در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس شما عقیده دارید باید با توجه به نیازهای روزمره مردم اقدام به ساخت یک برنامه علمی کرد؟
به نظر من ساخت یک برنامه علمی از اینجا میتواند شروع شود، چون برنامهسازی علمی طیف وسیعی از موضوعات و مطالبی را دربرمیگیرد که از نیازهای روزمره مردم تا سطوح خیلی بالاترمثل پاسخ به پرسشهای اساسی و فطری بشر و بعد از آن هم به قالبها و ساختارهای متنوع برنامههای علمی مثل گفتوگو محور، ترکیبی، نمایشی و... میرسیم.
به قالبهای برنامهسازی اشاره کردید، فکر میکنید با توجه به شرایط فعلی، کدام قالب برای تلویزیون مناسبتر است؟
به نظر من در تلویزیون، برنامههای ترکیبی با توجه به امکاناتی که سازمان در اختیار ما میگذارد، مناسبتر است. چون باید بودجه و امکانات و محدودیتها را در نظر گرفت و برنامههای ترکیبی این ویژگی را دارد؛ هم سریعتر تولید میشود و هم متنوعتر است. یعنی در آن میشود گفتوگو، مسابقه، نمایش و سایر عناصر را همزمان داشت. مثلا ما در شبکه یک برنامهای به اسم مجله علمی داشتیم که اینگونه بود و مخاطبان زیادی هم داشت. در کارهای ترکیبی شما دستتان بازتر است و میتوانید از همه قالبها در آن استفاده کنید
از آن طرف برای مثال انیمیشن خیلی خوب است ولی فوقالعاده گران تمام میشود و مدت زمان آمادهسازی آن هم طولانی است بنابر این کمتر میتوان سراغ آن رفت.
عدهای معتقدند علاقه مردم به برنامههای علمی کمتراز سایر برنامههاست. آیا واقعا اینگونه است؟
نه من اصلا این را قبول ندارم.
پس چرا شبکهای مثل شبکه 4 مخاطبان کمتر و خاصتری دارد؟
اولا پوشش آنتن خیلی میتواند تاثیرگذار باشد. بر اساس یافتهها، پوشش شبکه 4 مثل آنتن شبکه یک و دو نیست که خیلی تاثیر دارد و دوم این که وقتی ما شبکهای را به عنوان شبکه فرهیختگان تعریف میکنیم، طبیعتا یک سری برنامههای مخصوص هم برای آن تعریف میکنیم که این باعث میشود مردم عادی خود را از آن جدا بدانند و کمتر آن را ببینند.
در کنار مواردی که ذکر کردید موضوع بودجه هم هست. چرا بودجه برنامههای علمی نسبت به سایر برنامهها کمتر است؟
من فکر میکنم متأسفانه به علت حاکم بودن این دیدگاه که فیلم و نمایش در اولویت قرار دارد یا برای مثال جُنگ مهمتر است، شبکهها به سمت این نوع برنامهها سوق داده میشوند.
همین نگرش باعث شده که فکر کنند تأثیرگذارترین قالب رسانهای، فیلم و نمایش است. البته برای پرکردن آنتن، مجبور به پخش انواع دیگر برنامهها هستند ولی به علت همین تفکر، حاضر به دادن زمان مناسب به برنامههای علمی نیستند و حتی بودجه مناسب به این ساختار نمیدهند. یعنی اگر برای یک برنامه نمایشی بودجهای در نظر گرفته میشود، سایر برنامهها 1/0 آن مبلغ بودجه دارند یا حتی شاید یک بیستم و من فکر میکنم اصل ماجرا از این نگرش است. چون مثلا برنامههای علمی خیلی بیشتر مورد توجه بوده حتی بسیاری از گروهها کارهای مثبت و در جهت اهداف علمی ارائه میکردند.
انسان به جهت اینکه ذاتاً نیاز به دانستن دارد، هر چیزی که به این نیاز کمک کند را دوست دارد. ما علم را باید به صورت نیاز در بیاوریم و به زبان ساده مطرح کنیم
من منکر این نیستم که نمایش ساختار تأثیرگذاری است ولی ما حداقل از این فرصت استفاده کنیم و بحث ترویج علم و علاقهمند کردن مردم به پدیدههای علمی را در قاب سریالها و فیلمهای تلویزیونی مطرح کنیم. مثل کاری که بسیاری از فیلمسازان دنیا انجام میدهند. مثلا میشود فیلمها و سریالهای زیبایی در خصوص انرژی هستهای یا پیشرفتهای علوم فضایی ساخت که مردم را با این پدیدههای علمی آشنا کند.
شما فکر میکنید ترویج علم در تلویزیون باید چگونه اتفاق بیفتد؟
انسان به جهت اینکه ذاتاً نیاز به دانستن دارد، هر چیزی که به این نیاز کمک کند را دوست دارد. ما در ترویج علم باید آن را به صورت نیاز در بیاوریم و همین را به زبان ساده مطرح کنیم. علم باید وارد زندگی روزمره مردم شود و آنها بتوانند از طریق رسانه آن را به طور ملموس درک کنند که مسلما تاثیرگذار خواهد بود.
موضوعی که شما مطرح کردید به تخصص نیاز دارد. آیا ما در ایران آموزشی برای برنامهسازی علمی داریم؟
متاسفانه نه و البته خیلی هم لازم است. من نمیدانم چرا در دانشکده صدا و سیما هم این ماجرا اصلاً وجود ندارد و دیده نمیشود. متأسفانه بسیاری از تهیهکنندگان چون بیشتر کارهایشان در حوزه درام و نمایش بوده، در ساخت یک برنامه خوب و فاخر علمی موفق نیستند. بحث آموزش برای برنامهسازان علمی باید در اولویت قرار بگیرد و تهیهکنندگان بایدها و نبایدهای آن را بدانند تا بتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: