در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ستاره اسکندری در بیان تفاوت این مجموعه با آنچه پیش از این در تلویزیون رخ میداد، میگوید: پرداخت و قاببندی کارگردانان این سریال خرق عادتی برای تلویزیون محسوب میشود. این شیوه تازه باعث ایجاد یک بدعتگذاری جدید در ارتباط مخاطب با رسانه میشود.
مخاطبان تلویزیونی که به این شیوه جزیینگر عادت ندارند، ابتدا آن را ناشناخته با سلیقهشان ناشناخته نمیدانند؛ اما چون این نگاه نوست، مسلما پس از مدتی آن را میپذیرد.
اسکندری در واکنش به این ذهنیت که شیوه تکنیکی این مجموعه و نحوه بازی و دیالوگها، فضای تئاتر را زنده میکند، میافزاید: به نظر من این نوع نگاه ربطی به تئاتر ندارد، بلکه بسیار به مفهوم سینمایی نزدیک شده است، بخصوص در قاببندیها شباهت فراوانی با مفاهیم سینمایی وجود دارد. گرچه ما عادت کردهایم هر چیزی را که خرق عادت کند به تئاتر نسبت دهیم. امیدوارم چنین شیوهای در تلهتئاترها استفاده شود و به این شکل ارتباطی میان این فضا و تئاتر شکل بگیرد.
مردم درگیر قصه شدهاند و به قاببندیها نگاه عجیب میاندازند، اما مخاطبی که با دقت بیشتری به حیرانی توجه میکند این اعجاب برایش به عاملی برای تغییر فضای کلیشهای تبدیل میشود و از آن سبک عادی و همیشگی فراتر میرود.
بازیگر نقش دکتر عاطفه در اشاره به نوع بازی و ویژگیهای نقشاش گفت: بازی در این نوع قاب و برخلاف شیوه معمول تلویزیون بسیار مشکل و به نوعی آزمونی برای بازیگری است. در فضای عادی تلویزیون میزان عملکرد شما بیشتر است، اما در این نوع تازه حتی تغییر میلیمتری باعث از بین رفتن میزانسنها میشد که نیازمند تکرار بود و همین باعث جذابیت میشود.
ستاره اسکندری،درباره دکتر فرجام اینگونه شرح میدهد: قصه حیرانی به شکلی روایت میشود که برخلاف سبک معمول تک قهرمان وجود ندارد. افراد در ارتباط با یکدیگر و با داستانهای مجزای خود قصه را میسازند. گرچه عاطفه فرجام به واسطه ارتباط با تمام داستانها، مرکزیت این قصههای درهم تنیده را بهوجود میآورد، همانطور که با نگاه از ابعاد مختلف، سایر نقشها هم دارای چنین ویژگیای هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: