در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنکه در مورد مهمترین حادثه زندگیاش میگوید: من هیچگاه اتفاقی که در سال 1999 افتاد را فراموش نمیکنم. ما در فینال لیگ قهرمانان با تیم بایرن مونیخ مقابل منچستر یونایتد قرار گرفتیم. در آن بازی علی دایی هم در تیم ما بود و میدانستم که ایرانیها هم دوست دارند تیم ما پیروز شود. ما در طول بازی تیم برتر میدان بودیم و با یگ گل از حریف خود پیش افتادیم. بازی به دقایق آخر خود نزدیک میشد و ما آماده جشن قهرمانی میشدیم که منچستر گل تساوی را زد. ما هم خودمان را برای وقت اضافه آماده کردیم و در حال مشورت با مربیان بودیم که با چه ترکیب و تاکتیکی به میدان برویم، که منچستر گل دوم را شبیه گل اول زد. ما آلمانیها به خونسردی معروف هستیم، اما این دو گل مثل آواری بود که بر سر تیم بایرن مونیخ فرود آمد. باور نمیکردیم که تیم به فاصله بسیار کوتاهی بازی برده را با شکست عوض کند. بعضی از بازیکنان گریه میکردند و بقیه هم حتی نمیتوانستند در زمین راه بروند. کادر فنی تیم هم در شوک بود. آن باخت را هیچگاه فراموش نمیکنم. باورکردنی نبود که بازی را به یک چشم به هم زدن باخته باشیم. متاسفانه این اتفاق افتاد و هنوز هم بعضی وقتها که به آن بازی فکر میکنم میبینم واقعا برای ما یک فاجعه بود
.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: