در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محله دارنیس در منطقه میک در شرقیترین نقطه شهر واقع شده بود. یک محله شلوغ و قدیمی که ساکنان آن را بیشتر مهاجران تشکیل میدادند.
کمیسر باعجله به طرف محل حادثه حرکت کرد و نیم ساعت بعد به مقصد رسید. ساختمان شماره 33 یک مجتمع مسکونی نسبتا بزرگ بود که 6 طبقه و هر طبقه شامل چهار واحد کوچک بود. مرگ مشکوک زن جوان در طبقه 4 ساختمان در آپارتمان 401 رقم خورده بود. در مقابل ساختمان جمعیت زیادی گرد آمده و پیرامون مرگ زن جوان صحبت میکردند.
کمیسر از میان جمعیت گذشت و وارد ساختمان شد و با راهنمایی یکی از ماموران کلانتری به طبقه چهارم واحد 401 جایی که مرگ مشکوک زن جوان رقم خورده بود، رفت در داخل آپارتمان که حدود 70 متر بود ماموران پلیس در حال تحقیق و بررسی بودند. در سالن پذیرایی کوچک آپارتمان و روی مبل راحتی جسد زن جوان دیده میشد که روی آن ملحفه سفید رنگ انداخته شده بود.
کمیسر به محض ورود نگاهی به فضای آپارتمان انداخت. همه چیز به ظاهر مرتب و منظم بود و اثری از به هم ریختگی و آشفتگی دیده نمیشد.
کمیسر پس از یک بررسی اجمالی در داخل آپارتمان سراغ جسد زن جوان که روی مبل بود، رفت. جسد زن جوان در حالی که سرش خم شده بود، صحنه دلخراشی را به وجود آورده بود. او یک تیشرت آبی رنگ و دامن سرمهای به تن داشت و روی مبل افتاده بود. در نظر اول تصور میشد که وی به خواب رفته است اما واقعیت چیز دیگری بود. هیچگونه آثار ضرب و جرح یا خراشیدگی در چهره و بدن زن جوان دیده نمیشد.
وجود بستههای خالی مواد و همچنین وسایل استعمال موادمخدر حکایت از آن داشت که استعمال بیش از حد مواد مخدر منجر به مرگ زن جوان شده است.
در کنار جسد زن جوان و روی میز عسلی، بسته خالی مواد از نوع صنعتی، وسایل استعمال مواد مخدر، بسته سیگار، فندک، ته مانده غذا، شیشه خالی نوشیدنی، 2 لیوان، ظرف میوه، دو بشقاب غذا و تعدادی وسایل دیگر دیده میشد. که نشان میداد زن جوان قبل از مرگ مهمان داشته است. کمیسر پس از وارسی دقیق جسد و بررسی صحنه جنایت پای گزارش سروان لوپ، رئیس کلانتری منطقه نشست. سروان لوپ در قسمتی از گزارش خود گفت: ساعت حدود30/7 صبح بود که زن جوانی به نام ملیکا در حالی که بسیار آشفته و سراسیمه بود با کلانتری تماس گرفت و اعلام کرد که دوست و هم اتاقیاش به نام جینا جاناتان در داخل آپارتمان جان سپرده است. بعد از اعلام این خبر ما نیز بلافاصله خود را به محل رسانده و با جسد زن جوان روبهرو شدیم . مقتول 24 سال دارد و اهل داکوتاست. وی در سمت منشی در یک آژانس مسکن در خیابان مارتا کار میکرد. او و دوستش ملیکا 6 ماه است که در این آپارتمان سکونت دارند. آنها علاوه بردوستی با یکدیگر همکار نیز هستند و برای صرفهجویی در هزینهها توافق کرده بودند که به صورت اشتراکی یک آپارتمان اجاره کنند.
بنا به اظهارات همسایهها، آنها هیچ مشکلی نداشتند و مثل دو خواهر با یکدیگر زندگی میکردند. وضعیت مالی هر دو هم بد نبوده و سروقت اجاره و همچنین شارژ ساختمان را پرداخت میکردند. هردوی آنها از ساعت 8 صبح تا 5 عصر سر کار بودند. براساس تحقیقات ما، آنها رفت و آمد زیادی نداشتند البته گاهی دوستان خود را به آپارتمان دعوت و مهمانی میگرفتند که البته گاهی هم سر و صدا ایجاد میکردند.
سروان لوپ در ادامه صحبتهای خود گفت: ظاهرا ملیکا 5 روز پیش برای دیدن خانوادهاش به وایلتری میرود و امروز وقتی برمیگردد و وارد آپارتمان میشود با جسد جینا روبهرو میشود و بعد هم وحشت زده و سراسمیه موضوع را ابتدا به همسایه ها و بعد به کلانتری اطلاع میدهد.
تحقیقات اولیه حکایت ازآن دارد که جینا شب گذشته مهمان داشت که ظاهرا مهمان او هم نامزدش ادوارد بوده است. البته او را احضار کردیم.
سروان لوپ درخصوص زمان وقوع مرگ زن جوان گفت: شواهد اولیه نشان میدهد که جینا در مصرف مواد مخدر آن هم از نوع صنعتی آن که بسیار خطرناک است، زیادهروی کرده و همین امر باعث مرگ ناگهانی مقتول شده است. البته این فقط یک فرضیه است. ضمن اینکه براساس نظر پزشکی قانونی مرگ وی بین ساعت 12 تا 2 نیمه شب رخ داده است. براساس تحقیقات ما جینا سابقه اعتیاد نداشته ولی ظاهرا به صورت تفننی مواد مصرف میکرده است.
کمیسر چند سوال از وی کرد، آنگاه سراغ ملیکا دوست و هم اتاقی مقتول رفت. وی که هنوز آشفته بود، به کمیسر گفت: واقعا باور کردنش برایم سخت است. جینا برایم مثل یک خواهر بود. مهربان و باگذشت و بسیار صادق بود.
وی ادامه داد: 5 روز پیش برای دیدن خانوادهام به وایلتری رفتم. موقعی که اینجا را ترک کردم، جینا شاد و سرحال بود. در طول این 5 روز، هر روز با او تماس تلفنی داشتم که آخرین بار غروب دیروز بود. جینا خیلی شاداب بود. گفت: امشب نامزدش ادوارد به دیدنش میآید و میخواهند با هم جشن بگیرند و قرار ازدواج را بگذارند. من هم به او تبریک گفتم و یادآور شدم که شب راه میافتم تا صبح سرکار باشم. دیگر از او خبری نداشتم تا اینکه صبح وقتی رسیدم با جسد او روی مبل روبهرو شدم.
وی ادامه داد: دقایقی بعد وقتی به خود آمدم از آپارتمان بیرون زدم و همسایهها را خبر کردم. بعد هم با کلانتری تماس گرفتم. برای من بسیار تعجبآور است. جینا اصلا اهل مصرف مواد نبود. هر وقت هم نامزدش اصرار میکرد، او نمیپذیرفت.
کمیسر دقایقی از او بازجویی کرد و از رفت و آمدها و دوستانش پرسید. سپس سراغ ادوارد فرستو نامزد جوان و خوش قیافه مقتول که تازه به آپارتمان رسیده بود رفت و بازجویی از وی را آغاز کرد.
ادوارد که تلاش میکرد خود را نگران و وحشتزده نشان دهد در حالی که صدایش میلرزید به کمیسر گفت: بیچاره جینا. چطور این اتفاق برایش افتاد. او دختر بسیار مهربانی بود. ما تصمیم داشتیم با هم ازدواج کنیم و نقشههای زیادی برای آینده داشتیم.
ادوارد درخصوص مهمانی شب قبل گفت: دیشب ساعت 7 با خواهرم مری به اینجا آمدیم. جینا غذا آماده کرده بود. دور هم خوش بودیم اما جینا در مصرف مواد زیادهروی کرد. میگفت میخواهم امشب تا میتوانم خوش باشم. از من هم خواست که تاریخ ازدواجمان را مشخص کنم. از او خواستم فرصت بدهد تا شرایط بهتر شود ولی جینا که بشدت تحت تاثیر مواد قرار داشت پافشاری میکرد تا اینکه باعث جر و بحث بین ما شد. البته با وساطت خواهرم موضوع فیصله پیدا کرد و ساعت حدود 12 شب بود که او را ترک کردم. موقع ترک آپارتمان به جینا قول دادم که بزودی قرار ازدواج را خواهیم گذاشت. بعدهم اینجا را ترک کردیم. دیگر از او خبری نداشتم تا این که ساعاتی پیش با خبر شدم که جینای بیچاره جان سپرده است. بعد هم با خواهرم مری خود را به اینجا رساندیم.
وی در پاسخ این سوال کمیسر که آیا مواد مخدر مصرف میکنی.
جواب داد: گاهی اوقات.
وی در مورد اعتیاد جینا هم گفت: جینا معتاد نبود اما تفننی مواد زیاد مصرف میکرد. دیروز هم از من خواست که برایش مواد بیاورم که این کار را کردم. اما متاسفانه زیادهروی کرد و چنین حادثه وحشتناکی را رقم زد.
کمیسر ساعتی نیز از مری خواهر ادوارد بازجویی کرد. مری نیز عین اظهارات برادرش را تکرار کرد.
کمیسر یکبار دیگر آنچه را که اتفاق افتاده بود مرور کرد و آنگاه رو به سروان لوپ گفت: شاید علت اصلی مرگ مقتول مصرف زیاد مواد مخدر باشد، اما نکات مبهم دیگری وجود دارد. لذا دستور دستگیری ادوارد و خواهرش را
صادر کرد.
شما خواننده عزیز حدس بزنید منظور کمیسر از نکات مبهم چه بود. اگر ماجرا را به دقت بخوانید حتما متوجه خواهید شد.
حمید موفق
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: