در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از این پروندهها مربوط به مردی بود؛ که به خاطر عدم توجه به منطبق نبودن اقرار او با واقعیت توسط دادسرا 3 سال در زندان مانده بود. البته اینطور هم نبود متهم که مردی جوان بود اصلا جرمی مرتکب نشده باشد، اما در خصوص اتهامی که به او وارد شده بود، بیگناه بود.
ماجرا از این قرار بود که خانواده زنی به پلیس خبر دادند که او گمشده و چند روزی است که به خانه نیامده است. روزی که خانواده این زن اعلام فقدانی کردند، جسد او در یک قبرستان پیدا شد. در بررسیهایی که از سوی پزشکی قانونی انجام شده بود، مشخص شد این زن خفه شده و جراحتهای روی دستش هم نشان میداد که احتمالا جواهراتی از دستش بیرون کشیده شده است.
خانواده مقتول هم گفته بودند که چند حلقه انگشتر و چند النگو که همراه مقتول بوده دزدیده شده است.
پلیس تحقیقات گستردهای را انجام داده و متوجه شده بود که این زن با مردی جوان رابطه داشته است.
آنها مرد جوان را شناسایی و بازداشت کرده بودند. مرد جوان طی چند روز بازجویی اعتراف کرده بود، قتل زن جوان کار او بوده است.
او اقرار کرده بود، طلاهای آن زن را هم دزدیده است. او گفته بود، من دستبند و گردنبندی را که همراه این زن بود دزدیدم؛ حتی گفته بود که زن جوان را به خاطر رابطهای که داشته در خانهاش به قتل رسانده و بعد جسدش را به یک قبرستان منتقل کرده است.
کیفرخواست علیه این مرد صادر و پرونده به دادگاه فرستاده شد؛ به خاطر ایراداتی که در پرونده بود من آن را برگرداندم تا برطرف شود، این ایرادات خیلی اساسی بود.
مرد جوان اعتراف کرده بود، زن جوان را به خاطر اینکه حاضر نشده به او پول بدهد به قتل رسانده است؛ بعد گفته بود گردنبند و دستبند را برداشتم و فرار کردم، جسد را هم با ماشین دوستم به یک قبرستان منتقل کردم.
این مرد نتوانسته بود مالخر طلاها را معرفی کند و حتی نتوانسته بود شخصی که به عنوان دوست خود معرفی کرده را به پلیس نشان دهد و با توجه به مشخصاتی که داده بود، ماموران متوجه شده بودند چنین فردی وجود ندارد.
پرونده بعد از مدتی برگشت، اما ایرادات آنطور که ما میخواستیم برطرف نشده بود؛ بنابراین تصمیم گرفتم خودم کار تحقیق روی آن را آغاز کنم. وقت رسیدگی را تعیین کردیم، متهم آمد و اولیایدم هم بودند، آنها درخواست قصاص کردند. مرد جوان قتل را قبول کرد، گفتم توضیح بده، نتوانست درست توضیح دهد. حرفهایی که قبلا توضیح داده بود، دوباره گفت. وقتی من گفتم که مقتول اصلا گردنبند و دستبند نداشته چطور مدعی هستی آن را سرقت کردی، سکوت کرد و نتوانست جواب بدهد.
با توجه به اینکه قرائن و امارات کافی نبود به اتفاق همکاران متهم را تبرئه کردیم؛ چرا که اقرار او مقرون به واقع نبود و با سایر شواهد همخوانی نداشت.بعد از 3 سال این مرد از زندان آزاد شد؛ مدتی بعد نامهای محرمانه به دست من رسید که نشان میداد، قاتل زن جوان شوهرش است. او بعد از اینکه متوجه شده بود، همسرش با مردی رابطه دارد آن زن را تعقیب کرده و هنگامی که زن جوان برای فاتحهخوانی سرقبر مادرش حاضر شده بود، شوهرش او را در قبرستان به قتل رسانده و النگوها را از دستش درآورده بود تا قتل را سرقت جلوه دهد.
نتیجهای که میخواهم از این خاطره بگیرم این بود که همکاران باید دقت داشته باشند هر چند اقرار یکی از دلایل اثبات جرم است، اما تنها دلیل آن نیست و قانونگذار هم تاکید کرده که باید مقرون به واقع باشد و باید با سایر شواهد همخوانی داشته باشد. اینکه متهم اقرار کرد نباید پرونده را رها کنیم و باید به دنبال سایر شواهد هم باشیم. در غیر این صورت ممکن است اقرار از ترس یا تحت تاثیر مسالهای باشد و متهم واقعیت را نگفته باشد و با زندانی کردن او در حقش جفا کرده باشیم.
حسن تردست
قاضی بازنشسته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: