در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حسین ماهینی در تمام این روزهایی که خودش را آماده میکند تا در تیم ملی و تیم باشگاهیاش عملکرد خوبی داشته باشد، یک خاطره تلخ در پس ذهنش همواره قدری از شیرینی لحظاتش میکاهد. از دست دادن جام قهرمانی اولین چیزی است که به ذهن او میرسد، اما این خاطره تلخ را مقدمهای میداند برای روزهای سختتری که پیشتر تجربه کرده بود: «فصل 86-85 بود. با استقلال اهواز بازیهای خیلی خوبی پشت سر گذاشته بودیم. همه چیز مهیای قهرمانی بود، اما در بازی آخر توپی که باید در درون دروازه میرفت، گل نشد. ما باید بازی را میبردیم تا قهرمان شویم، اما در بازی آخر که با مس کرمان داشتیم نتوانستیم 3 امتیاز را بگیریم. ما نتیجه نگرفتیم و در مقابل، سایپا بازی آخرش را برد و قهرمان شد. در حالی که در آن فصل میتوانستیم بالاتر از تمام تیمهای بزرگ، جام را بالای سر ببریم اما به راحتی آن را از دست دادیم.
ماهینی از یک رویداد تلخ دیگر هم یاد میکند: «برای من از دست دادن کاپ قهرمانی خاطره تلخی است اما نه در مقایسه با از دست دادن یک بزرگتر. چند سال پیش وقتی هنوز در بوشهر بازی میکردم، اتفاقی را تجربه کردم که هنوز فراموشش نکردهام. همیشه به مربیانی که برایم زحمت کشیدهاند، احترام گذاشتهام و به آنها حس خاصی داشتم.» این ملیپوش حرفهایش را با پیش کشیدن نام مرحوم خرسند ادامه میدهد: «همانطور که میدانید فوتبالم را در بوشهر شروع کردم و در آنجا زیر نظر مربیانی کار میکردم که تمام آنها برایم عزیز بودند. در همان سالها با مربی خودم به نام ناصر خرسند کار میکردم که در اثر یک سانحه ایشان را از دست دادم. وقتی تمام اتفاقهای زندگیام را مرور میکنم، فکر نمیکنم تلختر از این اتفاق، چیزی را تجربه کرده باشم. با اینکه چند سال از آن روزها گذشته و الان فوتبالم را حرفهای دنبال میکنم، هنوز نتوانستهام خاطره آن روزهای بیتجربگی را فراموش کنم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: