در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طلاق در وقت اضافه نام مجموعهای است که محمدحسین لطیفی و مجید یاسر به طور مشترک تهیه آن را سال 1387 به عهده داشتهاند.
سریال از نظر بازیگر غنی است. مریم امیرجلالی، بیژن بنفشهخواه، روشنک عجمیان، یوسف صیادی، محسن قاضی مرادی، خشایار راد، مهشید حبیبی، مهوش وقاری، جمشید جهانزاده، نعیمه نظامدوست، مجید یاسر، حسین معلومی و آزاده خورشیددوست در این مجموعه همکاری داشتهاند.
طلاق در وقت اضافه داستان زوجی بهنام هوشنگ و نازنین را روایت میکند که اگرچه با یکدیگر مشکل و تفاوت خاص و بزرگی ندارند، اما به دلیل لجبازی، با یکدیگر کنار نمیآیند و قصد دارند از یکدیگر جدا شوند. در همین موقع هم داوود و مریم که از دوستان خانوادگیشان هستند از کانادا به تهران میآیند و چند روزی را در خانه آنها میمانند. هوشنگ و نازنین نیز که نمیخواهند مهمانهایشان از ماجرای طلاق آنها بویی ببرند تلاش میکنند جلوه خوب و همراه با تفاهمی از زندگی مشترکشان نشان دهند. این تظاهر به خوشبختی موجب وقوع اتفاقات جالب و خندهداری میشود که محور اصلی طنز سریال را تشکیل میدهد.
نقشهای هوشنگ و نازنین را مجید یاسر و روشنک عجمیان بازی میکنند. بیژن بنفشهخواه و مهشید حبیبی هم در نقش دوستانشان (داوود و مریم) در این سریال ایفای نقش میکنند. در ضمن قرار بود جمشید مشایخی نیز یکی از بازیگران این پروژه تلویزیونی باشد که شکستگی پایش سر صحنه فیلمی در کرمان، باعث شد نتواند در این مجموعه حضور یابد. اما همانطور که از خلاصه داستان پیداست، سریال حول یک موقعیت در جریان است و به نوعی میتوان آن را کمدی موقعیت دانست. اما ضعف سریال نیز به همین برمیگردد که بهواسطه موقعیت کلی و ایده اصلیاش دست از پرداخت صحنههای مختلف فیلم برداشته است. این ضعف را در بسیاری از سریالهای طنز تلویزیونی و نود شبی میتوانیم ببینیم. این مجموعهها با ایدهای که تکیه بر طنز موقعیت دارند کار خود را آغاز میکنند؛ اما گویا هیچ توجهی به این نکته ندارند که اگرچه اثری طنز به یک ایده یا موقعیت اصلی طنز نیاز دارد، اما کمدی موقعیت بودن یک اثر را فقط این ایده تعیین نمیکند. بلکه تداوم در خلق موقعیت در هر صحنه و سکانس است که در مجموع اثری را به یک کمدی موقعیت درخشان و سرپا تبدیل میکند. سریال طلاق در وقت اضافه نیز به همین شکل در بسیاری از قسمتهایش فقط متکی به بداههپردازیهای کلامی و حرکتی بازیگرانش است و این از جذابیت و کشش سریال کاسته و حتی گاهی کار را به لودگی کشانده است. اما محور اصلی سریال یعنی خانواده، اخلاق و توجه به بنیانهای آن، قابل تقدیر و ستایش است. به هرحال سریال کمی از لحاظ فیلمنامه ضعف دارد و همین هم موجب شده است تا به اثری متوسط تبدیل شود.
عبدالله حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: