با اسدالله عسکراولادی، تاجر باسابقه و عضو هیات نمایندگان اتاق ایران

منطق تجارت، سرانجام تحریم‌ها را به شکست می‌کشاند

اسدالله عسکراولادی را تقریبا همه می‌شناسند، بازرگان قدیمی ‌و باسابقه، اما بعضا پرحاشیه‌ای که گاه اظهارنظر‌هایش دردسرساز شده است. نمونه آن اظهارات اخیر وی درباره احتمال بروز قحطی در کشور بود که انعکاس وسیعی نیز در رسانه‌ها و مردم داشت و وی سرانجام با عذرخواهی آن را اصلاح کرد.
کد خبر: ۴۵۹۱۳۳

با این حال تجربه و حضور طولانی‌مدت عسکراولادی در اقتصاد و سیاست کشور و از سرگذرانیدن دولت‌های مختلف از قبل از انقلاب تاکنون از وی چهره‌ای کارشناس و متخصص ساخته که اظهارنظرهایش همیشه تامل برانگیز و مورد توجه بوده است. وی که مدعی است زمانی در بورس کالای نیویورک قیمت زیره بدون نگاه کردن به نظر حساس‌‌ ـ ‌شرکتش‌ ‌ـ ‌درنمی‌آمد و معاملات شروع نمی‌شد، اکنون در برابر پرسش‌های «جام‌جم» به تحلیل اثرات تحریم‌های اخیر غرب بر اقتصاد و تجارت کشور پرداخته است. عسکراولادی تحریم‌ها را اذیت‌کننده توصیف می‌کند، اما در عین حال به تجربه‌های متعدد کشور در مقابله و هضم‌کردن تحریم‌های مختلف اشاره و نتیجه می‌گیرد که دور جدید تحریم‌ها نیز بی‌اثر خواهد بود. وی در استدلال این موضوع به روابط شرکای تجاری فعلی شرقی و حتی غربی ایران اشاره و از تلاش‌های برخی شرکت‌های غربی برای بازکردن راه‌های مبادله مالی با ایران و راه نشان دادن آنها برای ادامه معاملات خبر می‌دهد. این گفت‌وگو حاوی نگاهی جدید به موضوع تحریم و چشم‌انداز تاثیرگذاری آن است.

مدتی است کشور دچار تحریم‌های جدیدی شده به نظر می‌رسد تحریم‌کنندگان قصد گسترش آن را دارند. به نظر شما آیا این تحریم‌ها بر بخش تجارت و بازرگانی کشور تاثیر دارند و اگر دارند تاثیرشان به چه صورت است؟

بحث تحریم ایران از اول انقلاب مطرح بوده است و چیز جدید و تازه‌ای نیست. ما الان 33 سال است که تحریم هستیم. در حقیقت تحریم‌های اولیه ایران از اول انقلاب و به بهانه تسخیر لانه جاسوسی آغاز شد. هرچند با بالا گرفتن انقلاب نشانه‌های وحشت آمریکا از تاثیر انقلاب  آشکار و باعث بروز محدودیت‌هایی شد که می‌توان نام آن را شبه‌تحریم گذاشت. بهانه‌گیری در تحویل خریدهای نظامی‌ ایران نمونه‌ای در این راستاست. اما این تحریم‌ها صرفا تحریم‌های شخصی ایالات متحده آمریکا بر علیه ایران بود و سایر کشورهای متحد آمریکا در آن دخالت نداشتند. این استنکاف و بی‌میلی در همراهی با تحریم‌های آمریکا برعلیه ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب در میان متحدان آمریکا وجود داشت و تاکنون نیز ادامه دارد. هرقدر هم جلو می‌رویم این استنکاف بیشتر خودش را نشان می‌دهد. علتش هم روشن است. چون منطق اقتصاد و تجارت با منطق سیاست کاملا متفاوت است. منطق اقتصاد معتقد به تجارت به هر قیمت است و محدودیت ایدئولوژیک نمی‌شناسد، اما منطق سیاست، اقتصاد را مشروط و محدود می‌کند. این است که این تعارض تاریخی بخوبی خودش را در تاریخ 32 ساله تحریم‌های آمریکا علیه ایران نشان داده است.

و سرانجام کدام منطق پیروز میدان خواهد شد؟

به نظر من منطق اقتصاد و تجارت پیروز میدان بوده و هست. هر قدر هم که تجارت گسترده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود این چیرگی بیشتر به چشم می‌آید. شما ملاحظه کنید الان 32 سال است که ایران تحریم است. واقعا از خود غربی‌ها بپرسید توانسته‌اند تعاملات تجاری با ایران را محدود کنند؟ حتی نتوانسته‌اند درصد قابل اعتنایی از آن بکاهند. چرا؟ علتش روشن است. چون خودشان بزرگ‌ترین فروشندگان کالا به ایران هستند. اروپا بازار بزرگی چون ایران را از دست نمی‌دهد. این حرف بنده نیست. تجار خودشان می‌گویند. بخش‌خصوصی این کشورها با تحریم مخالفند و لذا با ما همراهی می‌کنند که بتوانیم با تحریم‌ها مقابله کنیم و آن را دور بزنیم. جالب است که خود این تجار برای دورزدن تحریم‌ها راه جلوی پای ما می‌گذارند و آنقدر با شرایط ما کنار می‌آیند و انعطاف نشان می‌دهند که بالاخره جریان فروش کالایشان به ایران قطع نشود. حتی برخی تجار اروپایی چون می‌خواهند جای پایشان را در ایران و بازارش از دست ندهند به ابزار مختلف متوسل می‌شوند که مشتریانشان را نرنجانند. الان هم که وضع اقتصادی غرب به‌هم ریخته تلاش بخش‌خصوصی غرب برای تداوم ارتباط با ایران بیشتر شده است. این است که مراوده تجاری ایران با غرب قطع نشده است. بله‌ تحریم‌ها آزاردهنده است، مراودات کم شده، اما قطع نشده و اروپا به دنبال اولین فرصت و روزنه است تا دوباره روابط تجاری‌اش با ایران را احیاکند.

 تحریم‌های جدی تجاری غرب برعلیه ایران چه زمانی شروع شد؟

 تحریم‌های تجاری دور اول آمریکا بر علیه ایران ‌‌ـ‌ بدون حضور متحدانش ‌‌ـ‌  از سال‌های 58 و 59 آرام‌آرام شروع شد و با آغاز جنگ به طور جدی گسترش یافت. اما تحریم‌هایی که به صورت جدی به تصویب شورای امنیت رسید و سایر متحدان آمریکا در آن مشارکت کردند، در واقع از 5 سال پیش شروع شد که ما هر سال شاهد صحنه‌‌سازی‌هایی از این قبیل هستیم. بر علیه ما 4 قطعنامه صادر شد و تحریم‌هایی که در سازمان ملل و با این قطعنامه‌ها انجام شده برای کشور مشکلاتی را به وجود آورده است. این تحریم‌ها در رشته‌های مختلف علمی، تجاری، بانکی و نفتی انجام شده است. ضمن این‌که از قبل در زمینه‌هایی چون تسلیحات نظامی‌ و ورود فناوری‌های جدید با تحریم مواجه بوده‌ایم. با این حال حتی تحریم‌هایی هم که خود آمریکا و اروپای غربی جدای از تحریم‌های شورای امنیت انجام دادند و مثلا دامنه آن را به طور یکجانبه گسترش دادند، بر ایران اثر نکرده است و ما توانستیم بخوبی با آنها مبارزه کنیم، زیرا آن تحریم‌ها همگانی نیست و اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان در آن مشارکت ندارند. تقریبا می‌شود گفت فقط10 کشور دنیا در این تحریم‌ها حضور فعال دارند که شامل آمریکا، انگلیس، کانادا، فرانسه، استرالیا و آلمان و چند کشوردیگر هستند که به خاطر منافع مشترک سیاسی با آمریکا حاضر شدند به تحریم‌های غیر شورای امنیت بپیوندند.

به عنوان یک صادرکننده باسابقه آیا احساس می‌کنید مبادلات تجاری ایران با دنیا تحت‌تاثیر تحریم‌ها کاهش یافته است؟

خیر، به هیچ عنوان. حجم کل مبادلات تجاری ایران با دنیا تغییری نکرده است، فقط تغییر جهت داده است. یعنی آن تجارت سنتی که ما از مدت‌ها قبل با غرب داشتیم و الان با ناراحتی و اذیت انجام می‌شود با چرخش نگاه به سوی شرق همراه شده است، به طوری که اکنون تمام آنچه که ما قبلا از غرب می‌خریدیم یا می‌فروختیم الان با آسیا انجام می‌دهیم. در آسیا 4 کشور بزرگ با ما مراوده‌شان را حفظ کردند و در حال افزایش آن نیز هستند. در شمال ایران روسیه است که مراوده تجاری‌اش با ایران نه‌تنها کم نشد، بلکه بیشتر هم شده است. در شرق آسیا هم رابطه تجاری کشور با چین، هندوستان و مالزی محفوظ است و می‌بینیم حتی هند حاضر نیست تحت فشار شدید آمریکا و سفر پی‌در‌پی مقامات آمریکا به این کشور از مبادلات نفتی و تجاری خود با ایران دست بکشد. همچنین ایران توانسته مبادلات تجاری خود با کشورهایی چون کره‌جنوبی و ژاپن را تا اندازه‌ای جایگزین کند، حتی در مورد نفت. ما قبلا 60 درصد نفتمان را به اروپا صادر می‌کردیم و این رقم اکنون به 13 درصد کاهش یافته است؛ البته ما همین مقدار فروش نفت را نیز بسادگی می‌توانیم جایگزین کنیم، چراکه کافی است کشور‌های آسیایی مقداری تقاضای خود را افزایش بدهند یا ما به آفریقا یا اروپای شرقی مقداری نفت بفروشیم و آنها را به فهرست مشتریان جدید نفتی‌مان اضافه کنیم. کشورهای زیادی در دنیا وجود دارند که می‌توانند به مشتری جدید نفتی ایران تبدیل شوند. درباره گاز نیز ما در خلیج‌فارس و شرق آسیا مشتریان پر و پا قرصی داریم و چون در آینده نزدیک گاز انرژی جایگزین نفت خواهد بود، هیچ نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت. پیشنهاد من به دولت این است که اگر سرانجام نتوانست قراردادهایمان را با اروپا برای این 450 هزار بشکه نفت صادراتی روزانه تداوم بدهد، بلافاصله مشتریان جدید را وارد ماجرا کند و من می‌دانم که چه مشتریان دست اولی را در آستین داریم.

تحریم‌های اقتصادی غرب بیشتر بر 2 بخش نفتی و بانکی متمرکز شده است، به نظر شما باید بر خنثی‌کردن کدام بخش بیشتر متمرکز شد؟

من نگران نخریدن نفت ایران از جانب غرب نیستم، نفت کالایی نیست که روی زمین بماند. فرمول‌های مختلفی برای فروش نفت وجود دارد که تهاتر یکی از ساده‌ترین آنهاست. پس از نظر تحریم نفتی ما نباید اصلا نگران باشیم، اما تحریم‌هایی که برای بانک مرکزی ایجادشده، اگر به کشور‌های دیگر سرایت کند، اذیت می‌شویم. با این حال این تحریم‌ها هم بالاخره قابل مهار کردن و کنترل است. بانک مرکزی طبق صحبت‌های خودش گفته پولی در اروپای غربی ندارد. خب! اگر پولی وجود نداشته باشد که مشکلی نیست. غرب چه را می‌خواهد تحریم کند؟ اما اگربانک مرکزی هنوز پولی در غرب داشته باشد این دیگر غفلت بانک مرکزی است. چرا که بحث تحریم بانک مرکزی چندین ماه است که مطرح شده و لذا باید بانک مرکزی به سرعت پول‌ها را از حساب‌های آنجا خارج و به حساب‌های امن دیگری منتقل می‌کرد؛ البته توجه داشته باشید بانک مرکزی در برخی مواقع مجبور بوده وجوهی را در بانک‌های اروپایی باقی بگذارد، چراکه مثلا ما کالاهایی را به صورت فاینانس مدت‌دار و به صورت اعتباری خریده‌ایم یا اوراق قرضه ارزی بین‌المللی در سال‌های قبل منتشر کرده‌ایم که هنوز کاملا سررسید نشده است. لذا مقداری از پول‌هایی که بانک مرکزی در آن بانک‌ها دارد باید بابت  این‌گونه ضمانت‌ها استفاده شود و اصولا فعلا قابل خارج کردن نیست.

با این اوصاف راه خنثی‌کردن تحریم بانک مرکزی چیست؟ آیا شما راه‌حل مشخصی در این باره سراغ دارید؟

بله. راه‌حل مشخصی که وجود دارد چرخانیدن پول‌های کسب شده و تبدیل آن در کشورهای هدف و سرانجام ورود به ایران است. این راهی است کاملا قابل انجام است البته الان تجار بیش از دولت در انجام آن تخصص پیدا کرده‌اند! ببینید، ایران باید سالانه در حدود 65 میلیارد دلار کالا خریداری کند. تقریبا 30 میلیارد دلار از پول این خرید از محل فروش نفت و 30 میلیارد دیگر از محل صادرات تامین می‌شود. کسب هر دوی این درآمدها و عملکرد و کارسازی‌اش به لحاظ مالی ساده و آسان نیست. اما با وجود شدت‌گرفتن تحریم‌ها ما تا الان بخوبی توانستیم خلأ بانک‌های غربی را پر کنیم و از طریق بانک‌ها یا واحدهای پول دیگر به مبادلاتمان ادامه دهیم. توجه دارید که در طول مدت تحریم‌ها صادرات ایران کم نشده است. در10 ماهه سال 90 صادرات ما در مرز 40 میلیارد دلار است و این به آن معنی است که ما تا پایان امسال صادراتمان به مرز 44 میلیارد دلار می‌رسد. وقتی ما می‌توانیم این میزان صادرات را انجام بدهیم و داده‌ایم، پس پول آن را هم می‌توانیم بگیریم. منتهی مساله اینجاست که این پول را به طورمستقیم نمی‌توانیم بگیریم. به عبارت دیگر پول را باید در کشورهای دیگر بچرخانیم تا در نهایت به ایران برسد. یعنی مثلاپول ناشی از فروش نفت یا کالاهای صادراتی که درآمدهای عمده کشور را تشکیل می‌دهند باید در کشورهایی چون روسیه، چین یا امارات تبدیل و وارد کشور کنند. بله! قبول است، این روش‌ها هزینه دارد و بخصوص ما تجار اذیت می‌شویم، اما وقتی می‌خواهیم از نظام‌مان حمایت کنیم و روی پای خود بایستیم، طبق فرمایشات مقام معظم رهبری همه ملت باید به کمک نظام بیایند و ما هم در بخش‌های اقتصادی کشور باید این مسائل مربوط به تحریم‌ها را درک کنیم و ضمن  بازنگری در روش‌هایی که قبلا استفاده می‌کردیم و یافتن راه‌های جایگزین که حتما موجود است، ضمن انتقاد سازنده باید پیشنهاد هم ارائه کنیم. توجه داشته باشید که مساله تحریم‌ها باعث نمی‌شود ما انتقاداتمان نسبت به سیاست‌ها و روش‌های موجود در اقتصاد کشور را متوقف کنیم. برعکس باید سیاست‌های موجود را نقد سازنده و همراه با ارائه راه‌حل کرد تا مشکلی به مشکلات موجود اضافه نشود.

به طور مشخص شما چه انتقادی به سیاست‌های اقتصادی کشور دارید که باید در این شرایط تحریم به آن توجه شود؟

ببینید، سال 91 سال پرتلاطمی‌ برای کشور بویژه از نظر اقتصادی خواهد بود. لذا باید باهم همفکری کنیم که مشابه این حادثه‌ای که برای ارز اتفاق افتاد در مسائل دیگر تکرار نشود. وقتی موضوع قیمت ارز در مراحل ابتدایی‌اش بود، ما فریاد‌هایمان را زدیم و آقای بهمنی نیز قرار بود یک کارگروه درست کند که در آن همه فعالان و کارشناسان نظر بدهند که البته انجام نشد و دیدیم چه ماجراهایی اتفاق افتاد. عرض من این است که نگذاریم در کوران تحریم‌ها مسائل اینچنینی قوز بالاقوز شده و اقتصاد داخلی کشور را متلاطم کند. نگذاریم مسائل دیگر مثل مساله ارز به جاهای حادش برسد و سعی کنیم با مسکن دادن موضوع را یک جوری بالاخره فیصله بدهیم. در موضوع ارز هنوز که هنوز است یک واقعیت وجود دارد که بانک مرکزی نمی‌خواهد و نمی‌تواند با آن کنار بیاید لذا سیاست‌هایش هم به سمت درستی نمی‌رود. واقعیت آن است که بانک مرکزی نمی‌تواند به همه متقاضیان ارز 1226 تومانی بدهد و بالاخره باید برخی متقاضیان، دلار را از بازار آزاد تهیه کنند. چون این یک واقعیت ـ هرچند تلخ ـ است که ما ارز کافی به نرخ مرجع نداریم. باید با این واقعیت کنار بیاییم و برای آن برنامه منطقی داشته باشیم. مثلا شما نگاه کنید می‌گویند مسافر سالی یک بار 1000 یا 1500 دلار سهمیه ارزی داشته باشد. زائرین هم 400 دلار بگیرند. حالا من می‌پرسم این مقدار ارز برای کسی که مثلا باید 2 هفته حج عمره در عربستان باشد کافی است؟ این ارز هزینه 2 روز زائر را هم به زور تامین می‌کند یا کسی که مثل من تاجر است 1500 دلار، کجای مخارجش در خارج کشور را تامین می‌کند؟ پس در نهایت او مجبور است ارز را از بازار غیرمجاز تهیه کند. خب سوال من این است وقتی بانک مرکزی این وضعیت را می‌داند، چرا نمی‌آید نرخ رسمی‌ دومی ‌برای ارز درست کند و اضافه نیاز ارزی افراد به سوی این بازار برود؟ ارز را با نرخ دوم بدهیم و همزمان کار فرهنگی کنیم که مثلا سفرها کم شود. الان تاجری که برای تجارت به کشورهای دیگر سفر می‌کند و ارز مصرفی زیادی لازم دارد را باید به سمت نرخ دوم ارز برد. پس این یک واقعیت است که بازار دوم وجود دارد و دولت نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد، بانک مرکزی باید بپذیرد که وقتی می‌تواند بازار دوم را از بین ببرد که همه نیاز ارزی مردم را تأمین کند و الان نمی‌تواند. پس نرخ دوم ارز را لاجرم باید خود ما کنترل و مهار کنیم. نه این‌که با پلیس‌بازی تقاضا را به سوی زیرزمینی‌بودن پیش ببریم. تقاضا که از بین نمی‌رود فقط جهتش تغییر می‌کند. اما این تغییر جهت یافتن به سوی بازار زیرزمینی مثل ارز، التهاب بی‌مورد ایجاد می‌کند و بانک مرکزی باید با مدیریت و به رسمیت شناختن بازار دوم دست‌کم جلوی اثرات روانی موضوع را در جامعه بگیرد. من نرخ مرجع 1226 تومانی برای دلار را مناسب نمی‌دانم، بلکه قیمت مرجع ارز در حال حاضر باید 1420 تومان باشد. دلیل اقتصادی هم دارم. چراکه تفاضل تورم ما و تورم دنیا حداقل 20درصد است و اثر تورم 20 درصدی روی نرخ 1120 تومانی که قبلا درباره دلار وجود داشت، همان 1400 تومان می‌شود. یا مثلا ببینید، ما به خاطر تحریم‌ها نمی‌توانیم پول کالاهای صادراتی را مستقیم به کشور بیاوریم وقتی نمی‌توانیم این کار را بکنیم از جای دیگری باید پول را وارد کشور کنیم. یعنی باید به سمت کشورهای همسایه برویم و این دقیقا باز همان بازار دوم ارز است، لذا چه بانک مرکزی بخواهد و چه نخواهد بازار دوم ارز وجود دارد و ما نمی‌توانیم با حرف جلوی فعالیت آن را بگیریم. لذا باید ماهیت این بازار را شناخت و آن را مدیریت کرد. با این‌گونه مدیریت‌ها و تدبیرهای واقع‌بینانه است که اقتصاد کشور آرام می‌شود و در آرامش است که می‌توان در برابر تحریم‌ها بیشتر قوی شد و روی حل آن تمرکز کرد. البته ما باید از دولت حمایت کنیم و من معتقد به حمایت از دولت هستم تا به کمک هم تحریم‌ها را خنثی کنیم. ما در بخش صادرات واقعا توانستیم تحریم‌ها را دور بزنیم و الان در این قسمت هیچ تحریم نداریم. تنها مشکلی که می‌بینیم این است که آوردن پول به کشور و تبدیل‌کردن ارز صادراتی به ریال سخت است و درواقع سخت‌ترین مساله‌ای است که صادرکنندگان با آن مواجه هستند، اما بدانید تا به حال که با تدابیر مختلف این مشکلات را از سرگذراندیم اما نمی‌توانم بگویم چگونه، ولی عمل کردیم و موفق هم بوده‌ایم.

به عنوان یک تاجر برجسته آیا در ماه‌های اخیر با مشکل نخریدن کالای خود از سوی طرف غربی مواجه شده‌اید؟

خیر. کالای ایرانی را می‌خرند. تنها کالایی که سخت معامله می‌شود برخی مواد شیمیایی است که جزو فهرست کالاهای تحریمی ‌است، اما بقیه کالا‌ها را بخوبی خریداری می‌کنند. چون اکثر ملت‌ها با ما هستند، این دولت‌ها هستند که با ما مشکل دارند. اتفاقا یکی از علل کم‌اثرشدن تحریم‌ها این است که چون کشورهای اروپایی کشورهایی با اقتصاد آزاد هستند، شرکت‌هایشان الزامی ‌به تبعیت از دولت‌ها ندارند و فقط بانک‌ها از دولت‌ها تبعیت می‌کنند. گرفتاری ما هم بیشتر با بانک‌های غربی است، اما هیچ جا مشکلی برای فروش کالای ایرانی نداریم نه در شرق و نه در غرب. حتی خود بازار آمریکا هم بسیار تمایل دارد کالاهای ما را بخرد. چون کیفیتی که برخی کالاهای بومی‌ و اصیل ایرانی دارد کالاهای خودشان ندارد. مثلا با این‌که ایران بعد از آمریکا دومین تولیدکننده پسته جهان است، اما آمریکایی‌ها پسته ایران را می‌خواهند. چون کیفیتش چیز دیگری است. اتفاقا بزرگ‌ترین امتیاز ایران این است که در هیچ جای دنیا چه دوست و چه دشمن منعی در خرید کالای ایرانی ندارند. مشکل ما فقط آوردن پول است که گاهی اوقات در پرداخت پول کالاهای ما تأخیر می‌کنند و مثلا می‌گویند چون تو ایرانی هستی، باید اجازه بگیرم. دولت‌ها متأسفانه در ارتباطات بانکی نفوذ کرده‌اند البته ما این مشکل را با شرق حل کردیم.

درباره واردات چطور؟ آیا در فروش کالاهای مختلف به ایران مشکلی وجود ندارد؟

نه! در واردات هم بجز برخی کالاهای دو منظوره که به بهانه مساله هسته‌ای به ما نمی‌دهند، بقیه کالاها را از خدا می‌خواهند بفروشند، اما بازچون رابطه بانکی ما قطع است بایستی اعتباری که برای پرداخت پول باز می‌کنیم از یکی از کشورهای همسایه باشد. ارسال پول تا آنجا هم دست دولت ماست. این‌که می‌بینیم واردات ما حدود 5 درصد کاهش پیدا کرده به این دلیل است که تولیداتمان کاهش یافته است. وگرنه خریدار و فروشنده هر قدر بخواهید هست! این است که می‌بینید به لطف خدا کالاهای اساسی کشور را دولت تأمین کرده و هیچ کمبودی نداریم. کمبود ما درباره کالاهای غیراساسی و غیرضروری است که دولت بدرستی برای آن ارز پرداخت نمی‌کند، اما دولت ارز همه کالاهای ضروری و مواد اولیه کارخانه‌ها را تامین کرده است. پس نتیجه می‌گیرم و حرف من این است که ما از تحریم اذیت می‌شویم، اما نگران نیستیم.

از تحریم‌هایی که در تاریخ معاصر ایران اتفاق افتاده چیزی را به خاطر دارید؟

 بله. چند مورد را خودم شاهد بودم. یک تحریم در زمان دکتر مصدق، وقتی ما نفت را ملی کردیم اتفاق افتاد. آن زمان دنیا نفت ما را تحریم کرد به طوری که به زحمت  توانستیم مثلا یک کشتی نفت را به ایتالیا بفروشیم. یادم نمی‌رود وقتی کشتی معروف رزماری وارد آب‌های ایران شد و 2000 تن نفت را برای فروش بار کرد، انگلیسی‌ها که کانال سوئز را در اختیار داشتند آن را توقیف کردند و با مطامع استعماری که داشتند مدعی شدند نفت ایران بدون اجازه ما در حال فروش است و در نتیجه کشورهای غربی هم جلوی فروش نفت و هم جلوی راه حمل آن را گرفتند. در آن زمان هم ما ناچار شدیم نفتمان را به شرق بفروشیم. به یاد دارم به این علت دلار 3 تومانی یکباره به 14 تومان رسید. آن زمان تحت فشار تحریم بودیم و این تحریم‌ها فشارهایی وارد آورد که در نهایت کودتای 28 مرداد را به دنبال داشت. تحریم‌ها به گونه‌ای بود که حقوق کارگران دیر پرداخت می‌شد و غربی‌ها نیز به همین دلیل برای ایجاد شورش در داخل تلاش و تحریک می‌کردند، ولی با این که فشار آن روزها بسیار کمتر از فشار این روزها بود چون قدرت نداشتیم و اختلاف بین مصدق و کاشانی باعث دودستگی در نیروهای داخلی شده بود نتوانستیم در برابر کودتا که علیه مصدق تمام شد، دوام بیاوریم. چرا که عامه مردم مذهبی بودند و مذهبیون از دولت جدا شده بودند. لذا اگر مصدق می‌توانست به کمک نیروهای موثر داخلی تحریم‌ها را دور بزند کودتای 28 مرداد اتفاق نمی‌افتاد.

دومین تحریم یا بهتر بگوییم فشار در سال 1341 اتفاق افتاد. زمانی که امینی نخست‌وزیر شاه معدوم بود، یک فشار اقتصادی بر ایران وارد شد. این فشار در زمان ریاست‌جمهوری نیکسون رخ داد و لذا به بحران نیکسون معروف است. در این ماجرا به خاطر مشکلات اقتصادی آمریکا و انتقال لاجرم آن به ایران ما نتوانستیم تعهدات خارجی‌مان را پاسخگو باشیم، لذا مدتی گرانی به وجود آمد و تا مدتی نیز ادامه داشت.

 با این حال در طول عمر انقلاب اسلامی‌ ما اصلا دچار قحطی و کمبود نشدیم و نخواهیم شد. چون مردم به کمک دولت آمدند و قیام امام(ره) قیام مردمی ‌بود. لذا همان‌گونه که مقام معظم رهبری در خطبه‌های نمازجمعه گفتند، مردم باید به کمک دولت بیاید و آن فرهنگ ایثار اول انقلاب را احیا کنند تا با تکیه بر آن از این دوران تحریم نیز بخوبی و با سربلندی عبور کنیم و عبور هم می‌کنیم.

سیدعلی موسوی دوستی / گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها