مریم جمشیدی / گروه سیاسی

ناکامی آمریکا از طبس تا کاشمر

بیابان‌های شرقی ایران هرگز به آمریکایی‌ها روی خوش نشان نداده ‌است.
کد خبر: ۴۶۹۳۵۵

چه آن زمانی که کویر طبس بزرگ‌ترین رسوایی دولت آمریکا در خاورمیانه را رقم زد و با کمک دانه‌های ریز شن خود، هیبت بزرگ‌ترین ابرقدرت دنیا را شکست و چه هنگامی که بیابان‌های کاشمر که در شمال طبس واقع شده، پرنده هدایت‌پذیر از دور آمریکا را به تور انداخت و به این ترتیب اسباب خجالت ساکنان کاخ سفید را که ادعاهایشان مبنی بر قدرت سخت‌افزاری و نرم‌افزاری‌شان، گوش دنیا را کر کرده است، پدید آورد.

اگر داستان سقوط هلی‌کوپترهای آمریکایی در جریان تلاش آنان برای حمله به تهران و بازگرداندن دیپلمات‌های لانه جاسوسی متعلق به سال 1359 بود و از آن موقع داستان طبس و ماموریت خداوند به شن‌ریزه‌ها زبان به زبان چرخید و به ما رسید، اکنون یک داستان دیگر به این حلقه اضافه شده و آن ماجرای پهپادی است که از مدت‌ها قبل به جاسوسی از ایران می‌پرداخت.

زمان تولد این ماجرا به آذر 1390 بر‌می‌گردد. سیزدهم آن ماه شبکه خبری العالم در خبری فوری اعلام کرد ایران یک فروند هواپیمای بدون سرنشین آمریکا را که از مرزهای شرقی کشور وارد حریم جمهوری اسلامی ایران شده بود سرنگون کرد.

مدل این هواپیمای بدون سرنشین «آر.کیو 170» اعلام شد و ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز گفت هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی که در شرق کشور مورد هدف قرار گرفته و سرنگون شده آسیب چندانی ندیده است. این خبر بلافاصله توسط خبرگزاری‌های بزرگ بین‌المللی مخابره شد. بسیاری از غربی‌ها تصور می‌کردند این یک بلوف سیاسی باشد که بین تهران و واشنگتن صورت گرفته، برای همین چنین موضع گرفتند که «آمریکا به دلیل آن‌که به پهپاد دسترسی ندارد، نمی‌تواند اصالت آن را تایید نماید.»؛ «ما هیچ نشانه‌ایی از سرنگونی آن با استفاده از پدافند هوایی نیافتیم»، اما وقتی که ایران اعلام کرد بزودی تصاویری از این پرنده هدایت‌پذیر از راه دور (‌پهپاد)‌ را منتشر می‌کند، ‌آن وقت بود که مقامات آمریکایی اذعان کردند چند روزی است از سرنوشت یکی از هواپیماهای بدون سرنشین خود بی‌خبرند.

بیان این مطلب یعنی اقرار ارتش و سازمان جاسوسی آمریکا (سی‌آی‌ای) به جاسوسی و گرد‌آوری اطلاعات از ایران و پاکستان توسط این نوع هواپیماها که در خاک افغانستان مستقر کرده است.

به دام انداختن این پرنده‌های فوق هوشمند توسط ایران از آن جهت اهمیت دارد که این هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی، به سختی توسط رادارها رصد می‌شود و کاخ سفید از این هواپیمای بدون سرنشین برای حمایت از فرماندهانی که در جنگ به اطلاعات نیاز دارند، بهره می‌گیرد.

این در حالی است که ایران، این هواپیمای بدون سرنشین را با کمترین آسیب به زمین نشاند. جالب آن که تا سال 2009 کسی از وجود چنین هواپیمای شناسایی بدون سرنشینی در نیروهای هوایی آمریکا آگاه نبود، تا این‌که در این سال متخصصان وجود این پرنده جاسوسی را در نیروی هوایی آمریکا لو دادند و آمریکا هم در سال 2010 وجود و استفاده از آن را تایید کرد و به فاصله یک سال بعد، ایران کنترل یکی از همین هواپیماها را به دست گرفت که گفته شد در عملیات کشتن اسامه بن‌لادن مورد استفاده قرار گرفته بود و اطلاعات محل اقامت بن‌لادن توسط این مدل هواپیمای بدون سرنشین جمع‌آوری شده بود.

شاید سخت بودن پذیرش این موضوع بود که مقامات آمریکایی را بر آن داشت این‌گونه عنوان کنند که این پهپاد نه بر اثر رخنه کردن ایران در هدایت الکترونیک آن، بلکه در اثر نقص فنی به خاک ایران سقوط کرده است.

اما این ادعا با توجه به فیلمی که از پهپاد نمایش داده شد رد گردید، چراکه از روی خسارات اندک وارده در تصاویر، می‌شد این‌گونه فرض کرد که نحوه سرنگونی هواپیما یک «سقوط نرم با ارابه‌های بسته» بوده‌ است. همچنین گفته شد در این هواپیما قابلیتی پیش‌بینی شده‌ است تا در صورت افتادن به دست دشمن، خودش را منفجر کند و نیفتادن این اتفاق می‌تواند نشان کنترل ایران بر آن باشد.

سرانجام وقتی غربی‌ها ناگزیر پذیرفتند که هواپیمای مدرن پیشرفته آنان در اختیار ایران قرار دارد، با ملایم کردن لحن خود سعی کردند مقامات ایرانی را متقاعد کنند تا پهپاد را به آنان برگرداند، اما پاسخ مقامات کشورمان این آرزوی غربی‌ها را به باد داد، چراکه رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به اظهارات باراک اوباما گفت: «آمریکایی‌ها به عنوان یک فرار به جلو به جای عذرخواهی رسمی و پذیرش این تخلف و جرمی که مرتکب شده‌اند، درخواست تحویل هواپیمای جاسوسی را کرده‌اند. به نظر می‌آید اوباما فراموش کرده که به حریم هوایی کشور ما تجاوز شده‌ است.»

بعد از این نیز نه آمریکا حاضر شد بابت تجاوز به خاک ایران توسط ورود هواپیماهای بدون سرنشین خود عذرخواهی کند و نه تهران پذیرفت که پهباد را به آمریکا برگرداند. پایان این داستان تاکنون قطعی نشده، اما یک‌بار دیگر راوی فروریختن هیبت آمریکایی شد و از چهره واقعی این کشور قدرت‌طلب پرده برداشت که چگونه و از چه راه‌هایی درصدد نفوذ به کشورهای ضداستعماری نظیر ایران است و نقطه قوت این داستان، باز هم صحراهای شرقی کشورمان بود که نشان داد اگر لازم باشد آرامش را به توفان و سکوتش را به فریاد تبدیل می‌کند تا واقعیت‌های پنهان شده پشت نقاب دولت‌هایی را عیان کند که مدعی رعایت حقوق ملت‌ها و قوانین بین‌المللی هستند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها