در ضمن مسائل معرفتی به واسطه تاثیرات مستقیم و حضور موثری که در زندگی فردی و اجتماعی مردم دارند، همواره به عنوان یک دغدغه مطرحاند و بدیهی است رسانه ملی در این زمینه پیشگامتر از رسانههای دیگر باشد.
از سوی دیگرمسائل معرفتی به دلیل نسبت مستقیمی که با تحولات اجتماعی و فرهنگی دارد، همیشه با پرسشهای تازه و دغدغههای تازهای مواجه میشود که باید پاسخهای قانعکنندهای به آنها داده شود. بنابراین ضرورت تولید انواع برنامههای معارفی از نمایشی گرفته تا مستند و ترکیبی همواره یک نیاز رسانهای محسوب میشود و همین ضرورت، توجه به عوامل موثر بر جذابیت برنامههای معارفی را ایجاب میکند. اتفاقا هیچ سوژه و ژانری به اندازه بخش معارف نیازمند خلاقیت و نوآوری و کارکردهای جذاب رسانهای نیست.
دکتر علی دارابی بتازگی بر ضرورت تولید برنامههای دینمحور با رویکرد جذاب تاکید کرده و خداباوری، مهدویت و فرهنگ انتظار، عدالتخواهی و حقطلبی، ایثارگری، آمادگی دفاعی و شهادتطلبی، قرآن و اهل بیت(ع) و خلیفةاللهی و کرامت انسانها را از اولویتهای آثار معارفی سیما برشمرده است. به گفته دارابی، دستاورد برنامههای صدا و سیما به عنوان دانشگاه و کارخانه انسانسازی، پرورش انسانهای منزه و حرکت در مسیر مدینه فاضله است. وی همچنین دین، اخلاق، امید و آگاهی را محور برنامههای سیما عنوان کرد.
واقعیت این است برنامهسازی با توجه به مولفهها و شاخصههایی که برآن تاکید شده، بسیار پیچیده و دشوار است و به توانایی، مهارت و دانش رسانهای بالایی در تولید برنامههای معارفی نیاز دارد. قطعا شیوههای سنتی آموزش معارف که صرفا به سخنرانی ختم میشود، در جامعه امروز دیگر پاسخگوی همه نیازها نیست و جذابیت خود را از دست داده است، هرچند هنوز هم سخنوران و خطیبان توانا بویژه آنان که زبان و ادبیات نسل جدید را میشناسند، قدرت جذب مخاطبان فراوانی دارند، نمونهاش شیوه بیان حجت الاسلام شهاب مرادی در برنامه «پارک ملت» است که علاوه بر دلنشین بودن، بر مسائلی از حوزه دین و معارف اسلامی تاکید میکند که نیاز جامعه امروز بوده و با ساختار و لوازم زندگی مدرن انطباق و سازگاری خوبی دارد. نمونه بارزتر و مهمتر آن، برنامه درسهایی از قرآن آقای قرائتی است که اکنون 3 دهه از عمر آن میگذرد و یکی از ماندگارترین و پرمخاطبترین برنامههای معارفی سیماست.
دین و برنامههای دینی 2 واقعیت مجزا از هم هستند. وقتی از برنامههای دینی در رسانه ملی صحبت میکنیم، صرفا نمیتوانیم به اهمیت و ضرورت خود سوژه اکتفا کنیم و به وجوه رسانهای آن کاری نداشته باشیم. برنامههای معارفی سیما نیز مثل هر برنامه دیگر تلویزیونی باید مجهز به جذابیتهای رسانهای باشد تا بتواند بیننده را از خود راضی نگه دارد، لذا فرم به اندازه خود مضمون و محتوا در تولید این برنامهها اهمیت دارد. فرم در اینجا صرفا دکوربندی و صحنهآرایی و نورپردازی نیست، بلکه بیش از اینها به شیوه و ساختار اجرایی برنامه برمیگردد؛ البته مضمون این جنس از برنامهها نیز از فرم آن، چیزی کم ندارد. انتخاب معارفی که با مسائل مبتلا به انسان معاصر آمیخته است، قطعا جذابیت رسانهای بیشتری نسبت به مفاهیم کلی و کهن معارفی دارد. نقد و بررسی قرائتهای مختلف از دین و دینداری و چگونگی دیندار بودن در جامعه مدرن امروزی مساله اصلی نسل جوانی است که دغدغه دین دارد. اتفاقا معارف دینی به دلیل گستردگی سوژه و نزدیکی به زندگی از این قابلیت ذهنی برخوردار است که به موضوع عمومی بدل شود که طیفهای مختلف و سطوح متنوعی از مخاطبان را دربربگیرد. برنامههای معارفی بویژه از نوع ترکیبی آن میتواند آنقدر جذاب باشد که حتی بیش از تولیدات نمایشی سیما مخاطب داشته باشد، مثلا در ماه رمضان گذشته برنامه ترکیبی «شبهای روشن» که از شبکه 2 سیما پخش میشد، طبق نظرسنجیها از سریالهای مناسبتی ماه رمضان مخاطبان بیشتری داشت. ساختار و اجرای متفاوت یک برنامه معارفی نشان داد قابلیتها و ظرفیتهای کشف نشده زیادی در این حوزه وجود دارد که میتواند یک برنامه معارفی را به یک محصول جذاب رسانهای بدل کند. کارشناسان رسانهای و معارفی در یک هماندیشی و همکاری متقابل میتوانند عناصر و عوامل موثر بر تولید یک برنامه جذاب معارفی را بازخوانی و شناسایی کنند و به یک همافزایی در این حوزه دست یابند.
یکی از عوامل بسیار مهم در جذابیت برنامههای معارفی، حضور یک مجری آشنا با معارف و مسلط به فنون مجریگری است تا بتوان با بهرهگیری از این دو توانایی به خلق یک برنامه جذاب دینی کمک کرد. علی درستکار نمونه موفقی از یک مجری برنامههای معارفی در برنامه «این شبها» است که توانست مخاطبان زیادی را پای تماشای این برنامه بنشاند.
فرم و شکل و روشهای جذاب، بدیع و به دور از کلیشه، برخوردار بودن از برنامهریزی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، اهتمام بایسته به مناسبتهای طول سال و داشتن برنامههای جذاب و دیدنی، شناخت مسائل اساسی جامعه، شبهات و پاسخ به آنها، فرهنگسازی با هدف نهادینه کردن باورهای دینی، استفاده از همه ظرفیتهای داخل و خارج سازمان، داشتن برنامه جامع و دراز مدت برای قرآن، نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه، توجه به حوزه فعالیت و ماموریت شبکههای مختلف سیما و ارتباط وسیع و گسترده با حوزههای علمیه و دانشگاه از دیگر خطمشیها و ملاحظات برنامههای معارفی سیما بود که دکتر دارابی بر آنها تاکید کرد. واقعیت این است که برنامههای معارفی با بهرهگیری از هر گونه تمهید و تدبیر رسانهای باید بتواند نشاط و شادابی یک برنامه رسانهای را حفظ کند تا برنامههای معارفی را مساوی با ویژه برنامههای عزاداری و سوگواری ندانند. معارف یعنی شناخت و آگاهی و هر شناختی با نشاطی همراه است.
سپنتا امانپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم