در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جوان معتاد که سعید نام دارد بعد از اینکه به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد با خانوادهاش درگیر شده و برای گرفتن انتقام از اعضای خانوادهاش دست به قتلعام آنها زد.
سعید که مدتی فراری بود وقتی بازداشت شد، اعتراف کرد میخواسته همه کسانی را که در خانه بودند به قتل برساند.
او میگوید: مدتها بود که مواد مخدر مصرف میکردم و اعضای خانوادهام نمیدانستند. روز به روز مصرف مواد زیاد شد و آنقدر معتاد شدم که خانوادهام دیگر مرا دوست نداشتند و با من درگیر میشدند.
درگیری ما آنقدر زیاد شد که دیگر دوستشان نداشتم و میخواستم دیگر در زندگیام نباشند. مشکلم این بود که از پدر و مادرم پول میگرفتم تا مواد بخرم و آنها که فهمیده بودند موضوع از چه قرار است دیگر به من پول نمیدادند. آنقدر حالم بد شد که تصمیم گرفتم هر طور شده خانوادهام را از بین ببرم تا حالم بهتر شود.
آن روز یک تفنگ خریدم و به خانه رفتم. خانوادهام همگی خواب بودند، اسلحه را مسلح کردم و شلیک کردم. نمیدانم چند تیر و به کجا زدم، اما همه جا را گلوله باران کردم.
این مرد میگوید: فکر میکردم همه مردهاند. از خانه خارج شدم و خودم را مخفی کردم. گیج بودم نمیدانستم چه کردم و چرا این اتفاق افتاده است تا اینکه بازداشت شدم.
آنچه سعید گفت همه اتفاقی نبود که در خانه پدری افتاده بود. خواهران سعید که بعد از گذراندن دوران سخت دست و پنجه نرم کردن با مرگ توانستند دوباره به زندگی برگردند، از آن لحظات تلخ و گزنده میگویند. آنها که داغدار پدر و مادرشان هستند، میگویند برادرشان دیوانهوار شلیک میکرد و فریاد میزد و میگفت که همه شما را میکشم. به ما هم شلیک کرد. بیهوش شدیم. نجات ما معجزهآسا بود و ما فکر نمیکردیم که نجات پیدا کنیم.
پدر و مادر ما هر کاری که توانستند برای برادرمان کردند و او ما را اینگونه نابود کرد. حالا باید قصاص شود. ما از قصاص برادرمان نمیگذریم. او خانه و خانوادهاش را به گلوله بست در حالی که هرچه داشت از خانوادهاش بود.
یکی از این خواهران در مورد زندگی برادرشان میگوید: پدر و مادرمان همیشه او را حمایت میکردند، اگر میخواست چیزی بخرد با اینکه بزرگ شده بود و باید مسوولیت خودش را بر عهده میگرفت از پدر و مادرم پول میگرفت. زمانی حمایت خانواده از او قطع شد و پدرم گفت که دیگر نمیخواهد از برادرم حمایت کند و به او پول بدهد، چون فهمید برادرم به مواد اعتیاد پیدا کرده و هرچه تا به حال در مورد خودش گفته دروغ بوده است.
سعید جوان 25 ساله که حالا در آستانه قصاص قرار دارد، چرا یک معتاد، یک قاتل و حالا یک اعدامی شد. کارشناسان برای ما از دلایل این کشتار خانوادگی میگویند.
دیروز: اثرات مواد روانگردان
عاطفه کشاورزی روانشناس: بدون شک مهمترین دلیل این کشتار خانوادگی اعتیاد پسر خانواده است. با مشخص شدن اعتیاد این پسر، خانوادهاش دیگر از او حمایت نکرده و او را در تنگنای اقتصادی قرار دادند. همین موضوع باعث ایجاد درگیری بین متهم به قتل و اعضای خانوادهاش شده و در نهایت کار به قتل و کشتار کشیده شده است.
نکته قابل تامل، نحوه این کشتار خانوادگی است. آنچه در پرونده انعکاس پیدا کرده نشان میدهد او زمانی دست به این قتلعام زده که در حالت عادی نبودهاست. این غیرعادی بودن میتواند ناشی از 2 چیز باشد.
اول خشم درون این جوان،که به صورت قتل سرریز شده- دوم اثر مواد روانگردانی که به احتمال بسیار زیاد این جوان در زمان ارتکاب جرم، شیشه یا مادهای از این جنس استفاده کردهاست. متاسفانه مواد روانگردان تاثیر بسیار زیادی روی عملکرد مغز افراد ایجاد میکند.
این مواد شجاعت و هیجان و انرژی کاذبی به فرد مصرفکننده میدهد و او را در مسیری قرار میدهد که مرتکب جرم شود. فردی که مواد روانگردان استفاده میکند به خاطر انرژی مضاعفی که برایش به وجود میآورد دست به کارهایی میزند که در شرایط عادی هرگز آن کارها را مرتکب نمیشود. البته باید به مشکلات تربیتی این جوان قاتل هم اشاره کرد که با توجه به اینکه اطلاعات لازم را نداریم، بنابراین نمیتوان در این خصوص قضاوت کرد.
امروز: مسلوب الاختیار بودن
شاپور اسماعیلی وکیل دادگستری: در ماده 53 قانون مجازات اسلامی آمده است اگر کسی بر اثر شرب خمر مسلوبالاراده شده باشد و این موضوع ثابت شود که شرب خمر با انگیزه قتل یا جنایت دیگری بوده است مجرم علاوه بر مجازات شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده نیز محکوم میشود.
از سوی دیگر ماده 224 همان قانون میگوید: قتل در حال مستی موجب قصاص است مگر اینکه ثابت شود مرتکب در حال مستی به طور کلی مسلوبالاختیار شده و قصد ارتکاب جرم را نداشته و قبلا برای چنین عملی خود را مست نکرده است.
حال پرسش اینجاست آیا کسی که بر اثر مواد مخدر یا روانگردان دارای حالت شبیه به جنون میشود و مسلوبالاراده است یا دچار توهم خیانت و بروز حالت هذیان و امثال آنهاست که ناشی از سوی مصرف همان مواد است و دیگری را به قتل میرساند، از حیث ارتکاب قتل عمد، مسوولیت کیفری دارد یا نه؟
به نظر میرسد به شرط این که مرتکب از قبل خود را برای ارتکاب جرم آماده نکرده باشد همانند حالت جنون یا مستی، دارنده چنین حالاتی (هذیان یا توهم خیانت) که روی قوه تمیز یا تشخیص وی تاثیر گذاشته یا بر اثر اختلال در اراده موجب قتل دیگری میشود منطقا نباید مسوولیت کیفری قتل عمدی را داشته باشد یا در غیر موارد جنون یا مستی مسوولیت کیفری او تغییر یابد، اما از آنجا که به لحاظ خلأ قانونی در برخی موارد رویه قضایی یکسان نیست، اگر در قانون جدید مجازات اسلامی که گفته میشود به زودی اجرا خواهد شد، به این موارد مهم توجه شده باشد در این صورت شاهد تحول مهم در باب مسوولیت کیفری خواهیم بود.
فردا: درمان نجاتیافتگان
الهام رحیمی، روانشناس: آینده جوان قاتل معلوم است و دادگاه تعیین خواهد کرد که او به چه مجازاتی برسد، اما به نظر میرسد با توجه به اتفاق بسیار تلخی که خواهران متهم به قتل تجربه کردهاند، باید تحت درمانهای طولانیمدت روانی قرار گیرند.
فرزندان، وارثان مرگ پدر و مادرشان هستند و برای برخی افراد این موضوع یک کابوس است، اما از آنجا که هر فردی بالاخره بعد از گذراندن دوران عمرش فوت میکند، نگرش منفی یا اضطرابی فراتر از آنچه برای مرگ یک عزیز اتفاق میافتد برای این دختران اتفاق افتاده است.
3 خواهر دچار مشکلات خاصی هستند. آنها پدر و مادرشان را یکجا از دست دادند. آن هم نه به مرگ طبیعی، بلکه به دست برادر که اصولا در خانوادههای سنتی نقش بسیار مهمی را ایفا میکند. آنها خودشان هم با مرگ دست و پنجه نرم کردهاند. تمام مواردی که گفته شد حکایت از آن دارد که این 3 دختر، بحران روحی بسیار بدی را پشتسر گذاشتند و هیچ کدام از این مشکلات به راحتی قابل حل نیست.
تمرین و تلاش برای کنترل اضطراب ناشی از این مساله مهمترین کاری است که این افراد باید انجام دهند.
ضمن این که باید تاکید کنم، این 3 نفر با اضطراب دیگری هم روبهرو هستند. آنها باید برای مرگ و زندگی برادرشان تصمیم بگیرند و این موضوع بشدت آنها را آزار خواهد داد.
به نظر میرسد با توجه به شرایطی که اولیایدم دارند، سخت است که آنها بتوانند تا پایان عمر از دست این کابوس خلاص شوند. فقط میتوانند آن را کنترل کنند و اگر از یک روانشناس کمک نگیرند، قطعا دچار مشکل
خواهند شد.
در مورد متهم به قتل هم باید بگویم به نظر نمیرسد بتوان برای او کار زیادی کرد. اعتیاد از سنین نوجوانی و قتل عام خانواده و رویارویی با کابوس اعدام مسالهای است که زندگی او را تهدید میکند و پایان نمییابد. تنها کاری که میتوان کرد کنترل اضطراب این فرد توسط داروست، زیرا احتمال این که این فرد دست به خودکشی یا برونریز خشم با آسیبزدن به دیگری داشته باشد، وجود دارد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: