در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ادامه برنامهریزیهای آمریکا برای گسترش نفوذ خود در منطقه مطابق دکترین نیکسون که معتقد بود امنیت منطقه باید با هزینه کمتر توسط نیروهای بومی تأمین شود رژیم شاه بهعنوان ژاندارم منطقه انتخاب شد و ارتش شاهنشاهی ایران برای انجام این مأموریت بهمرور تجهیز شد. در همین دوره زمانی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (سابق) اصلیترین رقیب آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، مشغول افزایش قدرت و چینش نیروهای خود در مقابل این قدرت جهانی جدید بود که از فاصله 20 هزار کیلومتری به حوزه نفوذ او نزدیک شده بود. بهدلیل اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس، صفبندی دو ابرقدرت شرق و غرب در این منطقه از حساسیت بیشتری برخوردار بود. بنابراین حفظ رژیم شاه و تقویت ارتش ایران در وهله اول بهخاطر دفاع از اهداف و منافع آمریکا در منطقه صورت میگرفت و مطابق اسناد موجود روند تجهیز و تقویت ارتش در دهه آخر عمر رژیم شاه سرعت بیشتری میگیرد، به نحوی که بین سالهای 57 ـ 50 حجم خرید تسلیحاتی ایران از آمریکا به20 میلیارد دلار بالغ میشود.
از طرفی گسترش نفوذ و اعمال سیاستهای آمریکایی در ایران که هیچ مانعی در مقابل آن وجود نداشت رهبران مذهبی از جمله امام خمینی(ره) را نگران کرده بود و از آن میان تنها ایشان علم مخالفت با سیاستهای آمریکایی ـ صهیونیستی شاه را بر دوش گرفت و با هدایت و رهبری قیام خونین 15خرداد 42 ملت ایران را هوشیار ساخت. اگرچه حضرت امام(ره) در سال 42 توسط نیروهای نظامی و بهفرمان شاه دستگیر، زندانی و تبعید شدند لیکن رفتار این مرد روحانی همواره در جهت آگاهی و ارشاد آنان بود و هیچگاه با خصومت با ارتشیان صحبت نکرد بلکه از همان ابتدا بعنوان یک رهبر دینی سعی در هدایت و ارشاد دوستداران خود داشتند. گزیدهای از اعلامیه حضرت امام(ره) که بهمناسبت چهلم فاجعه قم در سال 1342 صادر شده است موید این ادعاست: « ما میدانیم که صاحب منصبان ارتش معظم ایران، درجهداران محترم، افراد نجیب ارتش با ما در این مقصد همراه و برای سرافرازی ایران فداکار هستند، من از فشارهایی که بر آنها وارد میشود مطلع و متأسفم، من برای نجات اسلام و ایران به آنها دست برادری میدهم و میدانم قلب آنها از تسلیم در برابر اسرائیل مضطرب است و راضی نمیشوند ایران در زیر چکمههای یهود پایمال شود» ملاحظه میکنید که این سخنان یک دعوت مستقیم نبود بلکه این فراز تاریخی از بیان امام(ره) در حقیقت تقویت یک باور دینی در ارتشیان بود. امام(ره) حتی در کوران درگیریهای انقلاب، مردم را از برخورد مستقیم با ارتش برحذر میداشتند. در همین رابطه ایشان در پیام 22 دی 57 میفرمایند: « ملت ایران موظف است که به درجه داران و افسران و صاحب منصبان شریف احترام بگذارند. باید توجه داشته باشند که چند نفر ارتشی خائن نمیتوانند اکثریت ارتش را آلوده کنند » (صحیفه نور، ج3، ص106) بنابراین میبینیم که دیدگاه امام راحل(ره) در مورد ارتش، از ابتدا با سایرین متفاوت بوده است و همواره در پیامهایی که به مناسبتهای مختلف ارسال میفرمودند برای ارتش و ارتشیان نیز حساب ویژهای باز کرده و مرتب آنان را هدایت و تربیت میکردند. با توجه به بافت مذهبی بدنه ارتش کلام امام(ره) نفوذ قابل ملاحظهای داشت بهنوعی که مقلدان و دلدادگان حضرت امام(ره) در ارتش، قبل از انقلاب حتی برای ملاقات با ایشان در نجف ریسک میکردند و در کوران انقلاب پیامهای رهبر و مرجع خود را در پادگانهای ارتش شاه، تکثیر و پخش میکردند. لذا وقتی حضرت امام(ره) در پاریس در پاسخ به خبرنگاری میفرمایند: « ارتش دست از حمایت شاه بر میدارد و جذب ملت خواهد شد انشاءالله » در واقع از این رابطه دوطرفه و متقابل بین خود و مقلدان و مریدان خویش در ارتش آگاهی داشتند. روابط بین ارتش و رهبر انقلاب زمانی آشکار شد که روز 19 بهمن گروهی از کارکنان ارتش که عمدتاً از نیروی هوایی بودند در مدرسه علوی به دیدار امام(ره) شتافته و در مقابل رهبر انقلاب ادای احترام کردند که در واقع با این حرکت بود که درگیریهای مسلحانه روزهای پایانی رژیم شاه و پیروزی انقلاب اسلامی کلید خورد و از همین دیدار به پیوستن ارتش به انقلاب و پیروزیهای 22 بهمن 57 رسیدیم. در واقع پس از یک دوره طولانی روابط پنهانی و قلبی عناصر مؤمن و مردمی ارتش با مرجع و مقتدای خود این پیوند دیرینه آشکار شد و باعث تغییر ماهیت از ارتش شاهنشاهی به یک ارگان مقدس و مدافع انقلاب گردید. این لطف و محبت بزرگی بود که حضرت امام(ره) آن پیر فرزانه در حق ارتش کرد و ارتش را از ظلمات به نور و از وابستگی به استقلال هدایت کرد.
امیر سرتیپ دوم بازنشسته سید ناصر حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: