشان رنگ باخت. در تعریف آنها از توسعه نه فرهنگ جایگاه داشت و نه معنویت در نتیجه آرمان را مزاحم خود تلقی می‌کردند. این قضیه از دولت هاشمی شروع شد و تمناهای مادی در مسوولان افزایش پیدا کرد و تاکنون ادامه دارد.

چرا جمع فیلمسازان دفاع مقدس از هم پاشیده شد؟ این امر به دلیل تغییر روحیه‌ای بود که گفتید یا ساخت چنین فیلم‌هایی سخت شد.

مجموع این دلایل. به‌رغم شعارهایی که در جهت حمایت از سینمای دفاع مقدس زده می‌شود، اراده کافی برای حمایت از این سینما وجود ندارد. نهادهایی که باید بیشترین حمایت را می‌کردند، بیشترین محدودیت را ایجاد کردند. در این شرایط فیلمسازی که باید فیلم بسازد، با درهای بسته متعددی مواجه می‌شود. با اما واگرهای بسیار و با دخالت‌های نا‌به‌جا روبه‌رو می‌شود و در کنار خودش عنصر مشوق نمی‌بیند. خوب طبیعتا می‌رود سراغ سوژه‌های دیگری که دغدغه‌اش، درد سرش و پاسخ دادنش کمتر است. در این وضعیت، نهادهایی که باید در این زمینه پاسخ بدهند، بیشتر پرسش می‌کنند و این یکی از طنزهای تلخ این مملکت است. به نظرم باید نهادهای نظامی آغوششان روی فیلمسازانی که قصد تولید فیلم در زمینه سینمای دفاع مقدس را دارند باز باشد.

خود من برای تهیه فیلمی با موضوع دفاع مقدس نیازمند چند دستگاه آمبولانس اسقاطی و چند قبضه اسلحه و چند دست لباس و پوتین بودم ولی نهاد نظامی که باید این وسایل را در اختیار پروژه قرار می‌داد، از من چک سفید خواستند! ارزش ریالی همه اینها شاید 50 میلیون تومان می‌شد. بعد هم می‌گفتند ما باید فیلمنامه را بخوانیم تا تصویب کنیم و موارد دیگر. البته نهاد دیگری رفتار بسیار خوبی کرد و نه تنها فیلمنامه را نخواست بلکه به پروژه کمک‌های بسیاری هم کرد.

حالا من یک تجربه تلخ دارم، ببینید فیلمسازی چون حاتمی‌کیا چه تجربه‌های تلخی دارد. مرحوم رسول ملاقلی پور چه تجربه‌های تلخی داشت. بارها به من می‌گفت دیگر نمی‌خواهم فیلم دفاع مقدسی بسازم و می‌خواهم فیلم آپارتمانی بسازم. چرا حاتمی‌کیا به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌خواهد فیلم دفاع مقدسی بسازد؟ این پرسش را هم باید دستگاه‌های فرهنگی جواب بدهند و هم دستگاه‌های نظامی که چه کردند با حاتمی‌کیا. چه کردند با عزیزالله حمیدنژاد؟ مگر چند فیلم بسیار خوب دفاع مقدس از او نیست؟ چرا نباید دیگر فیلمسازی مثل او شوقی برای ساخت فیلم در این حوزه نداشته باشد؟

مشکلات سینمای دفاع مقدس در زمان کنونی چیست؟

یکی از مهم‌ترین مشکلات ما در عرصه سینمای دفاع مقدس، اساسا تعریف نادرست از سینمای دفاع مقدس است. تعاریف ما از سینمای دفاع مقدس نادرست و ناقص است و بشدت غیرکاربردی است. ما در تعاریفمان مربوط به سینمای دفاع مقدس و سینمای پایداری باید به یک نکته مهم توجه کنیم. آن نکته این است که دفاع چه از نوع مقدسش، یعنی دفاعی که ماهیت دینی داشته باشد و چه دفاعی که مبتنی بر تمناهای وطن‌خواهانه یک ملت است ـ‌ هر نوع دفاعی هم حتی دفاع یک انسان در برابر یک سارقی که می‌خواهد کیفش را بدزدد ـ‌ همیشه یک امر انسانی مبتنی بر گوهر عدالت است. یعنی دفاع در خانه عدالت نشسته است و تجاوز در خانه ظلم. حالا این تجاوز چه تجاوز ارتش یک ملت به ملتی دیگر با تعاریفی چون جهانگشایی و... باشد، چه سرقت از گاو صندوق یک مغازه، این هم تجاوز است که در خانه ظلم نشسته است و از ظلم ارتزاق می‌کند. پس در واقع باید گفت دفاع از عدالت ارتزاق می‌کند و تجاوز وتعدی از ظلم.

با این تعاریف باید از خودمان بپرسیم که سینمای دفاع مقدس باید در سال 91 چگونه باشد؟ عناصر روایت در سینمای دفاع مقدس در این سال در چه بسترهایی باید پهن شود و چگونه باید باشد؟ همچنین باید بپرسیم، دایره مضمون‌پردازی سینمای دفاع مقدس چگونه باید باشد؟ آنچه نیز که در تعاریف موجود درباره سینمای دفاع مقدس وجود دارد، اعم از تعاریف فیلمسازانی که فیلم‌های دفاع مقدس ساختند تا تعاریف اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی از گذشته تا به امروز و تمام کسانی که نقشی در حوزه قانونگذاری و اجرا دارند، تمامی تعاریف آنها از سینمای دفاع مقدس تعریفی کهنه، ناقص و نخ‌نما شده است.

یعنی باید تعریف جدیدی از سینمای دفاع مقدس ارائه کنیم؟

ببینید اگر بپذیریم و واقعیت هم همین است که دفاع مبتنی بر گوهر عدالت و عدالت‌خواهی است، آن موقع باید نسبت سینمای دفاع مقدس را با جامعه امروز تعریف کنیم. آن موقع باید عدالت‌خواهانه‌ترین فیلم‌های ما، فیلم‌های دفاع مقدس باشند.

آن موقع باید قهرمان‌های دفاع مقدس، چه قهرمان‌هایی که بازمانده از هشت سال دفاع هستند، چه قهرمان‌های گمنامی که مشهور نیستند و چه قهرمان‌هایی که در فیلم ما وجود دارند، متاثر از آن جهان معنایی باشند، در سال 91 کنش داشته باشند. قهرمان‌هایی که در روزگار دفاع اصلا در جنگ حضور نداشتند مثلا یک جوان 25 یا 27 ساله، باید کنشی مبتنی برآن جهان معنایی داشته باشد. با این روش و شیوه و در چنین بستری است که می‌توانیم این جهان معنایی را به امروز بیاوریم. کاری که ما کردیم این بود که جهان معنایی 8 سال دفاع مقدس را در گذشته دفن کردیم و نگذاشتیم به جلو بیاید.

نمونه‌های چنین عملی در سینمای ایران بوده؟

یکی از نمونه‌های چنین عمل و کنشی فیلم سینمایی «آژانس شیشه‌ای» (ابراهیم حاتمی‌کیا) است. با این تفاوت که حاج کاظم برای یک رزمنده دارد، این کاررا انجام می‌دهد ولی حاج کاظم اگر ظلمی دارد اتفاق می‌افتد، در موقعیت‌های مشابه برای یک غیررزمنده هم باید این کار را انجام دهد. نمونه دیگرش شخصیت دومان در فیلم «قارچ سمی» (مرحوم رسول ملاقلی‌پور) است. دومان هم یکی از رزمندگان سالهای دفاع مقدس است. در شرکتی که او هیات‌مدیره و مدیرعاملش است، اگر ظلمی صورت گیرد در مقابل این ظلم و ستم می‌ایستد و این یک کنش قهرمان دفاع مقدس است.

حاج کاظم و دومان هر دو جنگیده‌اند ولی اگر قهرمان فیلم، جوانی 25 ساله هم باشد که در زمان جنگ نبوده، ولی کنشش در برابر ظلم و ستم، مبتنی بر آن جهان معنایی باشد، فیلم، دفاع مقدسی است. سینمای دفاع مقدس باید تمامی تعریف موجود و کلیشه‌های موجود را بشکند. چیزهایی که دست و پای سینمای دفاع مقدس را بسته، همین تعاریف کلیشه‌ای، نخ‌نما و کهنه درباره سینمای دفاع‌مقدس است. فرهنگ تاریخی من می‌گوید این غلط است. من به جمله معروف «هر روز عاشوراست و همه جا کربلاست»، استناد می‌کنم. این جمله می‌گوید که باید فرهنگ عاشورا را بازتولید کرد که کاری رزمندگان ایرانی در 8 سال دفاع مقدس انجام داده و آن فرهنگ را بازتولید کردند. یعنی اگر قرار باشد هر زمانی عاشورا باشد، پس ما داریم از یک جهان معنایی برای ساماندهی امروزمان استفاده می‌کنیم. اگر هر زمین کربلا باشد ما به تعبیری داریم به زمین‌، هویتی فراتاریخی می‌دهیم و در هر زمینی که ظلم و ستمی صورت گیرد و مبارزه‌ای علیه آن ظلم و ستم آغاز شود، انگار آن زمین ترجمه‌ای از کربلاست. غیر از این است؟

خیر.

پس شما متوجه شدید وقتی می‌گویم تعاریف نخ‌نماست و این به سینمای دفاع مقدس آسیب‌زده، یعنی چه. اتفاقا مهم‌ترین کارکرد سینمای دفاع مقدس برای امروز همین است و این سینما باید بتواند خودش را مبتنی بر عدالت و ظلم‌ستیزی تعریف کند.

اگر یک فیلمی آمد یقه مسوول فاسدی را گرفت، اگر فیلمی آمد پرونده شهرام جزایری را خیلی خوب وارسی کرد، این یک فیلم دفاع مقدس مبتنی بر همان جهان معنایی است که توضیح دادم (نه جهان معنایی سکولار و نه حتی جهان معنایی لائیک) حتی اگر قهرمانش رزمنده سال‌های دفاع مقدس هم نباشد؛ چون اقتدا کرده به آن جهان معنایی.

چنین فیلم‌هایی را در سینمای ایران داریم؟

نه. چون هنوز آن را تعریف نکرده‌ایم، چون احساس نکرده‌ایم که باید تعاریفمان را روزآمد کنیم. یکی از مشکلاتی که از زمان مشروطه وحتی قبل از آن گریبانگیر ما شده، این است که به دلیل گرفتاری در یک مثلث منحوس «تب‌زدگی، بت‌زدگی و غرب‌زدگی» توانمندی‌هایمان برای بازتولید معارف و مبانی، دچار غفلت مضاف شده، فراموش کرده یا از دست داده‌ایم. در حالی که جامعه ایرانی پتانسیل و ظرفیت این بازتولید را قبلا داشته است.

تب‌زدگی در این مثلث منحوسی که تعریف کردید، به چه معنی است؟

تب‌زدگی همان جوزدگی است. بسیاری از پیشقراولان فکری در حوزه روشنفکری جوگیر می‌شوند. کسی که مدعی روشنفکری است که نباید جوگیر شود. مدعیان روشنفکری ما یک بتی را می‌سازند و از بامداد تا شامگاه به آن سجده می‌کنند. چرا؟ چون دچار بت‌زدگی هستند. عین رفتارهای اعراب قبل از اسلام. آقا این سنگ را خودت تراشیده‌ای، آن وقت از آن حاجت هم می‌خواهی؟

واقعا موقعیت مضحکی است که گروهی، یکسری افراد و عناصری را بزرگ می‌کنند و خودشان را زیر سایه همان‌ها گم می‌کنند. یعنی خودشان، منش و کرامت‌شان را گم کرده و فراموش می‌کنند. پارسال در جشنواره هنر مقاومت گفتم متاسفانه خیلی‌ها «غرب» را یک مکان جغرافیایی تلقی می‌کنند. این که می‌گوییم ما با «غرب» مبارزه می‌کنیم، به این معنی نیست که با غرب جغرافیایی مشکلی داریم. جهان معنایی غرب است که دچار اشکال است آن جهان ماده‌انگارانه است که... .

همان موضوع سلطه ماشین و... .

ماشین بخشی از آن جهان ماده‌انگارانه است، همان موضوعی که جامعه‌شناسان از آن به عنوان ماشینیسم یاد می‌کنند. منظور من جهان معرفتی گسسته از آسمان است. این جهان گسسته از آسمان و جهان معنایی غرب است که باید نفی‌اش کرد وگرنه جهان جغرافیایی غرب که نفی‌کردن ندارد.

این مثلثی که به آن اشاره کردم دارد اذیت می‌کند، به همین خاطر ما نمی‌توانیم بازتولید داشته باشیم. به همین دلیل ما در علوم انسانی بیشترین مشکلات را داریم و دلیل گرفتاری‌هایمان درهمین است. این وجه غرب‌زدگی بسیار بد است که تشخص ملی، اندیشه‌ای، فرهنگی و معرفتی خودم را قبول نداشته باشم و ملتم را باور نکنم.

مشکلات سینمای دفاع مقدس از منظر شما، علاوه بر تعریفی که ارائه کردید، چیست؟

سینمای دفاع مقدس غیر از آنچه گفتم 3 مشکل عمده دارد؛ 1ـ‌ فقدان حمایت‌های لازم از کسانی که باید از آنها حمایت شود و دخالت کسانی که نباید دخالت کنند، 2ـ‌ کاهش انگیزه‌های لازم درمیان فیلمسازان. نمی‌خواهم بگویم انگیزه‌ها کامل از بین رفته، می‌خواهم بگویم انگیزه‌ها کاهش پیدا کرده است. شاید اگر بسترها فراهم شود، فیلمسازان دوباره برگردند و فیلم دفاع مقدس بسازند. انگیزه‌ها در آنها نمرده و هنوز وجود دارد. اگر شرایط مساعد شود این انگیزه‌ها افزایش پیدا می‌کند و 3ـ‌ اقدام به تعریف درست سینمای دفاع مقدس و به‌روزرسانی آن. این 3 عامل علت اصلی گرفتاری‌های ما در زمینه سینمای دفاع مقدس است.

فکر می‌کنید فیلمسازان دفاع مقدس ما، به آن بازتولیدی که فرمودید، تا چه اندازه تن می‌دهند و از کلیشه‌ها می‌گذرند؟

من با قاطعیت می‌گویم هیچ‌کدام آنها نسبت به این بازتولید، فکری نکرده‌اند. آنها خود را محصور همان موضوعات گذشته می‌دانند، البته ما نباید از یک فیلمساز توقع نظریه‌پردازی داشته باشیم. حالا اگر فیلمسازی به حوزه نظریه‌پردازی آمده، خیلی خوب است، ولی فیلمساز وظیفه‌اش نظریه‌پردازی نیست. دیگران باید نظریه‌پردازی کنند. فیلمسازانی چون حاتمی‌کیا، تبریزی و حمیدنژاد همچنان درگیر همان تعاریف گذشته‌اند. فیلمسازان دفاع مقدس ما نتوانسته‌اند، آن تعاریف کلیشه‌ای گذشته را بشکنند و این کلیشه‌شکنی نیاز زمانه است؛ نیاز زمانه امروز، فردا و 100 سال دیگر است که مبتنی بر آن جهان معنایی تعاریف ما باید جدیدتر شود.

شاید این ترس وجود دارد که نکند به این جهان معنایی خدشه وارد شود.

نه. ما متاسفانه در یک شرایط خاص، مجموعه‌ای از تعاریف و رویکردها برایمان به سرعت تبدیل به تابو می‌شود. مثل این که الان بخشی از سنت‌های غلط آمده و جای دین نشسته است. این را کارشناس‌های دین می‌گویند. الان علمای بزرگ هم نمی‌توانند آن را بشکنند و کاری در این زمینه بکنند. مثلا آقای مطهری یک سخنرانی معروف درباره تحریفات عاشورا دارد و ایشان جرات کرد که حرف‌هایی بزند. اگر در مخالفت با این تحریف‌های عاشورا کسی حرف بزند به او انگ مخالفت با عاشورا می‌زنند. در سینمای دفاع مقدس هم خیلی از موضوعات به تابو تبدیل شده است و این تابوشکنی شهامت می‌خواهد، چون کسی می‌تواند تابوهای بیرونی را بشکند که ابتدا تابوهای درونی را شکسته باشد. من و شما اگر نتوانیم بت‌های درون را بشکنیم، نمی‌توانیم بت‌های بیرون را بشکنیم. می‌توانیم؟ کسی می‌تواند بت‌های درون را بشکند که انسانی معرفت‌اندیش و با خودش صادق باشد و خود را بی‌رحمانه و البته مبتنی بر اصول خرد و اندیشه، نقد کند. بگذریم از این که ما نه‌تنها خود را نقد نمی‌کنیم، بلکه از نقد دیگران هم چهره در هم می‌کشیم و دژم می‌شویم.

مخاطب سینمای دفاع مقدس کم شده است و عده‌ای معتقدند که مخاطبان به دیدن فیلم‌های فعلی دفاع مقدس علاقه‌ای ندارند. سینمای دفاع مقدس با همان تعریف اولیه‌اش آیا می‌تواند مخاطب داشته باشد؟

اگر یک اثر سینمایی مربوط به دفاع مقدس، داستان خوبی داشته باشد هنوز هم می‌تواند مخاطبان زیادی داشته باشد. مشکل ما این است که داستان‌های فیلم‌های دفاع مقدس خوب، استوار و پرکشش نیست. براساس داستان‌های سست و کم‌مایه، فیلمنامه‌ها سست‌تر نوشته می‌شود. براساس فیلمنامه‌های سست و لرزان فیلم‌های بدون چارچوب و استحکام ساخته می‌شود و این اصلا ربطی به سینمای دفاع مقدس ندارد. سینمای دفاع مقدس اگر داستان داشته باشد، با رویکردهای گذشته‌اش و در دل شخصیت‌پردازی مناسب، مخاطب خود را پیدا می‌کند. وقتی مخاطب در سینما بخشی از دغدغه‌هایش را پیدا کند، قطعا از آن استقبال می‌کند، ولی این داستان‌های سینمای دفاع مقدس هستند که مشکل دارند. مخاطب ثابت کرده، هر موقع فیلمی داستان خوبی داشته استقبال می‌کند، فیلم‌های حاتمی‌کیا، بنی‌اعتماد، میرکریمی و... از جمله این فیلم‌هاست.

اخراجی‌ها هم مخاطب زیادی داشت... .

اخراجی‌ها سوءاستفاده از یک خلأ بود. اخراجی‌ها یک لمپنیزم تمام‌عیار است. شما یادتان باشد لمپنیزم در هر شکلش می‌تواند نگاه‌ها را نسبت به خودش جلب کند، چون لمپنیزم خلاف هنجارهاست. شما وقتی در میدان ولیعصر حرکت می‌کنید، اگر یک تابلوی غیرمعمول وجود داشته باشد، بیشتر به آن توجه می‌کنید تا درخت‌هایی که در بلوار کشاورز هستند یا اگر آقا و خانمی ایستاده باشند و رنگ لباسشان غیرمعمول باشد، همه به آنها نگاه می‌کنند. این نگاه‌کردن به معنای تحسین نیست، بلکه ممکن است به معنای تقبیح هم نباشد. ممکن است این نگاه واجد بار ارزشی هم نباشد، بلکه فقط جلب توجه می‌کند.

فیلم اخراجی‌ها، یک لمپنیزم تمام‌عیار است. فیلمفارسی هم نیست چون فیلمفارسی در مقایسه با اخراجی‌ها، شرافت دارد. فیلمفارسی با وجود آن که خیلی مبتذل است ولی واجد یک عناصر است و آنقدر با خودش روراست هست که مقدسات را مضحکه نمی‌کند. با دنیای انسانی و عواطف مردم کار دارد، ولی اخراجی‌ها دارد یک جهان معنایی را مورد تمسخر قرار می‌دهد و دروغ آشکاری را به این جهان معنایی نسبت می‌دهد، مقصر مردم نیستند و نمی‌شود گفت که چرا مردم به تماشای اخراجی‌ها رفتند. باید یک بررسی جامعه‌شناختی صورت بگیرد تا بدانیم بخش زیادی از مردم برای فراموش کردن چه موضوعات و خندیدن به چه چیزهایی به تماشای این اثر مبتذل رفته‌اند. گاهی رویکرد به پدیده‌های مبتذل، واجد مجموعه‌ای از پیام‌های اجتماعی است که اگر به آن توجه نکنیم آسیب می‌بینیم. من دراین‌باره تحلیل دارم ولی در این مقطع زمانی نمی‌توانم آن را بازگو کنم؛ بگذریم. کسانی باید راجع به لمپنیزم اخراجی‌ها جواب بدهند که کاری کردند که خلأ در زمینه فیلم‌های دفاع مقدس وکمدی به وجود آمد.
ما اگر فیلم‌های کمدی سرحال و قبراق با داستان خوبی و فیلم‌های دفاع مقدس بسیار خوبی با داستان بسیار جذاب و پرکشش تولید می‌کردیم، شما تردید نکنید که اخراجی‌ها اینقدر فروش نمی‌کرد.

شما بدانید پدیده‌های ضدفرهنگی در خلأ پدیده‌های مثبت فرهنگی می‌توانند برای خود جا باز کنند، اما اگر خلأ وجود نداشته باشد آنها فرصتی برای خودنمایی پیدا نمی‌کنند.

شما اگر به بوستان، مزرعه و باغ خود رسیدگی کنید تا درختان بارور و سایه‌گستر شوند، علف‌های هرز نمی‌توانند رشد کنند، چون سایه گسترده این درخت‌ها مانع از بارورشدن علف‌های هرز می‌شود. اخراجی‌ها سمبل و نماد فقدان درخت‌های سایه گستر و رشد علف‌های هرز است.

آزاده کریمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها