در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حادثهای که عباسی تعریف میکند، به مسائلی مربوط میشود که طی نوروز برای «خندهبازار»یها رخ داد. او در اینباره میگوید: ما بلافاصله بعد از دهه فجر، کار عید را شروع کردیم و هیچ مجالی برای استراحت نداشتیم. اما خدا را شکر، همه چیز به خیر و خوشی تمام شد.
شرایط ما طوری شده بود که یک سرماخوردگی کوچک هم یکی دو روز، بچهها را میخواباند.
در طول کار هم خواب ما خیلی کم شده بود و فشار کاریمان به شدت افزایش پیدا کرده بود. ما 10 روز آخر از 3 بعدازظهر تا 5 یا 6 صبح به طور مداوم کار میکردیم؛ در نتیجه بدن همه ما خیلی ضعیف شده بود و با کوچکترین بیماری، از پا میافتادیم و عید چون فشار کاری زیاد بود، بچههای گروه یکی در میان به علت ضعف شدید بدنی زیر سرم میرفتند.
در این مدت، سختیهای زیادی را تحمل کردیم اما وقتی پای خدمت به مردم پیش میآید و بازتابها را میبینیم، خوشحال میشویم و به کارمان ادامه میدهیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: