3 روز با خدا در روی زمین

اینجا تنها جایی است که بدون هماهنگی روابط عمومی «ورود خبرنگاران آزاد است» اما تنها جایی هم است که کسی میل به گفتن از خودش ندارد.
کد خبر: ۴۷۳۰۴

اگر هم چند کلمه ای با اکراه می گویند ، درباره حال و هوای دیگران است.اینجا مسجد دانشگاه تهران است. حدود یکهزار نفر از دانشجویان امروز آخرین روز مراسم اعتکاف را برگزار می کنند. «از سال 75 که اولین بار مراسم اعتکاف در این مسجد برگزار شده ، هر سال به تعداد معتکفان اضافه شده ، طوری که امسال به دلیل افزایش تعداد خواهران معتکف که تعدادشان به 530نفر رسیده ، مجبور شدیم قسمتی از جایگاه برادران را به خواهران اختصاص دهیم». خانم احمدی ، مسوول قسمت خواهران ، اینها را می گوید و ادامه می دهد: مهلت ثبت نام برای این مراسم از اواخر اردیبهشت تا 15 تیرماه بود. بسیاری از دانشجویان به دلیل فصل امتحانات دیر متوجه شدند و ما به دلیل کمبود جا، مجبور شدیم بسیاری از دانشجویان را به دیگر مساجد شهر معرفی کنیم . احمدی معتقد است ، دانشجویان با توجه به شرایط سنی و نوع نگرش خاص شان ، بهتر است برای اعتکاف در مساجد مشترکی جمع شوند و با تجربه امسال ، سعی خواهند کرد تا سال های آینده برنامه های منظم و دقیق تری در این خصوص داشته باشند.

اعتکاف عشق می خواهد

اسمش را نمی گوید ، 20سال دارد و دانشجوی شیمی است ، همراه خواهرش که او هم دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد شیمی است ، آمده اند: «حال و هوای اینجا حال و هوای ویژه ای است حتی اگر خودت هم آمادگی نداشته باشی ، حال دیگران تاثیر می گذارد و تو را از خود بی خود می کند.» از پاسخ دادن طفره می رود، معذب می شود و انگار می خواهد در «حال» خودش باشد و فقط می گوید: «اعتکاف عشق می خواهد ، باید عاشق باشی...».

هر کس نصیبی می برد

حضور در جمع برادران معتکف برای خبرنگار زن امکان ندارد، باید در حیاط مسجد منتظرشان باشی تا هنگام وضو. اصرارها شروع می شود و اکراه ها هم. تعداد برادران به 500 نفر می رسد. پسر جوان ، دانشجوی عمران است ، آرام و کوتاه صحبت می کند: «لذت اعتکاف حضور در جمعی است که همه با هم متفاوت و مشترک هستند ، هر کس با حال خودش ، با زبان خودش و به طریقه خودش با پروردگار مناجات می کند ؛ اما اصل حرفها و دعاها یکی است ، دیدن چهره کسانی که برای سه روز به همه کس و همه چیز پشت پا زده اند و رویشان فقط به آسمان است ، مبهوتت می کند.» یکی از دانشجویان دختر هم ، همین حرفها را تکرار می کند و می گوید: برای هر کسی هم اتفاق متفاوتی بعد از این 3 روز می افتد ، تاثیرات متفاوت است یکی بیشتر ، یکی کمتر اما آنچه مهم است ، این است که همه بالاخره از این سفره نعمت ، نصیبی می برند.

خیرین کمک می کنند

آقای مرادی ، مسوول هماهنگی های قسمت برادران است ، از افطار و سحری دانشجویان سوال می کنیم که می گوید: «غذای مفصلی نیست ، در حد نیاز است که البته قسمت اعظمش را خیرین تهیه می کنند و قسمتی را هم دانشگاه متقبل می شود.» وی با تاکید می گوید: هر چند که برای دانشجویان این قسمت کمترین اهمیت را دارد ، برای کسانی که اینجا هستند ، مهم نیست که چه پوشیده اند و چه می خورند.

این سه روز!

یک ساعت به اذان ظهر مانده ، سخنرانی حاج آقا پناهی طبق برنامه قبلی شروع می شود و همه برای گوش سپردن به سخنان او سکوت می کنند. بعد از سخنرانی ، نماز ظهر و عصر آغاز می شود ، بعد از آن مناجات و... قبل از اذان مغرب ، مراسم دعا ، افطار ، نماز ، مناجات و... حرفهای دختر دانشجو را به یاد می آورم : «اینجا کسی خسته نمی شود ، دعا و نماز اینجا با همه جا فرق دارد ، این 3 روز با همه روزهای سال ، فرق دارد ، این 3 روز...»
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها