در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا از همان آغاز میخواستید یک فوتبالیست حرفهای شوید؟
در این زمینه هیچ شکی نداشتم و این همان چیزی بود که از روز نخست میخواستم. هرچه از روز اول در این راه انجام دادهام، در راستای رسیدن به همین هدف بوده است.
اولین قرارداد حرفهای که بستید با تیم آیندهوون بود. در آن زمان چه افکاری در سر داشتید؟
در آن روزها بشدت مایل بودم برای آژاکس توپ بزنم و این بزرگترین آرزویم بود. با این حال قسمت این بود که اولین بازیهای حرفهای خود را با آیندهوون انجام بدهم و این هم از عجایب بود، زیرا این دو تیم همیشه رقبای بزرگ یکدیگر بودهاند. البته سرانجام به آژاکس رفتم و بهترین گلزن این تیم شدم و به واقع به آرزویم رسیدم.
در بین راه در هیرنفین هم توقف کردید و مدتی هم بازیکن این تیم بودید.
بله، آنجا لقب شکارچی را به من دادند که بعدا روی من باقیماند. منظورشان شکارچی گل بود. القاب بدتری را هم دیدهام که به دیگران دادهاند و در نتیجه گلهای از لقب شکارچی ندارم. مهمترین مساله این است که در داخل میدان موفق باشید و هر چیز دیگری حاشیه و حرفهای روی هوا است و اهمیتی ندارد.
در رئال مادرید و آث.میلان هم بازی کردید و گلهایی هم زدید، اما کار بزرگی نکردید!
وقتی همه چیز انجام شد و گذشت، بهتر میتوانید قضایا را برآورد کنید ولی تصور و تصمیمگیری درباره آنها قبل از وقوع آن اتفاقات کار بسیار سختی است.
رئال فوتبال تهاجمی زیبایی را ارائه میداد و من شیوه کارش را میپسندیدم، اما تعدد مهرههای خوب در آنجا همیشه باعث جدایی عدهای از آنها میشود. شرایط در میلان فرق میکرد و فکر میکنم اگر پیشنهاد شالکه در کار نبود، میلانیها مرا حفظ میکردند.
چطور شد که انتقالتان به شالکه بر خلاف آنچه در رئال و میلان روی داد، کاملا موفق از آب درآمده است؟
برخی میگفتند رفتن از باشگاهی در اندازههای میلان به شالکه یک قدم به سمت عقب بوده، ولی این طور نبود. اولا شالکه در سالهای اخیر دوباره به هرم فوتبال آلمان بازگشته و دوما اگر خودتان با فضا هماهنگ باشید، در یک تیم متوسط هم میتوانید نتیجه بگیرید. یک حسن کار من در گیلزن کرشن این بوده که به من اجازه و امکان دادهاند در مکان دلخواهم (نوک حمله) بازی کنم و همانی باشم که میخواهم و توانش را هم دارم.
جدای از بازیکردن در محل و پست دلخواهتان به نظر میرسد که در ترکیب و نوع بازی شالکه هم کاملا راحت هستید. این راحتی چگونه و چرا حاصل آمده است؟
اولا این را بگویم که مشکلی با سیستمهای رایج زندگی در مادرید و میلان نداشتم و نباید تصور شود که چون زندگی در گیلزن کرشن بالنسبه کمحاشیهتر است، من تمرکز بیشتری داشته و در اینجا بهتر و موفقتر کار کردهام. همین حالا هم همسر و 2 فرزندم در هلند زندگی میکنند و در نتیجه درخششام در شالکه محصول مسائلی مثل راحتی در زندگی خصوصی و نکاتی از این دست نیست، بلکه به دلیل جا افتادن بیشترم در ترکیب بازی این تیم است.
ظاهرا خودتان هم در کنار اعضای خانواده هستید.
بله ولی فقط بعضی روزها، پدرم زحمت رساندن مرا به خاک آلمان و تیم شالکه طی هر یک از سفرهایم میکشد. هفتهای دو سه بار این قضیه روی میدهد. پدرم همیشه راهنمایی عالی برای من بوده است. بین راه دائما درباره انتخابهای فوتبالیام و کارهایی که باید انجام بدهم صحبت میکنیم و راهنماییهایی را به من ارائه میدهد. خانوادهام همیشه برای من بسیار مهم بودهاند.
امسال شالکه در کنار بوروسیا دورتموند و بایرن مونیخ پای ثابت قهرمانی در لیگ فوتبال آلمان بوده است. پایان کار شالکه در این فصل چگونه خواهد بود؟
سعی داریم تا آخرین هفته رقابتهای بوندس لیگا در کورس قهرمانی بمانیم و فکر میکنم تعیین تکلیف به یکی دو هفته آخر خواهد کشید و تا قبل از آن هیچ چیز مشخص نخواهد شد.
امسال در جامهای مختلف بیش از 25 گل برای شالکه زدهاید که رقم بالایی است. این چالاکی و آمادگی از کجا و چگونه پدید آمده است؟
این اصولا هدف من و وظیفه من است. از یک مهاجم در درجه اول گلزنی میخواهند و طبعا از من نیز همینطور. راز خاصی هم در کار نیست و فقط میکوشم هر لحظه روی توپهایی که میرسد و کلا در جریان بازی تیمم تمرکز داشته باشم و از هر توپ و فرصتی حداکثر بهره لازم را بگیرم. یک فوروارد باید همیشه حواسش جمع و کاملا مسلط بر شرایط دور و برش و آگاه به چیزی باشد که ممکن است لحظاتی بعد روی بدهد.
به نایبقهرمانشدن هلند در جام جهانی 2010 چگونه نگاه میکنید؟ این بیشتر یک موفقیت بزرگ بود یا به دلیل ناکامیتان در آخرین گام در برابر اسپانیا شکستی بزرگ؟
این قطعا یک موفقیت بزرگ بوده و بخصوص با توجه به بردی که در یکچهارم نهایی در برابر برزیل داشتیم. البته دلم میخواست سهم بیشتری در پیروزیها و گلهای زده تیمم میداشتم، اما فرم عالی وسلی اشنایدر و همچنین درک کوییت و بازگشت آریین روبن به ترکیب هلند از شروع مرحله حذفی راهها را تا حدی به روی من بست.
شما بهترین گلزن لالههای نارنجی در دور مقدماتی یورو 2012 بودید. حالا چه سرنوشتی را برای خودتان در مرحله نهایی این پیکارها قائلید؟
از این که یک رکورد گلزنی جدید برای کشورم در این مرحله به جا گذاشتم، بسیار راضیام، اما کارمان سخت است و برای مرحله نهایی هیچ چیز را نمیتوان پیشبینی کرد. ما حتی در مسابقه دوستانهای که چندی پیش با آلمان داشتیم، متحمل باخت سنگین صفر ـ3 شدیم و این یک هشدار قوی به ما بود.
از قضا با همین تیم (آلمان) در مرحله نهایی جام ملتهای اروپا همگروه شدهاید. با توجه به این که اکنون خودتان هم بازیکن بوندسلیگا هستید، آن مسابقه را چگونه میبینید؟
به همان دلیل که گفتید، این بازی این بار برای من ویژهتر خواهد بود و امیدوارم از عهدهاش برآیم. ما همین حالا هم در شالکه دائما بر سر این بازی کرکری میخوانیم و درباره آن با آلمانیهای این تیم صحبت میکنم. ظاهرا همگی برای این بازی بسیج شدهایم.
به نظر میرسد یکی از 3 تیم اسپانیا، آلمان و هلند این جام را ببرد و پرتغال هم بدون شانس نیست. شما به کدامین تیم رای میدهید؟
شانس اسپانیا بیشتر است. آنها بهترین خط هافبک جهان را دارند. با این حال این به معنای قطعیبودن این رویداد یا هر رخداد دیگری نیست و هر اتفاقی در این رقابتها متصور است. یکباره دیدید ایتالیا دوباره به همان ایتالیایی تبدیل شد که همه میشناسیم و همه را برد و لهستان هم به حکم میزبانی مشترک شاید شگفتیساز شود. این میدانی است که در آن قطعا برخی نتایج جالب و حیرتآور به دست خواهد آمد.
منبع: سایت فیفا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: