صحنه‌هایی که کمتر به چشم می‌آیند!

نمایشگاه کتاب امسال را طی کردیم. بعضی بی‌نظمی‌های کوچک وجود داشت، اما در مجموع بزرگ‌ترین اتفاق فرهنگی کشور، گسترده‌تر از آن است که اگر سایت نمایشگاه آدرس برخی غرفه‌ها را اشتباه نشان بدهد، زیاد به چشم نیاید. به هر حال با چند راهرو بالاتر یا پایین‌تر به انتشارات مورد نظر می‌رسیم.
کد خبر: ۴۷۳۰۳۱

اصل نمایشگاه به هر کیفیتی مثل سال‌های قبل برگزار شده و استقبال زیاد جمعیت از این نمایشگاه واقعا جالب بوده است.

همیشه صحنه‌های کوچکی که در این گستره‌های بزرگ شکل می‌گیرد از دیدها پنهان می‌ماند. من می‌خواهم از یکی از این صحنه‌ها بگویم:

پیرمردی کتابی را در دست دارد و جایی دورتر از غرفه‌ها در گوشه‌ای داد می‌زد: این کتاب نوشته من است، با هزار تومن به شما هدیه می‌کنم و امضا هم می‌کنم کتاب را برایتان!

و دیگری لنگ‌لنگان با موهای سپید و ساکی مملو از کتاب بین بازدید کنندگان می‌گردد و کتاب را به طرفشان می‌گیرد، اما نای گفتن جمله‌ای را ندارد و بعد از نگاه بی‌تفاوت هر یک از آنان به سراغ شخص دیگری می‌رود!

از: یادداشت‌های یک فیلسوف جوان

majids2t.blogfa.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها