در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همانطور که از موضوع سریال برمیآید، ایده محوری تیتراژ هم با چنین مفاهیمی گره خورده است. نوع تیتراژ جزو دسته تیتراژهایی است که قطعههایی کوتاه از چیزهایی مرتبط با موضوع سریال نشان داده میشود و اسامی به طور نسبتا کامل، یعنی نام عوامل اصلی روی آن به نمایش درمیآید. تصاویری که در این میان پخش میشود، عمدتا با قابهای بسیار نزدیک است و چهره انسانی حتیالامکان در آن به نمایش درنمیآید. شاید به این دلیل که سعی دارد عرصه یک نبرد تکنولوژیک را به تصویر بکشد؛ تصاویری نظیر بارگیری دیجیتالی، اتصال یک یواسبی به کامپیوتر یا قرار دادن یک سیدی درون کامپیوتر و ...
اگر بخواهیم این تصاویر را به تنهایی مورد بررسی قرار دهیم، باید بگوییم موفق به نمایش حس و حال چنین مبارزه تکنولوژیکی شده است؛ هرچند میتوانست خیلی بهتر از این باشد. اما در سطحی جزئی و نهچندان حرفهای موفق به چنین کاری شده است. در ضمن طبیعی است که باید نوع اجرای تیتراژ با فضای سریال همخوانی داشته باشد که با همه این احوالات، باز هم کیفیت تیتراژ کمی از سریال بالاتر است و اگر قرار بود فراتر از این برود، دیگر خود سریال برای مخاطبانش به چشم نمیآمد. اما به هر حال تلاشی مثبت در اجرا ارزیابی میشود.
نکتهای که در تیتراژ کمی توی ذوق میزند، جایی است که روی صفحه کامپیوتر، نام انرژی اتمی ایران نوشته میشود. اصولا چه لزومی دارد چنین مسالهای در تیتراژ سریالی که تمام موضوعش حول همین محور است، مطرح شود؟ مثلا این نگرانی پیش میآید که شاید مخاطب متوجه نشود این سریال درباره چیست؟! البته نوشته شدن عناصر موضوعی و مفهومی یک فیلم یا سریال در تیتراژ آن، به خودی خود نقطه ضعف محسوب نمیشود، اما به شرط این که منطق درستی داشته باشد، نه این که در محیط نرمافزاری یک برنامه محاسباتی نوشته شود.
یکی از نقاط قابل ذکر در تیتراژ سریال، این است تصاویری که پشت سر هم نشان داده میشود، چه مقدار ساخته خود عوامل است و چه میزان آن از تصاویر دیگر مربوط به برنامههای مختلف دیگر است. آنچه به نظر میرسد، این است که متاسفانه همه این تصاویر اورجینال و اصلی نیستند و برخی از آنها از آرشیو و برنامههای دیگر برداشته شده که ادغام چندان جالبی نیست و چندان به مذاق خوش نمیآید.
اسامی تیتراژ مانند تایپ در محیط برنامهنویسی کامپیوتر نوشته میشوند و با تصاویر امواج الکترومغناطیس یا صوتی محو میشوندکه میتوانست با یک اجرای بهتر، ایدهای جذابتر باشد. موسیقی تیتراژ نیز موسیقی نرمال و معمولی این ژانر از برنامههاست. سازبندی نسبتا الکترونیک، ریتمهای دلهرهآور، اما با مایههای اکشن که سعی میکند حس و حال چنین داستانهایی را منتقل کند که در نتیجه چیز خوبی از آب درآمده است.
در آخر باید گفت تیتراژ آیینههای نشکن ایدههایی دارد که میتوانست پختهتر باشد یا دستکم بهتر اجرا شود.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: