عده کمی نمره 20 میگرفتند و عده کمی هم نمره ناپلئونی یا کمتر، ولی اغلب بچهها نمره انضباطشان بین 14 تا 17 میچرخید.
آن وقتها نمره انضباط دادنها سلیقهای بود، یعنی کسی نمیفهمید چرا معلم به او 17 داده و به بغل دستیاش 18.
به نظر بچهها این پارتی بازی بود و حالا هم همین اعتقاد بین دانشآموزان و پدر و مادرهایشان حاکم است.
آنها هنوز هم نمیدانند که اگر کسی نمره انضباطش توصیف شده و کلمه عالی را نشان میدهد چه فرقی با کسی دارد که او را خوب توصیف کردهاند و واژه متوسط دقیقا یعنی چه.
وزیر آموزش و پرورش هم با اینکه به قول خودش شاگرد زرنگی بوده و نمره انضباطش همیشه 20، منتقد این شیوه نمرهدهی است.
اوحالا از ساماندهی نمره انضباط در مدارس خبر میدهد، یعنی طرحی که اگر اجرا شود به جای اینکه نمره انضباط وسیلهای برای وحشت دانشآموزان باشد به وسیلهای برای تشویق بچهها به انجام رفتارهای بهتر تبدیل خواهد شد.
هر چند جزئیات این طرح هنوز به صورت شفاف مشخص نیست، اما صحبت از تشویق بچهها به کارهای خوب و ایجاد انگیزه در آنها خودش جای بسی امیدواری است؛ البته به این شرط که مشخص شود منظور از رفتار بهتر در مدرسه چیست.
نمره انضباط یک نمره استراتژیک در کارنامه بچههاست. شخصیت بچهها در مدرسه با این نمره سنجیده میشود و دید مسوولان مدرسه به دانشآموز به واسطه همین نمره شکل میگیرد برای همین حالا که صحبت از ساماندهی به میان آمده، باید معیارهایی تعریف شود که هم در فضای عملی قابل اجرا باشد و هم به دور از هر گونه اعمال سلیقه، نتیجهاش نشان دهد که کدام دانشآموز بهتر و بهترین و کدامیک بدتر و بدترین است.
در مورد ارزشیابی توصیفی در سایر درسها هم این ابهام وجود دارد و از نظر برخی والدین اعطای نمره کیفی بسیار سلیقهای است و تابع معیارهای ازقبل تعریف شده نیست. حالا که نمره انضباط هم به جمع نمرات کیفی پیوسته،تعیین دقیق این معیارها ضروری است.
مریم خباز - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم