معاون عربی و آفریقایی وزارت خارجه:

اجازه نمی‌دهیم برای خلیج فارس تصمیم بگیرند

بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان سیاسی و بین‌الملل معتقدند وقوع جنبش بیداری اسلامی و انقلاب‌ها و تحولات در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، ایجاد خاورمیانه‌ای جدید را رقم می‌زند؛ خاورمیانه‌ای که دامنه آن با بنیان‌ها و مولفه‌های مورد نظر جهان غرب انطباق نداشته و از اصالت مردمی، اسلامی و دموکراسی‌خواهانه برخوردار است.
کد خبر: ۴۵۷۰۲۱

در این میان حضور ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه و تفکر انقلاب اسلامی، موضوعی است که نه‌تنها ایران را از این دگرگونی‌ها جدا نمی‌کند، بلکه  به نحوی به بسیاری از این تحولات مربوط ‌ساخته و ایران را به بازیگری محبوب در میان ملت‌های مسلمان منطقه تبدیل کرده است.

حسین امیرعبداللهیان، معاون عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه بر این باور است که ایران با آمادگی مناسبی به این مساله وارد شده است و ظرفیت مثبت و فزاینده‌ای در این امر دارد که قطعا از این نفوذ مثبت استفاده خواهد کرد.

این معاون وزیر امور خارجه در عین حال تاکید دارد تحولات سوریه با آنچه‌ در حوزه بیداری اسلامی به وقوع پیوسته، متفاوت است و ایران از سوریه به عنوان کشوری که در خط اصلی مقاومت قرار دارد، حمایت خواهد کرد.

حاصل گفت‌وگوی «جام‌جم» با معاون عربی و آفریقایی وزارت امورخارجه را پیش رو دارید.

تحولات منطقه و جهان از سوی مقام معظم رهبری به پیچ تند تاریخ تعبیر شده است. آیا به نظر شما دستگاه دیپلماسی از آمادگی و توان حضور موثر در این مقطع برای نقش‌آفرینی برخوردار است؟

آنچه‌ مربوط به تحولات در حوزه بیداری اسلامی است و تحولاتی که در مجموعه کشورهای عربی و آفریقایی اتفاق می‌افتد، حقیقتا همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره فرمودند مقطعی، بسیار حساس، تاریخی و سرنوشت‌ساز است.

همه طرف‌ها در برابر ‌ این اتفاق و پدیده‌ای که در منطقه رخ می‌دهد، به گونه‌ای غافلگیر شدند، هم کشورهایی که درگیر این مساله بودند و هم کشورهای عربی و همین‌طور کشورهای فرامنطقه‌ای و حتی رژیم صهیونیستی که بالاخره حیات و ممات خودش را در ساختار سیاسی سنتی منطقه خاورمیانه می‌داند؛ اما من به عنوان مسوول ذی‌ربط در وزارت امور خارجه مدعی هستم به دلایل مختلف جمهوری اسلامی از ابتدا برای ورود به موضوع از آمادگی مناسبی در مقایسه با سایر کشورها برخوردار بود. منظورم به معنای عام جمهوری اسلامی ایران است و نه‌ صرفا دستگاه وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشورمان.

جمهوری اسلامی ایران با آمادگی مناسبی به این مساله وارد شد و قطعا این آمادگی به شکل پیشرفته‌تر و آزموده‌تری در مقطع فعلی که مقام معظم رهبری چنین فرمایشی را داشتند در همه بخش‌های ذی‌ربط وجود دارد.

آنچه باعث شده جمهوری اسلامی چنین آمادگی‌ای ‌ داشته باشد به چند عامل بستگی دارد؛ یکی از آنها مشترکات فرهنگی ما و حوزه‌ای که این اتفاقات در آن روی می‌دهد، است.

فراموش نکنیم این اتفاقات در آمریکای لاتین به وقوع نپیوسته است، بلکه در حوزه‌ای اتفاق افتاده که اکثریت مردمش مسلمان هستند و در منطقه خاورمیانه‌ای به سر می‌برند که مسلمانان، اکثریت غالب جمعیتی آن را تشکیل می‌دهند،‌ لذا مشترکات فرهنگی، اعتقادی ما در کنار گفت‌مان انقلاب اسلامی ایران در سه دهه گذشته که گفتمانی منطقی و جاافتاده برای این کشورها قلمداد شده و این گفتمان چه در دوره رهبری حضرت امام(ره) و چه در ادامه رهبری که توسط مقام معظم رهبری دنبال شده همواره یک فضای مثبتی را به وجود آورده و ظرفیت فزاینده‌ای را در کشورهای منطقه، حوزه خلیج فارس و خاورمیانه و به معنای عام در حوزه کشورهای اسلامی ایجاد کرده است.

در عین حال این گفتمان این فرصت را برای ما فراهم آورده است که ما امروز با صدای بلند و باافتخار اعلام کنیم که در هیچ‌یک از این حوزه‌ها به عنوان جمهوری اسلامی ایران دخالت نداریم، اما در اکثریت یا تمامی این حوزه‌ها دارای نفوذ مثبت هستیم.

اگر تحولات عراق را در یک دهه گذشته بررسی کنیم در حالی که آمریکایی‌ها در عراق به کشتار مردم متهم شدند و بر اثر حضور آنها قریب به یک‌میلیون انسان بی‌گناه کشته و بیش از سه میلیون زخمی و حدود دو میلیون آواره گردیدند، اما در مقابل جمهوری اسلامی ایران در کنار نقش مثبت و سازنده خودش در حوزه سیاسی، نقش‌آفرینی ویژه‌ای در عراق انجام داد که رهبران ملی، دینی و سیاسی عراق بتوانند کشورشان را نمایندگی کنند.

همچنین ایران برای کمک به بازسازی عراق کمک کرد و امروز جمهوری اسلامی ایران تنها کشور و شاید از معدود کشورهایی است بیشترین مقدار صادرات برق به کشور همسایه عراق را داشته و بیشترین تاثیر را در حوزه بازسازی در عراق به جا گذاشته است.

این به معنای آن نفوذ مثبتی است که ما در عراق داریم و قطعا از نفوذ مثبت خودمان در سایر حوزه‌های بیداری اسلامی و تحولات خاورمیانه برخورداریم و از این ظرفیت استفاده می‌کنیم. از این منظر، هم دستگاه‌های ذی‌ربط جمهوری اسلامی و هم به طور خاص وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران با درک این تحولات و با استفاده از ظرفیت و پتانسیل بالایی که وجود دارد و با گفتمان انقلاب اسلامی و رفتار و عملکرد جمهوری اسلامی مرتبط است با آمادگی بیشتر از همه طرف‌ها این توان را دارد که کار را دنبال کند.

برگزاری دو اجلاس در کمتر از یک دوره چهار ماهه در تهران، نشان این مدعاست. برگزاری اجلاس بیداری اسلامی با حضور تمامی بازیگران، سران و اندیشمندان حوزه بیداری اسلامی در تهران و در عین حال اجلاس اخیر جوانان و بیداری اسلامی با حضور بیش از یک‌هزار جوان از کشورهای مختلف؛ از شمالی‌ترین حوزه تحولات بیداری اسلامی در قاره آفریقا یعنی کشور تونس گرفته تا جنوبی‌ترین کشور در حوزه خلیج‌فارس (یمن) در این اجتماع خیلی بزرگ شرکت کردند و این یکی از دلایل آمادگی جمهوری اسلامی ایران و پذیرش گفتمان و ظرفیتی است که در ایران وجود دارد.

در حالی که هنوز همه طرف‌ها نتوانسته بودند بازیگران جدید را بشناسند، ایران توانست آنها را زیر یک سقف جمع کند و از نگرانی‌های خود نسبت به سرنوشت جهان اسلام و توطئه‌های دشمنان و از آینده پرشکوه و درخشان مسلمانان در منطقه و در نظام بین‌المللی سخن بگوید.

در حال حاضر و در چنین شرایطی که در منطقه حاکم است بعد از اعمال تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران، برخی از کشورهای عربی برای جایگزینی نفت ایران اعلام آمادگی کردند. ارزیابی شما از چنین مواضعی چیست؟ و چه باید کرد؟

من در سفری که اخیرا به امارات و کویت داشتم و در سفر آقای رحیمی، معاون اول رئیس‌جمهور به عمان به صراحت راجع به این موضوع با مقامات کشورهای عربی صحبت کردم و در همان چارچوب پاسخ سوال شما را می‌دهم. توجه داشته باشد در حوزه تحریم، تحریم برای ما مساله جدیدی نیست و ما بیش از یک دهه است که با تحریم مواجه هستیم و جمهوری اسلامی ایران با تحریم توانسته به بسیاری از پیشرفت‌ها دست یابد و بسیاری از مشکلات را پشت سر بگذارد. در حوزه تحریم‌های نفتی هم قطعا ما جایگزین‌های فراوانی برای صادرات نفت‌مان داریم که این موضوع ظرفیت ویژه‌ای را برای ما فراهم کرده و طرف مقابل هم به این موضوع واقف است.

اگر دقت کرده باشید کسانی که این روزها صحبت از تحریم می‌کنند در مصوباتشان آنچه که آقای اوباما امضا کرده و آنچه در حوزه اتحادیه اروپا دنبال می‌شود یک فرجه 6 ماهه را دنبال می‌کنند. این شش ماه به دلیل آن است که این افراد نگاه راهبردی به این مساله دارند.

غرب و اروپا معتقدند اگر بتوانند فشار خاصی را در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی بر ایران وارد کنند (شاید به زعم آنان فتنه 88 را در یک قالب دیگر بتوانند در ایران تکرار کنند.) به زعم خود می‌توانند بین نظام و مردم فاصله بیندازند و نظام را در نگاه مردم بی‌‌اعتبار کنند تا شانس بیشتری برای دست‌انداختن به برخی از تحولات کشور داشته باشند.

یک نکته کلیدی آن است که حقیقتا آن کسانی که این تحریم‌ها را دنبال می‌کنند، بیش از آن که به دنبال تحریم باشند به دنبال جنگ روانی و بهره‌برداری در چارچوب این جنگ هستند، لذا گزاف نگفته‌ایم اگر بگوییم در همین دوران تحریم‌ها چه در دوران تحریم‌های بوش و چه پس از آن خود آمریکایی‌ها و اروپایی‌هایی که در عرصه رسانه‌ای بیشترین هیاهو را داشتند با توسل به برخی از شرکت‌های با اسامی مختلف و ثبت‌شده در کشورهای ثالث تلاش کردند در صنعت نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری کنند یعنی از یک طرف به زعم خودشان دیگران را از معرکه دور کردند و از طرف دیگر به شکل غیرمستقیم وارد شدند که بگویند در این فضا ایران مجبور است نفت و گاز را به قیمت ارزان در اختیار ما بگذارد. اگر شما با کارشناسان ذی‌ربط در این حوزه‌ها صحبت کنید، موارد بسیار زیادی وجود دارد که شرکت‌هایی به طور غیرمستقیم دنبال این مساله هستند، لذا اصلا تحریم، هیاهویی بیش نیست.

اما با همه اینها از برخی‌ کشورهای منطقه اخباری وجود دارد که اظهاراتی داشتند مبنی بر این که ما می‌‌توانیم جایگزین نفت ایران شویم. در مذاکراتی که ما با کشورهای منطقه داشتیم قویا این مساله را رد کرده‌‌اند و ما بصراحت به آنها گفته‌ایم، ضمن این که ظرفیت لازم برای فروش نفت خودمان در حوزه‌های مختلف را داریم. این تصویر کلی را هم راجع به تحریم‌ها در ذهن داشته باشید که جنگ روانی رسانه‌ای و بازی سیاسی است، اما اگر کشوری چنین اقدامی را انجام دهد. قطعا ما این اقدام را دوستانه تلقی نمی‌کنیم.

در این رابطه برخی از نمایندگان مجلس از ارائه طرحی سخن گفتند مبنی بر این که ایران نیز صادرات نفت خود را پیش از موعد به اروپا قطع می‌کند. نظر وزارت خارجه درباره این طرح چیست؟

امیرعبداللهیان: ما با صدای بلند اعلام می‌کنیم از سوریه به عنوان کشوری که در خط اصلی محور مقاومت قرار دارد، حمایت خواهیم کرد. از اصلاحات مورد درخواست مردم سوریه حمایت می‌کنیم

بالاخره مجلس در ظرفیت و چارچوب خودش ظرفیت‌هایی دارد که از این ظرفیت و فرصت‌ها می‌تواند در جهت منافع ملی کشور استفاده کند. آنچه بنده به عنوان نظر شخصی خودم در این رابطه می‌توانم بیان کنم، این است که بالاخره در دیپلماسی ـ چه دیپلماسی سیاسی و چه دیپلماسی پارلمانی ـ همه طرف‌ها‌ ظرفیت‌هایی دارند که هر جا لازم شود در راستای منافع ملی و امنیت ملی کشورمان باید استفاده شود. این‌طور نیست که اگر طرف‌های مقابل بخواهند رفتاری گستاخانه نسبت به جمهوری اسلامی ایران داشته باشند با پاسخ قاطع و دندان‌شکن مواجه نخواهند شد.

تازه‌ترین اطلاعاتی که درخصوص ربودن و آزادی شهروندان ایرانی در سوریه‌ دارید چیست؟

اولا سفرهایی که از سوی اتباع کشورمان برای زیارت به سوریه انجام می‌شود، اساسا از کانال حج و زیارت تنظیم می‌شود. در دو مورد اخیر که اتفاق افتاده یکی از آنها زائران با اتوبوس از مسیری غیر از مسیر هماهنگ شده با سازمان حج و زیارت وارد منطقه حلب شده بودند که مورد تهاجم مشتی راهزن و افرادی با هویت نامعلوم و مشکوک قرار گرفتند. راهزن را به این دلیل می‌گویم که این افراد در هر دو مورد تمام اموال، دارایی‌ها، طلا و پول‌های زائران را ربودند و با خود بردند. در عین حال در هر دو مورد 11 نفر از افراد را از اتوبوس پیاده کردند و به مکانی خاص منتقل کردند.

براساس اطلاعات اولیه که ما راجع به این مسائل به دست آوردیم، این منطقه منطقه‌‌ای خاص است که این فرصت را به برخی از دزدها و افراد تندرو داده که بتوانند این کار را انجام دهند. در گذشته نیز چنین مواردی اتفاق افتاده است و خیلی مرتبط با شرایط خاص کنونی سوریه نیست. کسانی که این اقدامات را انجام می‌دهند به دنبال این هستند موضع جمهوری اسلامی ایران را در حوزه حمایت‌های معنوی از مردم سوریه و موضع سوریه ـ محور مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی ـ را دچار تزلزل کنند.

حقیقت این است که ما با صدای بلند اعلام می‌کنیم از سوریه به عنوان کشوری که در خط اصلی محور مقاومت قرار دارد حمایت خواهیم کرد. از اصلاحات مورد درخواست مردم سوریه حمایت می‌کنیم و در مورد چنین اقداماتی به عنوان مسوولان ذی‌ربط در وزارت امور خارجه به مردم کشورمان هشدار می‌دهیم که حقا از کانال‌های رسمی و مجاری هماهنگ با سازمان حج و زیارت سفرهای زیارتی خودشان را تنظیم کنند و از مسیرهای متفرقه تردد نکنند. در عین حال تلاش‌های وزارت امور خارجه برای آزادی این افراد به طور جدی در دستور کار است و تا کنون مهندسان ایرانی و جمعی از زوار ما آزاد شده اند . قطعا کسانی که پشت سناریوی ربودن اتباع ایرانی در سوریه قرار دارند، حتما پاسخ دندان‌شکنی خواهند گرفت.

هفت نفری که ابتدا در حمص ربوده شدند تکنیسین‌ها و مهندسان ایرانی بودند که در نیروگاه برق این منطقه کار می‌کردند. متاسفانه کسانی که پشت این قضایا قرار دارند، به دنبال این هستند که به دروغ وانمود کنند این افراد نیروهای نظامی ایران هستند که به این شکل وارد سوریه می‌شوند؛ به نظر می‌رسد آنها اهداف چندگانه‌ای را دنبال می‌کنند. اولا با این کار می‌خواهند شرایط را در سوریه غیرطبیعی جلوه دهند و در حالی که براساس اخبار و اطلاعاتی که ما داریم اوضاع سوریه روبه‌ بهبود است ناظران اتحادیه عرب نیز چنین مساله‌ای را تایید کرده‌اند.

در ثانی آنها با این رفتار خود می‌خواهند زمینه را برای ورود نظامی دیگر کشورها فراهم کنند و با یک اقدام هدفمند این امر را دنبال می‌کنند که بعد بتوانند به دروغ ادعا کنند حالا که ایرانی‌ها در چندین مورد نیروهای نظامی‌شان را وارد کردند، پس چون مداخله خارجی است ما هم باید وارد شویم و این دروغ ساختگی و عجیب را در بحرین هم عنوان و در سطح بین‌الملل بزرگنمایی کردند.

در آن روزها جمهوری اسلامی ایران و خیلی از کشورها با ورود نظامی عربستان سعودی به خاک بحرین مخالف بودند و به لحاظ قانونی و حقوقی هم این اقدام محلی از اعراب نداشت، اما پاسخی که در آن زمان به مخالفت‌های افکار عمومی داده می‌شد، این بود که چون ایرانی‌ها در بحث بحرین مداخله داشتند، لذا ما هم به عنوان عربستان و کشورهای منطقه حق داریم و از حقوق مشروع خودمان می‌دانیم که به این مساله وارد شویم در حالی که ما تا امروز که داریم صحبت می‌کنیم، هیچ مداخله‌ای در مسائل بحرین نداشتیم. ما در بحرین هم نفوذ داریم و همواره توصیه کرده‌ایم باید مطالبات مردم در این کشور جدی گرفته شود و اصلاحات انجام شود و گفت‌وگوی ملی موثرترین راه برای حل مشکل است. همچنین لازم است به حضور نیروهای خارجی در این کشور پایان داده شود.

آنچه مهم است این که اقدام طراحی‌شده‌ای که برخی از طرف‌ها پشت آن قرار دارند با هدف ناامن نشان دادن سوریه است تا برخی از افراد از طریق اخاذی از زائرین ایرانی بتوانند امرار معاش کنند. انگیزه‌های مادی هم پشت این اقدام هست، اما مهم‌تر از آن انگیزه‌های سیاسی است که پشت آن قرار دارد. امیدواریم زوار با سفر خودشان به سوریه از طریق کانال‌های رسمی که برای آن اعلام کرده‌ایم بتوانند این فرصت را از افرادی که از این شرایط سوءاستفاده می‌کنند بگیرند و اقدامات وزارت امور خارجه نیز در این باره به جدیت ادامه می‌یابد.

با توجه به تحولات جاری در سوریه آیا تهران همچنان به گفت‌وگوهای بین دو طرف قائل است؟ آیا به نظر تهران اصلاحات انجام شده از سوی بشار اسد توانسته است مشکل را با مخالفان این کشور حل کند؟

اول باید ببینیم وضعیت در سوریه به چه شکل است. سوریه دوران خیلی سختی را پشت‌سر گذاشت و توانست از مرحله شرایط حادی که برایش فراهم کرده بودند بخوبی عبور کند. این شرایط حاد چه بود؟ شما اگر مقایسه بفرمایید، در تمام کشورهایی که درگیر حوزه تحولات عربی بودند و حوزه بیداری اسلامی از آن یاد می‌شود ما شاهد الگوهای تقریبا شبیه به هم در آنها بودیم. یعنی جوانان محور اصلی حرکت بودند بعد از آنها توده‌های مردم، زنان و معارضان که دارای ریشه بودند وارد عرصه شدند. همچنین در تمام این کشورها می‌بینیم که یک میدان بزرگ و مهم از پایتخت، مرکز مهم تجمع مردم قرار گرفته بود. بعلاوه مردم در تمام این کشورها مطالبات اصلاح‌طلبانه دنبال می‌کنند.

اما در سوریه شرایط کاملا متفاوت است. تحولات در این کشور با حدود 3.5 ماه تاخیر شروع شد. در کشورهای دیگر کمتر از هفت تا 10 روز شکل گرفت. ثانیا این که در سوریه قبل از آن که حرکت مردمی شروع شود اقدامات مسلحانه شروع شد و درگیری‌های مسلحانه هم عمدتا در شهرهای مرزی که امکان ورود تروریست‌ها وجود داشت انجام گرفت.

مقامات ذی‌ربط سوری معتقدند ده‌ها هزار سلاح در آن زمان به شکل غیرقانونی وارد این کشور شد. نکته سوم این است که در کشورهای دیگر مردم به خاطر نوع رفتار حاکمانشان و پذیرش سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی احساس حقارت می‌کردند، اما در سوریه اگر شما همین حالا بروید و با مردم گفت‌وگو کنید وضعیت اجتماعی و جامعه‌شناختی در سوریه به گونه‌ای است که مردم از این که سال‌ها در خط مقدم علیه رژیم صهیونیستی بودند احساس غرور و شخصیت می‌کنند.

نوعی غرور ملی برای مردم در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و حضورشان در محور مقاومت ایجاد شده است لذا حقیقتا فضا در سوریه بسیار متفاوت است البته به این معنا نیست که در یک نگاه واقع‌بینانه سطحی از مطالبات مردم در آنجا مطرح نیست، بله بخشی از مطالبات مردمی هم در سوریه مطرح است و به همین دلیل است که جمهوری اسلامی ایران همواره نسبت به سوریه چند محور مشخص را دنبال کرد مساله اول این که در سوریه هم مانند دیگر کشورها مطالبات مردم باید مورد توجه قرار گیرد و این را در اصلاحاتی که آقای بشار اسد شروع کرده دنبال می‌کنیم و احساس می‌کنیم اقدامات جدی و عملی در آنجا تحقق پیدا می‌کند.

نکته دیگر این که مداخله خارجی در تمام حوزه‌های مربوط چه بحرین، چه یمن و ازجمله سوریه باید محکوم شود و این اجازه داده نشود که اقدام تروریست‌ها در این کشورها مورد تایید واقع شود.

همچنین در همه این حوزه‌ها چه یمن چه بحرین و چه سوریه گفت‌وگوهای ملی و موثر باید صورت گیرد و مردم باید کمترین زیان و صدمه را در این رابطه ببینند. خوشبختانه دولت سوریه به رغم شرایط سختی که داشت توانست این شرایط را پشت‌سر بگذارد و وضعیت در سوریه رو به بهبود است.

ناظران عربی این مورد را تایید می‌کنند. ما به عنوان کشور دوست سوریه که روابط راهبردی با این کشور داریم از اصلاحات مورد نظر مردم که توسط بشار اسد در حال اجراست حمایت می‌کنیم و همواره تاکید داریم این اصلاحات هر چه عمیق‌تر و هر چه سریع‌تر باید انجام شود.

ما از مقابله با مداخله خارجی حمایت می‌کنیم و معتقد هستیم طرف‌های خارجی نقش خیلی مهمی برای دگرگونی وضعیت سوریه دارند. همچنین اقدامات تروریستی را که متاسفانه از سوی برخی‌ مقامات خارجی دنبال می‌شود، محکوم می‌کنیم و معتقدیم این امر نه‌تنها کمکی به وضعیت سوریه نمی‌کند، بلکه امنیت منطقه‌ای را در این چارچوب تهدید می‌کند. فکر می‌کنیم به دلیل بهبود اوضاع در سوریه شاهد فشارهای مضاعف و فزاینده بین‌المللی هستیم. هر چه وضعیت داخل سوریه بهتر می‌شود فشارهای بین‌المللی هم بیشتر می‌شود.

همزمان با این فشارهای بین‌المللی که به آنها اشاره کردید، شاهد هستیم روسیه به عنوان یکی از حامیان بشار اسد موافقت خود را با طرح قطعنامه علیه سوریه اعلام کرده و بر سر مفاد آن مشکل دارد. در این میان ایران به عنوان یکی از حامیان سوریه ،چه رفتاری را پیش خواهد ‌گرفت؟

ما با تحولاتی که در سوریه صورت می‌گیرد، بسیار واقع‌بینانه رفتار کردیم. اولا سیاست استاندارد دوگانه را نسبت به تحولات منطقه اعمال نکرده‌ایم. یعنی اگر شما مواضع رسمی ما و اقداماتی را که به عنوان جمهوری اسلامی ایران در قبال این تحولات داریم ملاحظه کنید در سوریه، یمن و بحرین از یک الگو تبعیت می‌کند. با در نظر گرفتن این تفاوت ماهوی که در سوریه مساله مقاومت مطرح است که این مساله‌ای حیاتی و استراتژیکی برای کشورهای منطقه و عربی و اسلامی است.

در هر سه کشور معتقدیم که باید مطالبات مردم به طور جدی مدنظر قرار گرفته شود و اصلاحات انجام شود، مداخلات خارجی نباشد و مقامات این کشورها باید اقدامات اعتمادآفرینی را بکنند تا اصلاحات را به طور ملموسی به مردم نشان دهند و در هر سه کشور معتقد هستیم گفت‌وگوی ملی موثر می‌تواند بهترین راهکار خروج از این وضعیت و کاهش خسارت‌های انسانی و صدماتی که آنها می‌بینند، باشد.

در موضع جمهوری اسلامی ایران در آن بخش که به بستر مقاومت برمی‌گردد، حتما برای ما مهم است که سوریه در خط مقاومت مسیر طبیعی خودش را دنبال کند و در آن بخشی که به مطالبات مردم مربوط است معتقدیم مطالبات مردم همان طور که بشار اسد اصلاحات را شروع کرده با همکاری مشترک مردم باید پیش برود.

این نگاه راهبردی که طرف‌های مقابل به دنبال این هستند وضعیت سوریه را تغییر دهند تا وضعیت را در لبنان و فلسطین تغییر دهند، بحثی ویژه و راهبردی است که نیاز به بصیرت ویژه در بین کشورهای منطقه و در مجموعه افکار عمومی دارد.

امیرعبداللهیان: در موضوع بحرین معتقدیم که ورود نیروهای عربستان سعودی به بحرین یک خطای استراتژیک است و یکی از راهکارها خروج این نیروها از این کشور است

در قبال سوریه و تحولات منطقه ما مرتب با کشورهای منطقه و ازجمله سوریه رایزنی‌هایی داریم. شخصا معتقد هستم هر گونه قطعنامه‌ای که بخواهد نسبت به سوریه در سازمان ملل منتشر شود، اقدامی سیاسی است چراکه وقتی ناظران اتحادیه عرب گزارشی را ارائه دادند و برای تکمیل گزارششان نیازمند ادامه کار هستند برخی اقدامات شتاب‌زده و نمایشی و حضور وزرای خارجه آمریکا و انگلیس و برخی از کشورها در جلسه شورای امنیت برای اعمال فشار و شکستن نه فقط سوریه بلکه نگاه مقاومت قطعا مردود و محکوم خواهد بود. در عین حال هر اقدامی که به ارتقای وضعیت مردم در سوریه و انجام درخواست و مطالبات آنها کمک کند ـ که بشار اسد این موضوع را بخوبی مورد توجه قرار داده است ـ می‌تواند مورد توجه جمهوری اسلامی ایران باشد.

به این نکته توجه داشته باشید برای آن که به درک روشنی راجع به اتفاقاتی که در منطقه روی می‌دهد برسیم خروجی آنچه که در منطقه روی می‌دهد، این است که یک ساختار جدید سیاسی امنیتی در منطقه در حال شکل‌گیری است که در این ساختار جدید سیاسی و امنیتی مردم، بازیگران جدید و اسلام‌گرایان در حال بالا آمدن هستند و در سطوح حاکمیتی قرار می‌گیرند و در کلان منطقه، رژیم صهیونیستی و آمریکا روز به روز در سایه این تحولات در انزوای بیشتری قرار می‌گیرند. آمریکایی‌ها برای این که این ساختار سیاسی و امنیتی شکل نگیرد و به تعبیر آنها این اسب سرکش را مهار کنند، اول تلاش کردند موج‌سواری کنند و سوار بر این اسب منافع خود را تامین کنند، اما دیدند این امر هزینه زیادی دارد و در عین حال مطالبات مردمی این اجازه را به آنها نمی‌دهد. در گام دوم به تعبیر خودشان تلاش کردند از نگاه خودشان جلوی حرکت این اسب سرکش را بگیرند، اما دیدند که ایستادن در مقابل این اسب هم هزینه‌های زیادی را متوجه آنها می‌کند، چراکه مقابل اراده مردم باید بایستند، لذا وقتی وارد این فاز شدند و احساس کردند هزینه‌های زیادی باید بپردازند و دستاورد ملموسی هم ندارند، تصمیم گرفتند از مهندسی معکوس استفاده کنند و ساختار سیاسی و امنیتی جدیدی را خودشان ایجاد کنند.

در واقع این اسبی را که به سرعت در مسیر تحولات می‌تازد به گونه‌ای به ته دره هدایت کنند و خودشان یک اسب جدیدی را زین کنند که مبنای ساختار سیاسی و امنیتی جدید منطقه‌ای قرار بگیرد و منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و در حقیقت محور آن دو را تامین کند.

در این ساختار مهندسی معکوس آنچه نیاز داشتند این بود که همه چیز را برعکس روش طبیعی آنچه پیش می‌رود و توسط مردم ساماندهی می‌شود پیش ببرند. آمریکا‌یی‌ها و غربی‌ها به دنبال یک مدل مهندسی شده سیاسی و امنیتی جدید در منطقه هستند که نقطه مرکزی، هارتلند و قلب این پازل و ساختار سیاسی و امنیتی سوریه خواهد بود.

در نگاه آنها اگر سوریه تغییر کند حزب‌الله محدود خواهد شد و از بین خواهد رفت همچنین حماس محدود خواهد شد و از بین خواهد رفت. جمهوری اسلامی ایران یکی از متحدین راهبردی خود را در محور مقاومت از دست خواهد داد و پس از آن پیرامون آن سوریه جدید، تخیلی و رویایی که آنها به دنبال آن هستند ساختار جدید سیاسی و امنیتی شکل می‌گیرد که در آن فلسطین و مقاومت سقوط کرده و اسرائیل و آمریکا و غرب اوج گرفته‌اند و رشد کرده‌اند.

این نگاه راهبردی است که آمریکایی‌ها دنبال می‌کنند و ما همواره در رایزنی‌های خود با دوستان‌مان و در منطقه توجه را به این نکته قرار می‌دهیم که لازم است با توجه بیشتر در مقابل این تحولات منطقه عمل کرد و بدانید که پس از سوریه به سراغ خود شما هم خواهند آمد چون چارچوب، یک چارچوب ساختاری است که آمریکایی‌ که احساس می‌کند در یک نگاه طبیعی با انقلاب‌های مردمی مواجه شده و همه چیز را از دست داده حالا به فکر مدیریت افتاده و اگر در این مدیریت سرمایه و حیثیت برخی از کشورهای منطقه را آمریکا به حراج بگذارد براحتی همان شرایط را می‌تواند برای آن کشورها به وجود بیاورد.

در حال حاضر روابط ایران و عربستان سعودی تیره شده، آیا دخالت‌های عربستان در بحرین تنها موجب این تیرگی در روابط شده یا دلایل دیگری نیز برای این موضوع می‌توان برشمرد؟

حقیقت این است که روابط تهران ـ ریاض در سطح دوجانبه روابط متعادلی است. ما در موضوعات دوجانبه اختلاف دیدگاه خاصی نداریم. تفاوت دیدگاه‌های ما با عربستان سعودی مرتبط با برخی از موضوعات منطقه‌ای است؛ موضوعاتی که حساس است و برای امنیت و توسعه منطقه هم بسیار مهم است.

قطعا یکی از این حوزه‌ها همان‌طور که اشاره فرمودید بحرین است. ما کماکان در موضوع بحرین معتقدیم که ورود نیروهای عربستان سعودی به بحرین یک خطای استراتژیک است و یکی از راهکارهای برون‌رفت از مسائلی که در بحرین پیش آمده خروج این نیروها از این کشور است و راه‌حل مساله بحرین راه‌حل بحرینی ـ بحرینی است نه سعودی ـ بحرینی و نه آمریکایی ـ بحرینی و نه انگلیسی ـ بحرینی.

در سایر حوزه‌ها و تحولاتی که اتفاق می‌افتد طبیعی است که تفاوت دیدگاه‌هایی وجود دارد که این تفاوت دیدگاه‌ها ممکن است یک مقدار شرایط را برای حرکت طبیعی روابط دو کشور با دشواری مواجه کند، اما ما معتقد هستیم که ارتباط دیالوگ و رایزنی مناسب‌ترین راهکار است و با مشورت‌های منطقه‌ای و دوجانبه باید در این شرایط حساس منطقه‌ای در مجموعه منطقه کارها به نحوی مدیریت شود که همه طرف‌ها از امنیت، توسعه و رفاه منطقه بتوانند بهره ببرند و مهم‌تر از همه این که مردم منطقه که صاحبان اصلی آن هستند احساس افتخار، آرامش و امنیت کنند.

گفته شده برخی از کشورهای عربی برنامه‌ای را با برخی از کشورهای دارای ناو در خلیج فارس تدوین کرده‌اند تا در صورت بسته شدن ناگهانی تنگه هرمز توسط ایران به این اتفاق واکنش نشان دهند. در صورت اجرای چنین برنامه‌ای ایران چه خواهد کرد؟

آنچه‌ من در ارتباط با تنگه هرمز و خلیج فارس می‌توانم بگویم این است که طی سه دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران بیشترین هزینه را درخصوص امنیت منطقه‌ای متحمل شده و نگاه راهبردی و استراتژیک جمهوری اسلامی به امنیت منطقه رسیدن به امنیت پایدار در این منطقه است و معتقدیم همکاری‌های دسته‌جمعی و بومی بهترین راهکار تامین امنیت پایدار در منطقه حساس و استراتژیک خلیج فارس است.

در طرح‌های امنیتی که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور مقتدر و بزرگ دارد در منطقه همواره ما کشورهای همسایه را در مجموعه طرح‌های امنیتی خودمان و در کنار امنیت خودمان دیده ایم و همواره اعلام کرده‌ایم که امنیت منطقه امنیت ایران است و امنیت ایران امنیت منطقه، هرچند بعضی اوقات از برخی ‌طرف‌ها در منطقه رفتارهایی در مقابل این نگاه سازنده امنیتی شاهد بودیم.

این به عنوان یک راهبرد عنوان می‌شود؛ اما درخصوص تنگه هرمز معتقدیم تنگه هرمز یک تنگه استراتژیک و راهبردی است، اما فراموش نکنیم از این تنگه کالایی که صادر می‌شود کالایی به نام نفت است. نفت در دنیای معاصر کنونی دیگر کالای صرفا اقتصادی نیست، بلکه یک کالای راهبردی و استراتژیک است پس عبور این کالای استراتژیک از این تنگه ملزومات خاص خودش را خواهد داشت.

ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران اجازه نخواهیم داد نیروهای فرامنطقه‌ای تصمیم بگیرند منطقه برای چه کشور یا چه طرفی امن باشد و برای چه کشور یا طرفی ناامن باشد، در عین حال به دوستان‌مان در منطقه خلیج فارس هم گفته‌ایم که همه ما سرنشینان یک کشتی هستیم. ما به لحاظ نظامی و دفاعی در بهترین وضعیت آمادگی برای حفظ امنیت منطقه و مقابله با هرگونه حرکتی که ممکن است از جانب برخی از طرف‌های فرامنطقه‌ای یا دشمنان منطقه صورت بگیرد قرار داریم.

براساس برداشت و اخباری که من دارم ضمن این که این نگاه راهبردی ما نسبت به امنیت منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز وجود دارد می‌توان گفت که موضوع تنگه هرمز یک موضوع راهبردی و استراتژیک است که با نگاه به امنیت برای همه قابل طرح است و ادبیات قابل قبولی برای همه طرف‌ها دارد.

کتایون مافی - گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها