در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سید رضا کساییزاده معاون پیشین وزیر نفت در امور گاز و مدیرعامل شرکت ملی گاز که در حال حاضر در یکی از پروژههای پالایشگاه سازی فعالیت دارد از بیتاثیر بودن تحریمها در بخشهایی از صنعت نفت سخن گفته و بر این باور تاکید دارد که ما «میتوانیم» در سایه تحریم به موفقیتهایی دست یابیم که اگر تحریم نبودیم شاید به آن نمیرسیدیم.
وی به ذکر یک نمونه خواندنی از خاطراتش در دوران دفاع مقدس در جریان بمباران پالایشگاه اصفهان پرداخت و تاکید کرد که آن موقع کسی به فکر مقام نبود، همه به طور هماهنگ بدون وقفه برای دفاع از کشور فعالیت میکردند و ارادهای محکم وجود داشت که گاهی دیده میشود این ارادهها در عصر حاضر کمرنگ شده است.
آنچه در پی میآید حاصل گفتوگوی دو ساعته «جامجم» با کساییزاده است.
با توجه به تجربهای که دارید راهکارهای برونرفت از تحریم بویژه در حیطه صنعت نفت چیست؟
اگر به گذشته نگاه کنیم میبینیم تحریمهایی که آمریکا علیه ایران شروع کرد، بعد از پیروزی انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی از زمان دولت جیمی کارتر شروع شد و تا الان که دولت اوباماست ادامه دارد. تحریمها هر زمان به نوعی و با شیوههای مختلف اجرایی شده است.
تا الان که تحریم بانک مرکزی و تحریم نفتی ایران مطرح است تلاش بر این است که ایران در حصر اقتصادی قرار بگیرد، اما خوشبختانه تاکنون ایران در مقابل این تحریمها مقاومت نشان داده و ایستادگی کرده است، لذا این برای جهان غرب خوشباوری است که فکر کنند این حرکتها میتواند ایران را ساکت کرده و دشمن به امیال خود برسد.
با وجود این امروز که روز به روز فشار دشمن در تحریمها زیاد میشود و دامنه تحریمها افزایش پیدا میکند ما باید به نوبه خودمان برای مقابله با تحریمها از یک استراتژی قوی و کارآمد استفاده کنیم. این استراتژی باید از منظر کارشناسی و تخصصی در تمامی سطوح و بخشها مورد توجه قرار بگیرد و به عنوان راهبرد به تمام وزارتخانهها و سازمانهای اجرایی ابلاغ شود و همه گزینهها در آن مطرح باشد. متاسفانه ما در شرایط فعلی هیچ راهبرد تصویبشدهای برای مقابله با تحریم نداریم حداقل در بخش صنعت که ما درگیر کار هستیم چنین راهبردی نداریم. اگر بخواهیم در این مقوله در بخش صنعت صحبت کنیم میبینیم اتفاقاتی که تاکنون در این بخش برای مقابله با تحریمها افتاده صرفا سلیقهای بوده است نه این که یک راهبرد مصوب و ابلاغ شده داشته باشد. به نظرم از جمله اقداماتی که میشود در این بخش انجام داد مواردی است که به عنوان تجربیات به دست آمده ارائه میکنم.
در زمینه راهکارهای مالی، بخش غیردولتی بسیار قویتر از بخش دولتی عمل کرده و اصلح است، لذا دولت باید تلاش کند بیشتر بخش غیردولتی را در این زمینه فعال کند و حمایتهای لازم را از این بخش داشته باشد. از راهکارهای مورد تاکید درباره بیاثر کردن تحریمها، حمایت از تولیدکنندگان و سازندگان داخلی به منظور ساخت کالا، مواد و تجهیزات مورد نیاز طرحها و پروژهها و تاسیسات در حال کار است، به گونهای که تولیدکننده داخلی ترغیب و تشویق به تولید کالا شود و برای کالاهای خارجی به عنوان رقیب ظهور و بروز کند. در واقع تحریم نفتی که از طرف کشورهای اروپایی برای ایران ایجاد شده یک «توفیق اجباری» است. یعنی یک فرصت برای برونرفت از اقتصاد تکمحصولی نفت است. ما باید از این فرصت حداکثر استفاده را بکنیم، چرا که این امر موجب تعامل بیشتر با سایر کشورها به صورت گسترشیافته میشود. نه فقط با کشورهای خریدار نفت، بلکه باید با همه کشورها تعامل داشته باشیم و این فعالشدن، دیپلماسی کشور در این زمینه را میطلبد.
مورد بعدی درباره تحریم این واقعیت است که از آنجا که کشورهای اروپایی دچار رکود اقتصادی هستند و اکثر صنایع اروپایی با خطر ورشکستگی مواجهند بیشتر این صنایع علاقهمند هستند تحریمها را دور بزنند و اغلب دیده شده که این شرکتها راهکارهای دورزدن تحریمها را به طرف مقابل نشان میدهند، لذا بخش خصوصی ما باید از این فرصتها حداکثر استفاده را داشته باشد تا بتواند کالاهای حساس را وارد کشور کند.
فکر میکنید این راهکارها میتواند عملی و اجرایی شود؟
بله، به طور مثال ما نباید در صنعت نفت به لیستهای قبلی (شرکتهای مورد تایید قبلی) تامینکننده کالا یا فناوری اکتفا کنیم. به طور معمول یکسری لیستهایی در شرکتهای اصلی وزارت نفت و دیگر شرکتها وجود دارد. باید تلاش کنیم متناسب با شرایط فعلی، سازندگان دیگری را به این لیستها اضافه کنیم تا دستمان برای مایحتاج خودمان باز باشد و صرفا متکی به سازندگان اروپایی نباشیم.
یکی از مشکلاتی که وجود دارد و باید به طریقی حل شود، انتقال ارز است. باید رویههای منعطفی را برای حل این مشکل به کار گیریم. از جمله این رویهها تبادل پول مالی یا تهاتر نفت و فرآوردههای هیدروکربوری به صورت نظاممند با طرفهای تجاری خارجی است.
نکته بعد این است که به دستگاههای اجرایی در جهت خرید تجهیزات، کالا و مواد اختیارات بیشتری بدون اخذ ضمانتنامه حسن انجام کار و سایر تعهدات برای خریدهای خارجی و اخذ چک و سفته و سایر اسناد بهادار برای خریدهای داخلی داده شود. چرا که الان تولیدکنندگان و پیمانکاران داخلی، شرکتهای مهندسین مشاور و مشابه آن با مشکلی مواجه هستند و آن تهیه و تامین ضمانتنامههای بانکی است که برایشان واقعا هزینهآور است، لذا باید اعتماد ملی را افزایش داد و بحث ضمانتنامه و چک و سفته را حل نمود.
یکی از راهحلها در این زمینه میتواند فاینانس باشد. به نظر شما برای حل این موضوع چه راهکاری قابل اجراست؟
فاینانس و سرمایهگذاری خارجی یک راهکار مناسب و اساسی است و تیم اقتصادی دولت میتواند تمهیدات لازم را به منظور تامین تسهیلات مالی برای پروژهها و طرحها به صورت به موقع بخصوص برای طرحهای زیربنایی کشور فراهم کند. با این حال نباید اجازه دهیم پروژههای در دست اقدام به خاطر نبود تسهیلات مالی خارجی بارکود مواجه شود. زیرا ما کشور فقیری نیستیم. هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی منابع مالی لازم را داریم، اما این منابع باید به گونهای مدیریت شود که به موقع جوابگوی طرحها و پروژهها باشد.
به نظر شما استفاده از منابع داخلی مالی (بانکها) تا چه اندازه میتواند راهگشای تامین منابع مالی پروژهها باشد؟
باید اختیارات بانکها افزایش پیدا کند و از این حالت فعلی برون رفت منطقی داشته باشد. در واقع بانکها در این شرایط باید مسوولیت خودشان را درخصوص ارائه خدمات بانکی، مشارکت در طرحها و پروژهها، گشایش اعتبارات ارزی و ریالی، انتقال ارز و کاهش بروکراسی ایفا کنند. در حال حاضر واقعا این طور نیست. بانکها بیشتر به دنبال طرحها و پروژههای زودبازده و کوچک هستند و وارد پروژههای بزرگ نمیشوند. این یکی از ضعفهایی است که بانکها از خود نشان میدهند و لذا اگر هم اعتباری در آنها گذاشته شود برای پرداخت این اعتبار بروکراسی سنگینی در مقابل صورت وضعیتها دارند.
به نظر شما اصل 44 چگونه میتواند عامل بازدارنده تحریمها باشد؟
اصل 44 یک اصل کلیدی در این زمینه است. اگر این اصل را به معنی واقعیاش در کشور اجرا کنیم، یکی از راههای مقابله با تحریم را بخوبی طی کردهایم. متاسفانه اغلب شرکتهایی که واگذار شده با این که حداکثر سهام آن مربوط به بخش غیر دولتی است هنوز سایه دولت بر سر این شرکتهاست و انتظار میرود دولتی اداره شود. در واقع اجازه داده نمیشود شرکتها روی پای خودشان بایستند و هیات مدیرههای آنها حاکم بر شرکتها باشد. در این زمینه نمونههای مختلف در بخش صنایع بزرگ قابل ملاحظه است. حمایت بیدریغ دولت از صادرات خدمات مهندسی و پیمانکاران و سازندگان داخلی در خارج از کشور نیز میتواند کمک بزرگ دیگری در رابطه با تحریم باشد.
متاسفانه سازندگان و پیمانکاران ما در خارج کشور از نظر تامین مالی پناهی ندارند. بانکهای خارجی آنها را تامین نمیکنند. داخلیها هم حمایت نمیکنند، تنها بانکی که حامی پیمانکاران در خارج از کشور است بانک توسعه صادرات است، اما این بانک هم آن فعالیتی که باید در این زمینه داشته باشد را ندارد یا با کمبود منابع مواجه است یا بروکراسی آن سنگین است. لذا عملا نتوانسته نقش خودش را در این رابطه بخوبی ایفا کند. باید تلاش شود پیمانکاران و سازندگان ایرانی در خارج از کشور بتوانند مثل سازندگان و پیمانکاران سایر کشورها (مثل ترکیه در عراق و کشورهای آسیای میانه) نقش بارزی ایفا کنند.
یکی دیگر از راههایی که ما میتوانیم به خارج از کشور نفوذ کنیم و تعامل داشته باشیم و در نهایت مشکلات تحریم را کاهش دهیم مسائلی است که از قبل باید شروع میکردیم و آن خرید سهام شرکتها و بانکها در خارج از کشور با نام ایرانی یا غیرایرانی یا به هر طریقی است. ما عملا نتوانستیم این کار را خوب پیش ببریم و این یکی از نقصهای کار ما بوده که باید در این زمینه تلاش میشد.
تاثیرات اقتصادی تحریمها را چگونه ارزیابی میکنید و آیا تحریم توانسته مانعی برای حضور صنعت نفت در طرحهای خارج از کشور باشد؟
تاثیرات تحریم در حوزه صنعت نفت بستگی به نوعی تحریم دارد و این که از جانب یک کشور مطرح شده باشد یا چند کشور یا سازمانهای بینالمللی مثل سازمان ملل متحد تفاوت دارد.
با این حال تحریمها میتواند سبب شود واردات تجهیزات، ماشینآلات، کالا و مواد اولیه از جنبههای مختلف تحتالشعاع قرار گیرد.
رعایت نکردن ضوابط و مقررات خرید از جمله میزان پیش پرداخت، اخذ ضمانتنامههای پیشپرداخت، میان پرداخت و حسن انجام تعهدات و بعضا درخواست پرداخت یکجا در کارخانه بدون ضمانتنامه از معضلات این کار به شمار میرود.
یعنی در حال حاضر برای خریدهای خارجی نمیتوانیم ضوابط جاری را رعایت کنیم چون طرف خارجی حاضر نیست در مقابل فروش تجهیزات به ما ضمانتنامه حسن انجام تعهدات یا ضمانتنامه پیش پرداخت و میان پرداخت بدهد و میگوید در کارخانه پول را کامل بدهید تا جنس را تحویلتان دهم.
نکته بعد نادیده گرفتن یا عدول از استانداردهای ملی است که نتیجهاش پذیرفتن استانداردهای سازندگان و مخدوش شدن ضمانت کیفیت است یعنی وقتی ما با سازندهای مواجه میشویم که در لیستمان نیست باید سازنده جدیدی را انتخاب و به اجبار او را تایید کنیم. این سازنده کیفیت سازنده قبلی را ندارد و استانداردش بر وفق مراد ما نیست اما مجبوریم از استانداردهایمان عدول کنیم یعنی نهتنها برای خرید هزینه سنگینی را میدهیم بلکه ممکن است کالای تحویلی کیفیت لازم را هم نداشته باشد. در این رابطه مجبوریم به برندهای گمنام و غیرمعروف پناه ببریم.
یکی دیگر از تاثیرات اقتصادی تحریم، رواج بازار واسطهگری و دلالی است. به طوری که قیمتها بعضا بیش از رقم واقعی آن تمام میشود و بعضا ناچار هستیم این مسیرها را طی کنیم. الان بانکهای خارجی برای پروژههای داخلی گشایش اعتبار اسنادی نمیکنند.
کشورهای تحریمکننده، دیگر کشورها را تحت فشار قرار میدهند که بانکهای آنها هم این کار را نکنند. در حقیقت بحث گشایش اعتبار یا LC و فشارهایی که به طور رسمی و غیررسمی به بانکهای کشورهای مختلف وارد میشود یکی از مشکلات اساسی تحریم است.
از سوی دیگر بعضی اقلام که در خارج از کشور خریداری میشود چون اجازه حرکت و حمل به مقصد ایران را ندارد باید از طریق کشور ثالث وارد شود که خودش هزینههایی را در بر دارد یعنی باید Reexport (صادرات مجدد) انجام شود. این هم یکی از آثار و تبعات تحریم است.
کساییزاده: اصل 44 یک اصل کلیدی در زمینه مقابله با تحریم است اگر این اصل را به معنی واقعیاش در کشور اجرا کنیم یکی از راههای کاهش تاثیرات تحریم را بخوبی طی کردهایم
نکته بعد مشکلات خرید، فروش و انتقال ارز و هزینه سنگین انتقال ارز از طریق بانکها و صرافیهاست. هماکنون بخشهای مختلف صنعت با این معضل مواجه هستند گرچه بانک مرکزی هم نرخ ارز را اعلام کرده. به همه کسانی که معاملات خارج از کشور دارند اعلام شده ارز تخصیص داده میشود حتی میتوانند ارز را در خارج کشور تخصیص دهند، اما عملا گشایش لازم اتفاق نیفتاده است. با این وجود حتی اگر این رویه بانک مرکزی هم اجرا شود باز هم مشکلات خاص خودش را دارد. یکی دیگر از مسائل مهم که تحتالشعاع بحث تحریم و نگرانکننده است، طولانیشدن زمان پروژههاست. این طولانیشدن با افزایش هزینه مواجه است. هزینه پروژه، زمان و عدمالنفع پروژه بخصوص در پروژههای نفتی ضرر سنگینی را عاید کشور میکند. بخصوص پروژههایی که در میادین مشترک هستند. این ضررها رقمهای هنگفتی است که قابل ملاحظه است. اثر بعدی تحریم، اثر بر متغیرهای اقتصادی نظیر تورم، بیکاری، رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، تراز تجاری، نرخ ارز و طلا و کاهش ارزش پول ملی است.
آیا تحریم توانسته شکوفایی علمی در کشور را به دنبال داشته باشد؟
به نظرم تحریم مثل یک تیغ دو لبه است. همانطور که تبعات اقتصادی فراوان دارد و برای کشور تهدید محسوب میشود فرصتی است برای ارتقای توان علمی و فنی کشور. آنچه تاکنون به دست آوردهایم متاثر از وجود تحریمها بوده است. اوایل انقلاب که محدودیتها کمتر بود حتی یک واشر کاغذی را از خارج وارد میکردیم (از زیمنس). الان خودمان کمپرسور گاز زیمنس را در کشور میسازیم. تلمبه و مبدل حرارتی، برجها و ظروف تحت فشار، مبدلهای هوای خنک و انواع تجهیزات برق و ابزار دقیق را میسازیم.
عوامل زیادی سبب شده به اینجا برسیم. یکی از این عوامل تاثیرگذاری تحریم است. خوشبختانه به جایی رسیدیم که حدود 70 درصد کالا و مواد و تجهیزات داخل پروژههای بزرگ نفتیمان مثل پالایشگاههای نفتگاز از داخل تامین میشود. من نمیگویم باید به جایی برسیم که صددرصدش را خودمان تامین کنیم این حرف درست و اقتصادی نیست، اما باید این پتانسیل را داشته باشیم که هرگاه دشمن ما را تحت فشار قرار داد بتوانیم جوابگوی نیاز خود باشیم.
این اتفاق نخواهد افتاد مگر با برنامهریزی اصولی که هم از تحریمها عبور کنیم و هم موفق به کسب فناوریهای جدید شویم و هم بتوانیم تجهیزات مورد نیازمان را تامین کنیم و به عنوان یک کشور مطرح برای صادرات خدمات فنی مهندسی و تجهیزات ماشینآلات مرتبط با حوزه صنعت نفت درآییم. یعنی نباید اینطور فکر کنیم که باید به جایی برسیم که برای خودمان کار و تولید کنیم، نه! ما باید برای دیگران هم تولید کنیم. باید این صنعت را به بیرون کشور توسعه دهیم. راهش هم حمایت از صنعت است. اگر از صنعت حمایت شود این هوش و استعدادها وجود دارد و تحریمها و فشارها سبب ارتقای توان علمی ما شده و خواهد شد.
توان رقابت با سایر کشورها در حوزههای مختلف صنعتی با وجود تحریمها برای کشور ما وجود دارد؟
در هر کاری که به نتیجه رساندیم و هر چه داخل کشور ساختیم توان رقابت با خارج را داریم. مثلا مبدلهای حرارتی و ظروف و برجهای تحت فشار براساس استاندارد مربوطهاش در داخل کشور ساخته میشود پس در همه جای دنیا قابل ارائه است. استانداردی که در نفت وجود دارد به نام استاندارد IPS یک حرفی برتر از سایر استانداردهای دنیا حتی استانداردهای آمریکایی میزند شاید برای یک عده باورکردنی نباشد، اما ما که در صنعت کار کردیم با چشم خودمان دیدیم که استاندارد نفت جمع شده از استانداردهای جهانی است و حرفی بالاتر از استانداردهای جهانی میزند و این ملاکی برای کار در وزارت نفت شده است. اگر کسی از این استاندارد عدول کند کیفیت کار پایین میآید.
درست است که اگر روی کاری نظارت و بازرسی نباشد ممکن است سازنده داخلی اگر برای بخش غیرنفتی چیزی میسازد سطح آن را پایین آورد. این نیاز به نظارت و بازرسی دارد که ما حتی برای سازندگان خارجی هم این نظارت و بازرسی را داریم. بعضا بازرس تحت عنوان نفر سوم مطرح میشود که خودش خارجی است و به مراحل ساخت دستگاه نظارت میکند. در داخل کشور هم باید همین طور باشد وقتی وسیلهای را به یک کارخانه سفارش میدهیم باید مراحل ساخت آن تحت بازرسی و نظارت ما باشد تا از کیفیت لازم برخوردار شود. در حال حاضر نهتنها در بخش ساخت بلکه در بخش مهندسان مشاور و پیمانکاران اجرایی رشد مطلوبی داشتهایم. هر جا که به سازنده و پیمانکار و مشاور داخلی میدان دادهایم نتیجهاش را دیدهایم که نتیجه خوبی بوده است.
هماکنون با سیاستهای جدید وزارت نفت تمام پیمانکاران و سازندگان داخلی میتوانند مشغول شوند، معنی و مفهوم قراردادهایی که نفت با پیمانکاران داخلی میبندد این است که اینها توان کار دارند و نیازی نیست با طرف خارجی شریک شد. ممکن است در بعضی زمینهها از نظر تجهیزات با نواقصی مواجه باشند که خودشان آن را پیدا میکنند و مشکلی ندارند. باید این کار را زودتر آغاز میکردیم تا الان پیمانکاران ما جهانی شوند، تعداد انگشتشماری پیمانکار جهانی داریم که در داخل و خارج کشور کار میکنند. این باعث افتخار است و باید حمایت شود. اگر حمایت نشوند شکست میخورند یعنی مهر باطل روی پیشانی پیمانکار داخلی زده میشود.
نمونههایی از تجربه عینی و عملی خودتان در مقابله با تحریمها بیان کنید.
سال 67 بود که پالایشگاه اصفهان بمباران شد. قبل از آن هم این پالایشگاه چند بار بمباران شده بود طوری که ما در این پالایشگاه 7 بار بمباران شدید داشتیم. هر وقت هم بمباران میشد پالایشگاه صدمات زیادی میدید. آن موقع پالایشگاه آبادان کلا بسته شده بود و کار نمیکرد و پالایشگاه اصفهان بزرگترین پالایشگاه کشور بود و حدود 40 درصد از فرآوردههای نفتی مورد نیاز کشور را تامین میکرد. آن موقع از نظر پدافند غیرعامل و عامل ما فعالیت میکردیم و پالایشگاه را از همه نظر حمایت میکردیم. دشمن هم بیکار نبود و از شیوههای مختلف استفاده میکرد. یکی از شیوهها این بود که هواپیماها در دوردست پالایشگاه از کف زمین حرکت میکردند و میآمدند که در تیررس رادارها نباشند و با موشکهای حرارتی یا موشکهای لیزری پالایشگاه را مورد اصابت قرار میدادند. در یکی از بمبارانها یکی از برجهای تقطیر توسط موشک مورد اصابت قرار گرفت و آسیب جدی دید. برج تقطیر 6 متر قطر و 20 متر ارتفاع و 50 طبقه دارد. برشهای مختلف مواد نفتی مانند نفت سفید، نفت گاز، ماده اولیه بنزین، نفت کوره و ... از این برج خارج میشود.
با این وضعیت یک پالایشگاه کلا بسته شد. سال 67 سالی نبود که نتوانیم جنس از خارج وارد کنیم. گفتند باید برج تقطیر را از کف زمین باز کنید و برج جدید جایش بگذارید. حالا اگر میخواستیم سفارش خارجی ساخت برج را بدهیم رفت و برگشت و ساختن و آماده شدن آن دو سال طول میکشید. این برج به گونهای بود که ورق آن 2 لایه بود. یک لایه کربن استیل بویلر کوالیتی بود. کربن، استیلی است که برای صنعت نفت استفاده میکنند و داخل آن یک لایه
سه میلیمتری ... به هم چسبیده است. چنین ورقی برای تعمیر برج در ایران وجود نداشت. امکانات سینیهایش از بین رفته بود. یک دهانه 35 متری در برج باز شده بود. برج بیش از یک ساعت زیر آتش بود و حتی 22 سانت از محور اصلی خود کج شده بود. بعد از این که آتش خاموش شد دیدند برج نهتنها بر اثر ترکش و ... سوراخ شده بلکه کج هم شده و به این جمعبندی رسیدند که باید عوض شود. من آن زمان با حفظ سمت در پالایشگاه اصفهان مسوول بازسازی بودم. همکاران ما هر کدام روش و طرحی را برای تعمیر آن برج ارائه میدادند. طرحها در سیستم مهندسی بررسی یا مورد تایید و رد قرار میگرفت. به هر حال برای طرحهای داخلی به هیچ جمعبندیای نرسیدند. جمعی از دوستان دور هم جمع شدیم و برای بازسازی برج طرحی ارائه دادیم. این طرح مورد پذیرش مدیر وقت پالایشگاه قرار گرفت. این برج 360 تن وزن داشت. جرثقیلی نبود که بتواند آن را یکجا بلند کند تا آن را به کارگاه ببریم.
برج را سه تکه کردیم، روی زمین گذاشتیم و قسمتهای معیوب آن را باز کردیم. ورق کربن استیل آن را از کارخانجات اراک تهیه کردیم. از کتریسازی اصفهان ورق استنلس استیل تهیه کردیم. آنها را به هم جوش دادیم (طبق استاندارد آمریکایی ASME).
طبق این استاندارد ورق کربن استیل را به شکل استوانه رُل کردیم. ورقهای سه میلیمتری را مثل آجر داخل آن جوش میدادیم. ورقها را حدود 90 متر مربع داخل سوراخ ایجاد شده جوش دادیم. همه جوشها را به وسیله هوا تست میکردیم که نشتی نداشته باشد. همه airtest میشد و بعد آن را پوشش میدادیم.
بدنه را به این شکل درست کردیم. بعد تکهتکه روی هم گذاشته وجوشکاری میکردیم. وقتی جوشکاری انجام میشد دودی مثل دودکش ذوبآهن از آن خارج میشد، چون عجله داشتیم تعداد زیادی جوشکار گذاشته بودیم. در مدت 4 ماه این برج را با روشهای جدیدی که ابداع شد ساختیم و روی هم گذاشتیم حتی خیلی از سینیهای آن را در داخل ساختیم.
باور کنید وقتی جرثقیل تکه آخر (کلاهک) را گذاشت و اولین جوش را داد بنده گوشهای ایستاده بودم و اشک میریختم و خدا را شکر میکردم. با خود گفتم خدا ما را به این سمت هدایت کرد تا این کار به نتیجه برسد و باور کنید تاکنون هنوز برج بدون تغییرات و با همان شرایط کار میکند. این یک اراده میخواست که ارادهاش بین همکاران ما در آن زمان وجود داشت.
نمونههای مختلف از این مسائل زیاد داریم. چطور آنموقع میتوانستیم این کارها را انجام دهیم؟ و الان نمیتوانیم؟
این «میتوانیم» چگونه میتواند مصداق پیدا کند و عملی شود؟
سه راهکار دارد؛ برنامه، مدیریت و حمایت مالی.
من فکر میکنم ما باید سازندگان داخلی را آنقدر حمایت کنیم که حتی اگر جنسشان گرانتر از جنس خارجی بود هم از آنها بخریم نه این که زور بگویند! بررسی کنیم اگر قیمت تمام شدهشان بیشتر از کالای خارجی است آنها را تحمل کنیم. چه اشکال دارد؟ اجازه دهیم رشد و پرورش کنند.
ما رشد کردیم، خوب جلو آمدیم، اما بیشتر از این هم میتوانستیم جلو برویم، ما این استعداد و پتانسیل را داریم که بیشتر از این جلو برویم.
این پیشرفت نتیجه تحریم است؟
تحریم یکی از عاملهاست، چون ما اگر تحت فشار نباشیم دنبال کاری نمیرویم. اگر آنموقع خارجیها برج تقطیر را سه ، چهار ماهه به ما میدادند، آن را از خارج تهیه میکردیم! اما چون نمیشد، خودمان آن را ساختیم!
تحریم یکی از دلایل اصلی پیشرفت ما در این زمینه بوده است چون نیاز وادار میکند خودمان بسازیم وگرنه راحتتر است که سفارش بگذاریم و از خارج بیاوریم!
با توجه به این که اشاره کردید با وجود تحریم توانستیم در بسیاری زمینهها خودکفا شویم میزان وابستگی به خارج در بعد پالایشگاهی چقدر است؟
در بحث ساخت پالایشگاهها در حال حاضر در زمینه مهندسی هیچ مشکلی نداریم، میتوانیم خدمات مهندسی ساخت پالایشگاه را به طور کامل انجام دهیم که به آن Engineering گویند. E در Eps یعنی خدمات مهندسی.
در بخش لیسانسهای خرید (دانش فنی) هنوز مشکل داریم، پیشرفت آنچنانی نداشتیم یعنی شرکتها یا کشورهایی که صاحب لیسانس هستند و لیسانس به ما فروختند و ما از طراحی آنها استفاده کردیم، کماکان استفاده میکنیم.
وقتی من در شرکت ملی مهندسی نفت بودم، یک نمونه کار را با پژوهشگاه صنعت نفت انجام دادیم، در پالایشگاه اراک نیز اجرا شد یکی از واحدها به نام آیزومرایزشین. این دانش بومی شده بقیه هم به راحتی میتواند بومی شود. به جرات میتوان گفت لیسانسهایی که از خارجیها خریدیم و موجود است قابل دسترسی است، ولی ارادهای که باید باشد، نیست. هنوز خارجیها به ما لیسانس میفروشند، اگر از فردا نفروشند خودمان آن را به دست میآوریم و صاحب لیسانس میشویم. کار، کار مهندسی است و مشکل نیست try and erorr است. سعی و خطاست.
حتی LNG (دانش مایعسازی گاز طبیعی) که پروسه پیچیدهای دارد هم قابل دسترسی است، اما راه آن این است که ما یکسری مهندس بگذاریم، حمایت مالی کنیم تا در این زمینهها کار کنند. بنده حاضرم هر لیسانسی که از خارج وارد میکنیم را تقبل کنم و با تعدادی مهندس داخلی به دانش مورد نظر برسم. اما این به اراده مدیریتی و حمایت مالی نیاز دارد، زیرا معتقدم مدیریت در کشور حرف اول را میزند، شاهکلید همه اینها مدیریت است. مدیریت که باشد برنامه، پول، اجرا، نظارت و کنترل و تعامل و هماهنگی نیز وجود دارد. مدیریت که نباشد همه را از دست خواهیم داد.
در بخش اجرا هم هیچ مشکلی وجود ندارد، بنابراین برای ساخت پالایشگاه هیچ مشکلی وجود ندارد جز خرید لیسانس که آن هم قابل دسترسی است.
دشمن روز به روز حلقه محاصره را تنگتر میکند، در رابطه با جنگ و خلیج فارس بحثهایی مطرح است، ملاحظه کردید در مدتی که بحث تحریم نفتی مطرح شده قیمت نفت به تحریم نفتی ایران چه عکسالعملی نشان داد. با حرکتی که ایران انجام داد و اعلام کرد با دو کشور قرارداد نمیبندد چه تاثیری روی قیمت نفت گذاشت. فکر میکنم کاری که غربیها میکنند صرفا یک بازی سیاسی است، چون آنها بخوبی میدانند که اگر خلیج فارس ناامن شود، دود ناامنی آن اول به چشم خودشان میرود، چون وضع انرژی دنیا کاملا به هم میریزد. این بهمریختگی خاص نفت خام نیست، تمام هیدروکربورهای نفتی که از این منطقه عبور میکند یا تولید میشود، متاثر از این ماجرا میشود بخصوص LNG. بزرگترین تولیدکننده LNG دنیا در این منطقه قرار گرفته، بزرگترین کشتیهای LNG بر از این منطقه عبور میکند، بنابراین کسی نمیتواند پیشبینی کند که اگر این منطقه ناامن شد، چه اتفاقی برای انرژی و قیمت آن خواهد افتاد، همه کشورهای اروپایی، آسیایی و حتی خود آمریکا متاثر از ناامنی این منطقه خواهند شد، لذا فکر نمیکنم کسی جرات داشته باشد این منطقه را ناامن کند.
زیبا اسماعیلی - گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: