من به شما اعتماد ندارم

شاید کمتر جمله‌ای مثل جمله «من به شما اعتماد ندارم» برخورنده باشد و می‌تواند شأن انسانی ما را خدشه‌دار کند. اعتماد هسته اولیه تشکیل جامعه است و براساس آن گروه شکل می‌گیرد و اشاعه می‌یابد. اعتماد انسان‌ها به هم منجر می‌شود تا در کنار هم بمانند و بی‌اعتمادی علاوه بر ایجاد ترس، باعث گسستگی و دوری افراد از هم می‌شود.
کد خبر: ۴۶۰۱۰۰

براساس پژوهشی در پژوهشکده باقرالعلوم، اعتماد اجتماعی دارای سطوح متعددی است. اعتماد بنیادین که در سطح فردی و روان‌شناسی بررسی می‌شود، اعتماد بین‌شخصی، اعتماد تعمیم‌یافته و اعتماد به نظام یا سیستم که در سطح جامعه‌شناسی بحث می‌شود. اعتماد بنیادی نگرشی است که فرد نسبت به خود و دنیای پیرامون خود دارد و موجب تقویت این احساس می‌شود که افراد و امور دنیا قابل اعتماد و دارای ثبات و استمرار هستند. اعتماد بین‌شخصی شکلی از اعتماد است که در روابط چهره به چهره خود را نشان می‌‌دهد. این شکل از اعتماد موانع ارتباطی را مرتفع می‌‌سازد و با کاستن از حالت دفاعی، بسیاری از تعاملات روزانه را موجب می‌‌شود. اعتماد تعمیم‌یافته را می‌توان داشتن حسن ظن نسبت به اکثریت افراد جامعه جدای از تعلق آنها به گروه‌های قومی و قبیله‌ای تعریف کرد و بالاخره اعتماد به سیستم که بر میزان مقبولیت و کارایی و اعتمادی که مردم به نهادها (رسمی دولتی) دارند، دلالت دارد. به عقیده کارشناسان، انعکاس فقدان اعتماد به نهادها در اغلب موارد نتیجه بی‌اعتمادی به افرادی است که عهده‌دار امور آن نهادها هستند. بنابراین میزان اعتماد نهادی برحسب نوع ارزیابی مردم از کارکنان این نهادها در قالب ادارات، ارگان‌ها و نهادهای مختلفی که در زندگی روزمره با آنها ارتباط دارند سنجیده می‌شود.

در کشور ما متاسفانه به‌رغم تاکید بر پیام‌های عاطفی و ارتباطات شفاهی، هنوز میزان اعتماد اجتماعی در سطوح مختلف بالا نیست و به تناسب رشد جوامع مدرن شهری و افزایش فردیت و کاهش ارتباطات کلامی از میزان اعتماد کاسته می‌شود. بسیاری از مردم ما ترجیح می‌دهند این روزها با غریبه‌ها و افرادی که به‌طور گذرا در پارک یا اتوبوس آشنا می‌شوند درددل کنند تا با همسایه یا قوم خویش خود، چنین عارضه‌ای از کاهش اعتماد بین فردی در روابط اجتماعی حکایت می‌کند.

در حال حاضر، اعتماد سهم مهمی را در بسیاری از فرآیندهای سازمانی نظیر عقد قراردادها، انجام مذاکرات و نظارت مستمر بر عملکرد واحدها دارد و تلاش در جهت افزایش آن می‌تواند بسیاری از هزینه‌های مربوط به فعالیت‌های ذکر شده را کاهش و علاوه بر آن بهره‌وری سازمانی را افزایش دهد. در سطوح فردی نیز به افزایش علقه‌های بین‌فردی بخصوص در خانواده‌ها کمک می‌کند. از این‌رو، اعتمادسازی بین گروه‌ها و واحدهای مختلف یک سازمان را می‌توان یکی از مهم‌ترین وظایف سیاستگذاران اجتماعی و فرهنگی دانست.

رسانه‌های جمعی، مراکز آموزشی، برنامه‌های شاد فرهنگی و... می‌تواند فضای پرالتهاب بی‌اعتمادی را اندکی جبران کند و پیش از آن که این بی‌اعتمادی به عادتی جمعی تبدیل شود از رواج آن پیشگیری کند تا شاید جمله من به شما اعتماد ندارم کمتر به زبان‌ها جاری شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها