روسیه درگیر جنگ بدون جبهه

روسیه با جنگی رو به روست که نه رقیب و نه جبهه مشخصی دارد.
کد خبر: ۴۷۳۵۳

این واقعیتی است که وزیر دفاع روسیه نیز به آن اذعان می کند. هنگامی که ولادیمیر پوتین در آستانه سال 2000 پس از گذراندن دوره ای 17 ساله در دنیای اسرارآمیز کا.گ.ب به جانشینی بوریس یلتسین منصوب شد و کمتر از 3 ماه بعد به ریاست جمهوری روسیه رسید، وارث کشوری بود که چه از لحاظ نظامی و چه از نظر اقتصادی و اجتماعی تقریبا متلاشی شده بود. فروپاشی اتحاد شوروی سابق برای روسیه از نظر پوتین فاجعه بوده است . دلایل زیادی وجود دارد که چنین موضوعی را به اثبات رساند، روسیه پس از سقوط قدرت شوروی با مشکلات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی زیادی روبه رو شد. فقر گسترش یافت و بخش مهمی از جامعه روس را در بر گرفت ، میزان بدهی روسیه به خارج افزایش یافت ، اعتبار منطقه ای و بین المللی روسیه کاهشی چشمگیر پیدا کرد ، فساد سیاسی و رشوه خواری ، اعتیاد و فحشا رشد بی سابقه ای یافت و غارتگران و باندهای تبهکار رشد کردند و مسکو به صورت یک مرکز مافیایی درآمد. تقریبا در تمامی دوره حکومت یلتسین ، مقامات دولتی و مافیایی قدرت ، پیوند خوردند و به غارت سازمان یافته ملت روس پرداختند. دنیای غرب که با تبلیغات دقیق و حساب شده به سقوط شوروی کمک کرده بود و وعده کمک به روسیه می داد، ماموریت خود را تمام شده تلقی کرد و انتظارات روس ها را بی پاسخ نگذاشت . نتیجه تمامی این مسائل سرخوردگی روس ها و نارضایتی از وضعیت به وجود آمده بود. یلتسین کنار رفت و روس ها دوباره به فکر فرو رفتند. پوتین را می توان برآیند این وضعیت دانست که تلاش می کند روسیه را بازسازی کند اما وی با تمامی اقدامات مثبتی که در همه زمینه ها انجام داده است ، هنوز با مشکلات عدیده ای روبه روست که می توان آنها را از 2 جنبه بررسی کرد.
1- در بعد بین المللی به نظر می رسد بازسازی قدرت روسیه باعث نگرانی دنیای غرب و بخصوص امریکا و انگلیس باشد. آنها احتمالا در نوسازی قدرت روس ها نوعی جنگ سرد جدید احساس می کنند اما در میان کشورهای در حال توسعه ، شکل گیری یک قدرت جدید در مقابل غرب مفید ارزیابی می شود ؛ چرا که زیاده طلبی های امریکا، امنیت ملی بسیاری از کشورهای در حال توسعه را با مخاطرات جدی روبه رو کرده است ؛ مخاطراتی که در دوره حضور اتحاد شوروی سابق در صحنه بین الملل دست کم به این شدت و عریانی نبود. پس دنیای غرب و در راس آنها امریکا سعی خواهد کرد به هر شکلی مانع تحقق ایده های پوتین در بازسازی جایگاه روسیه در جهان شود.
2- جمهوری های جدا شده از اتحاد شوروی سابق یکدست نیستند ؛ علت احتمالی تنها در ساختارهای ناهمگن سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود این کشورها قرار ندارد ، بلکه برخورد متفاوت اروپا و امریکا و اهداف استراتژیک دنیای غرب تعیین کننده است ، 3 گروه از این کشورها در شرایط و موقعیت های متفاوت قرار دارند ، کشورهای حوزه بالتیک متمایل به فرهنگ و تمدن غرب ، حوزه قفقاز با شرایط نسبی متفاوت تر و حوزه آسیای مرکزی با وضعیت نامشخص تر ، گمان می رود حوزه بالتیک پیوند ارگانیک تری با غرب برقرار کرده باشد و روس ها مجبور به پذیرش این واقعیت شده اند. غرب مصمم است حوزه بالتیک را به اضافه اروپای شرقی برای همیشه از حوزه نفوذ روسیه دور نگه دارد.درخصوص حوزه قفقاز ، جمهوری گرجستان و آذربایجان احتمالا به ناتو خواهند پیوست ولی در مورد ارمنستان ، روسیه در موضع قوی تری قرار دارد ، رقابت بر سر نفوذ در حوزه قفقاز میان روسیه و غرب طولانی ، شدید و سرنوشت ساز برای هر 2 طرف خواهد بود. چالشهای شدید روسیه در چچن و اخیرا در گرجستان را می توان بر این اساس ارزیابی کرد.

عباس محمدنژاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها