شاید بتوان شروع فعالیت هنری شما را در دهه 60 دانست. زمانی که 7 ساله بودید و در سریال تلویزیونی «شاخه طوبی» که از شبکه یک سیما پخش میشد به خواندن ترانه محلی پرداختید. اگر ممکن است درباره آن سالها توضیح دهید؟
من در این سریال که به طور مشخص سال 68 پخش میشد، تصنیفهایی را اجرا کردم که زیر نظر پدرم کار کرده بودم و تسلط کافی بر آن داشتم. با وجود آن که 7 سال بیشتر نداشتم اما به دلیل ممارست زیاد و گرایشی که به موسیقی بختیاری داشتم توانستم ترانههای محلی این مجموعه تلویزیونی را بخوانم.
ورود شما به تلویزیون در آن دهه چطور میسر شد؟
من از 5، 6 سالگی در جشنوارههای موسیقی فجر شرکت میکردم و بعد از حضور در چند دوره در میان اهالی هنر تا حدی شناخته شدم. این سریال هم از قضا در الیگودرز که زادگاه من است، ضبط میشد. از اینرو همه چیز دست به دست هم داد تا خواندن ترانههای محلی این سریال به عهده من گذاشته شود.
درباره خود شما این امر چگونه بوده است؟
خدا را شکر میکنم که در تمام مراحل زندگی با من بوده است. ضمن این که نقش خانواده در پروراندن من در مسیر موسیقی را نمیتوان نادیده گرفت. بهخصوص درباره من که نقش پدر و مادرم اهمیت زیادی داشته است. پدرم 30 سال مسوول بخش فرهنگی ـ هنری شهرمان یعنی الیگودرز بوده و سالهاست که به ترویج موسیقی فرهنگی قومی پرداخته و نقش زیادی در معرفی موسیقی ارزنده فولکلوریک بختیاری داشته است. طبعا تمام فعالیتهای او در شکلگیری شخصیت من نیز سهم بسزایی داشته است.
چرا با وجودی که مقام نخست را در بخش موسیقی نواحی نهمین جشنواره موسیقی فجر درسال 72 به دست آوردید، نوازندگی را ادامه ندادید و چطور شد به سمت خوانندگی گرایش پیدا کردید؟
من نوازندگی را سالها ادامه دادم و 7 دوره در جشنوارههای موسیقی فجر موفق به دریافت مقام اول در رشته تنبکنوازی شدم و در چندین دوره هم مقام دوم را کسب کردم. امروز نیز به شکل حرفهای نواختن تنبک را ادامه میدهم، اما این حقیقت را نمیشود انکار کرد که خوانندگی در مقایسه با نوازندگی بیشتر دیده میشود و انعکاس اخبارش گستردگی بیشتری دارد. البته ناگفته نماند که من در خیلی از کنسرتهایی که داشتهام، هم به خواندن پرداختهام و هم تنبک نواختهام. به خصوص این که به ضربیخوانی کاملا مسلط هستم. اخیرا هم تصمیم گرفتهام در آلبوم تازهام یک قطعه از تنبکنوازی بگنجانم که به رسم یادگار باقی بماند؛ چون در استودیو چنین کاری را به مراتب آسانتر از روی سن و درقالب کنسرت میتوان انجام داد. همچنین قرار است در کارهایی که در سالهای آینده در حیطه موسیقی انجام میدهم و سرمایهگذاریاش برعهده خودم است از ساز تنبک استفاده بیشتری کنم.
آیا میتوان گفت آشنایی با حاج قربان سلیمانی مسیر هنری شما را تغییر داد؟
من پیش از هرچیز، لطف خداوند را مهمترین دلیل ورودم به عرصه موسیقی قلمداد میکنم و بعد از آن، آشنایی با این استاد گرانقدر را در ارتقای مرتبه کاری خود مهم میدانم. زندهیاد حاج قربان سلیمانی، انسان بزرگ و باایمانی بود و خاطرم هست همیشه پیش از نواختن ساز وضو میگرفت. من و حاج قربان سلیمانی در یکی از دورههای جشنواره موسیقی فجر آشنا شدیم. او در آن زمان داور بخش فولکلور بود و نظر مثبتی به کار من داشت. بعد از آن در جریان مسافرتهایی که با هم میرفتیم همواره از دانش او در زمینه موسیقی بهرهمند میشدم.
با توجه به این که شما در سرزمین بختیاری زاده شدهاید، چقدر سعی کردهاید در مسیر هنریتان موسیقی بختیاری و اصالتهای موجود در این منطقه را حفظ کنید؟
از همان بدو ورود به دنیای موسیقی هدفم حفظ اصالتهای موسیقی سرزمینم بوده است. از اینها گذشته من در سرزمین بختیاری زاده و بزرگ شدهام. بنابراین طبیعی است که به موسیقی این منطقه دلبستگی زیادی داشته باشم. حتی زمانی که خوانندگی سریال «خانهای در تاریکی» را بهعهده داشتم توانستم با خواندن آوازهای محلی تا جایی که میتوانستم خدمت کوچکی به زادگاهم انجام دهم. بعد از آن هم موسیقی بختیاری را در ارکستر ملی در بخش آوازی و تصانیف ملی خواندم. نهتنها در داخل کشور، بلکه در تمام کنسرتهایی که در خارج از کشور برگزار میکردم به اجرای قطعات موسیقی بختیاری میپردازم و همیشه یک بخش را در کنسرتهایم به موسیقی بختیاری اختصاص میدهم. آخرین کاری که دراین زمینه انجام دادهام، انتشار آلبوم موسیقی بختیاری با عنوان «تیام» بوده است. تیام به زبان بختیاری به معنی چشمهاست. در این آلبوم هنرمندانی چون هادی منتظری به نواختن کمانچه، بیژن کامکار به نواختن دف و دیگر دوستان به هنرنمایی پرداختهاند.
به طور کلی فکر میکنید برپایی جشنوارههایی مانند جشنواره موسیقی نواحی چقدر میتواند در احیا و بازسازی موسیقی مناطق مختلف ایران نقش داشته باشد؟
سرلک: نمیشود انکار کرد که خوانندگی در مقایسه با نوازندگی بیشتر دیده میشود و انعکاس اخبارش گستردگی بیشتری دارد. البته من در خیلی از کنسرتها هم خواندهام و هم تنبک نواختهام
برگزاری جشنوارههایی از این دست بصورت سالانه مطلوب است و طبعا میتواند در پررنگکردن جایگاه موسیقی نواحی تاثیرگذار باشد. به خصوص این که در دل این جشنوارهها به ابعاد موسیقی کلاسیک و منطقهای پرداخته شود. اما به نظر میرسد تداوم این جشنوارهها بیشتر حائز اهمیت است. من بارها گفتهام تلویزیون هر سرزمین، عهدهدار نقش مهمی در بسط و گسترش فرهنگ و هنر آن کشور است. امروز با ورود شبکه دیجیتال، 16 کانال داریم که میتوانیم از این بین، دستکم یک کانال را به پخش و معرفی موسیقی مناطق اختصاص دهیم، اما متاسفانه دراین زمینه کمکاری شده است.
فکر میکنید در حال حاضر شرایط برای اعتلای موسیقی سنتی مهیاست؟ این بستر در چه شرایطی فراهم میشود و برای این کار چه پیشزمینههایی مورد نیاز است؟
تصور شخصی من این است که شرایط را خود هنرمندان و اهالی موسیقی فراهم میکنند. منظورم از لحاظ بخش تکنیکی است. از طرفی مسوولان و دستاندرکاران دولتی نیز در مهیاشدن چنین فضایی بیتاثیر نیستند. متاسفانه در جامعه امروز، بعضی هنرمندان به دلیل آن که دغدغههای مختلفی مثل مسائل مالی دارند نمیتوانند به آن شکلی که باید روی فعالیتهای هنری خود متمرکز شوند. اگرچه کمبود امکانات نیز همواره موجب پیشرفت و شکوفایی هنرمندان شده است. اما به وجودآوردن زمینه برای هنرمندان نیز اهمیت بسیاری دارد. هنرمندان در صورت فراهمشدن فضای ایدهآل میتوانند آثارشان را به دور از دغدغههای ذهنی ارائه دهند. ای کاش به همان اندازه که در کشور ما به چیزهای دیگر اهمیت داده میشود به موسیقی و اهالی آن نیز اهمیت داده شود تا این هنر بیش از این متعالی و درخشان شود. از طرفی، موسیقی هنری است که قابلیت فرامرزیشدن دارد، زبان زنده دنیا به شمار میرود و نیاز نیست قواعدش را بدانید. بلکه موسیقی بهتنهایی موجب نزدیکشدن دلها از هر قوم و رنگ و نژادی میشود.
نظر شما راجع به موسیقی پاپ چیست؟
هر نوع موسیقی در دنیا شنوندگان و طرفداران خود را دارد. هیچ عیبی هم ندارد که هر نوع موسیقی در قالب کیفی و مطلوب و حرفهای به گوش مخاطبانش برسد، اما من با موسیقی بد و فکرنشده مخالفم.
امروز هم متاسفانه شاهد هجمه بسیار زیادی از این نوع موسیقی به کشور هستیم.
به نظر من در حوزه مدیریتی باید اصلاحاتی صورت بگیرد. موسیقی ردیف دستگاهی کاملترین نوع موسیقی در دنیاست. دامنه گستردگی این نوع موسیقی تا جایی است که امروز مشاهده میکنیم بسیاری از موزیسینهای کلاسیک دنیا روی موسیقی ردیف دستگاهی ما به تحقیق و تفحص پرداختهاند. موسیقی ردیف دستگاهی ما به لحاظ ادوات و جملهبندی دارای وجوه ارزندهای است که در موسیقی ردیف دستگاهی غرب چنین مولفههایی به چشم نمیخورد. با این حال تصور میکنم موسیقی ردیف دستگاهی ما اگر دارای اجرای درست باشد میتواند جای بیشتری در جامعه باز کند.
در مسیر حوزه موسیقی از اولین آلبومتان ـ راه و ماه ـ تا آخرین کارتان ـ بوی مهر ـ چه تغییراتی داشتهاید؟
بیتردید هر چه از عمر یک هنرمند میگذرد کارهایش به پختگی و تکامل نزدیکتر میشود. این مساله نهتنها درباره من که اصولا خاصیت بشر این است که هرچه پیش میرود به انسجام و تجارب بیشتری دست مییابد. آلبوم راه و ماه نخستین بار سال 83 منتشر شد. بعد از آن سعی کردم به تکمیل اندوختههایم در موسیقی بپردازم. هریک از آلبومهایی که انجام دادهام، به فراخور زمان دارای تکنیکها و ویژگیهای منحصر بوده است. امروز هم این تکنیکها به شکل دیگری در کارهایم نمود دارند. اما آنچه در من به عنوان یک عنصر همیشگی وجود داشته، ادامهدادن متوالی در عرصه موسیقی بوده است. طی سالهای گذشته تا امروز همواره برای من شرایط زندگی در خارج از کشور فراهم شده بود، اما من به دلیل پایبندبودن به اصالتهای سرزمین خویش هرگز قبول نکردهام که در جایی جز ایران زندگی کنم. روی این اصل همیشه عاشقانه به این مردم احترام گذاشته و از دل برای آنها خواندهام. پیشنهادات زیادی هم برای ترککردن وطنم شده که تا امروز به هیچیک جواب مثبت ندادهام. اما در کنار آن امیدوارم شرایط در حوزه موسیقی بیش از پیش بهبود یابد تا هنرمندان با امنیت خاطر در سرزمین خود زندگی کرده و به ارائه اثر بپردازند.
آیا در موسیقی ما مثل بعضی کشورهای دیگر اصطلاح «مافیای موسیقی» کاربرد دارد؟
در همه جای دنیا و در هر شاخهای، مافیا و انحصارطلبی به چشم میخورد. اما نکته اینجاست که کار خوب هرگز در انزوا نمیماند و مردم از عملکرد مطلوب هنرمند بالاخره مطلع میشوند. در حال حاضر متاسفانه اوضاع به این شکل شده که مافیای موسیقی روی چند خواننده سرمایهگذاری میکنند و به این ترتیب ارائه اثر برای دیگر هنرمندانی که خارج از این چرخه هستند، دشوار میشود. بهخصوص این که امروز مشاهده میشود برخی خوانندگان از رهگذر دریافت مجوز انتشار آلبوم با چند موسسه دوستی میکنند. به عنوان مثال من هر وقت که به شهر کتاب سر میزنم، آلبوم این خوانندگان در ردیف فوقانی ویترین چیده شده و آلبوم دیگر هنرمندان در این بین گم است. من تا امروز به انتشار 12 آلبوم موسیقی پرداختهام که بهزعم منتقدان این عرصه از نقاط قوت خوبی برخوردار بوده است. اگر هم اشکالی در هر یک از این آلبومها وجود داشته سعی کردهام پیش از انتشار نزد استادان فن، آن را مرتفع سازم. اما همانطور که اشاره کردم باوجود این همیشه نام یکی دو خواننده به شکل ثابت در مراکز فروش آلبومهای موسیقی دیده میشود و دیگر هنرمندانی که تجربه و زحمتشان بیش از این افرادی که به آنها اشاره کردم است همواره در حاشیه قرار میگیرند.
آیا به این موضوع اعتقاد دارید که موسیقیدان باید آثاری را تولید کند که جدای از اجتماع و مسائل اجتماعی پیرامونش نباشد؟
بله، هیچوقت خود را جدا از جامعهای که در آن زندگی میکنم و همچنین مردم ندانستهام. واقعیت این است که من سردی و گرمی روزگار خود را در بین همین مردم میچشم و بین آنها زندگی و کسب تجربه میکنم. روی این اصل همواره به گنجاندن بعد اجتماعی در آثار خود علاقهمند بودهام. ضمن این که تصور میکنم انتخاب شعر در این میان نقش زیادی دارد. من هم سعی کردهام طی این سالها با وسواس و ریزبینی و با توجه به شرایط اجتماعی به انتخاب شعر برای کارهایم بپردازم. در کنار آن از مشورت آهنگسازان هم بهره گرفتهام و کوشیدهام کارهایی را انتخاب کنم که ملهم از فرهنگ و هویت ایران باشد.
آزاده صالحی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم