در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصلا شاید واگویههایی باشد که خیلی از شما را وا دارد همین حالا که نگاهتان روی سطرهای این یادداشت سر میخورد، لبخندی کمرنگ بزنید که «ها... من هم دلم میخواست همینها را به گوش بقیه برسانم!»
4.5 میلیون نفر جمعیت و 40 سال عمر، اینها ویژگیهای کشور امارات در جنوب خلیج فارس است، همان کشوری که سالهاست با ما مناقشه ارضی دارد، همان کشوری که مدعی سه جزیره ایران (تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی) شده است و امیرش در اقدامی گستاخانه سر زدن رییسجمهور ایران را به جزیره ایرانی ابوموسی طی سفر استانیاش به استان هرمزگان، تجاوزی وقیحانه به حاکمیت امارات بر سرزمینش اعلام کرده و برای نمایش اعتراضش، سفیرش را از ایران فراخوانده و از میان کشورهای عربی، چند همپیمان دیگر هم پیدا کرده است تا همراهش، فریاد بکشند و رجز بخوانند و سفر رئیسجمهور را به تکهای از خاک سرزمین خودمان، محکوم کنند.
از آن روز تا به حال اقداماتی انجام شده یا شاید بهتر باشد بنویسم، مطالبی گفته شده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه و باقی مسوولان ضمن ابراز تاسف، از تمامیت ارضی ایران دفاع کرده و ادعای اماراتیها را غیرمنطقی دانستند.
جدیدترین اخبار در این زمینه مربوط به اظهارنظر رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشورمان است که گفته هر ایرانی باید عکسی یادگاری در ابوموسی داشته باشد و از راهاندازی تورهای ارزانقیمت به مقصد این جزیره خبر داده است؛ جزیرهای که در این سالها فرصت آباد کردنش را ـ آنطور که برازنده جزیرهای ایرانی باشد ـ از دست دادهایم و ایجاد زیرساختهای لازم برای تبدیل شدنش به یک جاذبه گردشگری مناسب را فراموش کردهایم و آنقدر مهجورش گذاشتهایم که نهتنها عکس یادگاری با آن نداریم، حتی عکسی از آن را نمیشود در کتابهای جغرافی یا اینترنت پیدا کرد؛ جزیرهای که سالهاست آغوش داغش را باز کرده برای استقبال از ما که باید مسافرش میشدیم و نشدیم.
میدانید از میان همه ابراز نظرها، هشدارها، تاکیدها و پیشنهادها درباره رفتار اماراتیها، کدام یکی بیشتر به دلم نشست؟ چند جمله کوتاه از یک همشهری که نه وزیر است و نه رییس سازمانی، اما سالها در جبههها جنگیده و حالا پر از خاطرات تلخ و شیرین هشت سال دفاع مقدس است.
او میگفت «کاش نام خیابان ظفر را خیابان خلیج فارس بگذارند و از این به بعد هر نامه یا بسته پستی را فقط در صورتی به سفارت امارات (که در این خیابان واقع است) تحویل بدهند یا از آن تحویل بگیرند که نام این خیابان روی آن قید شده باشد» حرفش را دوست داشتم؛ از تهدل بود و همان ابتدای یادداشت گفتم، حرفهایی که از صمیم قلب باشد جز به قلب دیگران نمیرسد.
مریم یوشیزاده - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: