گفت‌وگو با آندره ویلاس بواس، مربی چلسی

تکنولوژی هنوز در فوتبال تعیین‌کننده نیست

اشاره: وقتی نام آندره ویلاس بواس به عنوان کاندیدای اصلی مربیگری چلسی در مطبوعات انگلستان مطرح شد، کمتر کسی حاضر بود این شایعه را بپذیرد، ولی خیلی زود مشخص شد رومن آبراموویچ یکی دیگر از توصیه‌های غیرقابل پیش‌بینی مشاورانش را تایید کرده و این مربی جوان را با قراردادی باورنکردنی به لندن آورده تا با او قهرمان اروپا شود. اسکولاری، مورینیو و آنچلوتی 3 سرمربی نامدار و پرسابقه چلسی، همگی با شکل توهین‌آمیزی از این تیم اخراج شدند و انتظارات بالای آبراموویچ و بی‌صبری او برای قهرمانی در لیگ قهرمانان، ویلاس بواس را در شرایط سختی قرار داد. در ابتدای راه بواس تاکید کرد دوست ندارد جای کسی را در باشگاه تنگ کند و همراهی با بازیکنان باسابقه تیم در اولویت کاری‌اش قرار دارد. جلسه‌ای که او پس از تمرین با جان تری، دیدیه دروگبا، فرانک لمپارد و پیتر چک پیش از شروع بازی‌های لیگ داشت، از هماهنگی کامل بین او و بازیکنانی خبر می‌داد که حرفشان در رختکن خریدار داشت و باقی بازیکنان به‌گونه‌ای از آنها حرف‌شنوی داشتند. اما با حضور چهره‌هایی چون خوان ماتا، روملو و میرلش که همگی از بازیکنان مورد علاقه ویلاس بواس هستند، جا برای بازیکنان با تجربه‌ای چون اوبی میکل و لمپارد تنگ شد تا آنها در اکثر بازی‌ها روی نیمکت رویت شوند. چلسی پس از تساوی اخیرش با یونایتد حالا برای رسیدن به مکان چهارم جدول تلاش جدی را شروع کرده و در این راه هم رقبای سرسختی چون لیورپول و آرسنال را دارد؛ تیمی که قرار بود قهرمان لیگ برتر شود، حالا روزهای سختی را می‌گذراند.
کد خبر: ۴۶۰۱۸۲

چه شد که به این درجه از مربیگری رسیدید؟

من در طول این سال‌ها تحت‌تاثیر آموزه‌های مربیان زیادی بودم اما نباید فراموش کنیم که در هر کاری شانس هم می‌تواند موقعیت‌های زیادی در اختیار هر فردی قرار دهد و حضور در باشگاهی چون پورتو در سن و سال کم امتیاز بزرگی برای من بود. من از همان زمان ایده‌هایم را به بوته آزمایش گذاشتم و در انگلستان، اسکاتلند و پرتغال از افراد مختلفی در کلاس‌های مربیگری مسائل مهمی را آموختم. در عین حال حضور در این کلاس‌ها سبب شد تا با فضا و فرهنگ متفاوتی آشنا شوم. دستیار مورینیو بودن امتیاز بزرگ دیگری برای من بود و موفقیت‌های او به من در این راه کمک زیادی کرد و این‌قدر به من اعتبار داد که تیم دسته‌اولی آکادمیکا را در حال سقوط به من بسپارند و چشم امید به کسی داشته باشند که هرگز سرمربی نبود و البته در پایان راه هم پشیمان نشدند. می‌دانم فلسفه کاری من چندان با شرایط زمانه همخوانی ندارد، چون همه سعی می‌کنند بخاطر شرایط بد اقتصادی دست به ریسک نزنند. همه از انتقاد وحشت دارند و سعی می‌کنند در همان موقعیتی که هستند بمانند و موضع‌شان را مستحکم کنند ولی من سعی می‌کردم شانس‌های جدیدی برای خودم ایجاد کنم و البته در این مسیر هم موفق بودم و به چلسی رسیدم.

دلایل اصلی پیشرفت‌تان را چه می‌دانید؟

شرایط کار نقش مهمی دارد. در آکادمیکا بازیکنان به قعر جدول عادت کرده بودند و در همان دو، سه هفته اول که ایده‌هایم را مطرح می‌کردم آنها مشغول برآوردهای شخصی‌شان درباره قدرت مدیریت من بودند. البته گاهی پیش می‌آمد که از تاکتیک‌های من چندان راضی نبودند یا نتیجه‌ای که تصور می‌کردیم به‌دست نمی‌آمد. با این‌که همیشه گفته می‌شود نتیجه فوتبال قابل پیش‌بینی نیست اما نتیجه همواره تحت تاثیر تیمی است که بیشتر خواهان پیروزی است. مثلا ما در یورو لیگ با پورتو قهرمان شدیم اما در 3 بازی اول دروازه‌بان ما چند موقعیت تک به تک را بخوبی مهار کرد و بعد از آن بود که دفاع هماهنگ شد. آمادگی او کاملا بر نتیجه آن بازی‌ها تاثیر گذاشت و مشخص شد هرچقدر دسترسی تیمی به بازیکنان قابل اعتماد بیشتر باشد امکان موفقیت مربی هم بالاتر می‌رود.

در تمرینات‌تان روی چه مسائلی تاکید دارید؟

شیوه تمرین لزوما منعکس‌کننده شیوه بازی تیم نیست. شیوه‌گرایی مربی به پیروزی نمی‌انجامد، بلکه استعداد بازیکنان در کنار توانایی مربی برای ایجاد انگیزه و مهارت‌های شخصی است که تفاوت‌ها را در یک دیدار فوتبال رقم می‌زند. شاید مربی در آماده کردن تیم به خیلی جزئیات توجه کند اما از مسائل اصلی در تیم غافل باشد. مربی باید بتواند بازیکنانش را قانع کند که شیوه‌هایش به پیروزی و قهرمانی ختم می‌شود.

به نظر شما فوتبال اروپا در مسیر درستی حرکت می‌کند؟

پاسخ به این سوال دشوار است. در برخی لیگ‌ها فاصله بین تیم‌های صدر و قعر جدول خیلی زیاد است و تیم‌های بالانشین چندان به چالش کشیده نمی‌شوند. این نگران‌کننده است، چون پول در چنین لیگی تقریبا تعیین‌کننده همه چیز است و هر تیمی که پولدارتر باشد قوی‌تر خواهد بود. لیگ برتر انگلستان در این دسته از لیگ‌ها قرار نمی‌گیرد اما لالیگا متاسفانه 2 قطبی کامل است و 2 تیم بارسا و رئال خودشان را کاملا از سایرین جدا کرده‌اند. با این نگاه فشار زیادی روی مربی برای قهرمانی و موفقیت است و من با این حرف «فن گال» (مربی هلندی) کاملا موافقم که در فوتبال امروز دفاع کردن از فلسفه تهاجمی خیلی مشکل است، چون همه فقط به نتیجه نگاه می‌کنند. در چنین شرایطی تشکیل تیمی با سازماندهی دفاعی و نتیجه‌گرا به مراتب بیش از یک تیم مستعد و خلاق با خط حمله‌ای فعال مورد استقبال قرار می‌گیرد.

در یک بازیکن به‌دنبال چه خصوصیاتی هستید؟

اگر پیدا کردن بازیکن مناسب ساده بود که این‌قدر اشتباهات در باشگاه‌ها در فصل نقل و انتقال نمی‌شد! در نگاه اول مسی، اینیستا و ژاوی الگوی همه برای بازیکن خوب هستند ولی آنها توسط بارسا بزرگ شده‌اند و کاملا در سیستم جا افتاده‌اند و باید دید در تیم و فضایی دیگر چه خواهند کرد وقتی من بازیکنی را در نظر می‌گیرم بیش از هر چیز دنبال خصوصیات تاکتیکی‌اش هستم تا به این‌وسیله بتوانم تشخیص دهم در سیستم بازی ما تا چه حد می‌تواند موثر باشد. بازیکن مورد نظر من باید بتواند از نظر تاکتیکی هشیار باشد و در هر حرکتی به سرعت تصمیم بگیرد. البته پیدا کردن بازیکنانی که این خصوصیات را داشته باشند خیلی دشوار است و شاید من هم مجبور باشم فقط به بازیکنان بااستعداد از نظر تکنیکی و قوی از نظر روانی بسنده کنم.

پیشرفت تکنولوژی تا چه میزان روی کار مربیان تاثیرگذار بوده است؟

دست کمک مربیان با وسایل و ابزار تکنولوژیک به مراتب بازتر از گذشته است. من به عنوان دستیار خوزه مورینیو می‌توانستم هر میزان اطلاعات با تمامی جزئیات ممکن را به بازیکنان منتقل کنم. ولی وقتی خودم سرمربی شدم فهمیدم این بخشی از کار است و نمی‌تواند چندان تعیین کننده باشد.من از دستیارانم راضی هستم چون می‌توانند تمامی مسائلی که نیاز دارم به بازیکنان منتقل کنند. ولی پس از این‌که از تمامی نقاط قوت و ضعف حریف باخبر شدید، استراتژی شما برای بازی تعیین‌کننده همه چیز خواهد بود.

ایندیپندنت ‌/ مترجم: امیررضا نوری‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها