عشق یکطرفه رنگ خون گرفت

ضربات چاقو پایان دوستی‌های خیابانی

مردی که دختر جوانی را به قتل رسانده و جسدش را اطراف تهران رها کرده بود، پس از اقدام به خودکشی با خوردن قرص، نجات یافت و راز جنایت را فاش کرد.
کد خبر: ۴۵۷۸۳۱

رسیدگی به این پرونده هنگامی در دستورکار ماموران قرار گرفت که مردی ضمن مراجعه به پلیس از گم شدن دختر 32 ساله‌اش به نام زهرا خبر داد.

با شروع تحقیقات معلوم شد دختر گمشده از چند سال پیش با جوانی به نام ابوالفضل در ارتباط بوده و از چند ماه قبل میان آنها اختلاف و درگیری وجود داشته است.

با به دست آمدن این اطلاعات، مرحله بعدی تحقیقات نشان داد ابوالفضل یک روز پس از گم شدن دختر جوان با خوردن 450 قرص خودکشی کرده که با انتقال به بیمارستان از مرگ حتمی نجات یافته است.

با به هوش آمدن ابوالفضل، وی برای تحقیقات به شعبه 10 پلیس آگاهی انتقال یافت.

او در تحقیقات اولیه اعتراف کرد دختر 32 ساله را که از چند سال پیش با او در ارتباط بوده به قتل رسانده و جسدش را در جاده ساوه رها کرده است.

متهم در اعترافاتش گفت: سال 84 با زهرا (مقتول) به صورت اتفاقی در خیابان آشنا شدم. او به عنوان مسافر سوار خودرویم شد و گفت کیف پولش را گم کرده است و من او را تا منزلش رساندم و شماره تلفن میان ما رد و بدل شد.

پس از آن ارتباط میان ما ادامه داشت. او دختر خوبی بود و مدام اصرار می‌کرد با هم ازدواج کنیم، اما من احساس می‌کردم ما برای هم ساخته نشده‌ایم.هر چه بیشتر از او فاصله می‌گرفتم، علاقه او به من بیشتر می‌شد، به طوری که مجبور شدم کارم را رها کرده و به صورت پنهانی زندگی کنم، اما زهرا آدرس مرا پیدا کرد.

یک سال پیش با دختری آشنا شدم و از ترس زهرا، او را عقد موقت کردم و حتی جرات نداشتم مراسم رسمی برگزار کنم؛ چون می‌دانستم او جشن عروسی مرا خراب خواهد کرد.روز جنایت، او با من تماس گرفت و گفت تنها به شرطی حاضر است مرا ترک کند که با مادر و خواهرم در حضور او دعوا کنم. او را در حالی که بشدت عصبانی بود، سوار خودرویم کردم. در خودرو با هم مشاجره کردیم و من با چاقویی که درون داشبورد بود، ابتدا قصد ترساندنش را داشتم؛ اما در یک لحظه کنترل خود را از دست داده و او را به قتل رساندم.

دیروز: دوستی خیابانی

دکتر امان‌الله قرایی‌‌مقدم، جامعه‌شناس : مساله آشنایی پیش از ازدواج را نباید با دوستی‌های خیابانی اشتباه گرفت. در بررسی‌هایی که طی سال‌های گذشته در زمینه دوستی‌های خیابانی روی 50 دختر در استان البرز به صورت نمونه انجام دادیم ملاحظه کردیم که اکثر آنها دچار مشکلات روحی، فکری و عصبی شده‌اند و کارشان به جاهای باریک کشیده شده است. این افراد آرامش روحی خود را از دست داده‌اند و با مشکلات عمیق روانی و اجتماعی روبه‌رو شده‌اند.

در بررسی‌های ما هنگامی که از پسران سوال می‌شد آیا با دخترانی که در خیابان با آنها آشنا شده و نهایتا با آنها ارتباط برقرار کرده‌اند ازدواج می‌کنند یا نه، پاسخی که شنیده می‌شد صددرصد منفی بود. این پسران اغلب می‌گفتند، به دخترانی که براحتی با ما دوست شدند، هرگز اعتماد نمی‌کنیم.

پس چرا افراد به دوستی‌های خیابانی روی می‌آورند؟ اولا که در گروه همسالان، یعنی در میان دوستان هم‌سن و سال وارد شدن به یک رابطه با جنس مخالف می‌تواند راهی باشد برای این‌که فرد خود را به گروه اثبات کند و مورد تشویق قرار بگیرد. از این جهت عده‌ای به این‌گونه دوستی‌ها تن می‌دهند تا مقبول دوستان خود واقع شوند. همچنین تحقیقات نشان داده که هدف از تشکیل بسیاری از این نوع دوستی‌ها رفع نیازهای جنسی بخصوص از سوی پسران است.

بسیاری از پسران برای ایجاد ارتباط جنسی با دختران رابطه برقرار می‌کنند و صداقت و دوستی برای آنها مفهومی ندارد و در مورد دختران نیز آن دسته از دخترانی که بی‌بند و بارند و از نظر اعتقادی ضعیف هستند به سمت این‌گونه دوستی‌ها گرایش پیدا می‌کنند.

تاثیر رسانه‌ها را نیز نباید فراموش کرد؛ تاثیر ماهواره‌ها و فیلم‌ها، مجلات زرد. ما باید راهکارهای درستی انتخاب کنیم و از این فروریختگی فرهنگی جلوگیری نماییم.

امروز: متهم در چه حال است؟

فهیمه اسدی، وکیل دادگستری: فردی که به قتل متهم است تا زمان تکمیل تحقیقات مقدماتی در اختیار پلیس می‌ماند، تا زمانی که صحنه جرم بازسازی و همه جزئیات پرونده کشف شود. بعد از آن متهم به زندان انتقال می‌یابد. در طول مدتی که متهم به قتل در زندان است، همچنان جلسات بازپرسی از او ادامه دارد تا تمامی ابهامات پرونده برطرف شود.

در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده، متهم به قتل در بازداشت می‌ماند و تحت هیچ شرایطی آزاد نمی‌شود. بازپرس برای متهم قرار مجرمیت صادر می‌کند و دلایلی که به نظرش دال بر مجرم بودن متهم است، بیان می‌کند. سپس پرونده به دست دادیار اظهارنظر می‌رسد که در واقع نماینده دادستان است و پرونده را دوباره بررسی می‌کند که اگر با نظر بازپرس موافق بود، کیفرخواست صادر می‌شود.

اما اگر دادیار اظهارنظر با بازپرس اختلاف‌نظر داشت، نظر خودش را اعلام می‌کند و پرونده برای رسیدگی به دادگاه عمومی فرستاده می‌شود. دادگاه عمومی هر دو نظر را بررسی و نظر نهایی را اعمال می‌کند و روال عادی پرونده طی می‌شود.مرحله بعدی، ارسال پرونده به دادگاه کیفری استان است. آنجا متهم در حضور 5 قاضی محاکمه می‌شود و رای اکثریت قضات سرنوشت او را مشخص خواهد کرد. یعنی دست‌کم 3 قاضی باید حکم بر مجرم بودن او بدهند.

از زمان اعلام رای، متهم 20 روز فرصت دارد تا به رای صادره اعتراض و تقاضای تجدیدنظر کند. سپس پرونده به دیوان عالی کشور می‌رود. در صورت تایید، پرونده به دادسرای دایره اجرای احکام فرستاده می‌شود.در این مرحله برای بعضی پرونده‌ها جلسه‌های صلح و سازش برگزار می‌شود تا رضایت اولیای دم برای عدم‌قصاص قاتل جلب شود. در اینجا متهم این شانس را می‌یابد که از خانواده مقتول طلب بخشش کند. اگر اولیای دم رضایت بدهند قصاص انجام نمی‌شود. در صورتی که خانواده مقتول مایل به گرفتن دیه باشند، متهم مکلف است برای پرداخت دیه به اولیای دم اقدام کند.همزمان پرونده به دفتر قوه قضاییه برای استیذان (اذن برای اجرای حکم) فرستاده می‌شود. با استیذان رئیس قوه قضاییه برای اجرای حکم، وقت تعیین می‌شود.

در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده، متهم به قتل در بازداشت می‌ماند و تحت هیچ شرایطی آزاد نمی‌شود.

فردا: کنترل خشم

مریم رامشت، روان‌شناس: کنترل خشم کار ساده‌ای نیست و همه این را می‌دانیم. اما غیرممکن هم نیست. اگر این جوان قدرت داشت که خشم خود را کنترل کند هیچ وقت این اتفاق هولناک نمی‌افتاد. آن دختر در قید حیات بود و پسر نیز در اثر عذاب وجدان دست به خودکشی نمی‌زد.

اولین گام در کنترل خشم این است که بدانیم خشمگین هستیم. گاهی ما رفتارهای پرخاشجویانه را انجام می‌دهیم بی‌آن‌‌که بدانیم خشمگین هستیم. خودآگاهی اولین مرحله کنترل خشم است. تصور کنید اگر این فرد می‌دانست که از دست دختر خشمگین است هرگز با او در این شرایط قرار نمی‌گرفت. مرحله بعد از آگاهی از خشم به تعویق انداختن عکس‌العمل است. وقتی دانستیم که خشمگین هستیم، باید از نشان دادن واکنش سریع بپرهیزیم. دور شدن از محیط، نفس عمیق و حتی یک لیوان آب خوردن به این موضوع کمک می‌کند. این فرد خشمگین نباید با خود چاقو حمل می‌کرد، همچنین زمان درگیری بهتر بود از ماشین پیاده و از محل دور شود.

نکته مهم دیگر صحبت کردن فرد خشمگین با خود است. فرد عصبانی باید به خود بگوید من الان عصبانی هستم و ممکن است رفتار خطرناکی از من سر بزند. من می‌توانم این مساله را حل کنم. مجبور نیستم به کسی که مرا عصبانی کرده جواب بدهم. نمی‌گذارم او بیشتر از این مرا عصبانی کند. لازم نیست من همین الان واکنش نشان بدهم و خونسردی خود را حفظ می‌کنم.

اما ممکن است در شرایط عصبانیت، یادآوری این تکنیک‌ها سخت باشد. اینجاست که دیگران باید به کمک بیابند. مهم‌ترین کمکی که دیگران می‌توانند بکنند، این است که دست و پای خود را گم نکنند. بعد از آن دور کردن فرد عصبانی از محیط و گوش دادن به حرف او مهم‌ترین کار است. باید بدون این‌که حرف او را قطع کنیم به او گوش بدهیم.

لازم نیست حتما او را قانع کنیم که مقصر چه کسی است. باید به او یادآور شویم اکنون عصبانی است و زمان دیگری را می‌توان به تجزیه و تحلیل و پیدا کردن مقصر اختصاص داد. اگر خودمان او را عصبانی کرده‌ایم و تقصیر ما بوده، باید بپذیریم و عذرخواهی کنیم.

این تکنیک‌ها نیاز به تمرین دارند. اما اگر فردی با تمرین و تکرار آنها باز هم نتوانست خشم خود را کنترل کند، به بیماری خشم مبتلاست. فرد نباید این مساله را شوخی بگیرد و باید برای درمان به روان‌شناس مراجعه کند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها