با دکتر شهرام کجوری، مدیر گروه دانش شبکه 4

علم را عبوس نشان داده‌ایم

اشاره: بقای یک ملت در دنیای کنونی منوط به توانایی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است که همه آنها بر توانایی‌ علمی آن ملت تکیه دارد. علم و دانش مقوله ای نیست که تنها از درس و کلاس و دانشگاه به دست آید. علم باید در قلب انسان‌ها رسوخ کند و از کودکی به بخشی از زندگی، سرگرمی، راه معیشت و هدف تبدیل شود. در اینجاست که اهمیت کار ژورنالیسم علمی خود را نشان می‌دهد که متاسفانه در کشور ما جایگاه مناسبی ندارد. به همین دلیل بود که اداره کل آموزش و پژوهش سیما تحقیقاتی را آغاز کرد. بخشی از این کار پژوهشی گفت‌وگو با مسوولان، تصمیم‌گیران، تصمیم‌سازان و مروجان علم در حوزه روزنامه‌نگاری و برنامه‌سازی علمی بوده است و آنجا که صحبت از گفت‌وگو با یک مسوول حوزه برنامه‌سازی علمی به میان می‌آید، نام شبکه 4 ناخودآگاه در راس فهرست قرار می‌گیرد. موضوع بررسی وضعیت ژورنالیسم علمی را در تلویزیون با دکتر کجوری، مدیر گروه دانش شبکه 4 و محمود نواب مطلق، مدیر گروه دانش و اقتصاد شبکه اول در میان گذاشتیم.
کد خبر: ۴۶۹۱۴۸

تعریف شما از ژورنالیسم و برنامه‌سازی علمی چیست؟ آیا فکر می‌کنید این مقوله الزامات خاصی دارد؟

هر برنامه‌ای در هر موضوعی که ساخته می‌شود باید به اهلش سپرده شود. علم مقوله‌ای است که تصور ما در آن بر این است که چون می‌خواهیم برنامه علمی بسازیم، حتما باید توسط دانشمندان انجام گیرد، ولی ما در دنیای رسانه‌ای می‌گوییم ژورنالیسم‌های علمی باید زبان دانشمندان را به آنچه تفکر مردم است نزدیک کنند. در واقع آنها حد فاصل مردم و دانشمندان هستند.

جریان علم مثل رودخانه است و در حال گذر و تعریف برنامه‌سازی علمی هم در خود آن مستتر است. نمی‌توان برای آن تعریف مشخصی ارائه داد. بهتر است بگوییم چه کسانی باید برنامه علمی بسازند. در همه جای دنیا برنامه‌سازان علمی کسانی هستند که علاوه بر این‌که سوژه‌های خوبی انتخاب می‌کنند دید بصری خوبی هم دارند و با ظرایف کار تلویزیون هم بخوبی آشنا هستند و با مخاطبان ارتباط خوبی برقرار می‌کنند. در ایران متاسفانه برنامه‌سازی علمی سالیان سال است که مغفول مانده و از این چهل پنجاه سال فعالیت تلویزیون کمتر دیده‌ایم که برنامه‌سازی علمی به صورت منسجم صورت گیرد. حتی از زمان تاسیس شبکه 4 سیما باز هم تعداد برنامه‌سازان ما در این حوزه زیاد نیست.

علتش چیست؟ عده‌ای می‌گویند اقبال مردم به برنامه‌های علمی کم است. شما این را قبول دارید؟

خیر، قبول ندارم. فکر می‌کنم بهتر است از کمی عقب‌تر شروع کنیم تا به جواب این سوال برسیم. تلویزیون ما روی برنامه‌سازی علمی سرمایه‌گذاری خوبی نکرده، یعنی علت اقبال مردم به برنامه‌های نمایشی سرمایه‌گذاری خوب در آن حوزه است. به قول معروف هر چه پول بدهیم آش می‌خوریم. ما در این زمینه سرمایه‌گذاری خوبی نکردیم. رفتیم سراغ برنامه‌های گفت‌وگومحور و طبیعی است که از بسیاری جذابیت‌های قالب‌های دیگر مثل نمایش، انیمیشن و... دور مانده‌ایم. در دنیا خیلی از سوژه‌ها برای فیلمسازی، علمی و مثلا پزشکی است، ولی شما برگردید به تله‌فیلم‌های خودمان. چقدر در مورد موضوعات علمی است؟ ضمنا هرگاه راجع به علم صحبت شده، هیچ‌گاه در موقعیت علم نبوده‌ایم. ما باید موقعیت علم را به وجود بیاوریم. دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های ما این موقعیت را دارند، ولی چون ساده‌ترین کار برای ما این است که حاصل و نتیجه را به مردم نمایش دهیم، هیچ‌گاه فرآیند را نمایش نداده‌ایم. اگر ما به عنوان برنامه‌ساز به دنبال این باشیم که نتیجه‌گرا نباشیم و به دنبال فرآیند برویم، یعنی در مورد مثلا محصولی که در کشور ساخته می‌شود نشان دهیم چه مراحلی را طی کرده و با چه مشکلاتی روبه‌رو بوده خیلی هم برای مردم جذابیت دارد و از طرف دیگر مسوولان هم متوجه می‌شوند این کارهای علمی چقدر برای مردم و کشور می‌تواند سود و منفعت داشته باشد.

مشکل دیگری هم وجود دارد. مثلا این‌که سیاستگذاران ما خیلی به سرمایه‌گذاری در این حوزه تمایل ندارند. چرا؟

سالیان گذشته وقتی می‌خواستند هابل را راه‌اندازی کنند یا شاتل را به فضا بفرستند، ابتدا انیمیشن‌هایی ساخته می‌شد و آنها را شبیه‌سازی می‌کردند تا این پدیده‌ها را معرفی کنند. خیلی وقت‌ها صنعت تلویزیون می‌تواند به عنوان یک اهرم قوی عمل کند که هم فراگیر است و هم مخاطبان زیادی دارد. می‌توان به گونه‌ای برنامه ساخت که سرمایه‌گذار هم جذب شود، اما ما به دنبال ساختارهای جذاب نمی‌رویم. برنامه‌سازان ما هم علمی نیستند و آموزش ندیده‌اند و بالطبع آنچنان که باید موفق نمی‌شوند. ما نه تصویربردار علمی داریم، نه صدابردار علمی، نه کارگردان علمی و اعتقاد من بر این است که ما چشم‌انداز (ویژن) علمی هم نداریم. حتی مدیران گروه‌های دانش علمی هم نداریم.

چرا ما الان در حوزه علم اینقدر دستمان خالی است؟

یکی این‌که ما سالیان سال از دانشگاه‌ها عقب افتادیم و در تلویزیون همه چیز را فقط از زاویه تلویزیون نگاه کردیم. یعنی استانداردسازی کردیم فقط براساس استانداردهای تلویزیون نه براساس استانداردهای علم. ما باید علم و رسانه را با هم ممزوج کنیم.

درباره علم که صحبت می‌کنیم، عبوس بودن و اخمی برای همه تداعی می‌شود. چون ما از ابتدا ذائقه را درست نکرده‌ایم. باید ذائقه کودک ایرانی را به‌سمت علاقه به علم و خلاقیت  و نوآوری پیش ببریم

دانشمندان ما یا تولید‌کننده علم هستند یا ترویج‌کننده یا مصرف‌کننده. ما الان در دانشگاه‌ها اکثرا مصرف‌کننده هستیم، یعنی سوال را شخص دیگری مطرح می‌کند. ممکن است ما آن را ترویج کنیم و در جامعه سوال را مطرح کنیم و رواج دهیم بعد از حاصلش استفاده کنیم. یعنی مصرف‌کننده‌ایم. منظور این است که بافت دانشگاه‌های ما بیشتر مصرف‌کننده است و ما نباید تقصیر را دائم به گردن تلویزیون بیندازیم. ما اصلا کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه علوم را در دانشگاه‌ها از تلویزیون پخش نمی‌کنیم چون یا برگزار نمی‌شوند یا خوب برگزار نمی‌شوند. دانشگاه‌ها و تلویزیون ما از هم جداست و دیدگاه رسانه‌ای در دانشگاه وجود ندارد. همین طور دیدگاه علمی در تلویزیون ما. الان دانشکده صدا و سیما چقدر در این حوزه کار کرده است؟ تقریبا هیچ. ضمن این‌که یکی از مزایای رقابتی تلویزیون ما نسبت به برنامه‌های ماهواره سوژه‌های علمی و پزشکی است. پس نکته مهمی است که برویم به سمت برنامه‌های علمی و آن را مزیت رقابتی خودمان بدانیم.

با این حساب چرا وقتی نوبت تولید برنامه‌های علمی می‌رسد کیفیت برنامه‌های ما پایین‌تر از نمونه‌های خارجی آن است؟

بخشی به خاطر این‌که صنعت تلویزیون از آنجا آمده و آرشیوهای خوبی هم دارند. ببینید مثلا برج میلاد ما ساخته شد. در زمان ساختش مستند‌هایی از آن تهیه شد، ولی چرا آن مستند‌ها نمایش داده نمی‌شود؟ بخشی به خاطر مسائل امنیتی و بخشی هم به خاطر این‌که شاید از استانداردهای لازم برخوردار نیست. فکر می‌کنم بخشی از برنامه‌های علمی را باید دانشگاه‌ها به تلویزیون اطلاع بدهند، مثلا چشم‌انداز چند ساله خود را مطرح کنند و تلویزیون از آن برنامه بسازد. یا شبکه 2 ما گروه دانش ندارد و همین مساله باعث می‌شود در چند سال آینده ضررهای جبران‌ناپذیری متحمل شویم، مثلا این‌که تفکر علمی در جوانان ما کمرنگ شود یا علم اهمیت خود را از دست بدهد. دلیلش همین است که برنامه‌های ما بیشتر به سمت سرگرمی رفته و حتی اطلاع‌رسانی و سهم آموزش در آن کمرنگ شده است.

به نظر شما در یک برنامه علمی سهم کدام‌یک باید بیشتر باشد؛ اطلاع‌رسانی، سرگرمی، آموزش؟

همه اینها را باید در بر بگیرد، ولی وقتی ما برای شبکه‌ها محتوا تعریف می‌کنیم باید در هر شبکه‌ای برنامه‌ریزی را به گونه‌ای تعریف کنیم که افراد مرحله به مرحله رشد کنند یعنی شبکه 2 کودک و نوجوان باید برنامه‌های علمی کودک و نوجوان بسازد، سپس شبکه 3 که مربوط به جوان است، باید برنامه‌هایی متناسب با این سن بسازد و وقتی جوان به دانشگاه می‌رود باید شبکه 4 نیازهای او را رفع کند و به همین ترتیب...

به نظر شما مهم‌ترین ضعف‌های ما در حال حاضردر ساخت برنامه‌های علمی چیست؟

اولا هنوز تلویزیون از دانشگاه دور است. ما باید ژورنالیست‌های علمی را در حوزه‌های مختلف تربیت کنیم و برندسازی کنیم و این موقعیت را برایشان ایجاد کنیم که زبان دانشمندان را به زبان ساده و قابل فهم برای مردم عادی تبدیل کنند. اشتباه ما در این است که برای یک پدیده علمی صرفا از شخصیت‌های علمی استفاده می‌کنیم. ما سوژه‌های برنامه‌های علمی را نباید صرفا از کتاب‌ها جستجو کنیم، بلکه با پژوهش‌های میدانی می‌توان سلیقه مخاطب را فهمید. ما در حال حاضر پژوهش‌های علمی خوبی نداریم و برنامه‌های ما دارند یکشبه ساخته می‌شوند. پژوهش‌ها به ما کمک می‌کند از کدام مسیر برویم و برنامه را به اتمام برسانیم.

یکی از ضعف‌های مهم ما هم نیروی انسانی است. یعنی رسانه ما در این حوزه کار نکرده است. علی‌رغم این‌که در تولید علم در رتبه خوبی هستیم، ولی سرعت رشد نیروی انسانی علمی رسانه‌ای ما کمتر از کشورهای اطراف است، چون سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم. رسانه ما باید برنامه‌سازان علمی را تقویت کند و به آنها میدان دهد. برنامه‌ساز علمی ما باید رسانه را بشناسد، زبان خارجی بلد باشد، با زبان آی‌تی آشنا باشد و بتواند ارتباط خوبی با مراکز علمی برقرار کند. برنامه‌سازان ما باید بروند و در کشور‌های دیگر آموزش ببینند و پس از کسب تجربه، برگردند و کار کنند. بحث دیگر هم این است که در برنامه‌سازی علمی، تلویزیون یا خیلی صبر می‌کند یا خیلی عجله. تلویزیون می‌تواند با یک برنامه‌ریزی درست برنامه‌های خوبی بسازد، ولی متاسفانه آنها سریع و سرسری ساخته می‌شود و گاهی حتی ضد علم است. ضد علم به این معنا که دستاوردی که با هزار زحمت اختراع می‌شود یا کشف می‌شود، به گونه‌ای نمایش داده می‌شود که عظمت آن برای مردم مشخص نمی‌شود.

در ترویج علم باید‌ها و نباید‌ها چه هستند؟

اول این‌که ما خیلی وقت‌ها علم را با شبه علم اشتباه می‌گیریم و گاهی اشتباها ترویج شبه علم می‌کنیم به علت این‌که تعریف این دو هم برای ما خیلی مشخص نیست. گاهی هم فکر می‌کنیم برای جذابیت یک پدیده علمی باید دنبال حاشیه‌های آن رفت و تلویزیون باید در این حوزه‌ها خیلی مراقب باشد.

نکته بعدی این است که تلویزیون نباید اجازه دهد کاری بدون تحقیق یا پژوهش انجام شود، چون خیلی وقت‌ها محتوا مغفول می‌ماند و ما راهنمایی غلط به بیننده ارائه می‌کنیم. ما از استادان دعوت می‌کنیم، چون می‌خواهیم خودمان را راحت کنیم و مسوولیتی به گردن ما نباشد. ولی تلویزیون نباید خود را به دانشمندان محدود کند، بلکه باید خودش ژورنالیست‌های علمی متعهدی داشته باشد که زبان علم را بلد باشند.

نکته آخر این‌که باید ساختارهای تلویزیونی هم بخوبی رعایت شود. ما خیلی وقت‌ها بلد نیستیم از چه ساختاری استفاده کنیم. در کنار آن در ترویج علم باید علم را مساله مردم کنیم. اگر این اتفاق بیفتد مردم به علم علاقه‌مندتر خواهند شد. یادمان باشد علم مقدار مصرف مشخصی دارد. در هر شبکه میزان نمایش برنامه‌های علمی باید رعایت شود، اگر این میزان خوب باشد، می‌شود غذا، بالاتر برود حکم دارو را دارد، ولی جایی ممکن است این میزان به قدری بالا رود که بشود سم. به نظر من باید‌ها و نبایدهای ترویج علم همین رعایت مقدار و میزان تولید و عرضه است.

متن کامل این گفت‌وگو را در سایت جام جم آنلاین بخوانید

فائزه نعمتی/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها