پوستر جشنواره بیست و هفتم موسیقی فجر بر چه اساسی شکل گرفت؟
موسیقی، انتزاعیترین بخش هنر است که مابهازای تصویری برای آن نداریم. منظورم اجراهای موسیقی نیست، بلکه دقیقا به ماهیت انتزاعی موسیقی اشاره میکنم. وقتی با یک رویداد بزرگ مواجهایم که فقط یک یا چند ژانر از موسیقی را در بر نمیگیرد، ظرفیت استفاده از ترکیب مشخصی از سازها و عناصر یادآور موسیقی کمتر میشود. یعنی وقتی میخواهیم برای جشنواره فجر طراحی کنیم که ژانرهای مختلفی را شامل میشود باید به کلیت موسیقی اشاره کنیم. من در طراحی پوستر جشنواره موسیقی فجر امسال چند مساله را در نظر گرفتم. یکی فراگیر بودن و حضور همه ژانرهای موسیقی در جشنواره و دیگری، مخاطبان آن بود که میتواند از هر قشری از جمله هنرمندان، مسوولان، جامعه گرافیک و مردم باشد.
از بین 3 تا 4 اتودی که برای پوستر زده بودم با همفکری دوستانم 2 مورد را برگزیدم و البته تردید داشتم هر دو برای عموم مناسب باشد. بر این اساس پوستری که با دست آزاد طراحی کرده بودم و به نوعی آزاد و رها بود به عنوان پوستر بخش بینالملل برگزیده شد. در واقع در این طرح دست من برای طراحی عنصر تصویری پوستر با همان شتابی حرکت کرده که دست رهبر ارکستر حرکت میکند. سعی کردم نوعی اتفاق پردازش نشده و سرزنده را بازسازی کنم. بخش تصویری پوستر شبیهسازی انتهای دسته ویولن، المان بالای پوپیتر وهورن است، بدون اینکه خواسته باشم بهوضوح چیزی را نشان بدهم. المانهای موسیقی و گل است که فضای شادابتری دارد و به اجزای ارکستر سمفونیک و موسیقی غربی اشاره میکند.
من بارها در طراحی این پوستر به نتیجه رسیدم که ممکن است نوعی آشناییزدایی با فرهنگ غالب را تجربه کنم و واکنشهای تندی را باعث شوم. تردید کردم که ممکن است پوستر چندان رسمی نباشد و به حوزه آرت نزدیکتر باشد. برای همین در پوستر اصلی سعی کردم کمی با روحیه جدیتری با کار مواجه شوم تا برای یک رویداد رسمی با یک برگزارکننده رسمی مناسب باشد. در طراحی پوستر اصلی، بیشترین هدف من این بود که فضای موسیقی را بازسازی کنم، طوری که مخاطب در مواجهه با آن موسیقی بشنود و به یک فضای بیبعد و مکان برسد. در واقع همه چیز در پوستراز جمله نوشتهها ارزش تصویری دارند و همه در کنار نتهای موسیقی، پراکنده و در یک فضای آزاد هستند و سعی کردم باعث انتقال یک آرامش به مخاطب بشوم. به هر حال اینها حاصل زیباییشناسی من هستند.
برای اولین بار است که جشنواره موسیقی فجر دارای 2 پوستر است. علت چیست؟ آیا این جشنواره قابلیت این را داشته که پوسترهای بیشتری داشته باشد؟
همه جشنوارههای معتبر دنیا و همینطور جشنواره فیلم فجر دارای چندین پوستر برای بخشهای مختلف خود هستند و این اتفاق موسیقایی نیز به اندازهای مهم است که میتواند در هر بخش پوستر مخصوص به خود داشته باشد. من هم دوست داشتم برای بخش بانوان و دیگر بخشها نیز پوسترهای جداگانه طراحی کنم، اما متاسفانه این امر محقق نشد.
برخی معتقدند پوستر امسال به نوعی سیاه است و جشن بودن جشنواره را بهواسطه عدم رنگبندی نشان نمیدهد؟
من در طراحی به اتمسفر موسیقی و جریان جدی جشنواره فکر میکردم و الزاما جشنواره را به این شکل نمیبینم که باید رنگارنگ باشد. فکر میکنم برخوردهای متنوعی از آن صورت میگیرد و من پوسترم را برای این رویداد غمگین و سیاه نمیبینم. شاید این به دریافتهای سنتی و کندی زبان تصویر در میان ملت ما مربوط باشد. تلقیهای ما معمولا تابعی از فرهنگ ماست که متأسفانه در بخش تصویری خیلی فقیر است.
در طراحی به اتمسفر موسیقی و جریان جدی جشنواره فکر میکردم و الزاما جشنواره را به این شکل نمیبینم که باید رنگارنگ باشد و من پوسترم را برای این رویداد، غمگین و سیاه نمیبینم
شما دقت کنید در گزارههای کلامی، همیشه شاهد دگرگونی معنی هستیم. گاهی یک گزاره کلامی که در یک دوره تاریخ معنی مثبت میداده، امروز معنی منفی دارد یا برعکس. اما چون زبان تصویر، زبان تجربه نشدهای است، من و همکارانم همیشه باید موضوع را بپذیرم که قرمز یعنی اشقیا، سیاه یعنی عزا، آبی یعنی آسمان، صورتی یعنی دختر بچه. اگر این زمینه تیره نبود من نمیتوانستم درخششهای نقاط سفید و اتمسفر نور را نشان بدهم. ستارهها در روز هم هستند، ولی شب دیده میشوند. بهتر است این تیرگی را اینطور ببینیم.
من در روند طراحی، سفارشدهنده را عضو تیم طراحی میدانم، این عضو محترم و اینبار بسیار دقیق، چنین دیدگاهی را به من منتقل نکرد. چون این دوستان، پوستر برای رویدادهای موسیقی کم ندیدهاند، پس تجربه تصویری بیشتری دارند. اگر چنین دریافتی از کار من بود و به من منتقل میشد، قطعا مقاومت نمیکردم.
طراحی روی جلد آلبومهای موسیقی شما چقدر با فضای اثر همسوست و موسیقی آن اثر چه تاثیری در روند کار شما دارد؟
تا جایی که بتوانم از جنس موسیقیای که در آن آلبوم وجود دارد برای طراحی استفاده میکنم. من همیشه به عنوان یک طراح مخالف این هستم که تصویر خواننده روی جلد قرار گیرد.
البته در برخی کارها به واسطه نشانههای چهره شناسی این اتفاق رخ داده، به عنوان مثال در آلبوم فرهاد عکس این خواننده بهواسطه خاص بودنش روی جلد آمد، ولی من سعی دارم بیشتر به حال و هوای آن موسیقی بپردازم و تا جایی که ممکن است از اتمسفر کار استفاده کنم و هیچوقت به لایههای اولیه اسم آلبوم بسنده نمیکنم و تا جایی که بتوانم به لایههای عمیقتر موضوع میروم.
تکرار در کارهای شما به ندرت دیده میشود، در حالی که امضای شخصی شما بخوبی در این طراحیها مشهود است. چگونه به این امضا رسیدهاید؟
من هیچ اصراری ندارم که کارهای متنوعی داشته باشم یا سبک کارم واحد باشد. البته شاید به عنوان طراح دغدغه داشتن امضا را در یک پروسه زمانی دوست داشتم، اما به مرور زمان این دغدغه را از خودم گرفتم و به دلایل مختلف نخواستم برای خود شیوه و سبکی خاص انتخاب کنم، چراکه برای من موضوع و مخاطب اصل است و به عنوان یک طراح دوست دارم کار مهم و ماندگار انجام دهم. بهنظرم اگر آن دغدغه میماند در حد یک فرمالیست باقی میماندم. فرمالیسم را به عنوان وجه منفی یا اهانت به کار نمیبرم. منظورم غلبه کردن فرم بر من و بر مضمون است. طوری که من اسیر خودم شوم و اسیر چهرههای که برای کارهایم ساختهام. من فرمهای زیادی را شخصا تجربه میکنم که هنوز موضوعی به من سفارش داده نشده که بتوانم آن تجربهها را نشان بدهم. اگر فرمالیست بودم، حتما تا حالا این کار کرده بودم. یکی از آن فضاها، همین پوسترهاست.
من به عنوان طراح گرافیک موظف هستم به موضوع، محتوا و مخاطب متعهد بمانم و به همین دلیل گاهی اوقات برای یک کار سراغ عکاسی، گاهی تجربههای نوشتاری و سایر موضوعات میروم و زمانی هم با دست آزاد طراحی میکنم.
پوسترهای جشنوارههای موسیقی، تئاتر و فیلم فجر از ابتدا تا امروز که تقریبا 3 دهه را پشت سر گذاشتنهاند، چه روندی طی کردهاند؟
نمیتوان گفت پسرفت یا پیشرفت داشته، چرا که یک روند منظم نداشتهاند، مثلا پوسترها در یک سال واقعا خوب درخشیدهاند و در سال بعد به شیوه عجیبی سقوط کردهاند که البته یک دلیل عمده این اتفاق به تغییر مدیریت و نداشتن دیدگاههای هنرمندانه مدیران برمیگردد.
در هر دوره مدیر به یک طراح کار را سفارش داده و هر بار نیز به دنبال یک استراتژی مدیریتی جدیدی بوده و متاسفانه یک تفکر واحد سازمان یافته که مدیریت هنری هوشیار را پرورش دهد، وجود نداشته است. گاهی مدیران فکر میکنند پوستر بیانیه مدیریتی آنهاست نه یک رسانه عمومی. وقتی طراح نتواند نقش خودش را در ساخت این رسانه انجام بدهد، طبیعتا شاهد اثر خوبی نخواهیم بود.
در واقع، یکی از ضعفهای ما نبود یک مدیر هنری در کنار مدیران بالا رتبه است و این باعث عدمسفارش به طراحان صاحب سبک شده است. البته در دورههایی دیده شده بر حسب اتفاق و شانس یک مدیر خوب در کنار طراح بوده و یک پوستر مناسب شکل گرفته است.
سحر طاعتی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم